کد خبر 309311
۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۱

ویترین‌های راسته انقلاب از کتاب خالی می‌شوند

ویترین‌های راسته انقلاب از کتاب خالی می‌شوند

برخی از کتاب‌فروشی‌های راسته انقلاب با تغییر ویترین و افزودن کالای فرهنگی به آن، تلاش دارند تا مخاطبان را به فروشگاه جذب کنند، در حالی که کتاب‌فروشان کلاسیک معتقدند کتاب‌خوان‌ها به چنین فروشگاه‌هایی مراجعه نمی‌کنند.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، راسته انقلاب سال‌ها مرکز کتاب‌فروشی‌ها بود، هر کتاب ادبی، فلسفی، علوم اجتماعی و سیاسی، دانشگاهی و هرآنچه مخاطب کتاب‌خوان به آن نیاز داشتند در انقلاب پیدا می‌شد. کم‌کم تعدادی از کتاب‌فروشی‌ها جای خود را به کافه‌ها و غذافروشی‌ها دادند، ویترین‌های راسته انقلاب تغییر کرد و کالای فرهنگی جای کتاب را گرفت.

چرا این تغییر شکل گرفت آیا تنها دلیلش سلیقه نسل جدید است یا مسائل دیگری کتاب‌فروشان را مجبور به فعالیت در شکل جدید کرده است؟

نوع چیدمان و طراحی ویترین در دنیای جدید بر جذب مخاطب تاثیر دارد

کتاب‌فروشی امیرکبیر شعبه کوثر یکی از کتاب‌فروشی‌های بزرگی است که ویترینش کاملا غیرکتابی شد، درون فروشگاه هم تقریبا کتاب و کالای فرهنگی هم اندازه به فروش می‌رسند. خبرنگار ایرنا گفت‌وگویی با کاظم میران‌زاده مدیر کتاب‌فروشی امیرکبیر شعبه کوثر انجام داد که در ادامه می‌خوانید.

چرا ویترین کتاب‌فروشی خود را با عناصری جزء کتاب طراحی کردید؟

مردم کتاب‌فروشی امیرکبیر کوثر را با این ویترین می‌شناسند و با المان‌هایی که در ویترین کار شده، به یکدیگر برای پیدا کردن کتاب‌فروشی آدرس می‌دهند

نوع چیدمان و طراحی ویترین در دنیای جدید بر جذب مخاطب تاثیر دارد، ویترین هرچه امروزی‌تر باشد و مردم بتوانند با آن ارتباط بگیرند، تاثیرگذارتر خواهدبود. افراد وقتی از مغازه ما دیدن می‌کنند می‌خواهند عکس هم بگیرند. در این راسته تعدادی کتاب‌فروشی در ویترین خود از المان‌های(عناصر) سه بعدی استفاده کردند و این مسائل نسل جدید را جذب می‌کند.

کاری که برای ویترین کردیم، باعث شد که مردم کتاب‌فروشی امیرکبیر کوثر را با این ویترین بشناسند و با المان‌هایی که در ویترین کار شده، به یکدیگر برای پیدا کردن کتاب‌فروشی آدرس بدهند، به این شکل کتاب‌فروشی در ذهن مردم باقی مانده است. همچنین کیوسکی که جلوی در گذاشتیم به این مساله کمک می‌کند.

پیش از این قانونی نانوشته وجود داشت که ۷۰ درصد کالای کتاب‌فروشان باید کتاب باشد، آیا چنین مساله‌ای در کتاب‌فروشی شما انجام شده است؟

درصد کتاب در فروشگاه کمتر نشده است، اما افراد متعددی برای خرید کالاهایی مانند چراغ مطالعه، نشانک کتاب و چیزهای خاص دیگر وارد کتاب‌فروشی می‌شوند و گاهی ممکن است کتاب هم بخرند. در سال‌های اخیر لوازم‌التحریر و پازل‌ها به عنوان کالاهای فرهنگی وارد کتاب‌فروشی‌ها شده است. وجود کالا و مساحت بزرگ فروشگاه برای مخاطب جذابیت دارد، در نتیجه این دو، افراد بیشتری وارد کتاب‌فروشی می‌شوند تا حداقل در آن دور بزنند.

