به گزارش حیات به نقل از فارس، تهران: پایتخت ظرفیتهای متنوعی در حوزه گردشگری دارد و شهرداری تهران در سالهای اخیر برنامههایی را برای معرفی، ساماندهی و بهرهبرداری از این ظرفیتها دنبال کرده است. برگزاری تورهای گردشگری، معرفی اماکن کمترشناختهشده و طراحی مسیرهای جدید از جمله اقداماتی است که در این حوزه انجام شده است.در همین راستا، برای بررسی آخرین وضعیت گردشگری تهران و اقدامات انجامشده، با امیر قاسمی، رئیس ستاد گردشگری شهر تهران، گفتوگو کردهایم.گردشگری در کشور ما چه جایگاهی دارد و شهرداری تهران در این زمینه چه رویکردی را دنبال میکند؟متأسفانه گردشگری در کشور ما هنوز به جایگاه واقعی خودش نرسیده است؛ این در حالی است که در بسیاری از کشورها، گردشگری یکی از بخشهای مهم اقتصادی محسوب میشود و حتی در کنار درآمدهای نفتی و سایر منابع درآمدی کشورها قرار گرفته است.ما کارمان را با شعار «تهران، کلانشهر الگوی جهان اسلام» آغاز کردیم و تلاشمان این بوده که تهران را بهعنوان یک مقصد گردشگری به جهانیان معرفی کنیم و مؤلفههای مختلف این شعار را در کنار یکدیگر قرار دهیم.در این مدت چه اقداماتی برای معرفی ظرفیتهای گردشگری تهران انجام شده است؟اگر بخواهم به اقداماتی که در این مدت در شهر تهران انجام شده اشاره کنم، یکی از موارد مهم، تعداد تورهای گردشگری است. در این دوره از مدیریت شهری، بالغ بر ۳۶ هزار تور گردشگری در تهران برگزار شده است.این عدد، عددی واقعی و قابل استناد است و اطلاعات مربوط به این تورها قابل مشاهده و بررسی است.
در کنار برگزاری تورها، برنامههای مختلفی هم برای معرفی بیشتر اماکن و ظرفیتهای گردشگری تهران برگزار کردیم. برای مثال، برنامه «به وقت عاشقی» را اجرا کردیم و در قالب این برنامه حدود ۴۰ هزار نفر از شهروندان تهرانی را به سراسرنمای مقاومت و پیروزی در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بردیم.همچنین در سالروز حضور حضرت امام در جماران، برنامهای با عنوان «کوچه آفتاب» برگزار کردیم که این برنامه سه سال متوالی اجرا شد.به جرئت میتوانم بگویم شاید هزار نفر بودند که برای اولین بار این امکان برایشان فراهم شد که خانه نفر اول مملکت را ببینند. خیلیهایشان اصلاً فکر نمیکردند بتوانند خانه حضرت امام را ببینند و از نزدیک با چنین فضایی آشنا شوند.اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است. الان گردشگران زیادی به بیت امام میروند و این مکان به یکی از مکانهای پربازدید تبدیل شده است. این نشان میدهد که اگر ظرفیتهای موجود تهران را درست معرفی کنیم و امکان بازدید از آنها را فراهم کنیم، مردم استقبال میکنند.بعد از معرفی این ظرفیتها، چه اقدام دیگری برای توسعه گردشگری در تهران انجام دادید؟ما متناسب با نیاز شهر تهران، شروع کردیم به طراحی مسیرهای گردشگری. در حال حاضر ۳۰ مسیر گردشگری در شهر تهران طراحی شده است.امروز دیگر گردشگران منتظر ما نمیمانند که برایشان برنامه برگزار کنیم. خودشان برنامه مستقل دارند و در این مسیرها تور برگزار میکنند. آژانسها، شرکای اجتماعی، راهنماهای گردشگری، انجیاوها، انجمنها و همه کسانی که در حوزه گردشگری فعال هستند، الان خودشان دارند کارشان را انجام میدهند.
ما مسیر را طراحی کردیم، معرفی کردیم، روی آن کار کردیم، پایش کردیم و در اختیار فعالان گردشگری قرار دادیم. امروز دیگر این مسیرها تبدیل به ظرفیتی شدهاند که فعالان گردشگری میتوانند از آن استفاده کنند. این ۳۰ مسیر گردشگری چه محدودههایی از تهران را پوشش میدهند؟مسیرها تقریباً در مناطق مختلف شهر پراکنده هستند. از منطقه ۲۰ مسیر گردشگری داریم، در منطقه یک مسیر داریم، منطقه پنج مسیر دارد و منطقه ۱۲ هم مسیرهای خودش را دارد.یعنی تلاش کردیم مسیرهای گردشگری را محدود به یک بخش خاص از تهران نکنیم و مناطق مختلف شهر را در این برنامه ببینیم.همه این مسیرها نامگذاری شدهاند و بهراحتی برای شهروندان قابل دسترسی هستند.مردم و گردشگران چطور میتوانند با این مسیرها آشنا شوند؟ما مسیرها را بارها در فضاهای مجازی خودمان معرفی کردهایم. در صداوسیما هم درباره آنها اطلاعرسانی کردهایم تا مردم با اسم و عنوان مسیرها آشنا شوند. هدفمان این بوده که وقتی اسم یک مسیر را میشنوند، برایشان آشنا باشد و بدانند چنین مسیری وجود دارد و میتوانند خودشان برای بازدید از آن برنامهریزی کنند.علاوه بر معرفی در فضای مجازی و رسانهها، نسخه فیزیکی مسیرها را هم چاپ کردیم و در مناسبتهای مختلف، بهخصوص در ایام نوروز، در اختیار شهروندان قرار دادیم که با استقبال خوبی هم مواجه شد. آیا در این مدت برخی نقاطی که پیشتر بهعنوان نقاط آسیب شهری شناخته میشدند نیز به ظرفیت گردشگری تبدیل شدند؟
بله، یکی از موضوعاتی که در طراحی مسیرهای گردشگری به آن توجه کردیم همین بود. بعضی از نقاطی که شاید پیش از این بیشتر با نگاه آسیبهای شهری به آنها نگاه میشد، ظرفیتهایی داشتند که کمتر دیده شده بود.ما تلاش کردیم با نگاه گردشگری به این نقاط توجه کنیم و ببینیم آیا میتوان آنها را در قالب یک مسیر یا برنامه گردشگری معرفی کرد یا نه.در واقع، گردشگری فقط به معنی معرفی نقاطی نیست که از قبل شناخته شدهاند؛ گاهی باید ظرفیتهایی را که کمتر دیده شدهاند پیدا کنیم، آنها را معرفی کنیم و با ایجاد مسیر و برنامه مناسب، زمینه حضور مردم را فراهم کنیم.
در روند طراحی و توسعه مسیرهای گردشگری تهران، آیا نقاطی که پیشتر بهعنوان آسیب شهری شناخته میشدند هم وارد چرخه گردشگری شدهاند؟بله، اتفاقاً یکی از نکات مهمی که به مرور و با پیش رفتن کار به آن رسیدیم، همین موضوع بود. سبک طراحی و نگاه ما در شهر تهران بهگونهای بود که بهمرور بعضی از نقاطی که در گذشته بیشتر بهعنوان آسیب برای شهر تهران شناخته میشدند، تبدیل به ظرفیت گردشگری شدند.برای مثال، دره فرحزاد را میتوان نام برد. این محدوده در گذشته بیشتر بهعنوان یک آسیب شهری مطرح بود، اما امروز به یک پتانسیل گردشگری تبدیل شده که در همه فصلهای سال میتوان از آن استفاده کرد.دره فرحزاد در هر فصل یک ویژگی و رنگ خاص خودش را دارد. پاییز که به آنجا بروید، طبیعت پاییزی را میبینید؛ در زمستان حالوهوای زمستانی خودش را دارد و در تابستان هم فضای سبز و دیدنی آن جلوه دیگری پیدا میکند. یعنی ظرفیتی است که محدود به یک فصل خاص نیست و در تمام سال میتواند مورد استفاده شهروندان و گردشگران قرار بگیرد.یکی دیگر از ظرفیتهایی که در این زمینه ایجاد شده، مسیر تندرستی است. درباره این مسیر چه توضیحی دارید؟مسیر تندرستی یکی دیگر از کارهای مهمی است که در تهران انجام شده است. این مسیر حدود ۴۷ کیلومتر طول دارد و به شکلی طراحی شده که بدون تقاطع با خیابانها باشد.این ویژگی باعث میشود شهروندان بتوانند با امنیت و سهولت بیشتری از مسیر استفاده کنند؛ چه برای پیادهروی و چه برای فعالیتهای ورزشی.در طول مسیر نیز امکانات مختلفی پیشبینی شده است؛ از ایستگاههای تحویل دوچرخه گرفته تا سرویسهای بهداشتی و خدماتی که برای شهروندان در نظر گرفته شده است.
برنامه توسعه این مسیر هم ادامه دارد. پیشبینی شده که تا پایان سال طول مسیر به حدود ۱۰۰ کیلومتر برسد و در سال آینده نیز با ادامه فعالیت مناطق مختلف، این میزان تا حدود ۲۰۰ کیلومتر افزایش پیدا کند.اگر این اتفاق بهطور کامل محقق شود، از نظر گستردگی و نوع طراحی، این مسیر در خاورمیانه نمونه بسیار کمنظیری خواهد بود.در محدوده باقرشهر و حضرت زهرا نیز اقداماتی برای تبدیل ظرفیتهای موجود به جاذبه گردشگری انجام شده است؟بله، در محدوده باقرشهر و حضرت زهرا هم تقریباً همین اتفاق در حال رخ دادن است.این محدوده نیز در گذشته با آسیبهایی مواجه بوده، اما الان بهتدریج بخشهای مختلف گردشگری در آنجا در حال شکلگیری و بارگذاری است.در همان محدوده جشنوارههای مختلف برگزار میشود و رویدادهای گوناگونی در حال اجراست. برنامهها و فعالیتهای مختلفی هم متناسب با مأموریتی که همکاران ما در آن محدوده برعهده گرفتهاند، در حال انجام است.این محدوده از نظر مدیریت و اجرای برنامههای گردشگری چه ویژگی خاصی دارد؟یکی از نکات مهم این است که این مسیر، بین منطقه ۱۸ و منطقه ۱۷ مشترک است و شرکت توسعه فردی هم مدیریت آن را بر عهده دارد.تلاش شده برنامهها و فعالیتهای مختلف در این محدوده به شکلی اجرا شود که به مرور ظرفیتهای گردشگری آن بیشتر دیده شود.در واقع هدف این است که نقاطی که شاید در گذشته کمتر بهعنوان مقصد گردشگری شناخته میشدند، بهتدریج در مسیر گردشگری شهر تهران قرار بگیرند.
در مجموع، این تجربه چه پیامی برای توسعه گردشگری تهران دارد؟پیامش این است که ظرفیت گردشگری تهران فقط در جاذبههای شناختهشده و قدیمی شهر خلاصه نمیشود.جاذبههای اصلی تهران جای خودشان را دارند، اما در کنار آنها نقاط دیگری هم وجود دارند که اگر درست طراحی، مدیریت و معرفی شوند، میتوانند به جاذبه گردشگری تبدیل شوند.
