کد خبر 310177
۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۷

آهنگ شجریان با صدای بیلی آیلیش؟!

آهنگ شجریان با صدای بیلی آیلیش؟!

با ظهور هوش مصنوعی و استفاده از آن در موسیقی شاهد موارد عجیب و البته جدید هستیم، مثلاً شاید گمان نمی‌کردیم روزی آهنگ شجریان را با صدای بیلی آیلیش بشنویم. این موارد، ابتدا بیشتر شبیه به یک شوخی بود که البته خارج از ایران به یک جنجال تبدیل و باعث شد قوانین کپی‌رایت، موارد جدیدی وضع کرده و مانع این نوع استفاده در موسیقی شود.‌

به گزارش حیات به نقل از ایسنا، رفته رفته شاهد فراگیر شدن استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی ایران هستیم، تا جایی که امروز بسیاری از مردم آهنگ‌هایی را که با استفاده از این تکنولوژی ساخته شده است گوش می‌دهند. بررسی‌ها نیز نشان می‌دهد بخشی از شنوندگان، بیش از هویت سازنده، به خود موسیقی و تأثیر آن بر احساساتشان اهمیت می‌دهند. اگر یک اثر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شاید منشأ تولید آن برای همه شنوندگان تعیین‌کننده نباشد.

از طرفی، هوش مصنوعی تا جایی پیش رفته است که حتی هنرمندان مختص به خود را معرفی کرده و با استفاده از آنها دست به تولید اثر می‌زند. بعضاً فعالیت این هنرمندان رباتیک موسیقی تا جایی پیش رفته است که احتمالا پس از شنیدن آثار آنها بلافاصله متوجه نشوید آنچه شنیده‌اید حاصل هوش مصنوعی بوده است. به عنوان نمونه در مواردی این هنرمندان رباتیک آثار قدیمی و متعلق به دهه چهل یا پنجاه خورشیدی ایران را با تنظیم جدید و با استفاده از صدایی امروزی‌پسند، منتشر کرده و توانسته‌اند مخاطبان بسیاری را نیز جذب کنند.

این میزان استفاده از هوش مصنوعی، نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است تا حدی مجله فوربز هم به چالش‌های جهانی آن پرداخته است.

هوش مصنوعی و چالش نقض حق کپی‌رایت

مدل‌های هوش مصنوعی مولد به مرحله‌ای رسیده‌اند که می‌توانند آثاری تولید کنند که تشخیص آن‌ها از ساخته‌های انسانی دشوار است. این مدل‌ها با استفاده از مجموعه‌های گسترده‌ای از داده‌های موجود در اینترنت و پلتفرم‌های موسیقی آموزش می‌بینند؛ داده‌هایی که در بسیاری از موارد، بدون دریافت مجوز از صاحبان آثار گردآوری شده‌اند. این مسئله نگرانی‌هایی را درباره نقض حقوق مالکیت فکری میلیون‌ها هنرمند به وجود آورده است. با این حال، هنوز درباره مسئولیت حقوقی شرکت‌های توسعه‌دهنده این فناوری و نحوه رسیدگی به اختلافات مربوط به آثار تولیدشده با هوش مصنوعی، ابهام‌های زیادی وجود دارد.

قوانین فعلی حق کپی‌رایت نیز برای مواجهه با تمام ابعاد این مسئله آمادگی ندارند. زمانی که یک مدل هوش مصنوعی با استفاده از الگوها و اطلاعات برگرفته از هزاران اثر موسیقایی، قطعه‌ای جدید تولید می‌کند، تعیین حدود مالکیت اثر و تشخیص موارد نقض حقوق پدیدآورندگان به مسئله‌ای پیچیده تبدیل می‌شود.

این ابهام‌های حقوقی می‌توانند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای فعالان موسیقی داشته باشند. پلتفرم‌های پخش موسیقی نیز ممکن است به استفاده از آثار تولیدشده با هوش مصنوعی، به‌عنوان راهی برای کاهش هزینه‌ها، تمایل بیشتری نشان دهند. در چنین شرایطی، درآمد هنرمندان از محل حق امتیاز پخش آثارشان ممکن است بیش از پیش کاهش پیدا کند. به بیان دیگر، وقتی امکان تولید موسیقی با هزینه کمتر و بدون نیاز به دریافت مجوز از صاحبان آثار وجود داشته باشد، این نگرانی مطرح می‌شود که شرکت‌ها به‌جای خرید حق استفاده از آثار هنرمندان، تولیدات هوش مصنوعی را جایگزین آن‌ها کنند.

