به گزارش حیات به نقل از فارس، آیا خواندن رمانهای کلاسیک سختتر شده یا ما دیگر مثل گذشته کتاب نمیخوانیم؟ این پرسشی است که روزنامه گاردین در گزارشی تازه به آن پرداخته و از تجربه نسلی نوشته است که زمانی با آثار بزرگ ادبیات جهان زندگی میکرد، اما حالا برای خواندن چند ده صفحه از همان کتابها با مشکل تمرکز روبهروست.نویسنده گزارش، «ایوان مارک جونز»، از خانهای میگوید که کتاب بخشی از زندگی روزمره آن بود. پدرش در تعطیلات با رمانهای جین آستین و هرمان ملویل وقت میگذراند و مادرش هر زمان که فرزندش از بیحوصلگی شکایت میکرد، یک جمله تکراری داشت: «یک کتاب بخوان!»او نیز در نوجوانی و سالهای جوانی شیفته ادبیات کلاسیک شد. کتابهای بزرگ برایش جذاب بودند. اما چندی پیش، وقتی فهرست «۱۰۰ رمان برتر تاریخ» گاردین را دید، تصمیم گرفت کتابهایی را که هنوز نخوانده بود، بخواند؛ تصمیمی که خیلی زود او را با یک واقعیت ناخوشایند روبهرو کرد.او ابتدا به سراغ «تریسترام شندی» رفت؛ رمانی مشهور از لارنس استرن. اما این بار نه از زبان کتاب لذت برد و نه از ساختار آن. بعد «دراکولا» را امتحان کرد و با وجود علاقه اولیه، نتوانست با روایت طولانی و سبک ویکتوریایی آن کنار بیاید. حتی «دوست مشترک ما» اثر چارلز دیکنز، نویسندهای که زمانی دوستش داشت، نتوانست او را پای کتاب نگه دارد. او مدام تلفن همراهش را چک میکرد و حواسش به چیزهای دیگری پرت میشد.در همین نقطه بود که این سؤال برایش شکل گرفت؛ مشکل از کتابهاست یا از ما؟
۹۰۰ صفحه کتاب؟ نه، ممنون!
روزی رمانهای ۹۰۰ صفحهای را با لذت میخواندیم، اما امروز چند اعلان تلفن همراه کافی است تا تمرکزمان از هم بپاشد. گاردین در گزارشی تازه، از تأثیر زندگی دیجیتال بر خواندن عمیق و سرنوشت رمانهای کلاسیک نوشته است.
صفحهنمایشها چگونه شیوه خواندن ما را تغییر دادهاند؟گاردین برای پاسخ به این پرسش سراغ پژوهشگران و استادان ادبیات رفته است.بر اساس تحقیقات «گلوریا مارک»، روانشناس آمریکایی، صفحهنمایشها ذهن انسان را به جابهجایی مداوم میان موضوعات مختلف عادت میدهند. کتاب از خواننده میخواهد روی یک مسیر متمرکز بماند، اما فضای آنلاین با اعلانها، لینکها، تبلیغات و محتواهای متعدد، توجه را مدام از نقطهای به نقطه دیگر میکشاند.همچنین پژوهش مؤسسه «چارت بیت» نشان میدهد یکسوم کاربران اینترنت کمتر از ۱۵ ثانیه روی یک مطلب توقف میکنند. به همین دلیل، مطالعه در فضای دیجیتال اغلب به مرور سریع، اسکن کردن متن و خواندن سطحی محدود میشود.«کیت مکلافلین»، استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه آکسفورد، در گفتوگو با گاردین میگوید: «امروز بیش از هر زمان دیگری در حال خواندن هستیم؛ اما نه کتاب. شبکههای اجتماعی، پیامکها، ایمیلها، وبلاگها و حتی متنهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی بخش عمده خواندن روزانه ما را تشکیل میدهند.»
چرا خواندن آثار کلاسیک دشوار شده است؟به باور استادان ادبیات، مشکل فقط تلفن همراه و شبکههای اجتماعی نیست؛ ما تمرین خواندن آثار کلاسیک را نیز از دست دادهایم.«نانسی یوسف»، استاد دانشگاه ییل، میگوید مهمترین چالش رمانهای قرن هجدهم و نوزدهم، جملههای بلند و ساختارهای پیچیده زبانی آنهاست؛ ساختارهایی که خوانندگان امروز کمتر با آنها سروکار دارند.«هلن هکت» از کالج دانشگاهی لندن نیز معتقد است حتی برای استادان ادبیات، خواندن رمانهای کلاسیک پس از یک روز کاری خستهکننده آسان نیست. او میگوید: «این کتابها حجیماند و جملههایشان هم به همان اندازه طولانی است.»
راه بازگشت به رمانهای کلاسیک چیست؟کارشناسان چند راهکار عملی برای بازگشت به ادبیات کلاسیک پیشنهاد میکنند.«کتی گارنر»، پژوهشگر ادبیات قرن نوزدهم، توصیه میکند مخاطبان «مثل یک ویکتوریایی کتاب بخوانند». به گفته او، بسیاری از رمانهای دیکنز و نویسندگان همعصرش ابتدا بهصورت پاورقی و دنبالهدار منتشر میشدند. بنابراین بهتر است خواننده نیز هر بار فقط یک یا دو فصل بخواند و برای ادامه کتاب عجله نکند. این روش هم تمرکز را افزایش میدهد و هم فرصت بیشتری برای درک جزئیات متن فراهم میکند.کارشناسان همچنین پیشنهاد میکنند خوانندگان از کتابهای کوتاهتر شروع کنند. استفاده از کتابهای صوتی نیز یکی دیگر از توصیههاست. گاردین تأکید میکند شنیدن یک اجرای حرفهای میتواند مخاطب را به متنی جذب کند که شاید در حالت عادی سراغش نرود.نسخههای توضیحدار و حاشیهنویسیشده آثار کلاسیک نیز از دیگر راهکارهای پیشنهادی است. این نسخهها با ارائه توضیحات تاریخی، فرهنگی و ادبی، فهم متن را آسانتر میکنند و به خواننده کمک میکنند ارجاعات و ظرافتهای اثر را بهتر درک کند.نویسنده گزارش در پایان مینویسد که با بهکارگیری همین توصیهها بار دیگر از خواندن آثار کلاسیک لذت ببرد.گزارش گاردین در نهایت به جملهای از ویرجینیا وولف میرسد؛ جملهای که شاید بهترین توصیه برای هر کتابخوانی باشد: «تنها توصیهای که یک نفر میتواند درباره خواندن به دیگری بکند این است که هیچ توصیهای را نپذیرد؛ به غریزه خود اعتماد کند، از عقل خود استفاده کند و به نتیجهگیریهای خودش برسد.»
انتهای پیام//
نظر شما