برای اینکه گردشگران و شهروندان فقط یکبار از این ظرفیتها بازدید نکنند، چه برنامهای در نظر گرفته شده است؟یکی از نکتههایی که برای ما مهم است این است که در مجموعههای مختلف، در کنار ظرفیتهایی که ایجاد شده، رویداد هم برگزار شود. این رویدادها باید بهگونهای باشد که برای مردم ایجاد انگیزه کند و باعث شود برای بازدید مجدد دوباره به آن مجموعهها مراجعه کنند. یعنی فقط ایجاد یک جاذبه کافی نیست؛ باید با برگزاری رویدادها و برنامههای مختلف، این انگیزه ایجاد شود که شهروند دوباره به آن مکان برگردد و هر بار با یک برنامه یا تجربه جدید روبهرو شود.یکی از موضوعاتی که درباره تهران همیشه مطرح میشود، مشکلات حملونقل عمومی، ترافیک و آلودگی هواست. آیا در حوزه گردشگری برای استفاده بهتر از حملونقل عمومی، بهخصوص مترو، ایدهای مطرح شد؟بله. ما همیشه درباره شهر تهران صحبت میکنیم؛ درباره حملونقل عمومی، درباره شرایط شهر، درباره پاکیزگی، آلودگی هوا و ترافیک. طبیعتاً سؤال این است که راهکار ما برای گردشگری در چنین شرایطی چیست؟تقریباً از اواخر سال ۱۴۰۰ و اوایل سال ۱۴۰۱، یک پروژه را بر اساس ایدهای که یکی از شهروندان در یکی از نشستها به ما مطرح کرده بود، شروع کردیم.ایده این بود که از ظرفیت متروی تهران برای گردشگری استفاده کنیم. ما کار مطالعاتی این موضوع را شروع کردیم و مطالعات را جلو بردیم.در اواسط مطالعات متوجه شدیم که ایده بسیار خوب و جدیدی است و میتواند برای تهران یک ظرفیت متفاوت ایجاد کند.در مطالعات تطبیقی که انجام دادید، آیا نمونه مشابه این طرح در شهرهای دیگر هم وجود داشت؟
مطالعات تطبیقی را هم انجام دادیم و بررسی کردیم که در شهرهای مختلف دنیا چگونه از قطار زیرزمینی و مترو برای گردشگری استفاده شده است.در نهایت به این نتیجه رسیدیم که تهران هم میتواند متروی خودش را در قالب یک ظرفیت گردشگری طراحی و معرفی کند.این طراحی تقریباً حدود یک سال طول کشید و مطالعات مختلف روی آن انجام شد.نتیجه این مطالعات چه شد؟نتیجه کار این شد که به یک نقشه گردشگری با عنوان «تهرانگردی با مترو» رسیدیم.یعنی تلاش کردیم مترو را فقط بهعنوان وسیلهای برای جابهجایی از یک نقطه به نقطه دیگر نبینیم، بلکه از ظرفیت ایستگاهها و شبکه مترو برای دسترسی به جاذبههای گردشگری تهران استفاده کنیم.این همان نکتهای بود که از ابتدا مدنظر ما قرار داشت؛ اینکه حملونقل عمومی، بهجای اینکه صرفاً بخشی از مسئله ترافیک شهر باشد، خودش بتواند به بخشی از راهحل گردشگری تهران تبدیل شود.
ما معتقدیم شبکه مترو تهران یک شبکه امن، راحت و دسترسیپذیر است که تقریباً در همه نقاط شهر گسترده شده و امکان دسترسی به بخشهای مختلف تهران را فراهم میکند. به همین دلیل تأکید ما به مناطق این بود که گردشگران را به استفاده از مترو برای جابهجایی در شهر تشویق کنند.گردشگری که وارد تهران میشود، معمولاً یک نقشه کلی در اختیار دارد و میتواند ببیند از یک ایستگاه مترو به ایستگاه دیگر چه مسیرهایی وجود دارد و چه جاذبههایی در اطراف این ایستگاهها قرار گرفته است.اما ما در عمل با یک مسئله مواجه شدیم. گردشگر وقتی از ایستگاه مترو بیرون میآمد، گاهی دچار سردرگمی میشد. یعنی میدانست مثلاً در اطراف یک ایستگاه چه جاذبههایی وجود دارد، اما دقیقاً نمیدانست از کدام خروجی خارج شود، از چه مسیری حرکت کند و چطور خودش را به آن جاذبه برساند.یعنی مسئله فقط رساندن گردشگر به ایستگاه مترو نبود، بلکه پیدا کردن مسیر از ایستگاه تا مقصد هم اهمیت داشت؟دقیقاً. ما دیدیم اگر قرار است از مترو بهعنوان یک وسیله حملونقل برای گردشگری استفاده کنیم، باید این بخش از مسیر را هم برای گردشگر حل کنیم.به همین دلیل به این فکر رسیدیم که خود ایستگاههای مترو هم میتوانند بخشی از تجربه گردشگری باشند.بسیاری از ایستگاههای مترو ظرفیت این را دارند که به نوعی موزه شهری تبدیل شوند. یعنی دیوارها و فضاهای داخل ایستگاه فقط برای عبور و مرور نباشند، بلکه بتوانیم از آنها برای معرفی جاذبهها و ظرفیتهای گردشگری شهر استفاده کنیم.
برای عملیاتی کردن این ایده چه کاری انجام شد؟بر همین اساس، شروع کردیم به طراحی نقشههای گردشگری ویژه مترو. بررسی کردیم که کدام ایستگاهها ظرفیت بیشتری برای این کار دارند و گردشگر از هر ایستگاه به چه جاذبههایی میتواند دسترسی داشته باشد.در تهران حدود ۴۰ ایستگاه مترو را شناسایی کردیم که این ظرفیت را دارند. برای این ایستگاهها محدودهای در حدود ۵۰۰ متر را مورد توجه قرار دادیم تا جاذبههای گردشگری اطراف ایستگاه و مسیر دسترسی به آنها به شکل مشخص معرفی شود.یعنی گردشگر وقتی وارد ایستگاه میشود، فقط قرار نیست بداند اینجا یک ایستگاه مترو است؛ باید بتواند بفهمد در اطراف همین ایستگاه چه چیزی برای دیدن وجود دارد و چطور میتواند به آن دسترسی پیدا کند.این طرح از چند ایستگاه آغاز شد و قرار است چگونه توسعه پیدا کند؟طرح را بهصورت مرحلهای دنبال کردیم. ابتدا ایستگاههایی را که ظرفیت بیشتری داشتند شناسایی کردیم و کار طراحی و معرفی مسیرهای اطراف آنها را شروع کردیم.نگاه ما این بود که بهتدریج این تجربه توسعه پیدا کند و ایستگاههای بیشتری را دربر بگیرد؛ چون وقتی شبکه مترو تهران را بهعنوان یک شبکه گردشگری هم ببینیم، عملاً تعداد زیادی از جاذبههای شهر میتوانند از طریق همین شبکه در دسترس گردشگر قرار بگیرند.هدف نهایی این است که گردشگر بتواند با استفاده از مترو، هم با هزینه و زمان مناسب در شهر جابهجا شود و هم وقتی از ایستگاه بیرون میآید، دقیقاً بداند چه جاذبهای در اطرافش قرار دارد و از چه مسیری باید به آن برسد.
تهرانگردی با مترو را از کجا شروع کردید؟مرحله اول را از ۲۴ ایستگاه شروع کردیم. به محض اینکه نقشههای این ۲۴ ایستگاه آماده شد، آنها را در خود ایستگاهها نصب کردیم. بعد منتظر ماندیم و از شهروندان بازخورد گرفتیم تا ببینیم آیا این نقشهها واقعاً برای مردم کاربرد دارد یا نه.خوشبختانه بازخوردها خیلی خوب بود و نقشهها با استقبال شهروندان مواجه شد. حتی در بعضی موارد، خود شهروندان پیشنهادهایی به ما دادند؛ بعضیها مسیرهایی را برای ما مشخص کردند و گفتند چه اطلاعاتی بهتر است روی نقشه قرار بگیرد.این بازخوردها برای ما خیلی ارزشمند بود، چون نشان میداد نقشه صرفاً یک محصول طراحیشده روی کاغذ نیست و واقعاً میتواند در زمان سفر به مردم کمک کند.شهروند وقتی به این نقشهها مراجعه میکند، دقیقاً چه اطلاعاتی به دست میآورد؟شهروند وقتی مقابل نقشه ایستگاه قرار میگیرد، اول میتواند ایستگاههای اطراف را ببیند و متوجه شود که از اینجا به چه ایستگاههایی دسترسی دارد.از طرف دیگر، روی نقشه همان ایستگاه، جاذبههای گردشگری اطراف هم مشخص شده است. مثلاً اگر فردی در ایستگاه میدان قیام باشد، میتواند روی نقشه ببیند چه جاذبههایی در اطراف این ایستگاه قرار گرفتهاند و برای رسیدن به آنها از چه مسیری باید حرکت کند.یعنی ما تلاش کردیم آن سردرگمیای را که ممکن بود گردشگر بعد از خروج از ایستگاه داشته باشد، برطرف کنیم.این شیوه استفاده از مترو چه کمکی به گردشگری تهران میکند؟کمک میکند گردشگری در تهران برای مردم آسانتر و ارزانتر شود.
