به گزارش حیات به نقل از فارس، اخیراً ناتو در پایگاه نظامی آداژی لتونی، برنامه پایانی آزمایشهای دفاعی خود با عنوان «فیوز» (FUSE) را برگزار کرد. در این رویداد، سه طرح ستون فقرات دیجیتال (DiBaX)، دفاع لایهای در برابر پهپادها (LCI-X) و هدفگیری نسل آینده (NGT) در یک سناریوی مشترک مورد آزمایش قرار گرفتند.
به گفته فرماندهی تحول ناتو، بیش از ۳۰ کشور، بیش از ۱۰۰ شریک صنعتی و حدود ۵۰۰ نفر در این برنامه مشارکت داشتند و نزدیک به ۴۰۰ پهپاد نیز در نمایش عملیاتی به کار گرفته شدند.
اما این اعداد دهنپرکن، خبر از یک آزمایش بزرگ دارد. ناتو هنوز مشخص نکرده است از میان اهداف پروازی، چند مورد بهدرستی شناسایی شدند، چند مورد از دست رفتند، چه تعداد رهگیری موفق انجام شد و سامانه در برابر اخلال ارتباطی تا چه اندازه عملکرد خود را حفظ کرد. بنابراین تفاوت میان نمایش توانایی یک شبکه و اثبات کارایی آن در میدان نبرد، دقیقاً در همین اعداد پنهان است.
آزمایش بزرگ بود، اما نتیجه عملکردی آن هنوز روشن نیست
بخش هدفگیری نسل آینده از نظر مقیاس اطلاعاتی قابلتوجه بود.
ناتو اعلام کرد در این برنامه بیش از ۶۰۰۰ هدف شبیهسازیشده و بیش از ۱۰۰ هدف زنده مورد استفاده قرار گرفتند و اپراتورهای ۱۱ کشور عضو در آن مشارکت داشتند. سامانه قرار بود اطلاعات را از پنج کشور دریافت و میان سطوح مختلف فرماندهی منتقل کند.
نکته مهمتر، روش ارزیابی این سامانه بود. ناتو اعلام کرده بود اپراتورها ابتدا چرخه هدفگیری را بدون هوش مصنوعی اجرا میکنند تا زمان و کیفیت عملکرد اولیه ثبت شود؛ سپس همان فرایند با ابزارهای هوشمند تکرار خواهد شد. هدف، کاهش بیش از ۵۰ درصدی فاصله زمانی میان دریافت اطلاعات و تصمیمگیری بود. دقت اطلاعات، میزان فشار کاری اپراتورها و کیفیت تصمیمها نیز از شاخصهای ارزیابی اعلام شده بودند.
اما در گزارش جمعبندی ۲ نوامبر، عدد نهایی برای هیچیک از این شاخصها منتشر نشد. مشخص نیست زمان تصمیمگیری پیش و پس از استفاده از هوش مصنوعی چقدر بوده، دقت شناسایی چه تغییری کرده و آیا کاهش زمان به بهای افزایش خطا تمام شده است یا نه.
این خلأ اهمیت دارد؛ زیرا کاهش زمان تصمیمگیری بهتنهایی معیار موفقیت نظامی نیست.
اگر سامانه در نصف زمان، اهداف بیشتری معرفی کند اما نرخ شناسایی اشتباه آن افزایش یابد، نتیجه الزاماً بهبود عملکرد نخواهد بود. ناتو باید نشان دهد افزایش سرعت چگونه با حفظ دقت و کیفیت تصمیم همراه شده است، نه اینکه صرفاً از هدفگذاری برای سرعت بیشتر سخن بگوید.
هزینه دفاع از پهپادها میتواند از خود تهدید سنگینتر شود
یکی از ضعفهای اصلی راهبرد ضدپهپادی، اقتصاد نامتوازن حمله و دفاع است. پهپاد مهاجم ممکن است با هزینهای چند هزار دلاری ساخته شود، اما مقابله با آن به رادار، تجهیزات اخلال، سامانه فرماندهی و رهگیرهای تخصصی نیاز داشته باشد. ناتو نیز به همین دلیل به دنبال کنار گذاشتن اتکای بیش از حد به موشکهای گرانقیمت پدافندی و توسعه ابزارهای ارزانتر است.
