نیلوفر صادقیتبار، همسر شهید فلاحتنواز با روایت بخشهایی از زندگی مشترک خود با این شهید، او را همسری مهربان، فداکار، خانوادهدوست و پدری همراه با فرزندان توصیف کرد و گفت: همسرم از سالها قبل آرزوی شهادت داشت و ۱۰ روز پیش از شهادتش به من گفت هر روز دعای عهد میخوانده به امید اینکه شهید شود و با امام زمان(عج) بازگردد.
نیلوفر صادقیتبار، همسر شهید فلاحتنواز، در گفتوگو با خبرنگار حیات اظهار کرد: همسرم دهم اسفند ماه ۱۴۰۴ بر اثر اصابت موشک در ناحیه حمزه سیدالشهدا تهران به شهادت رسید. او انسانی مهربان، دلسوز، فداکار و خانوادهدوست بود و پدری خوشذوق و همراه با فرزندانش به شمار میرفت.
وی افزود: با وجود خستگی ناشی از کار، حتی اگر ساعت ۱۲ شب به خانه میرسید، زمانی را برای بازی با دو فرزندمان اختصاص میداد. دو پسر چهار و هفت سالهمان با نوازش دستهای پدرشان به خواب میرفتند و این ارتباط عاطفی میان آنها برای من بسیار ارزشمند بود.
صادقیتبار ادامه داد: همسرم در امور تربیتی و مسائل عبادی نیز همقدم من بود. حتی با یکدیگر حسینیهای راهاندازی کرده بودیم و فعالیتهایمان را برگزاری جشنهای مذهبی برای کودکان چهار تا هفت سال متمرکز کرده بودیم.
روایتی از روحیه ایثار و کمک به دیگران
همسر شهید فلاحتنواز با اشاره به روحیه خیرخواهانه همسرش گفت: او دستبهخیر بود و در خدمت به دیگران از خودش میگذشت. برای همه تا جایی که میتوانست و حتی بیشتر از توانش خدمت میکرد و همیشه تلاش داشت گرهی از مشکلات دیگران باز کند.
صادقیتبار با بیان اینکه تربیت فرزندان یکی از محورهای زندگی مشترکشان بود، اظهار کرد: قرارهای عاشقانه ما، تربیت فرزندانمان بود. با یکدیگر عهد کرده بودیم در راه اسلام تلاش کنیم و فرزندانمان را به گونهای تربیت کنیم که اگر زنده بودیم، سرباز امام زمان(عج) شدن آنها را ببینیم. همسرم در این مسیر واقعاً همراه و تکیهگاه من بود.
«هر روز دعای عهد میخواندم به امید اینکه شهید شوم»
وی درباره روزهای پیش از شهادت همسرش گفت: حدود ۱۰ روز پیش از شهادت، کنار سجاده من نشست و گفت: «من هر روز دعای عهد را میخوانم به این امید که شهید شوم و به این امید که با امام زمان برگردم.»
همسر شهید فلاحتنواز ادامه داد: اکنون نیز با همین امید نفس میکشم که او با امام زمانش بازگردد. پس از شهادتش نیز حضور و حمایت او را به شیوههای مختلف احساس میکنم و اتفاقات و خاطراتی برای من و فرزندانم رخ میدهد که برایم یادآور حضور اوست.
وی افزود: حتی در خواب من و پسرهایش نیز میآید. این موضوع دلتنگی ناشی از نبود فیزیکی او را از بین نمیبرد، اما تا حدودی برای دل زخمی من التیامبخش است.
زیارت امام رضا(ع)؛ آخرین سفر مشترک
صادقیتبار با اشاره به آخرین سفر زیارتی مشترک خود با همسرش گفت: حدود ۲۰ روز پیش از شهادت، با هم به زیارت حضرت علیبنموسیالرضا(ع) مشرف شدیم. این سفر نیز از جمله قرارهای عاشقانه ما بود.
وی افزود: از سال ۱۳۹۶ که ازدواج کردیم، همسرم هر سال من و خانوادهام را به زیارت امام رضا(ع) میبرد. در آخرین سفر نیز نمیدانم چه دعایی کرد که احساس میکنم حضرت ایشان را خریداری کردند. امیدوارم شفیع ما نیز باشند و نگاه ویژه ایشان شامل حال ما شود.
روایت همسر شهید از آخرین دیدار خانوادگی
همسر شهید فلاحتنواز با اشاره به آخرین روزهای زندگی همسرش گفت: دو شب پیش از شهادتش، روز جمعه، برای افطار به منزل برادرم دعوت بودیم و همه اعضای خانواده حضور داشتند. همسرم تا لحظه افطار در محل خدمتش بود و بعد از آن به جمع ما پیوست.
وی ادامه داد: پس از شهادتش، بسیاری از دوستان و نزدیکان میگفتند که او حتی از شب دامادیاش نیز نورانیتر و زیباتر شده بود. من این نورانیت را نشانهای از شهادت او میدانم و احساس میکنم این اتفاق، نویدبخش شهادتی بود که دو روز بعد برای او رقم خورد.
صادقیتبار درباره نگاه همسرش به شهادت گفت: همیشه زمانی که صحبت از جدایی و فراق میان ما میشد، میگفت دوست دارد در سن ۶۳ سالگی به شهادت برسد و به این سن و عدد علاقه خاصی داشت. او تأکید میکرد که نمیخواهد با مرگ طبیعی از دنیا برود و شهادت را آرزو میکرد، اما تقدیر به گونه دیگری رقم خورد و در ۳۶ سالگی به شهادت رسید.
قدردانی از مردم
همسر شهید فلاحتنواز در پایان ضمن قدردانی از مردم گفت: از مردم که در این مدت تا جایی که توانستند در میدانها و خیابانها حضور پیدا کردند و با حضورشان ایستادگی خود را نشان دادند، صمیمانه تشکر میکنم.
وی افزود: از مسئولان نیز تقاضا دارم از خون پاک شهدا، بهویژه رهبر شهیدمان، نگذرند و در مسیری که مورد مطالبه خانواده شهداست، پیش بروند.
صادقیتبار خاطرنشان کرد: من و دو فرزند چهار و هفت سالهام تا آخرین قطره خونمان پای این نظام و وطن ایستادهایم و امیدواریم بتوانیم راه و آرمان شهیدمان را ادامه دهیم.
انتهای پیام/ خرد
نظر شما