وقتی گردشگر بتواند با مترو خودش را به نقاط مختلف شهر برساند و در همان ایستگاه هم مسیر جاذبههای اطراف را پیدا کند، هم دسترسی برایش راحتتر میشود و هم هزینه جابهجایی کاهش پیدا میکند.بهخصوص اگر در مقاطعی استفاده از مترو رایگان باشد، این موضوع میتواند تأثیر بیشتری داشته باشد.رایگان بودن مترو تا چه اندازه میتواند در کاهش هزینه سفر گردشگر مؤثر باشد؟یکی از هزینههای قابل توجه در گردشگری، هزینه حملونقل است. وقتی هزینه حملونقل از گردشگر حذف شود، طبیعتاً بخش قابل توجهی از هزینه سفر او کاهش پیدا میکند.این یعنی گردشگر میتواند منابع مالی بیشتری برای بازدید از جاذبهها، خرید و سایر فعالیتهای گردشگری در اختیار داشته باشد.بنابراین استفاده از حملونقل عمومی، بهخصوص مترو، هم از نظر دسترسی و هم از نظر هزینه میتواند برای گردشگری تهران مؤثر باشد.آیا برای میزان استقبال از این نقشهها آمار دقیقی هم در اختیار دارید؟در حال حاضر آمار دقیق و جامعی برای سنجش این موضوع در اختیار نداریم و نمیخواهم عددی را مطرح کنم که پشتوانه آماری نداشته باشد.اما بر اساس مشاهدات میدانی و بازخوردهایی که از شهروندان و گردشگران دریافت کردهایم، میبینیم که استقبال از این نقشهها در شبکه مترو بسیار خوب بوده است.اتفاقاً همین بازخوردها و پیشنهادهایی که مردم در مرحله اول به ما دادند، نشان داد که باید این طرح را ادامه بدهیم و به سمت تکمیل و توسعه آن حرکت کنیم.
شهروندان درباره استفاده از مترو برای رفتن به جاذبههای گردشگری چه بازخوردی به شما دادهاند؟خیلی وقتها شهروندان به ما میگویند از یک ایستگاه پیاده شدهاند، از یک جاذبه بازدید کردهاند و چون هزینهای برای جابهجایی پرداخت نمیکنند، دوباره با مترو به یک نقطه دیگر رفتهاند و از یک جاذبه دیگر هم بازدید کردهاند.این تجربه نشان میدهد که وقتی امکان جابهجایی آسان و کمهزینه وجود داشته باشد، مردم میتوانند در یک برنامه گردشگری، چند مقصد مختلف را ببینند.با توجه به این تجربه، آیا برنامهای برای طراحی «بلیت گردشگری مترو» دارید؟توقع ما این است که در آینده نزدیک شبکه مترو به نقطهای برسد که بتوانیم «بلیت گردشگری مترو» داشته باشیم.تصور کنید یک گردشگر وارد تهران میشود و یک بلیت گردشگری مترو در اختیار دارد. یک بار که وارد شبکه مترو میشود، هزینه ورود از اعتبار بلیت او کسر شود، اما در ادامه بتواند با همان بلیت از موزهها و اماکن گردشگری مختلف در سطح شهر استفاده کند.مثلاً فرد وارد یک مرکز گردشگری مثل کاخ گلستان میشود و استفاده از بلیت گردشگری او در آنجا ثبت میشود. بعد از آن، جابهجاییهای مرتبط با برنامه گردشگری او در سطح شهر، هزینه جداگانهای نداشته باشد.این موضوع میتواند کمک کند که استفاده از مترو با بازدید از اماکن گردشگری پیوند بخورد و در نهایت به شکلگیری و توسعه فرهنگ گردشگری با استفاده از مترو کمک کند.با توجه به گستردگی شبکه مترو تهران، این شبکه چه ظرفیتی برای گردشگری دارد؟قطعاً ظرفیت بسیار زیادی دارد. در شبکه مترو تهران روزانه جمعیت بسیار زیادی جابهجا میشوند و حیف است که از این ظرفیت برای توسعه گردشگری استفاده نکنیم.