اما برآورد رسمی اداره بودجه کنگره آمریکا (CBO) نشان میدهد ساخت یک شبکه دفاع لایهای، حتی برای حفاظت از یک پایگاه نظامی معمولی، هزینه قابلتوجهی دارد. این نهاد در ژوئیه ۲۰۲۶، برای حفاظت از یک پایگاه با ابعاد تقریبی ۸ در ۸ کیلومتر، ترکیبی شامل چهار رادار، ۱۲ سامانه شناسایی و اخلال رادیویی، چهار سامانه رهگیر جنبشی، ۱۶ ابزار دستی مقابله با پهپاد و یک مرکز فرماندهی را بررسی کرد.
هزینه خرید و نصب این مجموعه حدود ۷۴ میلیون دلار برآورد شد. نگهداری و پشتیبانی آن نیز سالانه حدود پنج میلیون دلار هزینه دارد. عمر خدمت تجهیزات در این برآورد حدود چهار تا پنج سال در نظر گرفته شده و پس از آن، با توجه به تغییر فناوری تهدیدها، احتمالاً باید جایگزین شوند.
این برآورد حتی هزینه نیروی انسانی اضافی را نیز شامل نمیشود. CBO محاسبه کرده است که استقرار یک گروهان ۶۶ نفره برای حفاظت شبانهروزی از هر پایگاه، سالانه حدود ۶٫۶ میلیون دلار دیگر هزینه خواهد داشت. بنابراین، در چنین سناریویی، هزینه پشتیبانی و نیروی انسانی میتواند به حدود ۱۱٫۶ میلیون دلار در سال برسد.
اگر همین الگو برای ۱۰۰ پایگاه اجرا شود، هزینه اولیه به حدود ۷٫۴ میلیارد دلار و هزینه سالانه پشتیبانی تجهیزات به ۵۰۰ میلیون دلار میرسد؛ آن هم پیش از افزودن هزینه نیروی انسانی.
این ارقام مربوط به برآورد دفاع از پایگاههای آمریکا هستند، نه هزینه مستقیم رزمایش ناتو در لتونی؛ اما ابعاد اقتصادی مسئله را روشن میکنند. ناتو هنوز نشان نداده است شبکه پیشنهادی آن در عمل با چه هزینهای هر پهپاد را رهگیری میکند و نسبت هزینه دفاع به هزینه حمله چقدر خواهد بود.
اتصال حسگرها هنوز به معنای دفاع مطمئن نیست
در طرح دفاع لایهای، ناتو میخواهد رادارها، حسگرهای رادیویی، دوربینهای نوری و سامانههای مقابلهای را به یک شبکه مشترک متصل کند. هر یک از این تجهیزات بخشی از اطلاعات را فراهم میکنند: رادار موقعیت و حرکت هدف را میسنجد، دوربین مشخصات ظاهری آن را بررسی میکند و حسگر رادیویی ممکن است نشانههایی از ارتباطات پهپاد را دریافت کند.
ترکیب این دادهها به سامانه کمک میکند هدف واقعی را از اشیای دیگر تشخیص دهد. اما همین مرحله یکی از نقاط حساس فناوری است. اطلاعات حسگرها ممکن است از نظر دقت، زمان ثبت و محدوده پوشش متفاوت باشند. اگر دو حسگر اطلاعات ناسازگار ارائه دهند یا یک هدف چند بار بهعنوان چند شیء جداگانه ثبت شود، سامانه ممکن است در تشخیص تهدید دچار خطا شود.
گزارش تخصصی «این دیفنس» درباره آزمایشهای لتونی تصریح میکند که مجموعه کاملی از نرخ شناسایی، نتایج طبقهبندی و شاخصهای عملکردی سامانههای ضدپهپادی منتشر نشده است.
در نتیجه، نمیتوان صرف اتصال چند حسگر و تبادل موفق اطلاعات را معادل شناسایی دقیق دانست.
برای ارزیابی واقعی باید مشخص شود چند درصد اهداف بهدرستی تشخیص داده شدهاند، چند مورد خطای شناسایی وجود داشته و سامانه در برابر پهپادهای فاقد ارتباط رادیویی یا اهدافی که در شرایط نامساعد جوی پرواز میکنند چه عملکردی داشته است.
شبکه دیجیتال ناتو در برابر اخلال چه اندازه دوام میآورد؟
دیباکس یکی از بخشهای مهم رزمایش بود.
این طرح با استفاده از شبکه نسل پنجم تلفن همراه، ارتباطات ماهوارهای و مسیرهای ارتباطی جایگزین، در پی حفظ ارتباط میان واحدهای نظامی است.
یکی از آزمایشها نیز به تنظیم هوشمند فرکانسها اختصاص داشت تا چند سامانه رادیویی بتوانند در محیط شلوغ الکترومغناطیسی با تداخل کمتری فعالیت کنند.
آژانس ارتباطات و اطلاعات ناتو اعلام کرد در این آزمایش، بهرهبرداری از طیف فرکانسی بهبود یافته و سامانههای رادیویی توانستهاند در عرض چند ثانیه فرکانس خود را تغییر دهند. این یک نتیجه فنی مشخص است، اما برای ارزیابی نظامی کافی نیست. هنوز میزان کاهش تداخل، افت بستههای اطلاعاتی، تأخیر ارتباطات و پایداری شبکه هنگام اخلال هدفمند بهصورت عددی منتشر نشده است.
بهویژه آنکه در جنگ اوکراین، اختلال در ارتباطات و جنگ الکترونیک بارها عملکرد پهپادها و سامانههای هدایت را تحت تأثیر قرار داده است.
بنابراین، شبکهای که در محیط آزمایشگاهی یا سناریوی کنترلشده اطلاعات را با موفقیت منتقل میکند، لزوماً در برابر اخلال گسترده، قطع ارتباط ماهوارهای و حملات سایبری نیز همان عملکرد را نخواهد داشت.
تعداد شرکتها از کیفیت تجهیزات چیزی نمیگوید
بیش از ۱۰۰ مجموعه صنعتی و فناوری در آزمایشهای لتونی حضور داشتند؛ رقمی که بنا بر اعلام وزارت دفاع لتونی، تقریباً سه برابر دورههای پیشین بود. این مشارکت گسترده میتواند به افزایش رقابت میان تولیدکنندگان و شناسایی راهکارهای بهتر کمک کند.
ناتو در توضیح برنامه السیآیایکس تأکید کرده است که هدف آزمایشها، مشخص کردن نقاط ضعف فنی و تعیین تجهیزاتی است که ارزش توسعه بیشتر دارند. بنابراین، بخش مهمی از این فعالیتها هنوز در مرحله آزمون و ارزیابی قرار دارد.
از سوی دیگر، فرماندهی تحول ناتو اعلام کرده است نتایج آزمایشها میتوانند در تدوین استانداردها، تصمیمهای خرید و سرمایهگذاری آینده مؤثر باشند و سرمایهگذاران نیز در برنامه پایانی حضور داشتهاند. این ارتباط میان صنعت و ارتش لزوماً نامطلوب نیست، اما وقتی نتایج کمی آزمونها منتشر نمیشود، ارزیابی مستقل درباره اینکه کدام فناوری واقعاً کارآمد بوده و کدام شرکت صرفاً از نمایش عمومی بهره برده است، دشوار خواهد شد.
در نهایت، مسئله ناتو فقط کمبود ابزار مقابله با پهپاد نیست؛ مسئله، ساخت شبکهای است که بتواند با هزینه قابلقبول، دقت بالا و پایداری کافی کار کند. رزمایش لتونی نشان داد ائتلاف توانسته است بخشهایی از تجهیزات چند کشور را در یک سناریوی مشترک به هم متصل کند، اما هنوز نمیتوان آن را اثبات آمادگی عملیاتی یک سپر دفاعی یکپارچه دانست.
تا زمانی که نرخ شناسایی و رهگیری، میزان خطا، هزینه هر رهگیری، عملکرد در شرایط اخلال و نتیجه مقایسه عملکرد اپراتورها با و بدون هوش مصنوعی منتشر نشود، ادعای افزایش کارایی بیشتر یک هدف توسعهای است تا نتیجهای اثباتشده. ناتو در لتونی توانست بزرگی شبکهای را که میخواهد بسازد به نمایش بگذارد؛ اما هنوز کارنامهای منتشر نکرده که نشان دهد این شبکه در برابر یک حمله واقعی، هم مؤثر است، هم اقتصادی و هم قابل اتکا.
منابع
https://www.act.nato.int/article/nato-fuses-emergent-technologies-battlefield-advantage/
https://www.act.nato.int/article/ngt-2026/
https://www.cbo.gov/publication/62563
https://indefencemag.com/nato-expands-communications-and-counter-drone-trials-in-latvia/
https://www.ncia.nato.int/newsroom/news/ncia-tests-technologies-to-strengthen-natos-digital-backbone-at-dibax-2026
انتهای پیام//
نظر شما