کد خبر 302895
۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳

روایت دختر شهید حاج حمید حافظی از آخرین دیدار؛ سه روز در انتظار خبر پدر بودیم

روایت دختر شهید حاج حمید حافظی از آخرین دیدار؛ سه روز در انتظار خبر پدر بودیم

دختر شهید حاج حمید حافظی با روایت آخرین دیدار خود با پدرش گفت: صبح روز شهادت، پیش از ساعت ۸ او را برای رفتن به محل کار بیدار کردم و این آخرین دیدار ما بود؛ حدود دو ساعت بعد، محل کار پدرم هدف حمله قرار گرفت و پس از سه روز، خبر قطعی شهادتش را به ما اعلام کردند.

به گزارش حیات، شهید حاج حمید حافظی از جمله شهدایی است که در جریان حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا در صبح ۹ اسفند به بیت رهبری به شهادت رسید. او در طول سال‌های خدمت خود به عنوان فردی متعهد، اخلاق‌مدار و امین شناخته می‌شد و بنا بر روایت خانواده، حتی مسائل و موضوعات مربوط به محل کارش را نیز به خانه منتقل نمی‌کرد.

دختر شهید حاج حمید حافظی در گفت‌وگو با خبرنگار ما با اشاره به آخرین دیدار خود با پدرش اظهار کرد: شب قبل از شهادت، مشغول تماشای یک مسابقه تلویزیونی بودیم. آن شب پدرم با دیدن روند مسابقه به ما توصیه کردند که زندگی دنیا هم مانند همین مسابقه است؛ گاهی غفلت، ناآگاهی و بی‌دقتی باعث می‌شود انسان از زندگی عقب بماند.

وی ادامه داد: سحرگاه نیز وقتی برای سحری بیدار شدیم، پدرم با وجود اینکه آن روز خیلی کم خوابیده بودند، به نماز شب ایستادند و نماز شبشان نسبت به شب‌های دیگر طولانی‌تر شد.

دختر شهید حافظی افزود: صبح، پیش از ساعت ۸، خودم پدرم را برای رفتن به محل کار بیدار کردم و همان دیدار، آخرین دیدار من با ایشان بود. حدود دو ساعت بعد، محل کار پدرم هدف حمله قرار گرفت.

وی درباره لحظه‌ای که خبر حمله به خانواده رسید، گفت: آن زمان در محل کارم بودم و خیلی سریع خودم را به منزل رساندم. مادرم آشفته بودند و برادرم هم خودش را به خانه رسانده بود. به ما گفتند که محل کار بابا مورد حمله قرار گرفته و از ایشان خبری نیست.

دختر شهید ادامه داد:در آن لحظه مدام خاطرات شهید میلاد نماینده در ذهنم مرور می‌شد. زمانی که سازمان بسیج مستضعفین مورد حمله قرار گرفته بود، پدرم به من می‌گفتند که آرام باش، هنوز خبری نشده و هیچ قطعیتی وجود ندارد. همان آرامشی که آن زمان به من داده بودند، در ذهنم تکرار می‌شد و سعی می‌کردم همان‌طور که پدرم خواسته بود، قوی باشم و به خانواده امید بدهم.

وی بیان کرد: سه روز بعد، خبر قطعی شهادت پدرم را به ما دادند.

خاطره‌ای از شهید حاج حمید حافظی و حاج قاسم

دختر شهید حاج حمید حافظی در ادامه با بیان خاطره‌ای از پدرش گفت: پدرم فردی بسیار مقید، اخلاق‌مدار و امین بودند. هیچ‌وقت صحبت‌های محل کارشان را در منزل بازگو نمی‌کردند و به ندرت پیش می‌آمد که خاطره‌ای از محل کارشان تعریف کنند.

وی افزود: یک بار تعریف کردند که مشغول نماز خواندن بودند و از پشت سر شنیدند که فردی به شخص دیگری می‌گوید اگر می‌خواهید نماز جماعت بخوانید، به این فرد اقتدا کنید. پدرم برای اینکه این اتفاق نیفتد، سریع به رکوع رفتند. بعد متوجه شدند آن فرد، حاج قاسم سلیمانی بوده است.

دختر شهید حافظی خاطرنشان کرد: خاطره دیگری هم از پدرم به یاد دارم. ایشان تعریف می‌کردند که وقتی برای نماز می‌خواستند وضو بگیرند، حاج قاسم را در آن فضا دیدند. وقتی کارشان تمام شد و می‌خواستند از آنجا خارج شوند، متوجه شدند کفش‌هایشان جفت شده است و فهمیدند حاج قاسم این کار را برایشان انجام داده است.

وی در پایان با اشاره به ویژگی‌های اخلاقی پدرش گفت: پدرم برای ما فقط یک پدر نبود؛ انسانی مقید، اخلاق‌مدار، امین و آرامش‌بخش بود و خاطراتی که از ایشان برای ما باقی مانده، همیشه همراه ما خواهد بود.

انتهای پیام/ سید محسن طباطبایی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha