کد خبر 292560
۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۴

دومین فرمانده‌ای که آزادی خرمشهر را ندیده شهید شد!

دومین فرمانده‌ای که آزادی خرمشهر را ندیده شهید شد!

«سیدعبدالرضا موسوی» بعد از شهادت محمد جهان‌آرا فرماندهی سپاه خرمشهر را بر عهده گرفت. او در مرحله سوم عملیات «الی بیت‌المقدس» و در آستانه فتح خرمشهر به شهادت رسید.

به گزارش حیات، «سیدعبدالرضا موسوی» متولد ۱۳۳۵ در خرمشهر، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه تهران و از مبارزان انقلاب اسلامی بود که در حکومت‌نظامی دستگیر و در آستانه پیروزی انقلاب با فشار مردم آزاد شد. پس از پیروزی انقلاب به سپاه پاسداران پیوست و به‌طور شبانه‌روزی در سپاه خرمشهر فعال بود. با آغاز جنگ تحمیلی اول، از نخستین روزهای درگیری تا جنگ تن‌به‌تن در خرمشهر حضور داشت. پس از رفتن محمد جهان‌آرا به سپاه منطقه ۸ (خوزستان)، فرماندهی سپاه خرمشهر را بر عهده گرفت.

در شرایطی که بخش ساحل غربی کارون خرمشهر در اشغال عراق بود، هنوز بخش واقع در ساحل شرقی این شهر فعال بود و سپاه خرمشهر در این بخش با همکاری سپاه آبادان فعالیت داشت. شهید موسوی به عنوان فرمانده سپاه خرمشهر در این بخش حضور داشت و سرانجام ۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۱، در خلال عملیات بیت‌المقدس (آزادسازی خرمشهر) به شهادت رسید. وی به هنگام شهادت، دختری پنج‌ساله داشت.

دومین فرمانده‌ای که آزادی خرمشهر را ندیده شهید شد!

عضو سالمی در بدنش نماند

در مرحله سوم عملیات، رضا با موتورسیکلت به‌طرف جاده می‌آمد که هواپیمای عراقی منطقه را بمباران کرد. تعدادی از بمب‌ها در اطراف رضا فرود آمدند و ترکش‌های زیادی به او اصابت کرد. روده‌هایش از شکمش بیرون ریخت، مچ دستش قطع شد. صورت و پا و بقیه اعضای بدنش ترکش‌خورده بود. او در حالی شهید شد که عضو سالمی در بدن نداشت.

اخراج از دانشگاه

سید عبدالرضا از همان زمان فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و پس از مدتی خود را به دانشگاه اهواز انتقال داد. در اهواز چندین مرتبه از طرف گارد دانشگاه به علت فعالیت سیاسی به او اخطار داده شد. تا اینکه در سال ۱۳۵۵ از دانشکده اخراج شد. او پس از این ماجرا اولین تظاهرات در شهر خرمشهر را سازماندهی کرد که در همین زمان توسط ساواک دستگیر و به زندان افتاد. موسوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از زندان آزاد و با کانون فرهنگی-نظامی خرمشهر به همکاری پرداخت. سپس به تشکیل کلاس‌های ایدئولوژی در کانون فتح آبادان و تدوین جزواتی در تفسیر نهج البلاغه همت گماشت و در قسمت تدارکات جهاد سـازندگی نیز فعـالیت کرد.

آشنایی با محمد جهان‌آرا و تصمیم برای فعالیت دیپلماتیک در خارج از ایران

او که قبل از پیروزی انقلاب در خرمشهر با «سیدمحمد جهان‌آرا» آشنا شده بود، به دعوت او وارد نهاد مقدس سپاه شد و در قسمت آموزش و عملیات نقش عمده‌ای ایفا کرد و در آبان ماه سال ۱۳۵۸ برای مدت کوتاهی به دانشگاه رفت، اما احساس مسئولیت او را به سپاه بازگرداند و با آغاز جنگ به نبرد با دشمن پرداخت و چندین مرتبه مجروح شد. موسوی در فاصله سقوط خرمشهر تا سقوط بنی‌صدر برای استخدام در وزارت امور خارجه به تهران رفت تا اینکه بتواند در یکی از کشورهای خاورمیانه فعالیت دیپلماتیک داشته باشد ولی با سقوط بنی‌صدر به جبهه بازگشت.

مـوسوی پس از شهادت جهان آرا فرماندهی سپـاه خرمشهر را بر عهده گرفت. او با آغاز عملیات بیت‌المقدس نیروهای تیپ ۲۲ بدر را سازماندهی کرد. مسئولین فرماندهی تیپ را به او سپردند، اما موسوی آن را نپذیرفت سرانجام فرمانده دلاور خرمشهر در مرحله سوم عملیات بیت‌المقدس سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید و مهمان خوان گسترده الهی شد.

دومین فرمانده‌ای که آزادی خرمشهر را ندیده شهید شد!

روایتی از چگونگی شهادت

«مصطفی عمادی» همرزم شهید موسوی درباره روایت شهادت سید عبدالرضا موسوی فرمانده سپاه خرمشهر می‌گوید: «عملیات بیت‌المقدس آغاز شد و سپاه خرمشهر به عنوان عمل کننده در عملیات، تیپ ۲۲بدر را در این عملیات شرکت داد. تیپ ۲۲ بدر در دو مرحله از عملیات شرکت کرده و تلفات زیادی نیز متحمل می‌شود. این تیپ در بیابان‌های نزدیک عملیات چادر زد. من تازه از اهواز آمده بودم تا در این عملیات شرکت کنم.

عبدالله نورانی به عنوان فرمانده تیپ به من دستور داد تا به عنوان نیروی اطلاعاتی از منطقه اطلاعات کسب کنم. از آنجایی که شهید سیدرضا موسوی فرماندهی سپاه خرمشهر را به عهده داشت برای سرکشی از نیروها وارد منطقه شد، تا از وضعیت منطقه اطلاعات کسب کند، فلذا من با او همراه شدم و با یک موتورسیکلت راهی شدیم.

پس از طی مسافتی به خاکریزی که مابین نیروهای خودی و دشمن بعثی وجود داشت برخورد کردیم، در آن طرف خاکریز، کامیونی که متعلق به دشمن از حرکت ایستاده بود و جسد چند عراقی کشته شده در آن دیده می‌شد. هر دو تصمیم گرفتیم به طرف کامیون برویم تا اگر سندی در آنجا یافتیم به همراه خود بیاوریم. سوار موتورسیکلت شده و از روی خاکریز رد شدیم و به نزدیک کامیون رسیدیم. پس از بازرسی کامیون اسناد و مدارک اطلاعاتی و نقشه‌هایی را پیدا کردیم. سیدرضا مدارک و نقشه‌ها را جمع آوری و آنها را بسته بندی کرد و پس از بسته بندی مدارک، ترک موتور نشست.

زمان بازگشت که رسید، عراقی‌ها متوجه ما شدند و شروع به شلیک کردند. بارانی از تیر به سمت ما شلیک شد. کامیون به عنوان جان‌پناه جلوی تیرها را گرفت تا به ما اصابت نکند. موتور را روشن کردم. با سرعت هر چه تمام‌تر از روی خاکریز حرکت کردیم و پس از آن به سوی چادر نیروهای خودی رفتیم تا اسناد و مدارک را به فرماندهی تیپ ۲۲ تحویل دهیم. با مطالعه اسناد و مدارک و نقشه‌ها مشخص شد که مدارک و نقشه‌ها حاوی اسرار مهمی در رابطه با عملیات است.

موقع اذان ظهر (۱۸ اردیبهشت) رضا برای اقامه نماز جماعت آماده شد و به چادر شهید قاسم داخل‌زاده جهت اقامه نماز رفت. پس از پایان نماز از بچه‌ها خداحافظی کرد. زمانی نگذشت که هواپیمای دشمن منطقه را بمباران کرد و سید عبدالرضا موسوی بر اثر اصابت ترکش راکت هواپیما به شهادت رسید.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha