کد خبر 294605
۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۷

خرداد 68؛ وقتی یک ملت برای پدرانقلاب ایستاد

خرداد 68؛ وقتی یک ملت برای پدرانقلاب ایستاد

از منظر ژورنالیستی، خرداد 68 یک رویداد صرفاً خبری نبود؛ یک ابرروایت بود.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، خرداد در حافظه ایرانی‌ها فقط یک ماه نیست؛ شبیه یک فصل مستقل در تاریخ معاصر است. خرداد 1368 اما معنایی دیگر داشت: روزهایی که خبرها سنگین‌تر از همیشه می‌آمدند، تیترها لرزش داشتند، و سکوت‌ها از هر فریادی بلندتر بودند. رحلت امام خمینی(ره )نه فقط پایان زندگی یک رهبر، که آغاز یک لحظه بی‌بدیل در تجربه جمعی ملت ایران بود؛ لحظه‌ای که کشور با یک پرسش بزرگ روبه‌رو شد: پس از او چه می‌شود؟ و هم‌زمان، با یک پاسخ عاطفی و اجتماعی: ما تنها نیستیم، ما با هم هستیم.

از منظر ژورنالیستی، خرداد 68 یک رویداد صرفاً خبری نبود؛ یک ابرروایت بود. واقعه‌ای که هر رسانه‌ای، هر گزارشگری و هر ناظری را مجبور می‌کرد زبانش را تغییر دهد. در چنین لحظاتی، خبر دیگر فقط انتقال اطلاعات نیست؛ خبر تبدیل می‌شود به ثبت یک تجربه تاریخی. همان روزها، ایران شبیه کشوری بود که هم‌زمان در دو وضعیت متضاد زندگی می‌کند: سوگ عمیق و اضطراب آینده، و در کنار آن، نوعی انسجام حیرت‌انگیز که از دل اندوه سر برمی‌آورد. اگر بخواهیم آن فضا را در یک جمله توصیف کنیم: ملت، یک‌صدا گریست؛ اما از هم نپاشید.

رحلت امام در 14 خرداد 1368، برای بسیاری از مردم، فقدان یک سیاستمدار نبود؛ فقدان چهره‌ای بود که زندگی روزمره‌شان به نحوی با او تعریف شده بود. امام برای بخشی از جامعه، مرجع معنوی بود؛ برای بخشی دیگر رهبر سیاسی: و برای بسیاری، ترکیبی از این دو که در تاریخ معاصر کمتر دیده شده بود: رهبری که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، به جای سازش با قدرت‌های بیرونی و تکیه بر دستگاه‌های تبلیغاتی، روی نیروی مردم حساب کرد. از همین رو، خبر رحلت او فقط یک اعلان نبود؛ شوک از دست دادنِ ستون معنایی یک دوران بود.

اما اهمیت خرداد 68 تنها در سوگواری میلیونی خلاصه نمی‌شود. این واقعه را باید به‌عنوان آزمون بلوغ سیاسی یک نظام نیز دید. معمولاً در تاریخ، مرگ یا کناره‌گیری رهبران کاریزماتیک می‌تواند به بحران جانشینی، آشوب، یا چنددستگی منجر شود. آنچه در ایران رخ داد، یک تجربه خاص بود: جامعه با حجمی کم‌نظیر از احساسات، وارد دوره سوگ شد، اما ساختار سیاسی توانست انتقال رهبری را در چارچوب سازوکارهای رسمی و با سرعت انجام دهد. این هم‌زمانیِ سوگ عمومی و تصمیم سیاسی، از نقاطی است که تحلیل‌گر رسانه‌ای را وادار می‌کند دقیق‌تر نگاه کند: چگونه یک ملت، در اوج هیجان عاطفی، توانست از نقطه‌ای عبور کند که در بسیاری از کشورها به بی‌ثباتی می‌انجامد؟

پاسخ را باید در نوع رابطه امام با مردم جست‌وجو کرد. امام فقط دستور نمی‌داد؛ معنا تولید می‌کرد. او توانسته بود انقلاب را از سطح یک تغییر سیاسی، به سطح یک هویت اجتماعی ارتقا دهد. به همین دلیل، وقتی خبر رحلت منتشر شد، واکنش مردم صرفاً واکنش به فقدان یک فرد نبود؛ واکنش به پایان یک دوره از زیست معنایی و سیاسی بود. آن حضور گسترده در خیابان‌ها و مراسم تشییع، در واقع یک پیام روشن داشت: این پیوند، فراتر از حضور فیزیکی رهبر است؛ پیوندی است که در حافظه جمعی ریشه دوانده.

از زاویه رسانه، خرداد 68 یکی از نمونه‌های نادر خبراحساس در مقیاس ملی است. در روزهایی که امروز با استانداردهای حرفه‌ای از روایت‌گری صحبت می‌کنیم، باید یادمان باشد آن زمان ابزارها محدودتر بود، اما قدرت ارتباط جمعی کمتر نبود. رادیو و تلویزیون، تیترهای روزنامه‌ها، بلندگوهای شهری، و حتی شایعه‌ها و نقل‌های شفاهی، همه بخشی از یک اکوسیستم خبری بودند که جامعه را به هم متصل نگه می‌داشت. در چنین فضایی، یک جمله کوتاه می‌توانست ضربان یک کشور را تغییر دهد. این همان جایی است که رسانه از کانال به میدان تبدیل می‌شود؛ نه فقط انتقال‌دهنده خبر، بلکه تنظیم‌کننده.ضرباهنگ عاطفی جامعه.

با این حال، در تحلیل اندیشه‌ای رحلت امام، نباید در احساس متوقف شد. مهم‌تر از اشک‌ها، پرسشی است که پس از اشک‌ها می‌آید: میراث چیست؟ امام خمینی چه چیزی را برای آینده گذاشت که پس از او همچنان بتواند جامعه را سامان دهد؟ پاسخ را می‌توان در چند کلیدواژه دید: استقلال، مردم‌باوری، دین‌محوری در عرصه عمومی، و حساسیت نسبت به سلطه خارجی. اینها صرف شعار نبودند؛ تبدیل به معیارهایی شدند که جامعه و نخبگان، تصمیم‌ها را با آن می‌سنجیدند. در واقع، رحلت امام لحظه‌ای بود که این معیارها از وابستگی به شخص عبور کردند و به معیارهای ماندگار تبدیل شدند؛ به چیزی شبیه قطب‌نما.

خرداد 68 همچنین ما را با پدیده‌ای مواجه کرد که در مطالعات رسانه‌ای اهمیت دارد: تشییع به‌مثابه پیام حضور میلیونی مردم در مراسم وداع، یک رویداد صرفاً آیینی نبود؛ نوعی ارتباط سیاسی اجتماعی بود. یک جمعیت عظیم، در قالب یک کنش نمادین، اعلام می‌کرد که نسبتش با انقلاب و رهبری، نسبت بی‌تفاوتی نیست. این جمعیت، در زبان امروز، یک پیامعمومی تولید کرد؛ پیامی که هم به داخل کشور مخابره شد (برای حفظ انسجام و اعتماد)، و هم به بیرون (برای نمایش ثبات و تداوم). در بسیاری از نظام‌های سیاسی، لحظه فقدان رهبر، لحظه تردید و گسست است؛ در ایران آن روز، این لحظه به نمایش استمرار تبدیل شدهرچند با اندوهی عظیم.

اما یک نکته ظریف نیز وجود دارد که نباید از آن گذشت: جامعه پس از امام وارد مرحله‌ای شد که دیگر امکان تکیه صرف بر کاریزما وجود نداشت. اگر پیش از آن، بسیاری از تعارض‌ها با اتکای به جایگاه شخص امام حل‌وفصل می‌شد، پس از رحلت، نظام و جامعه ناچار بودند بیش از گذشته به نهادها، قانون، عقلانیت اجرایی و گفت‌وگوی اجتماعی تکیه کنند. از این منظر، رحلت امام نه فقط پایان یک عصر، که آغاز مسئولیت سنگین‌تری برای همه بود: اینکه انقلاب چگونه می‌تواند در قالب سازوکارهای پایدار، ادامه پیدا کند و به زبان نسل‌های جدید ترجمه شود.

برای رسانه امروز، خرداد 68 یک درس مهم هم دارد: چگونه می‌توان درباره شخصیت‌های بزرگ نوشت، بی‌آنکه به کلیشه بیفتیم؟ چگونه می‌توان سوگ را روایت کرد، بی‌آنکه آن را مصرفی و شعاری کرد؟ شاید پاسخ در این باشد که امام را نه فقط به‌عنوان یک چهره تاریخی ،بلکه به‌عنوان یک مسئله زنده ببینیم: مسئله رهبری، مسئله مردم، مسئله استقلال، مسئله عدالت، و مسئله نسبت دین و سیاست. وقتی این مسائل زنده بمانند، نوشتن درباره رحلت امام هم از قالب تکرار خارج می‌شود و به اندیشه تبدیل می‌گردد.

خرداد 68، نهایتاً روزی بود که ایران فهمید سوگ می‌تواند هم‌زمان یک نیروی اجتماعی باشد. ملتی که گریه می‌کند، لزوماً ضعیف نیست؛ گاهی همان اشک‌ها، نشانه پیوند و هویت مشترک‌اند. رحلت امام خمینی(ره) یک فقدان بزرگ بود، اما در دل همان فقدان، یک حقیقت آشکار شد: جامعه‌ای که توانسته از طوفان‌های انقلاب، جنگ و بحران عبور کند، می‌تواند از لحظه فقدان رهبرش هم عبور کند به شرط آنکه معنا را گم نکند و حافظه تاریخی‌اش را زنده نگه دارد.

خرداد 68 با یک خبر آغاز شد، با یک وداع تاریخی ادامه یافت، و با یک پیام ماندگار در ذهن مردم نشست: رهبران می‌روند، اما اگر راه به هویت جمعی تبدیل شده باشد، تاریخ متوقف نمی‌شود.

یادداشت از لیلا صالحی تبار

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha