به گزارش حیات به نقل از ایسنا، مهدی دریایی، هم تعزیهخوان است و هم پژوهشگر و مدرس تعزیه و هم موزهداری است که به صورت شخصی، ۳ هزار قطعه ادوات، لباسها و نسخههای تعزیه را از سراسر کشور جمعآوری کرده و از آنها نگهداری میکند ولی حالا هشدار میدهد که این میراث در خطر نابودی است و بعضی لباسها که قدمت زیادی دارند، در معرض بیدزدگی هستند و از سوی دیگر تجهیزاتی برای نگهداری نسخههای نادر تعزیه هم در دست ندارد.
او در گفتگو با ایسنا از حذف واحد درسی نمایشهای ایرانی در دانشگاه و نیز نبود مکانی به عنوان دپارتمان و موزه تعزیه ابراز تاسف میکند.
دریایی که خود ساکن اراک است، در بخش اول این گفتگو درباره برپایی مجالس تعزیه در این شهر میگوید: دهه اول محرم بسیاری از تعزیهخوانان اراک در استانهای دیگر به اجرای برنامه میپردازند. استانهایی مانند قزوین یا اصفهان و ... که هم در تعزیه حرفی برای گفتن دارند و هم حسینیههای بزرگی برای اجرا دارند. معمولا برنامههای تعزیه در اراک دهه سوم محرم برگزار میشود و تا پایان ماه صفر ادامه دارد.

او اضافه میکند: در استان مرکزی و در نزدیکی اراک، شهرهایی مانند تفرش یا روستای فراهان را داریم که جزو مهمترین قطبهای تعزیه هستند و حسینیههای خوبی هم دارند. در اراک هم بازاری داریم که به نوعی بزرگترین حسینیه سیار تعزیه است چون در این بازار بزرگ، تعزیه اجرا میشود.
دریایی که بیشتر به واسطه شبیهخوانی شخصیت «حر» شناخته میشود، درباره حضور خود در این عرصه توضیح میدهد: اجداد من تعزیهخوان بودند و من هم شهادتخوان هستم و البته شبیه «حُر» را بیشتر از بقیه اجرا میکنم. از آنجاکه دکترای تعزیه دارم، بازیهای این هنر را میشناسم. تعزیه حُر یکی از مستندترین مجالس است زیرا درباره این شخصیت روایتهای معتبرتری وجود دارد و حال آنکه در بعضی تعزیهها از صور خیال استفاده میشود و گاه مطالبی وارد تعزیه میشود که چندان سندیت ندارد و مخاطبِ امروز آن را نمیپذیرد ولی تعزیه حُر این نقطه ضعف را ندارد.

او با اشاره به دیگر ویژگیهای شخصیت حُر میافزاید: مجلس «حُر» مجلس آزادگی است. او کسی است که از هیچ به حقیقت میرسد و به همین دلیل، رنگ لباسش عموما زرد است که نشانه تردید اوست. درواقع داستان او داستان خیر و شر است.

دریایی که به جز اجرا در زمینه پژوهش و آموزش تعزیه نیز فعال است و در این زمینه دارای تحصیلات دانشگاهی است، درباره آموزش تعزیه نیز میگوید: در اراک چند کارگاه آموزشی دارم. مبانی شبیهخوانی و آسیبشناسی تعزیه را آموزش میدهم. خوشبختانه از این کارگاهها خیلی خوب استقبال میشود. در این کارگاهها نشانهها و قراردادهای تعزیه را آموزش میدهیم و معمولا هنرجویانی از استانهای دیگر هم در آن شرکت میکنند.

او اما با ابراز تاسف از حذف تعزیه از واحدهای دانشگاهی خاطرنشان میکند: در دانشگاه فقط یک واحد برای آموزش نمایشهای ایرانی داشتیم که بیشتر بر تعزیه تمرکز داشت ولی آن را حذف کردهاند. قبلا هم اختیاری شده بود. اگر دانشجویی علاقهمند به نمایش ایرانی باشد و استاد خوش ذوقی هم داشته باشد، شاید این واحد تدریس شود و این وضعیت جای تاسف دارد چراکه تعزیه، بخشی از هویت فرهنگی کشور ماست.

این تعزیهخوان با تاکید بر ضرورت راهاندازی دانشگاهی برای آموزش تعزیه میافزاید: باید دانشگاهی برای آموزش نمایشهای ایرانی داشته باشیم تا دستکم این رشتهها در مقطع کارشناسی تدریس شود و علاقهمندان، مجرای درستی برای یادگیری داشته باشند. بدون آموزش اصولی، تعزیه دچار بدعتهایی نادرست میشود و ارتباط واقعی خود را با مخاطب از دست میدهد.
او یادآوری میکند: اولین ضربه را زمانی خوردیم که دروس مربوط به نمایشهای ایرانی را اختیاری کردند که باعث شد این شاخه، دلبخواهی شود و نتیجه آن افزودن بدعتهایی نادرست است که نمایشهای ایرانی را از اصالت خود دور میکند.

دریایی به دیگر ویژگیهای تعزیه اشاره میکند و میگوید: نمیتوان اصالت تعزیه را از آن گرفت. در تعزیه، شبیهخوان، به صورت خودجوش بازی میکند برخلاف تئاتر و سینما که در آن کارگردان، کنترل کار را در دست دارد اما در تعزیه، شبیهخوان به تناسب موقعیت و اجرا، عملکرد خود را تنظیم میکند.
این شهادتخوان که از سالها پیش موزهای را به صورت شخصی در خانه پدری خود راهاندازی کرده است، درباره این موزه میگوید: پدران ما بانیان تعزیه بودند و به عنوان معینالبکا هم فعالیت میکردند. من هم شخصا به تعزیه علاقهمند بودم و به سبب پیشینه خانوادگی و علاقهمندی شخصی خود، نسخهها و ادوات بسیاری را از سراسر کشور گردآوری کردهام.

او اضافه میکند: ما لباسها و ادواتی داریم که از دوره صفویه و قاجاریه تا پهلوی و دوره بعد از انقلاب را در برمیگیرد. ۲۷۰۰ مجلس تعزیه از جایجای کشور جمعآوری کردهایم که بعضی، جزو نادرترین نسخهها هستند. آرزو داشتم اینها را در موزه یا دپارتمان تعزیه نگهداری میکردیم اما متاسفانه چنین مکانهایی نداریم و این چنین است که نگهداری اینها به معضلی تبدیل شده است چون در خانه، جای مناسبی برای نگهداری این همه نسخه و البسه و ادوات نداریم اما دلمان هم نمیآید که اینها را بفروشیم هرچند قیمت بسیار بالایی دارد. در این وضعیت، این میراث ارزشمند در خانه حبس شده است. فقط گاهی دانشجویان رشته ادبیات نمایشی برای پژوهشهای خود از بعضی نسخهها استفاده میکنند. اینها گنجینهای جهانی است که در خانه حبس شده است.

دریایی با اشاره به مشکلات نگهداری از این گنجینه ادامه میدهد: بعضی وسایل را در یخدان چیدهایم. برای نگهداری اینها چندین یخدان تهیه کردهایم. از طرف دیگر، بعضی لباسها را بید زده است و بعضی در خطر نم کشیدن هستند. از سوی دیگر برای نگهداری نسخهها تجهیزات لازم را نداریم در حالیکه نسخهها باید دور از جریان هوا و در خلاء نگهداری شوند. ضمن اینکه نگهداری ۳ هزار قطعه از وسایل تعزیه کار دشواری است اما نه میراث فرهنگی، نه ارشاد و نه شهرداری کمکی نمیکنند. سالهاست داریم درخواست میکنیم خانهای برای نگهداری و احیای این وسایل به ما بدهید ولی دریغ از ذرهای حمایت! در حالیکه در فرانسه به موزهداران خصوصی حقوق میدهند و از آنها حمایت میکنند. ما اینها را رایگان نگهداری میکنیم اما نه تنها حمایتی نمیکنند بلکه چوب هم لا چرخمان میگذارند.

به گزارش ایسنا، این موزه از چهار بخش تخصصی البسه، ابزار و تجهیزات، ماسکها و عروسکها و نسخ تعزیه تشکیل شده است.
بخش البسه شامل لباسهای مورد استفاده در اجرای مراسم تعزیهخوانی است که البسه موجود شامل لباس اولیاءخوانان، اشقیاءخوانان و نوازندگان موسیقی است.
بخش ابزار و تجهیزات موزه نیز شامل ابزار و تجهیزات جنگی از جمله شمشیر، زره، سپر، خنجر، کلاهخود، گرز و ….. مورد استفاده در تعزیه است.
بخش ماسکها و عروسکهای موزه هم شامل ماسکها، لباس حیوانات و سرهای شهدا مورد استفاده در تعزیه است.

بخش نسخ تعزیه متشکل از ۲۷۰۰ مجلس نسخ تعزیهخوانی ایران است که از نظر علمی در امر پژوهش و تحقیق در بین کارشناسان و پژوهشگران تعزیه حایز اهمیت بالایی است.
ابزار، البسه و نسخ این موزه در مقاطع گوناگون و در قالب نمایشگاههای مختلف از جمله در حوزه هنری تهران، در تهران نیز نمایش داده شدهاند.
انتهای پیام
نظر شما