به گزارش حیات، همزمان با پیشرفت مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن و افزایش گمانهها درباره توافقی هستهای یا منطقهای، نگرانیهای تازهای در محافل تحلیلی غرب شکل گرفته است؛ سناریویی که در آن ایران و متحدان یمنیاش ممکن است از «سلاح تنگه» برای اعمال فشار بر اقتصاد جهانی استفاده کنند. وبگاه انگلیسی «امواج مدیا» در گزارشی جامع، این سناریو را «بدترین وضعیت ممکن برای تجارت بینالملل و بازار انرژی» خوانده و تأکید کرده است که تجربه ماههای اخیر، کارآمدی این ابزار راهبردی را به اثبات رسانده است.
این رسانه انگلیسی مینویسد که حملات اخیر نیروهای مسلح یمن به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی در تنگه بابالمندب و دریای سرخ، اگرچه با اهداف حمایت از مردم غزه انجام شد، اما از منظر اقتصادی، اثری مشابه با بستهشدن تنگه هرمز بر شبکه تأمین انرژی و کالاهای اساسی جهان داشته است. به باور این وبگاه، آنچه که پیشتر «تهدید تئوریک» بستن هرمز توسط ایران تلقی میشد، اکنون با اقدامات عملی حوثیها در جنوب دریای سرخ، به یک معادله دوگانه تبدیل شده است که در صورت هماهنگی، میتواند «شوکی جبرانناپذیر» به جریان نفت، گاز و کالاهای صنعتی جهان وارد کند.
هرمز و بابالمندب؛ دو شریانگیرای خون اقتصاد جهان
این گزارش با اشاره به آمارهای تجاری پیش از بحران، یادآور شده است که تنگه هرمز بهتنهایی روزانه حدود ۲۵ درصد از نفت خام دریایی جهان و حجم بزرگی از گاز مایع و کودهای شیمیایی را عبور میداده است. در سوی دیگر، تنگه بابالمندب بهعنوان دروازه جنوبی دریای سرخ، سالانه میلیونها تن کالا را میان آسیا، اروپا و آفریقا جابهجا میکرده است.اما از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) و همزمان با آغاز طوفانالاقصی، حملات یمن به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی در این آبراهه، میانگین عبور کالا را از ۳.۵ میلیون تن در روز به کمتر از ۲ میلیون تن در ژانویه ۲۰۲۴ کاهش داد و حتی پس از آتشبس موقت در غزه، این رقم هرگز به سطح پیشین بازنگشت و در خوشبینانهترین حالت به ۱.۳ میلیون تن در روز محدود شد.
سناریوی بستن همزمان؛ سفری دو هفتهای برای نفت عربستان
نکته هشداردهندهتر در تحلیل وبگاه انگلیسی، تشریح پیامدهای بستهشدن همزمان این دو تنگه است. به نوشته این رسانه، اگر هر دو آبراهه مسدود شوند، نفت خام صادراتی عربستان به مقصد آسیا دیگر نمیتواند از مسیر کوتاه دریای سرخ عبور کند و ناگزیر باید به سمت شمال، از دریای مدیترانه و سپس دماغه امید نیک (آفریقای جنوبی) دور بزند که این مسیر بیش از دو هفته به زمان سفر میافزاید.همچنین خط لوله «سومید» مصر و کانال سوئز نیز به دلیل ظرفیت محدود و هزینههای بالا، قادر به جبران این حجم از اختلال نخواهند بود و در نتیجه، عربستان و دیگر تولیدکنندگان خلیجفارس ممکن است مجبور به کاهش چشمگیر صادرات خود شوند.این وضعیت، به باور تحلیلگران این وبگاه، نهتنها قیمت نفت را با جهشی بیسابقه روبرو خواهد کرد، بلکه زنجیره تأمین کالاهای اساسی از دارو تا مواد غذایی را با بحران بیسابقهای مواجه میسازد.
سلاح تنگه؛ اهرمی فراتر از میز مذاکره
اما مهمترین بخش این تحلیل، نگاه واقعبینانه به کارکرد سیاسی و راهبردی این تهدید است. وبگاه امواج مدیا تصریح کرده است که ایران در سالهای اخیر نشان داده که از ظرفیت بستن یا تهدید به بستن هرمز بهعنوان یک «برگ برنده» در مذاکرات با آمریکا استفاده میکند.اما آنچه این بار شرایط را متفاوت میکند، نقش فعال گروههای یمنی در جنوب دریای سرخ است که اثبات کردهاند نهتنها توانایی اجراییِ این تهدید را دارند، بلکه باوجود هزینههای سنگین اقتصادی برای خود و حتی تحمل حملات تلافیجویانه، اراده کافی برای ادامه این مسیر را نیز حفظ کردهاند.وبگاه انگلیسی در ادامه تحلیل خود، با اشاره به واقعیتهای موجود در یمن از جمله فشارهای اقتصادی ناشی از سالها جنگ و محاصره معترف است که نیروهای مسلح یمن، با تکیه بر اراده و باورهای خود، توانستهاند اقداماتشان در دریای سرخ را از یک تاکتیک نظامی صرف، به یک ابزار مؤثر و پایدار برای اعمال نفوذ منطقهای ارتقا دهند؛ ابزاری که حتی در صورت توافق احتمالی تهران و واشنگتن نیز بهدلیل ماهیت مردمی و اعتقادیِ آن، قابلیت احیا و تکرار در آینده را خواهد داشت.
در نهایت، این تحلیل تأکید کرده است که قدرت این سلاح اقتصادی-سیاسی، تنها به اجرای کامل آن خلاصه نمیشود، بلکه «همین تهدیدِ احتمالی» میتواند بهعنوان اهرمی برای چانهزنی و تغییر موازنه در معادلات منطقهای ایفای نقش کند. سناریوی بسته شدن همزمان دو شریان حیاتی تجارت جهانی، اگرچه در زمره بدترین پیشبینیها قرار دارد، اما استفاده از تهدید آن، بهتنهایی میتواند محاسبات بازیگران بینالمللی را بر هم زند و پیامدهای غیرقابلپیشبینی برای ثبات خاورمیانه و اقتصاد جهان به همراه داشته باشد. با این حال، آنچه از این گزارش برمیآید، این است که ایران و متحدانش با درک درست از نقاط آسیبپذیر اقتصاد غرب، توانستهاند معادله جدیدی را در منطقه تعریف کند که در آن هزینههای تجاوز و محاصره، دیگر متوجهِ یکسوی معادله نیست.
انتهای پیام/
نظر شما