کد خبر 307699
۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۸

وقتی لباس چوپانان مد می‌شود!

وقتی لباس چوپانان مد می‌شود!

یک بالاپوش در مجموعه پاییز ـ زمستان ۲۰۲۶ لویی‌ ویتون، به‌دلیل فرم و طراحی، مخاطب ایرانی را به یاد «شولا»، پوشش چوپانان مازندرانی می‌اندازد؛ شباهتی که البته به معنای تأیید الهام گرفتن طراح فرانسوی از این پوشش نیست.

به گزارش حیات به نقل از ایسنا، یک لباس، گاه پیش از آنکه در ویترین یک خانه مد بزرگ قرار بگیرد، بخشی از زندگی روزمره مردمانی بوده است که برای کار، سفر یا زیستن در طبیعت آن را به تن می‌کرده‌اند. پوشش‌های چوپانی از همین دست‌اند؛ لباس‌هایی که شکل و جنس آنها بیش از آنکه تابع مد باشد، پاسخی به اقلیم، کار و نیاز به محافظت در برابر سرما، باد و باران بوده است.  

در میان تصاویر منتشر شده از مجموعه پاییز ـ زمستان ۲۰۲۶ لویی‌ ویتون، بالاپوش‌هایی دیده می‌شود که در نگاه نخست، بیش از آنکه یادآور لباس‌های متعارف مد شهری باشند، به پوشش‌های جوامع روستایی، عشایری و چوپانی نزدیک‌اند؛ پوشش‌هایی آزاد، حجیم و گاه شنل‌ مانند که با متریال‌های معاصر و لوکس بازطراحی شده‌اند.

لباس چوپانان ایرانی در قاب لویی‌ ویتون؛ شباهتی که ریشه‌های یک میراث را یادآوری می‌کند

خانه لویی‌ ویتون این مجموعه را به طراحی نیکولاس گسکیه، دهم مارس ۲۰۲۶ در موزه لوور پاریس رونمایی کرد و آن را با عنوان مجموعه پاییز ـ زمستان ۲۰۲۶ معرفی کرده است. در معرفی رسمی مجموعه، از «فولکلور آینده‌گرا»، بافت‌های برگرفته از عناصر طبیعی و فرم‌های حجمی سخن گفته شده است.  

نیکولاس گسکیه ( Nicolas Ghesquière) طراح این مجموعه، در توضیح منابع الهام خود اشاره‌ای به شولا یا پوشش ایرانی نداشته است، اما از تلاش برای بازخوانی پوشش فرهنگ‌های مختلف جهان سخن گفته است؛ موضوعی که بار دیگر می‌تواند توجه‌ها را به یکی از پوشش‌های شاخص بختیاری و مهارت بافت آن که در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شده است، جلب کند.

از پوشش چوپانان تا یک «فولکلور برای آینده»

مجله «Vogue» نیز در بررسی مجموعه، یکی از پوشش‌های ابتدایی نمایش را شبیه «کِپِنِک‌های سنتی چوپانان ترکیه» دانسته است؛ پوشش‌هایی که برای محافظت چوپانان در برابر شرایط جوی استفاده می‌شدند و در نسخه لویی‌ ویتون با متریال‌هایی مانند موی حیوانی و پشم با حاشیه چرمی بازطراحی شده‌اند.  

«گِسکیه» نیز پس از نمایش درباره رویکرد خود گفته است که هنگام آغاز کار روی مجموعه، می‌خواستند روی نوعی «لباس معماری» کار کنند که بتواند فرهنگ‌های مختلف جهان را بیان کند. او لباس را نوعی مردم‌شناسی دانسته که از طریق آن می‌توان وجوه مشترک میان شیوه پوشش مردم در نقاط مختلف جهان را دید. در همین گزارش، Vogue به ارجاع‌های دیگری در مجموعه از جمله پرو، نپال و استپ‌های مغولستان اشاره کرده و «گسکیه» فضای کلی این مجموعه را نوعی «فولکلور جدید برای آینده» توصیف کرده است. بنابراین، آنچه درباره شباهت لباس لویی‌ ویتون با «شولا» می‌توان گفت، شباهتی دیداری و ساختاری است، نه یک ارتباط تأییدشده از سوی طراح.

این تمایز اهمیت دارد؛ زیرا پوشش‌های جوامع دامدار و کوچ‌رو در نقاط مختلف جهان، به‌دلیل شرایط اقلیمی و کارکرد مشابه، ممکن است ویژگی‌های مشترکی داشته باشند. لباس‌هایی که برای حرکت، محافظت در برابر سرما و باد یا کار در فضای باز شکل گرفته‌اند، گاه در فرم و ساختار به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

با این حال، برای مخاطب ایرانی، فرم کشیده و آزاد و ساختار بدون آستین برخی از این بالاپوش‌ها می‌تواند یادآور پوشش‌هایی باشد که در فرهنگ پوشاک ایران سابقه دارند؛ از «شولا» در شمال ایران گرفته تا «چوقا» در میان بختیاری‌ها.

شولا؛ بالاپوش چوپانان شمال ایران 

«شولا» بالاپوشی پهن، بلند و بدون آستین است که در منابع مربوط به پوشاک سنتی شمال ایران، به‌ویژه در میان چوپانان تالشی و گالش، معرفی شده است.

بر اساس مدخل پوشاک منطقه خزر در دانشنامه ایرانیکا، چوپانان کوهستانی در تالش و گالش، روی لباس‌های خود بالاپوشی پهن با نام‌ «شولا» به تن می‌کردند؛ پوششی بدون آستین و حتی بدون جای آستین که از یک قطعه نمد تاخورده ساخته می‌شد. این پوشش در قسمت جلو باز بود و بندهایی در دو سوی قسمت بالایی آن، روی شانه‌ها بسته می‌شد.

لباس چوپانان ایرانی در قاب لویی‌ ویتون؛ شباهتی که ریشه‌های یک میراث را یادآوری می‌کند

شولا در شکل رایج خود به رنگ طبیعی و تا حدود زانو بوده و کارکرد اصلی آن محافظت در برابر سرما بوده است. در همین منبع آمده است که شولا معمولاً ملک شخصی چوپان نبوده، بلکه به اصطلاح «متعلق به گله» محسوب می‌شده است؛ چوپانان به نوبت از آن استفاده می‌کردند و حتی هنگام خواب خود را در آن می‌پیچیدند.

این جزئیات نشان می‌دهد که شولا صرفاً یک قطعه پوشاک نبوده، بلکه با شیوه زندگی چوپانی و شرایط زیست در مناطق کوهستانی پیوند داشته است.

نمد بودن این پوشش نیز اتفاقی نیست. نمد از فشرده شدن الیاف پشم به دست می‌آید و ساختار متراکم آن می‌تواند برای محافظت در برابر سرما و رطوبت مناسب باشد. در چنین شرایطی، شکل و جنس لباس بیش از آنکه تابع زیبایی‌شناسی باشد، پاسخی به یک نیاز واقعی در زندگی روزمره بوده است

چوقا؛ لباسی که هویت بختیاری را با خود دارد

هرچند شولا در منابع مربوط به پوشاک مازندران و گیلان ارتباط پررنگی با چوپانان و گالش‌ها دارد، اما نمونه‌های مشابه آن در مناطق دیگر ایران نیز گزارش شده است. منابع پوشاک سنتی، استفاده از شولا یا پوشش‌های مشابه مانند «چوقا» را در میان برخی عشایر بختیاری و قشقایی و همچنین گروه‌هایی از کردها و لرها نیز ذکر کرده‌اند.

البته شولا را نباید با چوقای بختیاری یکی دانست؛ هرچند هر دو در گروه بالاپوش‌های سنتی جوامع دامدار قرار می‌گیرند و ممکن است از نظر کلی برای مخاطب، شباهت‌هایی داشته باشند.

چوقا یا چوخا، بالاپوشی مردانه در میان بختیاری‌هاست که از پشم بافته می‌شود و زمینه روشن با خطوط تیره و عمودی از ویژگی‌های شناخته‌شده آن است. چوقابافی نیز از مهارت‌های مرتبط با پوشاک بختیاری است و در مناطق مختلف چهارمحال و بختیاری رواج داشته است.

«چوقا» در ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۳ در شورای ثبت میراث فرهنگی کشور تأیید و به‌عنوان یکی از عناصر میراث فرهنگی ناملموس در فهرست آثار ملی ثبت شد. یک سال بعد نیز «مهارت بافت چوقا» با شماره ۱۰۸۰ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

این ثبت‌ها از یک نکته مهم حکایت دارند: آنچه در میراث پوشاک اهمیت دارد، تنها حفظ یک لباس و شکل ظاهری آن نیست؛ دانش، مهارت و شیوه‌ای که برای تولید و استفاده از آن شکل گرفته نیز می‌تواند بخشی از میراث فرهنگی باشد.

