کد خبر 294264
۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۱

چرا ترامپ به نتانیاهو «چراغ قرمز» نشان داد

چرا ترامپ به نتانیاهو «چراغ قرمز» نشان داد

عقب‌نشینی اسرائیل از حمله به بیروت تحت فشار تهران، رونمایی از نظم جدید منطقه است؛ جایی که «تهدید معتبر ایران»، آمریکا را به مهار تل‌آویو وادار کرد.

به گزارش حیات، تحولات اخیر در جبهه لبنان و عقب‌نشینی آشکار رژیم صهیونیستی از سناریوی حمله به بیروت و ضاحیه جنوبی، نقطه‌عطفی در نبردهای ژئوپلیتیک منطقه به شمار می‌رود. این عقب‌نشینی که بلافاصله پس از اخطار صریح و تهدید نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران رخ داد، حامل دلالت‌های راهبردی عمیقی است که نشان از تغییر قطعی قواعد بازی دارد.

در این یادداشت تحلیلی، دلالت‌های ده‌گانه این رویداد بی‌سابقه را بررسی می‌کنیم:

۱. اعتباربخشی به «تهدید معتبر» ایران

پیروزی راهبردی ایران در رویارویی‌های اخیر با آمریکا و متحدانش، اعتباری ماندگار برای کلام و عمل تهران ایجاد کرده است. امروز واشنگتن به خوبی می‌داند که ادعاها و تهدیدات ایران متکی بر توانمندی اثبات‌شده در میدان است. رمز بقای این بازدارندگی، تجسم ملموس شعار «تهدید در برابر تهدید» است که دوست و دشمن آن را در نبردهای گذشته لمس کرده‌اند.

۲. کارآمدی پیمان دفاعی مشترک در جبهه مقاومت

واهمه مشترک آمریکا و اسرائیل از گشوده شدن جبهه‌های جدید، دلیلی بر این مدعاست که آنها تمایل دارند با هر یک از اضلاع مقاومت به صورت منفرد روبه‌رو شوند. با این حال، اجرای عملیِ پیمان دفاعی مشترک میان اعضای جبهه مقاومت و هم‌افزایی آنها تحت حمایت ایران، نشان داد که دشمن در مواجهه هم‌زمان با این شبکه یکپارچه، دچار ناتوانی و هراس بنیادین است.

۳. اولویت مهار ایران برای کاخ سفید

بررسی رفتار دونالد ترامپ نشان می‌دهد که نیاز آمریکا به خروج از «جهنم جنگ با ایران»، به مراتب حیاتی‌تر از حفظ پرستیژ نظامی اسرائیل در برابر حزب‌الله است. عقب‌نشینی‌های مکرر آمریکا از جمله:

* درخواست آتش‌بس و پذیرش شروط ده‌گانه ایران در پایان جنگ ۳۸ روزه

* تمدید یک‌طرفه آتش‌بس پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد

* لغو عملیات بازگشایی تنگه هرمز (پروژه آزادی)

* عدم ورود به جنگ به رغم ضربات سنگین به ناوها و پایگاه‌هایش

همگی نشان می‌دهند که ترامپ حاضر است برای فرار از باتلاق ایران، حتی به قیمت سقوط آزاد در افکار عمومی، از ادعاهای اولیه خود دست بکشد.

۴. سردرگمی و تناقض در اتاق فرماندهی واشنگتن

مواضع متناقض ترامپ پس از اخطار ایران مبنی بر احتمال ترک مذاکرات، نشان‌دهنده آشفتگی عمیق در ساختار سیاسی آمریکا است. او ابتدا وانمود کرد که توقف مذاکرات با تهران برایش اهمیتی ندارد، اما کمتر از یک ساعت بعد، با فحاشی شدید به نتانیاهو و درز عمدی خبر آن از طریق رسانه «آکسیوس»، تلاش کرد به تهران پیام دهد که کاخ سفید در ماجراجویی جدید تل‌آویو نقشی ندارد. این رفتار، یادآور تضمین توییتری معروف او پس از ماجرای عسلویه است که تعهد داد: «این غلط دیگر تکرار نخواهد شد.»

۵. مسئولیت مستقیم آمریکا در تجاوزات منطقه

حملات لفظی ترامپ به نتانیاهو و ترمز زدن برای ارتش اسرائیل، یک واقعیت مهم را عیان کرد: مأموریت‌های رژیم صهیونیستی همواره با هماهنگی و «چراغ سبز» آمریکا انجام می‌شود؛ اما هرگاه منافع کلان واشنگتن به خطر بیفتد، این چراغ سبز به سرعت به «چراغ قرمز» تبدیل خواهد شد. این امر، شراکت علنی آمریکا در جنایات منطقه را اثبات می‌کند.

اضلاع بازدارندگی ایران

۱. حاکمیت مطلق بر حقوق هسته‌ای

۲. تسلط کامل بر شاهراه انرژی تنگه هرمز

۳. توانمندی پیشرفته در نبرد نامتقارن

۴. هم‌پیمانی دفاعی یکپارچه با جبهه مقاومت

۶. پیوند ناگسستنی دیپلماسی و اقتدار نظامی

تحولات اخیر ثابت کرد که بدون پشتوانه و «تهدید معتبر نظامی»، پیشبرد مقاصد دیپلماتیک غیرممکن است. زبانِ اقتدارِ نیروهای مسلح، جزیی متمم و جدایی‌ناپذیر از میز مذاکره است و تفکیک این دو از یکدیگر یا کارشکنی خواندنِ اقدامات نظامی، خطای محاسباتی است که در برخی دوره‌های گذشته آسیب‌های خود را نشان داده بود.

۷. تثبیت حق مشروع مقاومت در دفاع از خود

اخطار و ورود ایران به معادله لبنان، هرگز به معنای سلب حق مشروع ملت‌ها در دفاع از خاک خود نیست. مقاومت در برابر اشغالگری یک حق انسانی و بین‌المللی است که هیچ پیمان استراتژیکی آن را مخدوش نمی‌کند. در نتیجه، در هرگونه توافق نهایی یا دوره آتش‌بس، این حقِ صریح مقاومت برای پاسخ به تجاوزات باید به طور رسمی گنجانده شود.

۸. ظهور نشانه‌های «دوران ابرقدرتی ایران»

در دنیایی که هیچ قدرتی نتوانست طی دو سال گذشته ماشین نسل‌کشی آمریکا و اسرائیل را در غزه متوقف کند، اقتدار ایران توانست ارتش صهیونیستی را در آستانه حمله به بیروت متوقف سازد. این تواناییِ وادار کردن دو قدرت مجهز نظامی به عقب‌نشینی، رویدادی بی‌سابقه و نشانه آشکاری از آغاز دوران ابرقدرتی و موازنه نوظهور ایران در سطح بین‌المللی است.

۹. ضرورت صیانت از چهارگانه بازدارندگی

تجربه جنگ اخیر نشان داد که فایده و دستاورد هم‌افزایی ابزارهای قدرت ایران حیاتی است. در هرگونه سناریوی سیاسی یا توافق آتی، صیانت از هر چهار ضلع بازدارندگی کشور (هسته‌ای، تنگه هرمز، نبرد نامتقارن و شبکه مقاومت) غیرقابل‌معامله است؛ چرا که ضعف در هر کدام، به معنای رخنه در امنیت ملی خواهد بود.

۱۰. تفاوت مدل هم‌پیمانی ایران با الگوی استثماری آمریکا

برخلاف واشنگتن که متحدان خود را صرفاً ابزارِ بهره‌کشی می‌داند و در بزنگاه خطر پشت آنها را خالی می‌کند، جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که از هم‌پیمانان خود حتی به قیمت ورود به هزینه‌های سنگین و درگیری مستقیم با قدرت‌های غدار، حمایت می‌کند. این الگوی اخلاقی و مسئولانه، مدل جدیدی از ائتلاف را به جهان معرفی می‌کند و این پیام روشن را برای کشورهای حوزه خلیج فارس دارد که هم‌گرایی با تهران، بسیار امن‌تر و سودمندتر از دل بستن به سرابِ حمایت‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی است

منبع: خبرگزاری صدا و سیما

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha