به گزارش حیات به نقل از ایرنا، تا همین چند سال پیش، بخش مهمی از سواد رسانهای به این خلاصه میشد که بدانیم چه خبری را باور کنیم، منبع خبر کجاست، تصویر واقعی است یا دستکاری شده و چگونه میان خبر و شایعه تفاوت بگذاریم.
اما امروز، با گسترش هوش مصنوعی مولد، یک مهارت تازه به این مجموعه اضافه شده است: چگونه از هوش مصنوعی سؤال بپرسیم؟
اینجاست که مفهوم «پرامپت» یا همان دستور و درخواست ورودی، اهمیت پیدا میکند؛ مهارتی که میتوان آن را در زبان سادهتر، «هنر درخواستنویسی از هوش مصنوعی» و در مفهومی گستردهتر، «مهندسی گفتوگو با هوش مصنوعی» نامید.
هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه متن تولید کند، ایده بدهد، اطلاعات را دستهبندی کند، خلاصهسازی انجام دهد، تصویر بسازد و حتی در تحلیل دادهها به ما کمک کند؛ اما کیفیت خروجی همیشه به توانایی خود ابزار مربوط نیست. بخش مهمی از ماجرا به این برمیگردد که ما مسئله را چگونه برای آن تعریف میکنیم.
برای مثال، میان این دو درخواست تفاوت قابل توجهی وجود دارد:
«درباره سواد رسانهای بنویس.»
و:
«یک یادداشت درباره سواد رسانهای در عصر هوش مصنوعی برای مخاطب عمومی بنویس؛ لحن آن روزنامهنگارانه و قابل فهم باشد، میان واقعیت و تحلیل تفکیک ایجاد کن و در پایان سه راهکار عملی برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی ارائه بده.»
در درخواست دوم، کاربر فقط سؤال نپرسیده است؛ هدف، مخاطب، قالب، لحن و معیارهای خروجی را مشخص کرده است.
این همان نقطهای است که «مهندسی درخواست» از یک اصطلاح فنی فراتر میرود و به بخشی از سواد رسانهای تبدیل میشود.
کاربر باسواد رسانهای در گذشته میپرسید:
«این خبر را چه کسی منتشر کرده است؟»
امروز باید سؤال دیگری را نیز به آن اضافه کند:
«اگر قرار است این موضوع را از هوش مصنوعی بپرسم، چگونه سؤال کنم که پاسخ دقیقتر و قابل ارزیابیتری دریافت کنم؟»
البته یک نکته مهم را نباید فراموش کرد: پرامپت خوب، تضمینکننده پاسخ درست نیست. هوش مصنوعی میتواند متنی بسیار روان، منظم و حتی متقاعدکننده تولید کند، اما روان بودن متن به معنای درست بودن آن نیست. ممکن است اطلاعاتی نادرست، ناقص یا بدون پشتوانه کافی در یک پاسخ کاملاً حرفهای به نظر برسد.
بنابراین، سواد استفاده از هوش مصنوعی فقط به این معنا نیست که چه چیزی از آن بخواهیم؛ بلکه باید بدانیم پاسخ آن را چگونه ارزیابی کنیم.
اینجاست که «سواد رسانهای» و «سواد هوش مصنوعی» به یکدیگر میرسند.
کاربر آگاه باید بتواند از خودش بپرسد:
این اطلاعات از کجا آمده است؟
کدام بخش پاسخ، واقعیت قابل بررسی است و کدام بخش، تحلیل یا برداشت؟
آیا منابع معرفیشده واقعی و قابل دسترسی هستند؟
آیا احتمال خطا یا ساخت اطلاعات وجود دارد؟
و آیا این پاسخ برای انتشار یا تصمیمگیری، نیازمند راستیآزمایی مستقل است؟
در واقع، استفاده حرفهای از هوش مصنوعی را میتوان در چهار مرحله خلاصه کرد:
اول؛ تعریف مسئله: دقیقاً چه میخواهم؟
دوم؛ درخواستنویسی هوشمند: چه اطلاعات، زمینه، محدودیت و قالبی باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب مشخص کنم؟
سوم؛ گفتوگوی تکمیلی: آیا پاسخ نخست کافی است یا باید سؤال را اصلاح و دقیقتر کنم؟
چهارم؛ ارزیابی و راستیآزمایی: آیا پاسخ دریافتشده درست، مستند و قابل اتکاست؟
این مرحله چهارم، بهخصوص در حوزه خبر و رسانه، اهمیت دوچندان دارد.
هوش مصنوعی نباید جای تفکر را بگیرد؛ باید ظرفیت تفکر، یادگیری و تولید انسان را افزایش دهد.
اگر سؤال ضعیف باشد، ممکن است خروجی ضعیف دریافت کنیم. اگر سؤال مبهم باشد، پاسخ هم ممکن است کلی و مبهم شود. اگر درخواست ما اطلاعات نادرست یا پیشفرض اشتباهی داشته باشد، هوش مصنوعی ممکن است همان پیشفرض را در پاسخ بازتولید کند.
از سوی دیگر، اگر هر پاسخ روان و مطمئن هوش مصنوعی را بدون بررسی بپذیریم، فناوریای که میتواند ابزار افزایش سواد باشد، ممکن است به عاملی برای گسترش خطای اطلاعاتی تبدیل شود.
پس مهندسی گفتوگو با هوش مصنوعی، در حقیقت بخشی از مهندسی فکر کردن ماست.
ما باید یاد بگیریم مسئله را درست ببینیم، سؤال مناسب طرح کنیم، پاسخ را نقد کنیم، سؤال بعدی را دقیقتر بپرسیم و در نهایت، میان «پاسخ تولیدشده» و «اطلاعات قابل اعتماد» تفاوت بگذاریم.
شاید در عصر هوش مصنوعی، یکی از مهمترین نشانههای سواد رسانهای این نباشد که چه مقدار محتوا میتوانیم در چند ثانیه تولید کنیم؛ بلکه این باشد که چقدر خوب سؤال میپرسیم و چقدر خوب میتوانیم پاسخ دریافتشده را به چالش بکشیم.
هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه پاسخ بدهد؛ اما هنوز این انسان است که باید تشخیص دهد چه سؤالی ارزش پرسیدن دارد، کدام پاسخ ارزش بررسی بیشتر دارد و کدام پاسخ نباید بدون راستیآزمایی پذیرفته شود.
شاید آینده استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی، نه در پرسیدن هزاران سؤال، بلکه در هنر پرسیدن سؤال درست خلاصه شود.
پرامپت فقط یک دستور برای هوش مصنوعی نیست؛ آغاز یک گفتوگوست؛ و کیفیت این گفتوگو، تا حد زیادی به کیفیت فکر کردن ما بستگی دارد.
*کارشناس رسانه و مدرس سواد رسانه ای

نظر شما