جدال بر سر قوانین حق کپی‌رایت در بریتانیا

بریتانیا یکی از کانون‌های اصلی بحث درباره اصلاح قوانین حق کپی‌رایت در مواجهه با هوش مصنوعی است. سیاست‌گذاران این کشور در حال بررسی رویکردهایی هستند که می‌توانند به شرکت‌های هوش مصنوعی اجازه دهند از آثار خلاقانه برای آموزش مدل‌های خود استفاده کنند؛ موضوعی که بحث بر سر ضرورت دریافت مجوز از صاحبان آثار را به یکی از محورهای اصلی این مناقشه تبدیل کرده است.

این رویکرد نگرانی گروه‌های مدافع حقوق هنرمندان را برانگیخته است. آن‌ها هشدار می‌دهند که هرگونه تسهیل استفاده از آثار هنری بدون رضایت صاحبان آن‌ها می‌تواند به الگویی برای سایر کشورها تبدیل شود. در صورت اتخاذ چنین سیاستی در بریتانیا، احتمال دارد کشورهای اتحادیه اروپا، ایالات متحده و دیگر مناطق در سیاست‌گذاری‌های خود از آن تأثیر بگیرند و زمینه استفاده گسترده‌تر از آثار دارای حق کپی‌رایت برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی فراهم شود.

در برابر این نگرانی‌ها، مدافعان حقوق هنرمندان بر ضرورت تدوین قوانین روشن‌تر و سخت‌گیرانه‌تر تأکید دارند. یکی از راهکارهای مطرح‌شده، استفاده از الگوی صدور مجوز مبتنی بر رضایت قبلی (Opt-in) است؛ مدلی که بر اساس آن، شرکت‌ها تنها در صورت دریافت اجازه از صاحبان آثار می‌توانند از محتوای آن‌ها برای آموزش هوش مصنوعی استفاده کنند.

از نگاه حامیان این رویکرد، تعیین چنین چارچوبی می‌تواند مانع استفاده بدون مجوز از آثار هنری شود و در عین حال، امکان بهره‌گیری از فناوری‌های جدید را از بین نبرد. با توجه به سرعت پیشرفت هوش مصنوعی، تصمیم‌هایی که قانون‌گذاران در این مرحله اتخاذ می‌کنند، می‌توانند نقشی تعیین‌کننده در آینده حقوق هنرمندان و ساختار اقتصادی صنعت موسیقی داشته باشند.

تا اواسط سال ۲۰۲۵، شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی تا حد زیادی بدون مواجهه با محدودیت‌های حقوقی روشن، از مجموعه‌داده‌های فاقد مجوز برای تولید موسیقی استفاده می‌کردند. در چنین شرایطی، ضرورت حمایت از حقوق هنرمندان و مشارکت آن‌ها در شکل‌دهی به سیاست‌های مرتبط با هوش مصنوعی بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. هنرمندان برای جلوگیری از تضییع حقوق خود باید بتوانند بر تصمیم‌های قانون‌گذاران تأثیر بگذارند و خواستار تدوین مقرراتی شفاف در این زمینه شوند.

پلتفرم‌های پخش موسیقی و گسترش محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی

پلتفرم‌هایی مانند اسپاتیفای و یوتیوب با گسترش فناوری هوش مصنوعی با پرسش‌های تازه‌ای درباره نحوه انتخاب، پیشنهاد و انتشار موسیقی روبه‌رو شده‌اند. یکی از نگرانی‌های مطرح‌شده این است که با افزایش تولید آثار موسیقایی به کمک هوش مصنوعی، حجم قابل توجهی از این محتوا وارد فهرست‌های پخش و پیشنهادهای این پلتفرم‌ها شود؛ آثاری که ممکن است بدون اعلام صریح، به‌عنوان موسیقی تولیدشده توسط انسان به مخاطبان عرضه شوند.

چنین وضعیتی می‌تواند اعتماد شنوندگان را تحت تأثیر قرار دهد و تشخیص آثار انسانی از تولیدات ماشینی را دشوارتر کند. از سوی دیگر، اگر پلتفرم‌های پخش موسیقی برای کاهش هزینه‌ها به استفاده از آثار تولیدشده با هوش مصنوعی روی بیاورند، احتمال کاهش تقاضا برای خرید مجوز پخش آثار هنرمندان انسانی نیز وجود دارد. در این صورت، بخشی از درآمدی که پیش‌تر از محل پخش موسیقی به صاحبان آثار اختصاص می‌یافت، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.

در این میان، شفافیت درباره منشأ آثار موسیقایی اهمیت ویژه‌ای دارد. الزام پلتفرم‌ها به مشخص کردن محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی می‌تواند به مخاطبان کمک کند تا با آگاهی بیشتری موسیقی مورد نظر خود را انتخاب کنند. همچنین، چنین اقدامی امکان ارزیابی دقیق‌تر تأثیر این فناوری بر بازار موسیقی و وضعیت اقتصادی هنرمندان را فراهم می‌کند. بدون وجود قواعد مشخص در این زمینه، نگرانی‌ها درباره تقدم منافع اقتصادی شرکت‌ها بر حقوق و خلاقیت هنرمندان همچنان پابرجا خواهد بود.

گسترش مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی و افزایش رقابت در بازار موسیقی

پیشرفت مدل‌های هوش مصنوعی و کاهش هزینه‌های توسعه و استفاده از آن‌ها، امکان تولید موسیقی را برای طیف گسترده‌تری از افراد و شرکت‌ها فراهم کرده است. این روند می‌تواند زمینه ورود استارت‌آپ‌های کوچک و توسعه‌دهندگان مستقل به حوزه تولید موسیقی با هوش مصنوعی را فراهم کند؛ حوزه‌ای که پیش‌تر به امکانات فنی و منابع مالی بیشتری نیاز داشت.

گسترش این ابزارها، در کنار فرصت‌هایی که برای تولیدکنندگان جدید ایجاد می‌کند، چالش‌هایی نیز برای هنرمندان انسانی به همراه دارد. افزایش حجم آثار تولیدشده با هوش مصنوعی در پلتفرم‌های پخش موسیقی ممکن است رقابت برای جلب توجه مخاطبان را دشوارتر کند؛ به‌ویژه برای هنرمندان مستقل که معمولاً از امکانات تبلیغاتی و مالی کمتری برخوردارند.

در چنین شرایطی، اگر پلتفرم‌ها به دلیل هزینه کمتر یا سهولت تولید، محتوای ساخته‌شده با هوش مصنوعی را در اولویت قرار دهند، احتمال کاهش دیده‌شدن آثار انسانی افزایش می‌یابد. در نتیجه، گسترش این فناوری ممکن است نابرابری موجود در بازار موسیقی را تشدید کند و فرصت‌های کسب درآمد را برای بخشی از هنرمندان محدود سازد.

با این حال، میزان تأثیر این روند بر آینده بازار موسیقی به نحوه استفاده از فناوری، سیاست‌های پلتفرم‌ها و مقررات مربوط به حقوق مؤلف بستگی دارد. از همین رو، تدوین چارچوب‌هایی که ضمن فراهم کردن امکان توسعه فناوری، از حقوق هنرمندان نیز محافظت کنند، به یکی از موضوعات مهم در آینده این صنعت تبدیل شده است.

عوامل هوش مصنوعی و آینده فعالیت حرفه‌ای موسیقی‌دان‌ها

عوامل هوش مصنوعی یا «شرکت‌ها» از دیگر فناوری‌هایی هستند که می‌توانند ساختار فعالیت در صنعت موسیقی را تغییر دهند. این عوامل، سیستم‌های نرم‌افزاری هستند که می‌توانند مجموعه‌ای از وظایف را به‌صورت خودکار انجام دهند؛ از نوشتن و تولید موسیقی گرفته تا بازاریابی و مدیریت برخی فعالیت‌های مرتبط با انتشار آثار.

گسترش این فناوری، بحث‌هایی را درباره احتمال استفاده از اجراکنندگان مجازی و هنرمندان تولیدشده با هوش مصنوعی در صنعت موسیقی مطرح کرده است. با این حال، ادعاها درباره آزمایش چنین پروژه‌هایی از سوی شرکت‌های بزرگ موسیقی و احتمال گسترش آن‌ها در مقیاس وسیع، نیازمند بررسی و تأیید مستقل است.

در صورت توسعه این روند، شرکت‌ها ممکن است بتوانند از اجراکنندگان مجازی برای تولید مستمر محتوا استفاده کنند؛ اجراکنندگانی که برخلاف هنرمندان انسانی، هزینه‌های متعارف مربوط به دستمزد، زمان استراحت و برخی نیازهای حرفه‌ای را ندارند. البته تولید چنین آثاری همچنان می‌تواند هزینه‌های فنی و حقوقی داشته باشد و استفاده از آن‌ها نیز لزوماً به معنای حذف هزینه‌های مربوط به حق امتیاز نیست.

با وجود این، گسترش اجراکنندگان مجازی می‌تواند رقابت در بازار موسیقی را وارد مرحله تازه‌ای کند و بر فرصت‌های شغلی و درآمدی خوانندگان، نوازندگان و دیگر فعالان این حوزه تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، یکی از پرسش‌های اساسی این است که چگونه می‌توان میان بهره‌گیری از ظرفیت‌های فناوری و حفظ جایگاه خلاقیت انسانی تعادل برقرار کرد؛ پرسشی که پاسخ به آن می‌تواند در تعیین مسیر آینده صنعت موسیقی نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.

آیا مخاطبان به هنرمندان هوش مصنوعی علاقه‌مند می‌شوند؟

یکی از پرسش‌های مهم درباره آینده موسیقی این است که آیا برای مخاطبان تفاوتی دارد که هنرمند مورد علاقه‌شان یک انسان باشد یا الگوریتمی که با هوش مصنوعی کار می‌کند. این احتمال وجود دارد که بخشی از شنوندگان، بیش از هویت سازنده، به خود موسیقی و تأثیر آن بر احساساتشان اهمیت بدهند. اگر یک اثر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، شاید منشأ تولید آن برای همه شنوندگان تعیین‌کننده نباشد.

پیشرفت فناوری‌های هوش مصنوعی نیز می‌تواند این روند را تقویت کند. مدل‌های پیشرفته‌تر قادرند الگوهای موجود در موسیقی و بیان احساسات انسانی را تحلیل کنند و آثاری بسازند که از نظر عاطفی به تجربه‌های شنوندگان نزدیک باشند. با این حال، توانایی بازآفرینی الگوهای احساسی با تجربه و احساس واقعی انسان یکسان نیست و همچنان این پرسش مطرح است که آیا موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی می‌تواند همان تأثیر آثار برآمده از تجربه‌های انسانی را داشته باشد.

این موضوع بحث‌های گسترده‌تری را درباره اصالت در هنر و جایگاه تجربه‌های شخصی در فرآیند خلاقیت مطرح می‌کند. در شرایطی که مرز میان موسیقی انسانی و ماشینی هر روز کم‌رنگ‌تر می‌شود، تشخیص منشأ آثار و آگاهی مخاطبان از نحوه تولید آن‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چگونه می‌توان از صنعت موسیقی در برابر پیامدهای هوش مصنوعی محافظت کرد؟

حفاظت از حقوق هنرمندان در برابر گسترش هوش مصنوعی، به اقدام هماهنگ قانون‌گذاران، شرکت‌های فناوری، پلتفرم‌های پخش موسیقی و فعالان این صنعت نیاز دارد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه، اصلاح قوانین حق کپی‌رایت و تدوین مقرراتی است که استفاده از آثار موسیقایی برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی را تابع ضوابط مشخصی کند.

در این چارچوب، هنرمندان و سازمان‌های صنفی می‌توانند از توافق‌نامه‌های بین‌المللی حمایت کنند که دریافت رضایت صاحبان آثار را برای استفاده از آن‌ها در مجموعه‌داده‌های آموزشی ضروری می‌دانند. همچنین، شفافیت درباره محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی و مشخص بودن نحوه استفاده از آثار دارای حق کپی‌رایت، از دیگر اقداماتی است که می‌تواند به حفظ حقوق پدیدآورندگان کمک کند.

تدوین قراردادهای روشن برای استفاده از آثار موسیقایی نیز اهمیت دارد. این قراردادها می‌توانند مواردی مانند پرداخت هزینه مجوز، تعیین سهم صاحبان آثار از درآمدهای حاصل و ایجاد سازوکارهای نظارتی برای اطمینان از رعایت مفاد توافق‌نامه‌ها را در بر بگیرند. چنین اقداماتی به هنرمندان امکان می‌دهد تا در صورت استفاده از آثارشان برای توسعه ابزارهای هوش مصنوعی، از حقوق و منافع اقتصادی خود دفاع کنند.