به توازنی میان فروش کتاب و کالای فرهنگی رسیدیم

اگر بخواهید نسبت خرید کتاب به کالا را بررسی کنید دو سال قبل کتاب مقداری کمتر و کالای فرهنگی مقداری بیشتر به فروش می‌رسد. این فروشگاه قبلا هم برقرار بود، مدتی تعطیل شد و دوباره بازگشایی شده است، پیش از این ممکن بود نسبت فروش کالا به کتاب دو برابر باشد، اما کتاب‌هایمان را کامل کردیم و به توازنی میان فروش کتاب و کالای فرهنگی رسیدیم. و نمی‌توان گفت که این کتابفروشی بیشتر کالا دارد. کتاب‌هایمان در حوزه رمان، داستان، علوم سیاسی، اجتماعی و روان‌شناسی را کامل کردیم تا مخاطبِ کتاب هم به این کتاب‌فروشی اعتماد کند.

سال دیگر به احتمال زیاد نباشیم

فروشگاه کتاب ایرانیان یکی از قدیمی‌هایی است که دور میدان انقلاب قرار دارد، این کتاب‌فروشی پیش از این، به شکل اختصاصی روی کتاب‌های فنی و مهندسی تمرکز داشت اما این روزها نصف فروشگاهش را به لوازم‌التحریر اختصاص داده است و کتابی در ویترین دیده نمی‌شود. باید وارد فروشگاه بشوید و بخش لوازم‌التحریر را پشت سر بگذارید تا به قفسه‌های کتاب برسید.

درباره چرایی این تغییرات با مهدی جاویدمهر کتاب فروشی ایرانیان گفت‌وگو کردیم:

چه مسائلی باعث شد تا ویترین فروشگاه خود را از کتاب به لوازم‌التحریر تغییر بدهید؟

حدود ۲۵ سال است که در انقلاب کتاب‌فروشی دارم. ویترین ما بزرگترین ویترین میدان انقلاب بود و کتاب‌های فنی مهندسی را به شکل اختصاصی می‌فروختیم، اما آنقدر استقبال کم و کمتر شد که ویترین را جمع کردیم و نصف مغازه را هم به فروش لوزم‌التحریر اختصاص دادیم، تا اجاره مغازه را تامین کنیم. این روزها اجاره ماهانه هر مغازه بالای ۲۵۰ میلیون تومان است.

باید در ماه‌های مهر و آبان بفروشیم تا رکود ۱۰ ماهه خود را جبران کنیم اما این روزها چنین شرایطی وجود ندارد

در دو تا سه سال اخیر ۹۰ درصد در فروش کتاب‌های فنی و مهندسی افت کردیم. این روزها کتاب‌های روان‌شناسی بیشتر توسط دست‌فروشان به فروش می‌رسد، آنها کتاب ناشر را چاپ می‌کنند، به قیمت پایین، با کاغذ بی‌کیفیت و صحافی ضعیف می‌فروشند در نتیجه کتاب‌فروشی از رده خارج می‌شود.

مغازه ما پرفروش‌ترین کتاب‌فروشی میدان انقلاب بود و این سال‌ها افت ۹۰ درصدی در فروش دارد. شاید هم به احتمال خیلی زیاد سال دیگر نباشیم، زیرا با توجه به فضای کار و رکودی که وجود دارد، نمی‌توانیم به کار ادامه بدهیم.

همیشه این‌روزها در ماه مهر پرفروش‌ترین ماه کتاب‌فروشان بود، (ساعت ۱۳) به قفسه‌ها نگاه کنید از صبح یک نفر کتاب فنی و مهندسی نخریده است، پیش از این در چنین روزهایی نمی‌توانستیم در این راسته تکان بخوریم؛ این روزها به خیابان انقلاب نگاه کنید، خلوت است و افرادی هم که به انقلاب آمدند برای خرید لوازم‌التحریر است و وقتی قیمت‌های آن را می‌بینند به خانه خود باز می‌گردند. ما باید در ماه‌های مهر و آبان بفروشیم تا رکود ۱۰ ماهه خود را جبران کنیم اما این روزها چنین شرایطی وجود ندارد.

اگر حوزه کتاب‌های خود را تغییر بدهید و رمان و کتاب‌های روان‌شناسی بفروشید، آیا می‌توانید کتاب‌فروشی را روی پا نگه دارید؟

حتی اگر حوزه کتاب‌هایی را که می‌فروشیم تغییر بدهیم، کسی توانایی خرید آن را نخواهد داشت. کتابی که سال گذشته ۳۰۰ هزار تومان بود، الان سه میلیون تومان شده یعنی قیمت‌ها ۱۰ برابر شده است. ناشر می‌گوید که کاغذ را با قیمت بالا می‌خرد و هزینه‌های چاپخانه هم افزایش پیدا کرده است، مشتری توانایی خرید ندارد و دنبال خرید کتاب‌های دست دوم است، کتاب‌های ویرایش قدیمی را که با مبلغ کمتر می‌خرند. همه اینها دست به دست هم داده است.

پیش از این گفته می‌شد کتاب‌فروشان می‌توانند ۳۰ درصد کالای فروشگاه خود را به مسائلی غیر از کتاب اختصاص بدهند، آیا هنوز چنین مساله‌ای مطرح است؟

لوازم‌التحریر این روزها ۴۰ درصد مغازه را گرفته است و این مساله که باید ۷۰ درصد مغازه کتاب باشد دیگر مطرح نیست. اگر مغازه‌ای پیش از این برای یک فرد بود، این روزها فروشگاه را غرفه‎‌بندی کردند، و هر حوزه کتاب مانند فنی مدیریت و روانپزشکی را اجاره می‌دهند و افراد متعددی در یک مغازه کار می‌کنند، تا بتوانند اجاره مغازه را به دست بیاورند.

آیا توانستید از وامی که خانه کتاب برای ناشران و کتاب‌فروشان در نظر گرفته است، استفاده کنید؟

من برای دریافت وام اقدام نکردم، اما می‌دانم کسی هم نتوانسته وام را دریافت کند.

از سال ۱۳۸۳ در انقلاب کتاب می‌فروشم، کتاب فنی و مهندسی، برق، کامپیوتر، مکانیک، شیمی و عمران کنار گذاشته شده است و یک کتاب هم در روز نمی‌فروشیم و فقط کتاب‌های روان‌شناسی و انگیزشی به فروش می‌رسد.

کتاب‌های دانشگاهی نمی‌فروشیم؛ دانشجویان اطلاعات را از فضای مجازی و به کمک هوش مصنوعی به دست می‌آورند و نوبت به کتاب نمی‌رسد، آنها هم دوست دارند کتاب بخرند اما هزینه‌ها بالا رفته است و نمی‌توانند خرید کنند به همین دلیل از پی.دی.اف کتاب و به شکل الکترونیک مطالعه می‌کنند.

فروشگاه‌ها جایگزین کتاب‌فروشی‌ها می‌شوند

پیاده‌روهای راسته انقلاب پوشیده از کتاب‌هایی است که کف زمین یا روی میزهای بزرگ که می‌شود گفت حداقل یک سوم راه را گرفته به فروش می‌رسد. کتاب‌هایی که با عنوان کتاب قاچاق شناخته می‌شود و ممکن است کتابِ پرفروش ناشری باشد که بدون اجازه ناشر و نویسنده کپی برداره شده، ممکن است کتاب‌های بدون مجوز یا آثاری کتابسازی شده باشند، اما چنان در دسترس و گسترده هستند که دسترسی به کتاب از بساط چه بسا ساده‌تر از خرید آن از کتاب‌فروشی باشد.

در این میان کیفیت پایین و قیمت بالای کتاب‌های کپی‌برداری شده، اشتباه‌هایی که در تالیف و گردآوری آنها وجود دارد می‌تواند موجب شکل‌گیری تصور اشتباه درباره کتاب در ذهن مخاطبی که این کتاب را خریده است، ایجاد کند.

هاشم خسروی مدیر کتابفروشی دانشجو حدود ۳۰ سال است که در این فروشگاه کتاب‌ها را به دست مخاطبان می‌رساند. با او درباره وضعیت کتاب‌فروشی‌ها گفت‌وگو کردیم.

به نظر شما چرا روند تغییر ویترین کتاب‌فروشی‌ها شکل گرفته است؟

ابتدا باید توجه کرد که دست‌فروشان بهتر از کتاب‌فروشی‌ها، فروش دارند. آنها می‌توانند کتاب‌های قاچاق و کتاب‌های ممنوعه را بفروشند، البته آنها می‌توانند کتاب‌هایی را هم که کپی می‌شود بفروشتند، اما ما نمی‌توانیم. در نتیجه این مسائل، به این دلیل که هزینه پاسخگو نیست، متاسفانه به سمت فروش کالاهای حاشیه‌ای مانند ساعت، قاب عکس و چیزهایی به این شکل رفتیم.

کتاب‌خوان‌ها اکثرا پول ندارند و افرادی که پول دارند کتاب نمی‌خوانند

در نهایت در بازه زمانی کوتاه دو تا سه ساله از این حالت خارج می‌شویم و فروشگاه‌های دیگر جایگزین کتاب‌فروشی می‌شود و این خواسته اکثریت است، قطعا این اتفاق می‌افتد و وقتی که قیمت کتاب دو سال پیش ۵۰۰ هزار تومان بود و امروز همان کتاب را با قیمت پنج میلیون تومان می‌فروشند، کسی نمی‌تواند کتاب بخرد. تعدادی از کتاب‌های زبان افست می‌شود. کتاب‌خوان‌ها اکثرا پول ندارند و افرادی که پول دارند کتاب نمی‌خوانند، دلیل ندارد که کتاب بخوانند و اگر کتاب را می‌خرند به عنوان دکور کتابخانه است کتاب را کسی نمی‌خواند.