از این منظر، اگرچه چوقا و شولا دو پوشش متفاوت با خاستگاه‌های فرهنگی و جغرافیایی متفاوت‌اند، هر دو نمونه‌ای از پیوند میان پوشاک، محیط زندگی و دانش جوامع محلی به شمار می‌روند

در میان لباس‌های مجموعه لویی ویتون نیز نمونه‌ای با زمینه روشن و خطوط تیره و عمودی، از نظر ظاهری می‌تواند مخاطب ایرانی را به یاد چوقای بختیاری بیندازد.  

لباس چوپانان ایرانی در قاب لویی‌ ویتون؛ شباهتی که ریشه‌های یک میراث را یادآوری می‌کند

شولا یا چوقا؛ از شمال ایران تا چهارمحال و بختیاری

همین گستردگی، یکی از دلایلی است که نمی‌توان شولا را صرفاً به یک قوم یا یک جغرافیای محدود تقلیل داد. زندگی دامداری و چوپانی در مناطق مختلف ایران، با وجود تفاوت‌های فرهنگی، با نیازهای مشترکی همراه بوده است؛ سرما، بارش، باد، شب‌مانی و ساعت‌های طولانی حضور در فضای باز. طبیعی است که پاسخ پوشاک به این نیازهای مشترک نیز در برخی نقاط به فرم‌هایی مشابه برسد.

از همین منظر، شولا یا چوقا را می‌توان بخشی از دانش و تجربه زیسته جوامع دامدار دانست؛ دانشی که در انتخاب پشم، شیوه تولید نمد، اندازه و فرم لباس و حتی نحوه استفاده از آن انعکاس پیدا کرده است.  

شاید به همین دلیل است که دیدن یک پوشش معاصر در مجموعه یکی از خانه‌های بزرگ مد جهان که برای مخاطب ایرانی یادآور شولاست، می‌تواند فرصتی برای صحبت درباره خود «شولا» باشد، نه لزوماً برای اثبات اینکه طراح از آن الهام گرفته، بلکه برای یادآوری اینکه پشت چنین پوششی چه میزان دانش و تجربه فرهنگی وجود دارد.

در سال‌های گذشته نیز طراحان مختلف در ایران و خارج از ایران به عناصر هنر و فرهنگ ایرانی توجه کرده‌اند؛ از استفاده از نقش‌مایه‌های سنتی مانند بته‌جقه گرفته تا بهره‌گیری از عناصر معماری ایرانی در طراحی لباس.

اما زمانی که یک نقش یا فرم از زمینه اصلی خود جدا می‌شود و در یک طراحی معاصر مورد استفاده قرار می‌گیرد، پرسش مهم این است که آیا مخاطب همچنان می‌تواند منشأ فرهنگی آن را بشناسد یا اینکه عنصر میراثی، بدون نام و روایت اصلی خود، صرفاً به یک فرم زیباشناختی تبدیل می‌شود.

شولا نیز چنین ظرفیتی دارد. فرم ساده و قابل تشخیص، بافت دستی و ارتباط آن با زندگی عشایری می‌تواند در طراحی معاصر مورد بازخوانی قرار گیرد، اما آنچه اهمیت دارد این است که در کنار فرم ظاهری، روایت فرهنگی و مهارت تولید آن نیز دیده شود.

شاید در نهایت پرسش اصلی این نباشد که آیا لویی‌ ویتون شولای مازندرانی یا چوقای بختیاری را دیده یا از آن الهام گرفته است؟ پرسش مهم‌تر این است که چرا پوششی با چنین پیشینه‌ای، زمانی که نمونه‌ای شبیه آن در یکی از مهم‌ترین خانه‌های مد جهان دیده می‌شود، دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد؟

«شولا» پیش از آنکه یک فرم قابل استفاده در طراحی لباس باشد، بخشی از حافظه فرهنگی چوپانان ایران است؛ میراثی که در تار و پود آن، مهارت بافت، شیوه زندگی عشایری، اقلیم شمال کشور و هویت یک جامعه به هم گره خورده است.

و شاید همین تصویر از یک بالاپوش در پاریس، بیش از آنکه درباره لویی‌ ویتون باشد، فرصتی باشد برای اینکه شولا یا چوقا در فرهنگ پوشاک ایران را با نام خودش، با ریشه‌های خودش و با روایت فرهنگی خودش دوباره ببینیم.

لباس چوپانان ایرانی در قاب لویی‌ ویتون؛ شباهتی که ریشه‌های یک میراث را یادآوری می‌کند

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha