شهید حمید حافظی
-
فرزند شهید حاج حمید حافظی: پدرم به خواندن مستمر قرآن تاکید داشتند
فرزند ارشد شهید حاج حمید حافظی با روایت آخرین دیدار خود با پدرش در ماه مبارک رمضان گفت: آن شب پدرم بعد از نماز جماعت مسجد زودتر به خانه برگشت و از من خواست قرآن بخوانم؛ آخرین قرآنی که برای پدرم خواندم، صفحات پایانی سوره مبارکه مائده بود. او همچنین از خوابی گفت که صبح روز حادثه از پدرش دیده بود؛ خوابی که به گفته خودش پیش از اعلام رسمی خبر شهادت، به او اطمینان داده بود پدرش به آرزویش رسیده است.
-
پدر شهید حافظی: بعد از شهادتش فهمیدیم حمید کجا خدمت میکرد
پدر شهید حاج حمید حافظی با بیان اینکه فرزندش سالها محل خدمت خود را از خانواده پنهان کرده بود، گفت: حاج حمید بسیار آرام، مهربان و اهل گذشت بود و همیشه سه وعده نماز را در مسجد و به جماعت میخواند. تازه پس از شهادتش فهمیدیم که در بیت رهبری خدمت میکرد.
-
روایت برادر شهید حمید حافظی از سیره و شهادت برادرش
حسین حافظی، برادر شهید حاج حمید حافظی، با اشاره به بیش از ۳۰ سال خدمت برادرش در جوار رهبر انقلاب و ویژگیهای اخلاقی او، از پایبندی ویژه وی به نماز اول وقت و جماعت روایت کرد و در تشریح روز شهادت حاج حمید گفت: از همان لحظات نخست انفجار، برایم یقین حاصل شد که محل مورد اصابت، همان محدوده بیت رهبری است؛ سه روز بعد نیز پیکر برادرم از زیر آوار خارج شد.
-
روایت دختر شهید حاج حمید حافظی از آخرین دیدار؛ سه روز در انتظار خبر پدر بودیم
دختر شهید حاج حمید حافظی با روایت آخرین دیدار خود با پدرش گفت: صبح روز شهادت، پیش از ساعت ۸ او را برای رفتن به محل کار بیدار کردم و این آخرین دیدار ما بود؛ حدود دو ساعت بعد، محل کار پدرم هدف حمله قرار گرفت و پس از سه روز، خبر قطعی شهادتش را به ما اعلام کردند.
-
خواهر شهید حمید حافظی: برادرم همیشه میگفت «دعا کنید شهید شوم»
ناهید حافظی، خواهر شهید حمید حافظی، با بیان خاطراتی از برادر شهیدش گفت: حدود یک سال پیش از شهادت، حمید از استرس ناشی از شنیدن اخبار ناراحتکننده سخن میگفت و وقتی به او پیشنهاد کردم پس از بازنشستگی از مسئولیتش کنارهگیری کند، پاسخ داد: «تا زمانی که احتیاج هست، میخواهم باشم؛ فقط شما دعا کنید که من شهید شوم.»