کد خبر 286223
۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۶

زندگی‌نامه و خاطرات شهید مفقودالاثر «تقی فدایی اسلام» منتشر شد

زندگی‌نامه و خاطرات شهید مفقودالاثر «تقی فدایی اسلام» منتشر شد

کتاب «نجیب غریب» تازه‌ترین کتاب نشر شاهد با تحقیق وتدوین سید رضی نبوی چاشمی و فاطمه روحی؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید مفقودالاثر «تقی فدایی اسلام» را بازگو می‌کند.

به گزارش حیات، کتاب «نجیب غریب» به معرفی ابعاد مختلف زندگی، ویژگی‌های اخلاقی‌، شرح مبارزات، اسارت و خاطرات شهید «تقی فدایی اسلام» می‌پردازد.

وی در شهرستان سمنان متولد شد و پس از رشد در خانواده‌ای مذهبی حتی در دوران شیرین بازی‌های کودکی، نماز را فراموش نمی‌کرد. پس از ترک مدرسه به کار کفاشی در کنار پدر می‌پرداخت. در نوجوانی پدرش را از دست داد و مسئولیت‌پذیری‌اش در خانواده بیشتر شد.مدتی شاگرد برادرش عباس در مغازه‌ کفاشی پدر بود اما تصمیم گرفت به‌دنبال کسب‌وکاری که درآمد بهتری داشته‌باشد، برود. به‌این دلیل به تهران مهاجرت کرد و ابتدا به‌عنوان بنا مشغول به کار شد، بعدها در سازمان دامپزشکی به‌عنوان راننده شروع به‌کار کرد. او در سال ۱۳۵۰ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر، مجید و عباس بود.

در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد و به توزیع پنهانی اعلامیه‌های امام خمینی (ره) می‌پرداخت. همچنین در تظاهرات و قیام ‌های مردمی حضور داشت. او از طریق رفت‌وآمدش به انجمن اسلامی، مسجد و مطالعاتش از اوضاع کشور باخبر می‌شد ، همچنین نسبت به اخبار بی‌تفاوت نبود. تقریبا یک ماه به کردستان رفت و جنگید تا در مقابل کومله و دموکرات بایستد.

با شروع جنگ تحمیلی، برای دفاع از میهن با گروه انجمن اسلامی اداره‌ی دامپزشکی به جبهه اعزام شد؛ در مسیر دارخوین اتوبوس حامل رزمنده‌ها با نیروهای دشمن روبه‌رو شد و هدف تیراندازی‌شان قرار گرفت. 26 نفر در جاده‌ی دارخوین به‌دست ارتش عراق اسیر شدند. پس از اسیرشدن به‌دست ارتش عراق خانواده‌ی وی دیگر از اوضاع، احوال و سرنوشت تقی خبر نداشتند. مدتی بعد  نامه‌ای از سید عباس لواسانی، راننده‌ی دامپزشکی به دست زهرا،همسر شهید رسید. ولی همچنان خانواده‌ی وی، بازهم از او خبری نداشتند.

بعد از سقوط صدام، پس از بررسی زندان و اردوگاه‌های عراق همه‌ی اسرای مفقودشده‌ی ایرانی را شهید اعلام کردند و در سال 1384 از طرف بنیاد شهید خبر شهادت وی را به خانواده‌اش دادند. پیکر او به وطن بازنگشت، اما یادش در گلزار شهدای یحیی‌بن موسی‌کاظم سمنان گرامی داشته می‌شود.

در بخشی از این کتاب آمده‌است: یکی از آشناها که کارگر کشتارگاه و اداره‌ی دامپزشکی بود، خبر داد دامپزشکی می‌خواهد چند راننده استخدام کند. تقی که تا ششم قدیم درس خوانده بود و گواهینامه پایه‌ی یک داشت، رفت و به‌عنوان راننده استخدام شد. قدم مجید برایشان خوش یمن بود.

مسئول استخدام پرسید:«دیپلم داری؟»

تقی به او گفت:«بله!»

مدرکش را به سمت مسئول استخدام گرفت و گفت: «بفرما.»

تقی می‌خندید وآن ماجرا را این‌طور تعریف می‌کرد:«آن‌ مرد وقتی‌ مدرکم را دید، گفت اینکه تصدیق کلاس ششمه. به او گفتم شش کلاس هم خانمم سواد داره، باهم جمع کردم، شد دوازده. مرد خنده‌اش گرفت و اسمم رو نوشت.» 

این اثر در 79 صفحه، توسط نشر شاهد در سال 1404، با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان سمنان در شمارگان 1000 نسخه به چاپ رسیده‌است.

منبع: نوید شاهد

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha