به گزارش «حیات»، دکتر شهریار خاطری، عضو هیئت مدیره و مدیر روابط بینالملل موزه صلح تهران، در گفتوگو با ایثار به بررسی وضعیت سلامت جانبازان شیمیایی، دستاوردهای درمانی ایران در این حوزه و نقش کلیدی موزه صلح در بازتوانی اجتماعی این عزیزان پرداخت. وی اظهار داشت: با تغییر نگاه از «بیمار» به «فعال اجتماعی»، وضعیت روحی و جسمی جانبازان شیمیایی بهبود یافته است.
وضعیت سلامت و درمان
دکتر خاطری در پاسخ به سوالی درباره وضعیت سلامت و درمان جانبازان شیمیایی، بیان کرد: «بسیاری از داوطلبان و راهنمایان موزه صلح، خود مصدومین شیمیایی هستند که از عوارض مختلفی رنج میبرند. همانطور که با دوستان صحبت میکنیم، مشکلات ریوی، چشمی، اختلالات اعصاب و روان و یا مشکلات عجیب و غریب دیگری وجود دارد که هر روز در حال تشدید است. خدا را شکر، ما سازمان بزرگی داریم که تا حد امکان خدمات درمانی را به این افراد ارائه میکند. برخلاف کشورهایی مانند عراق که پس از جنگ چنین سامانهای نداشتند، ما در ایران بنیاد شهید از سالهای دفاع مقدس تاکنون، کلیه جانبازان شیمیایی را تحت پوشش دارد. این پوشش شامل بیمههای درمانی، تأمین دارو و پایش مستمر سلامت است؛ به طوری که این عزیزان مرتب ویزیت میشوند و بخشهای مطالعاتی متعددی برای شناسایی عوارض و کشف درمانهای جدید فعالیت میکنند.»
وی افزود: «متخصصین برجستهای در سطح کشور وجود دارند که در دنیا نامآور هستند و روی این موضوع کار میکنند. خدا را شکر توانستهاند کمکهای خوبی به جانبازان شیمیایی از نظر درمانی بکنند. درست است که کموکاستیهایی وجود دارد، اما علت اصلی آن این است که ما در این زمینه در دنیا تنها هستیم. اگر مسئلهای بود که کشورهای دیگر نیز با آن درگیر بودند، قطعاً کمکهای بیشتری دریافت میکردیم و راههای پیشرفت بیشتری وجود داشت. اما چون از نظر علمی در این حوزه تنها هستیم، مجبوریم بر پایه توان داخلی ایستادگی کنیم.»
دکتر خاطری به چالشهای سیاسی در همکاریهای علمی نیز اشاره کرد و گفت: «خیلی از کشورهای دیگر که در بخشهای پزشکی دیگر پیشرفتهای زیادی داشتهاند، متأسفانه خودشان در ماجرای کاربرد سلاح شیمیایی دستاندرکار بوده و به صدام برای استفاده از این سلاحها کمک کردهاند. بنابراین، شاید تمایل چندانی برای همکاری و کمک به ما نداشته باشند. از نظر حقوقی نیز، ما میتوانستیم اقدامات بیشتری برای مطالبهگری در مراجع بینالمللی و محاکم انجام دهیم تا افراد، شرکتها یا دولتهایی که در این جنایت کمک کردند، پای میز محاکمه بروند و حقوق جانبازان و خانوادههای شهدای شیمیایی احقاق شود. متأسفانه در این بخش کمکاری شده است.»
نیاز به تولید محتوا
وی تأکید کرد: «از نظر سلامت، علیرغم تمام چالشها، بنیاد شهید توانسته است در حد قابل قبولی خدمات درمانی را به چند هزار نفر تحت پوشش ارائه دهد اما ما نیاز به متخصصین بیشتری داریم که در این حوزه آموزش ببینند و تجربیات خود را به نسل بعد منتقل کنند. همچنین، ما باید به دنیا نشان دهیم که واقعاً چه اتفاقی افتاده است. بیش از ۳۰۰۰ تن مواد شیمیایی کشنده (از گاز خردل گوگردی تا عوامل اعصاب و دیگر عوامل) علیه ما در جنگ استفاده شد. این مواد چه تأثیراتی گذاشتند و چه معاهدات بینالمللی را نقض کردند؟ با بردن این عزیزان به عرصه مجامع بینالمللی، انتقال داستان آنها به آنجا، و تولید محتوای ارزشمند در حوزه رسانه، کتاب، تالیفات و مقالات، میتوانیم این حقیقت را به جهانیان منتقل کنیم. به نظر من، این حوزه جای کار بسیار بیشتری دارد. اگر چنین اتفاقی در هر جای دیگر دنیا میافتاد، قطعاً در مقیاسی کوچکتر، واکنشهای گستردهتری داشت و صدها کتاب، فیلم و مقاله درباره آن تولید میشد. اما متأسفانه ما نتوانستیم محتوای کافی تولید کنیم. البته سانسور در دنیای غرب علیه ما وجود دارد، اما این توجیحکننده نیست؛ ما واقعاً میتوانستیم محتوای قویتری تولید کنیم و این افراد را به دنیا معرفی کنیم.»