مردم باید دو تا سه میلیون تومان هزینه کنند تا کتاب بخرند، اما در شرایط امروز قبل از اینکه کتاب بخرند، نخود و لوبیا تهیه می‌کنند و این اتفاق متاسفانه با سرعت می‌افتد. در چنین شرایطی کتاب‌فروشان توان اداره کردن کتاب‌فروشی با فروش کتاب را ندارند همچنین با این هزینه‌ها بسیاری از کتاب‌ها چاپ نمی‌شود.

کتاب فروختن امری زمان‌بر است و حداقل به ۶ ماه زمان نیاز است تا پولش به دست ناشر برسد این اتفاق نمی‌افتد و ناشر ضرر می‌کند، به همین دلیل به ناشر اجازه دادند که پشت جلد کتاب قیمت را چاپ نکند این اتفاق نادری است.

اگر از کتاب‌فروشی کمی جلوتر بروید، نمی‌توانید در پیاده‌رو حرکت کنید از دو سمت بساط چیدند و کتاب را کف پیاده‌رو می‌فروشند در هیچ کشور دیگری چنین اتفاقی نمی‌افتد، من ندیدم؛ قائدتا نباید بیفتد.

قرار بود تسهیلاتی مانند وام کم بهره به ناشران و کتابفروشان اعطا شود، آیا شما آن را دریافت کردید؟

حدود ۳۰ سال است که اینجا کتاب‌فروشی می‌کنم و فروشگاه برای خودم است؛ اینجا چهارنفر نیرو داشتیم و الان یک نفر باقی مانده است، به این دلیل که از او رضایت کامل داریم، خیلی از کتاب‌فروش‌ها همان یک نفر را هم ندارند.

اگر در چنین شرایطی ۵۰۰ میلیون به ما وام بدهند(که نمی‌دهند) این چه تاثیری در کار دارد؟ مشکل فراتر از این حرف‌ها است و مردم باید بتوانند کتاب بخرند.

راسته خیابان انقلاب با توجه به سلیقه نسل‌ها تغییر می‌کند

کتاب‌فروشان راسته انقلاب را می‌توانیم به دو دسته کلی تقسیم‌بندی کنیم. کتاب‌فروشی‌هایی که ویترین آنها تغییر چهره داده است و کتاب‌فروشی‌هایی که به شکل کلاسیک به فعالیت خود ادامه می‌دهند. راسته خیابان انقلاب با توجه به سلیقه نسل‌ها تغییر می‌کند و با روز جلو می‌آید.

ویترین‌های جدید می‌تواند موجب جذب نسل جدید بشود، اما افراد کتابخوان کتاب‌فروشی‌های کلاسیک را انتخاب می‌کنند، سکوت حاکم بر کتاب‌فروشی و مشاوره‌ای که یک کتاب‌فروشی کلاسیک می‌تواند به مخاطب بدهد، در میان هیچ کدام از کالاهای فرهنگی و جذابیت‌های بصری که از آنها استفاده می‌شود، وجود ندارد.

کتاب‌فروشی‌ها حتی با تغییر ویترین شاید نتوانند چراغ خودشان را روشن نگه دارند، زیرا عوامل متعددی موجب فروش نرفتن کتاب در کتاب‌فروشی می‌شود، قیمت کاغذ، زینک، چسب، مرکب و نیروهای چاپخانه و صحافان که باعث افزایش قیمت کتاب شده و حتی کتاب‌دوستان نمی‌توانند کتاب بخرند.

از طرفی، فروش کتاب‌های کپی‌برداری شده و بدون مجوز در پیاده‌روها افزایش پیدا کرده، زیرا ممکن است مخاطب کتاب‌هایی را که در بساط کف خیابان فروخته می‌شود، بدون سانسور فرض کند. همچنین شرایط کنونی موجب شده که مردم آنقدر گرفتار روزمره بشوند که نه تنها از کتاب بلکه از هر نوع فعالیت فرهنگی فاصله بگیرند.

در چنین شرایطی حتی ارائه تسهیلاتی مانند وام‌های کم‌بهره، اگر به شکل عادلانه هم ارائه بشود، نمی‌تواند مانع نابودی کتاب‌فروشی‌ها بشود. پس باید هرچه زودتر به ریشه‌های مسائل صنف چاپ و نشر رسیدگی بشود.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha