به گزارش حیات، یـکـی از درخـشـانتـریـن جـلـوههـای سـیـره شهید شــیــرازی، در گـفـت وگـویـی تـکـاندهـنـده بـا شهید جمهور، آیت الله ابراهیم رئیسی نهفته است. زمانی که شهید رئیسی از "هماهنگی" سـردار شیرازی با مقام معظم رهبری ابـراز خرسندی میکند، پاسخ شهید شیرازی، در واقع تبیین دقیقترین سطح از رابطه با فرمانده کل قوا بود: "هماهنگی برای زمانی است که دو آهنگ وجود داشته باشد. در نسبت بین بنده و ایشان فقط یک آهنگ وجـود دارد و آن هم اراده و خواست ایشان است."
این روایت، کلید درک شخصیت سردار شیرازی است. او دنبال "هماهنگی" نبود، زیرا هماهنگی مستلزم وجـود دو اراده مستقل اسـت که سعی میکنند به یک نقطه مشترک برسند اما سیره سـردار شیرازی، "همراستایی مطلق" بود. او خود را چنان در اراده رهبری شهید مستغرق کـرده بود که دیگر ارادهای جداگانه برای هماهنگ کردن وجود نداشت. این سطح از تسلیم، نه از سر ضعف یا فقدان تفکر، بلکه ناشی از عشقی عمیق و شناختی بنیادین از مقام ولایت بود؛ عشقی که در آن، سرباز میداند بالاترین درجه تعالی فنا شدن در اراده کسی است که مسیر حق را میشناسد.
تواضع در مقام مسئولیت
جایگاه رئیس دفتر نظامی فرمانده کل قـوا، یکی از حساسترین و استراتژیکترین پستهای نظامی کشور اسـت. کسی که در این جایگاه قـرار میگیرد، پل ارتباطی میان اراده عالیترین مقام نظامی کشور و بدنه اجـرایـی نـیـروهـای مسلح اســت.
در چنین جایگاهی، احتمال بروز تکبر یا سوءاستفاده از قدرت بسیار زیـاد اسـت امـا آیــت الله احمد مــروی، تولیت آسـتـان قـدس رضــوی، تصویری متفاوت از سـردار شیرازی ارائه میدهد. او شهید شیرازی را انسانی "بسیار مؤدب، بااخلاق و امـیـن" تـوصـیـف مـیکـنـد. ایــن ویـژ گـیهـا نشان میدهند سـردار شیرازی توانست میان "قاطعیت نظامی" و "اخــلاق بندگی" توازنی بیبدیل برقرار کند. امانتداری او در این جایگاه، به معنای آن بود که کوچکترین انحرافی در انتقال پیامها و ارادههای رهبری صـورت نگیرد.
او خـود را تنها یک "سرباز" میدید و این نگاه، مانع از آن شد که شکوه منصب، بر سادگی روح او سایه بیافکند. او در دفتر رهبری، نه بهعنوان یک مدیر، بلکه بهعنوان یک خادم فعالیت میکرد و همین تـواضـع، دلیل رضایت قلبی مقام معظم رهبری از ایشان بود.
جهانبینی مقاومت محور
سیره ســردار شـیـرازی تنها به امـور اداری و داخلی دفتر فرمانده کل قوا محدود نبود، بلکه او نگاهی استراتژیک و عمیق به معادلات منطقهای و جهانی داشت. واکنش او به شهادت شهید یحیی سنوار، گـویـای جهانبینی اوســـت. او جهاد و مقاومت را "صراط مستقیم انقلاب اسلامی" و "راه نورانی امام حسین(ع)" میدانست. از دیدگاه سردار شیرازی، مقاومت یک جریان وابسته به افـراد نبوده و خود را در قالب یک "مکتب" ارائه مـیکـرد. تأ کید او بر آنکـه "راه شهید سنوار ادامـه دارد و این راه وابسته به فرد نیست"، نشاندهنده باور او به تداوم نظام تکلیفی شهدا بود.
او معتقد بود پیروزی نهایی، نتیجه استمرار در این مسیر است و شـهـادت، عاملی شتاببخش بــرای رسـیـدن به اهداف است. این نگاه، او را به یکی از حامیان جدی جبهه مقاومت تبدیل کرده بود که هرگونه پیروزی در لبنان یا فلسطین را، پیروزی اراده ولایت و تحقق وعدههای الهی میدید.
توجه به سرمایههای انسانی
در سخنان ســـردار شـیـرازی در همایش مـدیـران سـازمـان قضایی نیروهای مسلح، نکتهای بسیار ظـریـف و حیاتی وجــود دارد: "تـوجـه جــدی رهبر معظم انقلاب اسلامی به تربیت افـــراد". او معتقد بود پیشرفتهای مادی و ساختاری، بدون "تربیت انسانی" پایداری ندارند. او با اشـاره به شعار "ما توانستیم" که از دوران امام خمینی(ره) بـه ارث رسـیـده، تأ کید مـیکـرد اقتدار نـظـام جـمـهـوری اسـامـی در گــرو تربیت مدیرانی اسـت که "قابل اعتماد و شاخص" باشند. سـردار شیرازی در کنار مدیریت نظامی، دغدغهای عمیق در باب "پـرورش انسان" داشـت. او میدانست که سختترین نبرد، نبرد در برابر نفس اسـت و تنها کسانی میتوانند در جبهههای خارجی پیروز شوند که ابتدا در جبهه تربیت، به تکامل رسیده باشند.
نقطه تلاقی آرزو و تقدیر
شاید زیباترین بخش از سیره سردار شیرازی، نحوه پایان یافتن زندگی دنیوی وی باشد. شهادت او در کنار مولا و مقتدایش آن هم در حالیکه زبان روزه بود، گواه بر این است که او در تمام لحظات زندگیاش، برای لحظه دیدار با پروردگار آماده بود. بـرای کسی که تمام عمرش را در رکـاب فرماندهی گذرانده و هدفش "رضایت ولایت" بوده، شهادت نه یک اتفاق تلخ، که "فوز عظیم" و رسیدن به "رضوان الهی" است. او همانطور که در زندگی به "یک آهنگی" با اراده رهـبـری رسـیـد، در سفر آخــرت نیز بـا هـمـان مسیر همراستا شد و در حالیکه دغدغه مقاومت و پیروزی
نهایی را در سر داشت، به مقام شهادت نائل آمد.
از دفتر فرماندهی تا طی مدارج شهادت
سیره سردار سرلشکر شهید محمد شیرازی، الگویی است از "قدرت در عین تواضع". او به ما آموخت بالاترین رتبه نظامی، نه در درجههای روی شانه، بلکه در میزان تسلیم بودن در برابر حق است.
نظر شما