شمع روشنی برای آگاهیبخشی و بازتوانی اجتماعی
دکتر خاطری با بیان اینکه وضعیت درمانی جانبازان شیمیایی که در موزه صلح به عنوان راهنما و فعال بینالمللی حضور دارند بهتر از سالهای قبل است، درباره این موزه گفت: «موزه صلح مانند شمعی در حوزه آگاهیبخشی عمل میکند. حتی زمانی که مدارس تعطیل هستند، در طول روز گروههای مختلف دانشآموزی برای بازدید میآیند. گردشگران داخلی و خارجی نیز با این داستان آشنا میشوند. خبرنگاران و اصحاب رسانه نیز با این موضوع آشنا میشوند. در مناسبتهای مختلف، رویدادهایی مانند روز جهانی صلح و سالروز حمله شیمیایی به سردشت در اینجا برگزار میشود. این قصه اجازه داده نمیشود که فراموش شود.»
تعامل سازنده و خروج از انزوا
این مدیر موزه صلح به تعاملات مثبت با نهادهای خدمترسان اشاره کرد و افزود: «در حوزه مطالبهگری نیز، چندی پیش، جانبازان شیمیایی به صورت خودجوش و صنفی، از معاون بهداشت و درمان بنیاد شهید، آقای دکتر عباسپور دعوت و تجلیل کردند. ایشان با روی گشاده آمدند، مشکلات مطرح شد و راهحلهایی برای آنها پیدا شد. این بسیار ارزشمند است که خود افراد آسیبدیده مطالبهگری کنند و پیگیر مشکلات خود باشند. وقتی آنها دور هم جمع میشوند، پیشنهاداتی به سازمان خدماتدهنده میدهند، سازمان نیز آنها را میشنود، اجرا میکند و کمبودها را برطرف میسازد. این تعامل، موزه صلح را به محلی تبدیل کرده است که افراد احساس کنند میتوانند فعالیت کنند، از انزوا خارج شوند و داستان خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.»
دکتر خاطری خاطرنشان کرد: «حتی مقامات بلندپایه کشورهای مختلف با هماهنگی وزارت خارجه به اینجا آمدهاند و جانبازان شیمیایی با وزرای خارجه، نمایندگان پارلمان اروپا و خبرنگاران مختلف گفتوگو کردند و این داستان را برای آنها تعریف کردند. این موضوع باعث ایجاد حس امید و مفید بودن میشود. در دنیا، این مفهوم به عنوان «بازتوانی اجتماعی» شناخته شده است. به جای اینکه فرد بیمار در خانه با دستگاه اکسیژن منتظر دارو باشد، به جامعه بازگردد و به یک فعال اجتماعی تبدیل شود. او مطالبهگری میکند، آگاهیبخشی میکند، دوره آموزشی برگزار میکند و نیازهای خود را مطرح میسازد. این فرد دیگر فکر نمیکند که باید منتظر کمک باشد، بلکه فکر میکند چگونه میتواند به اجتماع خدمت کند. این احساس مفید بودن، تصویر اجتماعی جانبازان شیمیایی را نیز تغییر میدهد. آنها دیگر کسانی نیستند که فقط باید به آنها کمک شود؛ بلکه افرادی هستند که برای بچههای مدرسه کلاس آموزشی برگزار میکنند، قصههای جنگ میگویند و درباره فعالیتهای صلحطلبانه صحبت میکنند.»