در کنار اصلاحات قانونی، افزایش آگاهی مخاطبان نیز می‌تواند در تعیین مسیر آینده موسیقی مؤثر باشد. آگاهی از پیامدهای استفاده گسترده و بدون ضابطه از هوش مصنوعی، به شنوندگان کمک می‌کند تا نقش انتخاب‌های خود را در حمایت از هنرمندان و اقتصاد خلاق بهتر درک کنند.

همکاری میان هنرمندان، سازمان‌های مدیریت حقوق مؤلف، قانون‌گذاران و شرکت‌های فناوری نیز برای دستیابی به راه‌حل‌های عملی ضروری است. هدف از چنین همکاری‌هایی باید ایجاد چارچوبی باشد که ضمن فراهم کردن امکان توسعه فناوری، از استفاده غیرمجاز از آثار هنری جلوگیری کند و حقوق مادی و معنوی صاحبان آن‌ها را به رسمیت بشناسد.

اگرچه فناوری همواره بخشی از تحولات صنعت موسیقی بوده و بسیاری از هنرمندان از ابزارهای جدید در فرآیند تولید آثار خود استفاده کرده‌اند، گسترش هوش مصنوعی مسئله‌ای فراتر از پذیرش یا رد یک فناوری تازه است. استفاده خلاقانه از این ابزارها به‌تنهایی نمی‌تواند مانع جایگزینی هنرمندان با تولیدات ماشینی یا استفاده بدون مجوز از آثار آن‌ها شود. از همین رو، تدوین قوانین مؤثر، ایجاد سازوکارهای نظارتی و تضمین جبران منصفانه حقوق صاحبان آثار باید در کانون توجه قرار گیرد.

آینده صنعت موسیقی در عصر هوش مصنوعی

تحولات پیش رو می‌تواند مسیرهای متفاوتی را برای آینده صنعت موسیقی رقم بزند. در یک سناریو، دولت‌ها با هماهنگی بیشتر بر سر مقررات استفاده از آثار هنری برای آموزش هوش مصنوعی به توافق می‌رسند و پلتفرم‌ها نیز با اتخاذ سیاست‌های شفاف‌تر، زمینه هم‌زیستی فناوری و خلاقیت انسانی را فراهم می‌کنند. در چنین شرایطی، هنرمندان می‌توانند از ابزارهای هوش مصنوعی برای توسعه ایده‌ها و بهبود فرآیند تولید آثار خود استفاده کنند، بی‌آنکه جایگاه حرفه‌ای و حقوقشان نادیده گرفته شود.

در مقابل، نبود مقررات مؤثر و گسترش استفاده بدون مجوز از آثار هنری می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد. افزایش حجم موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی در پلتفرم‌های پخش، در صورت همراه شدن با کاهش فرصت‌های درآمدزایی و دیده‌شدن آثار انسانی، ممکن است شرایط فعالیت را برای بسیاری از هنرمندان، به‌ویژه فعالان مستقل، دشوارتر کند. در چنین وضعیتی، احتمال دارد دسترسی به مخاطبان و کسب درآمد پایدار بیش از گذشته به امکانات مالی و تبلیغاتی وابسته شود.

با این حال، میزان تحقق هر یک از این سناریوها به عوامل مختلفی بستگی دارد و نمی‌توان درباره آینده صنعت موسیقی با قطعیت پیش‌بینی کرد. آنچه روشن به نظر می‌رسد، ضرورت توجه هم‌زمان به پیشرفت فناوری، حقوق بشر مالکیت فکری و وضعیت اقتصادی هنرمندان است.

در نهایت، آینده موسیقی به نحوه مواجهه فعالان این صنعت با تحولات پیش رو وابسته خواهد بود. هنرمندان، مخاطبان، شرکت‌های فناوری و سیاست‌گذاران هر یک در شکل‌گیری این آینده نقش دارند. ایجاد تعادل میان نوآوری و حمایت از خلاقیت انسانی، مستلزم همکاری و تدوین قواعدی است که هم امکان توسعه فناوری را فراهم کنند و هم مانع نادیده گرفته شدن حقوق صاحبان آثار شوند.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha