به گزارش حیات، رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، با مقایسه دوران وابستگی ایران و پیشرفتهای امروز کشور، به تغییر موازنه در آبهای جنوبی نیز اشاره کردند؛ از روزگاری که این آبها جولانگاه نیروهای دشمن بود تا شرایطی که به تأکید ایشان، ضربات رزمندگان و محافظان تنگه هرمز، متجاوزان را به عقبنشینی وادار کرده است. این مقایسه، زمینهای برای بررسی مؤلفههای قدرت دریایی ایران و پشتوانه صنعتی آن فراهم میکند.
پیشرفت صنایع دفاعی ایران، دامنه تولید داخلی را به ساخت شناورهای رزمی، زیردریاییها، موشکهای ضدکشتی و تسلیحات زیرآبی گسترش داده است. حاصل این مسیر، شکلگیری مجموعهای متنوع از ابزارهای دفاع دریایی است که هرکدام مأموریتی متفاوت دارند.
مینهای دریایی، بخش کمتر دیدهشده این مجموعهاند؛ سلاحهایی که علاوه بر توان آسیبزدن به شناورها، میتوانند حرکت ناوگان مقابل را محدود کنند و ادامه مأموریت آن را به صرف زمان و منابع بیشتری وابسته کنند.

مینهای دریایی؛ پشتوانه کنترل ایران بر هرمز
با آغاز جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، ایران محدودیتهای گستردهای بر تردد در تنگه هرمز اعمال کرد. مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام کردند عبور شناورها باید با هماهنگی ایران انجام شود و کشتیهای مرتبط با آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها اجازه عبور ندارند.
نیروی دریایی سپاه نیز مسیرهای اعلامشده از سوی ایران را تنها مسیرهای مجاز دانست و درباره خطر حرکت خارج از آنها هشدار داد. در این چارچوب اعلامی، تردد در تنگه به هماهنگی با ایران و رعایت مسیرهای تعیینشده وابسته شده است.
نقش مین در اجرای این محدودیتها، در اطلاعیههای رسمی سپاه به ویژه در اطلاعیه اول آبان ۱۴۰۵ نیروی دریایی سپاه نیز بازتاب یافته است.

بر اساس اطلاعیه روز گذشته، اول آبان، دو سوپرنفتکش که تلاش داشتند از مسیر غیرمجاز جنوبی تنگه هرمز عبور کنند، با مین دریایی برخورد کردند و بر اثر انفجار و آتشسوزی شدید در موتورخانه، از حرکت بازماندند.
بنابر اعلام نیروی دریایی سپاه، دو نفتکش در مجموع بیش از چهار میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت خام حمل میکردند و پس از حادثه، خدمه آنها را ترک کردند.
از منظر راهبردی، این خبر و نظایر آن، نشاندهنده نقشی است که ایران برای مینهای دریایی در پشتیبانی از سیاست اعمال حاکمیت و کنترل تردد قائل است. تعیین مسیر و الزام به هماهنگی، به پشتوانهای عملیاتی نیاز دارد و مینها، در کنار دیگر توانمندیهای دریایی، بخشی از این پشتوانه را تشکیل میدهند. خطر برخورد با مین، عبور خارج از مسیرهای اعلامشده را پرمخاطره میکند و هزینه نادیدهگرفتن هشدارهای ایران را افزایش میدهد.
از «صدف» تا «مهام»؛ تنوع در تسلیحات زیرآبی
«صدف» از خانوادههای شناختهشده مین دریایی ساخت ایران در گزارشهای علنی است. در کنار آن، خانواده «مهام» قرار دارد که نمونههای معرفیشده آن، سازوکارهای تماسی و حسگرمحور را در بر میگیرند. این تنوع نشان میدهد توسعه مین در ایران، به یک شکل و یک شیوه عملکرد محدود نمانده است.

«مهام۱» یک مین تماسی و مهارشده است. بدنه این رده از مینها با اتصال به وزنه یا لنگر در ستون آب باقی میماند و تماس، مبنای فعالشدن آن است. پایگاه تسلیحاتی اودین ارتش آمریکا، دو گونه ۰۱ و ۰۲ را برای این محصول ایرانی معرفی کرده که گونه دوم، نمونه بزرگتر آن محسوب میشود.
در مقابل، «مهام۲» در پایگاه تخصصی مهمات «متیس»، متعلق به مؤسسه فنیکس اینسایت، یک مین ایرانی کفنشین با حسگرهای صوتی و مغناطیسی معرفی شده است. این رده روی بستر دریا قرار میگیرد و عملکرد آن به دریافت نشانههای فیزیکی حضور شناور وابسته است؛ بنابراین، برخلاف مین تماسی، به برخورد مستقیم با بدنه هدف نیاز ندارد.

«مهام۳» نیز از حسگرهای صوتی و مغناطیسی استفاده میکند، اما در رده مینهای شناور مهارشده قرار دارد. در این محصول، حفظ موقعیت در ستون آب با قابلیت تشخیص غیرتماسی ترکیب شده است؛ ویژگیای که آن را از نمونههای کلاسیک تماسی متمایز میکند.
«مهام۷» نیز از دیگر مینهای ایرانی معرفیشده در منابع علنی است که در برخی گزارشهای تخصصی، در رده مینهای کفنشین با حسگرهای صوتی و مغناطیسی قرار میگیرد. در این توصیف، سلاح روی بستر دریا مستقر میشود و بدون نیاز به برخورد مستقیم، به نشانههای حضور شناور واکنش نشان میدهد؛ هرچند جزئیات فنی منتشرشده درباره این محصول یکدست نیست.
اهمیت صنعتی این تحول، افزایش نقش حسگرها و مدارهای الکترونیکی در عملکرد سلاح است. در نمونه حسگرمحور، کارایی تنها به بدنه و محموله انفجاری وابسته نیست؛ دریافت و پردازش سیگنال و عملکرد قابل اعتماد در محیط دریایی نیز اهمیت دارد. البته برخورداری از حسگر، بهتنهایی به معنای تشخیص قطعی دوست از دشمن نیست.

مینهای رونده؛ گسترش سبد محصولات دریایی
در کنار نمونههای تماسی و حسگرمحور، گزارشهای داخلی از رده دیگری با عنوان «مین رونده» نام بردهاند. گزارش بهمن ۱۴۰۳ مشرق که در تسنیم بازنشر شد، «اروند» و «مهام» را دو نمونه مین هوشمند رونده ساخت وزارت دفاع معرفی کرد و از تجهیز نیروی دریایی ارتش به نمونههای جدید مین دریایی خبر داد.
این معرفی رسانهای، از توجه به توسعه ردههای جدید تسلیحات زیرآبی حکایت دارد؛ هرچند مشخصات تفصیلی آنها، از جمله برد، نوع هدایت و ماندگاری عملیاتی، در منابع علنی بررسیشده بهصورت قابل اتکا در دسترس نیست. شباهت ظاهری این تجهیزات به اژدر نیز برای یکساندانستن مأموریت و سازوکار آنها کافی نیست.

آسیبپذیری ناوهای بزرگ در برابر مین
سابقه نبردهای دریایی نشان میدهد تجهیزات پیشرفته، مصونیت کامل ایجاد نمیکنند. ناوچه آمریکایی «ساموئل بی. رابرتس» در ۱۴ آوریل ۱۹۸۸ با مین برخورد کرد و بهشدت آسیب دید. این شناور غرق نشد، اما برای بازگشت به خدمت به تعمیر نیاز پیدا کرد؛ رویدادی که آسیبپذیری یک ناو مجهز در برابر تهدید زیرآبی را نشان داد.
دلیل اهمیت این تجربه، تفاوت مأموریت سامانههای دفاعی است. رادارهای دوربرد، موشکهای پدافندی و تجهیزات جنگ الکترونیک، جایگزین امکانات تخصصی کشف و مقابله با مین نمیشوند. ناوگانی که توان حمله به اهداف دوردست را دارد، برای عبور ایمن از پهنهای مشکوک به وجود مین، به قابلیت دیگری نیازمند است.
هزینه مین تنها خسارت ناشی از انفجار نیست. بررسی مسیر، اختصاص تجهیزات و تأخیر در مأموریت نیز بخشی از هزینهای است که این تهدید به نیروی مقابل تحمیل میکند. وجود سامانههای مقابله با مین، این خطر را کاهش میدهد، اما ضرورت صرف زمان و منابع برای رفع آن را از بین نمیبرد.

سلاح قدرتمند ایرانی که قاتل دشمن آمریکایی است
جایگاه راهبردی مین در مفهوم «ممانعت دریایی» روشن میشود؛ یعنی دشوار و پرهزینهکردن استفاده نیروی مقابل از یک پهنه آبی. ایجاد چنین محدودیتی الزاماً به داشتن ناوگانی هماندازه دشمن وابسته نیست و از همین جهت، در دفاع نامتقارن اهمیت دارد.
مینهای دریایی ایران در کنار موشکهای ضدکشتی، اژدرها، زیردریاییها و شناورهای رزمی، لایهای مکمل ایجاد میکنند. مقابله با این مجموعه به پاسخهای متفاوت نیاز دارد و نمیتوان همه تهدیدهای آن را با یک نوع سامانه دفاعی برطرف کرد. در عین حال، کاربرد مین با ضرورت حفاظت از کشتیرانی غیرنظامی و رفع خطر پس از درگیری همراه است.
در معادله هرمز، اهمیت این ظرفیت در پیوند میان توان صنعتی و قدرت عملیاتی قرار دارد: تولید تسلیحات زیرآبی، ابزار بیشتری برای دفاع از مرزهای دریایی و پشتیبانی از کنترل تردد در اختیار ایران میگذارد.
پیام راهبردی این توانمندی آن است که حضور ناوهای بزرگ و برخورداری از قدرت آتش بیشتر، بهتنهایی آزادی عمل در دریا را تضمین نمیکند؛ امنیت حرکت روی آب، به وضعیت زیر سطح آن نیز وابسته است.
منبع: فارس
نظر شما