فعالیت بینالمللی
وی با اشاره به حضور جانبازان شیمیایی در مجامع بینالمللی افزود: «خوشبختانه در یکی دو دهه اخیر، توانستهاند در مجامع بینالمللی نیز حضور یابند و موفقیتهای خوبی کسب کنند. چند سال پیش، آقای محمدی، جانباز شیمیایی ۷۰ درصد، در شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو، جایی که صدها سازمان مردمنهاد و حتی گروههای ضد ایرانی حضور داشتند، صحبت کرد. ایشان بیان کردند که تحریمهای ظالمانه و یکجانبه علیه کشور ما باعث شده که به اسپریهای تنفسی دسترسی نداشته باشند. ایشان پرسیدند: «آیا این زیر پا گذاشتن حقوق بشر نیست؟» این موضوع بسیار مهم بود. همچنین آقای صالحی چندین بار در لاهه هلند با مقامات ملاقات کردند. اخیراً نیز آقای تقیپور با دبیرکل سازمان ملل ملاقات کرد و این مسائل را مطرح نمود. دبیرکل نیز از ایشان تشویق کرد که با وجود معلولیت ظاهری، فعالیتهای اجتماعی بینالمللی انجام میدهند. این امر باعث شده است که این افراد به فعالان اجتماعی حتی در عرصه بینالمللی تبدیل شوند. به نظر من، باید از این فرصت بسیار استفاده کرد.»
چرا سردشت نماد مبارزه شد؟
دکتر خاطری در پاسخ به این سوال که چرا سردشت نماد مبارزه با حملات شیمیایی شد، توضیح داد: «در طول تاریخ، اولین بار در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸) سلاحهای شیمیایی را در مقیاس وسیع استفاده شد. گاز خردل (یا خردل گوگردی) در سال ۱۹۱۷ استفاده شد. بعد از آن، حملات شیمیایی در این وسعت نداشتیم، مگر در جاهای محدود مانند استفاده ایتالیا از این سلاح علیه اتیوپی. در جنگ جهانی دوم نیز، با وجود کشته شدن ۶۰ میلیون نفر، کسی جرات استفاده از سلاح شیمیایی را نداشت، زیرا میدانستند که بسیار خطرناک است.»
وی افزود: «در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، رژیم صدام از سلاح شیمیایی علیه ایران استفاده کرد. گاز خردل پس از نزدیک به ۶۵ سال مجدد استفاده شد. نکته مهم این است که در تمام جنگهای قبلی، حتی جنگ جهانی اول، سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان استفاده نمیشد و همیشه در جبهه و علیه سربازان به کار میرفت. اما وقتی صدام یا رژیم بعث علیه غیرنظامیان، یک شهر را هدف قرار دادند، فاجعهای بیسابقه رخ داد. در حمله به سردشت، چهار بمب ۲۵۰ کیلوگرمی گاز خردل گوگردی در یک شهر کوچک با فضای بسته ریخته شد. این موضوع باعث کشتار و مصدومیتهایی شد که آثارش تا امروز باقی مانده است. این اتفاق بزرگی، نگرانکننده و فاجعهبار بود. اگر چنین اتفاقی در هر جای دیگر دنیا میافتاد، قطعاً گرامی داشته میشد و صدها فیلم و کتاب درباره آن تولید میشد. در ایران و توسط کشورهای غربی که دستاندرکار بودند هم بحثهایی مطرح شد، اما به دلیل سیاستهای خاص، کمتر به آن پرداخته شد. بنابراین، سردشت به نمادی از اولین استفاده از سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان در تاریخ جنگهای مدرن تبدیل شد.»
دستاوردهای علمی ایران
دکتر خاطری با اشاره به آمار و ارقام، گفت: «در حمله به سردشت (هفتم تیر 1366)، نزدیک به ۷۰ سال از اولین کاربرد گاز خردل میگذشت. این حمله باعث مصدومیت هزاران نفر در آن شهر شد. اما این نماد، فرصتی برای صحبت درباره کل حملات شیمیایی است. حدود ۳ هزار تن مواد شیمیایی علیه بیش از یک میلیون نفر استفاده شد. دوزهای بالا و پایین، نزدیک به ۱۰۰ هزار نفر را مصدوم کرد که نیاز به درمان و بستری شدن داشتند. امروز نیز نزدیک به ۶۵ هزار نفر جانباز شیمیایی داریم. تعدادی از آنها هم تشکیل پرونده ندادهاند، اما این رقم بزرگی است. این جامعه، منحصر به فرد است. مانند دیابت، فشار خون یا سرطان نیست که در همه جای دنیا باشد و با یک جستجو یا هوش مصنوعی درمان آن را پیدا کنیم. در مورد سلاحهای شیمیایی، اطلاعات پزشکی واضحی وجود ندارد و مکانیزم و درمان آن هنوز به طور کامل مشخص نیست.»
وی با افتخار افزود: «با این وجود، ایران در دنیا از نظر اطلاعات و درمان پیشرو است. مقالات دانشمندان ایرانی بالاترین رتبه را دارند. ما سالهاست که نیاز به اعزام بیمار به خارج از کشور نداریم. از نظر درمان نیز، متخصصین ایرانی حرف اول را میزنند. با این حال، سوالات مبهم و پاسخدادهنشده زیادی وجود دارد. ما نمیتوانیم مانند بیماریهای رایج (فشار خون، دیابت، سرطان) با دانشگاههای لندن، آلمان یا آمریکا پروژه مشترک بگیریم. اما با این حال، دانش قابل قبولی از عوارض و درمانهای اصلی داریم.»
گاز اعصاب در مجنون
دکتر خاطری در پاسخ به سوالی درباره بزرگترین فاجعه شیمیایی بعد از سردشت، گفت: «سردشت اولین مورد بود. حملات شیمیایی وسیع از اوایل سال ۱۳۶۲ شروع شد (اگرچه از سال قبل آزمایشی و محدود بود). پس از شکست عراق در خرمشهر، در مرداد ۱۳۶۲ در مناطق پنجوین و بانه و سایر نقاط غرب کشور استفاده شد. اما اوج حملات با مقیاس بالا در اسفند ۱۳۶۲ در جزایر مجنون رخ داد. در اینجا، برای اولین بار در تاریخ کل جنگهای جهان، از گاز اعصاب علیه ایران استفاده شد. گازهای اعصاب قبلاً ساخته شده بودند، اما در جنگ جهانی اول و دوم استفاده نشده بودند. این سلاح توسط آلمانیها و کشورهای دیگر به صدام داده شد تا علیه ما استفاده کند. این در واقع یک نوع تست بود. پزشکان ایرانی توانستند درمان آن را پیدا کنند که داروهای آن اکنون در موزه صلح به نمایش گذاشته شده است.»
وی ادامه داد: «در سال بعد و در عملیاتهای بعدی، مقیاس حملات بسیار وسیعتر شد. اوج آنها در بهمن و اسفند ۱۳۶۴ و پس از عملیات والفجر ۸ رخ داد که هزاران مصدوم داشتیم. اما متناسب با این شدت، سیستم دفاع پزشکی و رزمی ما نیز بسیار قوی شد. اکثر رزمندگان پوشش داشتند، ماسک میزدند، بیمارستانهای صحرایی تأسیس شده بود و درمانها را پیدا کرده بودیم. میدانستیم چگونه با این عوامل برخورد کنیم. در این مسیر، پزشکان و پرستاران زیادی شهید شدند و بیمارستانها مورد حمله قرار گرفتند.»
دکتر خاطری در پایان به گزارشهای سازمان ملل و پایان جنگ اشاره کرد: «حملات شیمیایی تا آخرین روز جنگ ادامه داشت. حتی در مرداد ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه و قبول آتشبس رسمی، در اشنویه و برخی مناطق جنوبی بمباران شیمیایی انجام شد. ما هفت گزارش رسمی از سازمان ملل داریم که موزه صلح آنها را با جزئیات منتشر کرده است. تیمهای بازرسی آمدهاند، بمبها را دیدهاند، نمونهبرداری کردهاند و در کشورهای مختلف آزمایش کردهاند. گزارشها تأیید میکنند که عوامل اعصاب و خردل استفاده شده است. فهرستی از دهها نفر از جانبازان شیمیایی که در بیمارستان معاینه شدند، در گزارشها و اسناد موزه صلح موجود است. فیلمها و عکسهایی نیز از آنها وجود دارد.»
وی با انتقاد از موضع شورای امنیت گفت: «دو نکته عجیب وجود دارد: اول اینکه گاز اعصاب برای اولین بار استفاده شد و دوم اینکه عراق حتی تا آخرین روز جنگ و حتی پس از قطعنامه نیز دست از این کار نکشید. کسی هم نیامد آنها را محکوم کند. ما تنها دو بیانیه از شورای امنیت داریم (نه قطعنامه). این بیانیهها اصلاً الزامآور نیستند. جالب اینجاست که در هر دو بیانیه، نامی از عراق به عنوان «بهکاربرنده» برده نشد. آنها گفتند گزارشهای بازرسان تأیید میکند که در جنگ عراق علیه ایران سلاح شیمیایی استفاده شده، اما خواستار توقف استفاده از «هر دو طرف» شدند. در حالی که گزارش دقیقاً نشان میدهد که سربازان و رزمندگان ایرانی هدف قرار گرفتهاند. اما به دلیل فشار کشورهای بزرگ که خودشان نیز در این ماجرا دست داشتند، نامی از عراق برده نشد. پس از پایان جنگ و در اواخر مرداد ۱۳۶۷، شورای امنیت بیانیهای صادر کرد که در آن ذکر شد سلاح شیمیایی علیه ایران استفاده شده، اما باز هم نام عراق برده نشد و حملات عراق متوقف نشد.»
انتهای پیام/
نظر شما