ساعت 9شب بود که وارد مجموعه ریاست جمهوری شدم. حاج آقا مصطفی، فرزند ارشد حضرت آقا تا مرا دیدند،با تعجب و شوخی گفتند:آقای نوروزی! این وقت شب، اینجا؟! کودتا شده؟! گفتم: نه. یک نامه مهم دارم که باید به حاج آقا بدهم... باورکردنی نبود اما فردا صبح خبر آمد که حضرت آقا، تمام فرماندهان متخلف نیروی هوایی موضوع آن نامه را بازنشسته کرده...
از کردستان تا سوسنگرد و از شلمچه تا شرق دجله، این روح بیقرار جنگ، این جان و جنون جاری در جبهه، این شور شگفت، هرجا که رفت ردپایی از عشق گذاشت و دست آخر، جز عشق هیچ از او نماند. حتی نشانی از تنش... این شد که «حاج قاسم» در وصفش گفت: «او دهها بار به شهادت رسیده بود پیش از این شهادت ظاهری اش»