نگاه ما این است که گردشگری فقط به مقصد محدود نشود. یعنی فقط نگوییم گردشگر قرار است یک موزه، یک کاخ یا یک جاذبه را ببیند؛ خود مسیر رسیدن به آن مقصد و شیوه جابهجایی هم میتواند بخشی از تجربه گردشگری باشد.بخش قابل توجهی از برنامههای ما هم با همین نگاه طراحی شده است؛ اینکه گردشگری را از حالت صرفاً مقصدمحور خارج کنیم و مسیر و شیوه دسترسی را هم وارد تجربه گردشگر کنیم.در کنار این طرحها، برای دریافت ایدههای جدید و استفاده از پیشنهادهای شهروندان در حوزه گردشگری هم اقدامی داشتهاید؟
برای دریافت ایدههای جدید در حوزه گردشگری، چه برنامهای داشتید؟بله، ما در این زمینه چند جشنواره طراحی کردیم که یکی از آنها جشنواره «ایدههای نوین» بود. در این جشنواره، شهروندان ایدههای مختلفی را مطرح کردند که بعضی از آنها واقعاً ایدههای خوب و قابل استفادهای بودند.بخشی از این ایدهها را توانستیم اجرا کنیم و بخشی دیگر را هم در حال تدوین و تبدیل به کتاب هستیم. هدفمان این است که این مجموعه ایدهها فقط در اختیار مجموعه گردشگری باقی نماند، بلکه در اختیار بخشهای مختلف شهرداری و سایر دستگاهها و ادارات هم قرار بگیرد تا اگر ایدهای برای آنها قابل استفاده است، بتوانند از آن استفاده کنند.در این دوره ارتباط شما با دانشگاهها و جامعه علمی حوزه گردشگری چگونه بوده است؟یکی از اتفاقات مهمی که در این دوره دنبال کردیم، تقویت تعامل با جامعه دانشگاهی و حوزه علمی گردشگری بود.با دانشگاههای مختلف، از جمله دانشگاه علم و فرهنگ، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه تهران و دانشگاه شهید بهشتی، ارتباط و رایزنی داشتیم.هر جا دانشجویان، استادان و ظرفیت علمی مرتبط با حوزه گردشگری وجود داشته، تلاش کردیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از این ظرفیت استفاده کنیم.در حال حاضر هم مطالعات مختلفی را با همکاری دانشگاهها پیش میبریم. نگاه ما این بوده که تقریباً با همه شرکایی که در حوزه گردشگری فعالیت دارند ارتباط برقرار کنیم؛ چه دانشگاهها و مجموعههای علمی، چه فعالان و تشکلهای گردشگری و چه سایر دستگاههایی که به نوعی با این حوزه ارتباط دارند.
این ارتباط کمک میکند تصویر جامعتر و دقیقتری از ظرفیتها و مسائل گردشگری تهران داشته باشیم.یکی دیگر از موضوعاتی که در حوزه گردشگری تهران اهمیت دارد، حفظ میراث شهر برای نسلهای آینده است. در این زمینه چه اقداماتی انجام شده است؟تهران شهری است که باید برای آینده هم حفظ شود. این شهر قرار است به نسلهای آینده به ارث برسد و اگر قرار است چنین اتفاقی بیفتد، باید داشتهها و میراث آن را بهدرستی شناسایی و ثبت کنیم.این میراث فقط بناهای تاریخی نیست. آثار فرهنگی، تاریخی و طبیعی شهر را شامل میشود و حتی عناصر ناملموس و داشتههای فرهنگی شهر هم باید مورد توجه قرار بگیرند.ما در این دوره تلاش کردیم این ظرفیتها را بیشتر شناسایی کنیم و برای ثبت آنها اقدام کنیم.برای نمونه، در یکی از مناطق تهران تعداد قابل توجهی از آثار و عناصر میراثی شناسایی شده و اقدامات لازم برای ثبت آنها در حال انجام است.این کار از این جهت اهمیت دارد که وقتی یک اثر یا عنصر ارزشمند شهر شناسایی و ثبت میشود، امکان حفاظت و معرفی آن برای نسلهای بعد هم بیشتر خواهد شد.
سؤال: وقتی از حفظ میراث تهران صحبت میکنیم، منظور فقط بناها و آثار تاریخی است؟نه، موضوع فقط بناهای تاریخی نیست. بخشی از میراث فرهنگی شهر میتواند یک گویش محلی، یک غذای سنتی، یک رسم یا یک آیین باشد. اینها هم بخشی از هویت و میراث فرهنگی شهر هستند و باید شناسایی و حفظ شوند.برای مثال، بعضی غذاهای محلی مثل آش انار یا غذاهایی که در گذشته بین اهالی رواج داشته، امروز کمکم در حال فراموش شدن است. حتی ممکن است نسل جدید اسم بعضی از این غذاها را هم نشنیده باشد.به همین دلیل تلاش کردهایم این عناصر را شناسایی و ثبت کنیم تا فقط در خاطره نسلهای قدیم باقی نمانند و بتوانیم آنها را برای نسلهای آینده هم حفظ کنیم. در کنار این میراث فرهنگی، درباره ثبت ملی توچال هم اخیراً خبرهایی مطرح شد. این موضوع به کجا رسید؟ توچال هم در همین مسیر مورد پیگیری قرار گرفت و خوشبختانه هفته گذشته ثبت ملی آن انجام شد.در حال حاضر منتظریم لوح ثبت از سوی میراث فرهنگی صادر شود و بعد از آن، برنامههای مربوط به معرفی و رونمایی از این ثبت را انجام خواهیم داد.این فرآیند، فرآیند کوتاهی نبود و مدت زیادی برای آن پیگیری انجام شد. ثبت ملی یک اثر یا یک ظرفیت طبیعی، کار سادهای نیست و نیاز به مستندسازی، تهیه پرونده و پیگیریهای مختلف دارد. ثبت ملی توچال چه اهمیتی دارد و چه کمکی به حفاظت از این منطقه میکند؟وقتی یک اثر یا یک ظرفیت طبیعی به ثبت ملی میرسد، در واقع ارزش و ویژگیهای آن به رسمیت شناخته میشود و مشخص میشود که این محدوده از ظرفیتهایی برخوردار است که باید مورد حفاظت قرار بگیرد.
در مورد پرونده توچال هم مشخص شد که این اثر و منابع طبیعی آن ظرفیتهای قابل توجهی دارند. حتی این ظرفیت وجود دارد که موضوع در سطح یونسکو هم مورد بررسی قرار بگیرد.طبیعتاً وقتی یک اثر در چنین سطحی مطرح میشود، حمایتها و الزامات حفاظتی بیشتری هم به دنبال خواهد داشت.این موضوع کمک میکند که در چنین مناطقی هرگونه ساختوساز یا مداخله، بدون ضابطه و صرفاً بر اساس سلیقه افراد انجام نشود و اقدامات با توجه به ارزشهای طبیعی و میراثی منطقه و در چارچوب ضوابط انجام شود.
در کنار بناها و عناصر فرهنگی، آیا برای شناسایی و ثبت عناصر طبیعی ارزشمند تهران هم اقدامی انجام شده است؟بله، در تهران تعدادی درخت و عناصر طبیعی ارزشمند داریم که از نظر تاریخی، فرهنگی و طبیعی اهمیت دارند. شورای شهر تهران هم بر ثبت این موارد تأکید داشت و با توجه به مصوبهای که درباره ثبت درختان تهران وجود داشت، ما این موضوع را دنبال کردیم.فرآیند شناسایی و ثبت این درختان و عناصر طبیعی، تقریباً دو سال زمان برد و خوشبختانه هفته گذشته مراحل ثبت آنها انجام شد.الان منتظریم لوحهای ثبت صادر شود. بعد از صدور لوحها هم قرار است هم نسخهای از آنها برای شورای شهر ارسال شود و هم برای هرکدام از این موارد، برنامه و مراسم رونمایی داشته باشیم.هدف از ثبت این درختان و عناصر طبیعی چیست؟هدف اصلی این است که داشتههای تهران را شناسایی و برای آینده حفظ کنیم. وقتی درباره میراث تهران صحبت میکنیم، فقط بناهای تاریخی و آثار فرهنگی مدنظر نیست؛ عناصر طبیعی شهر هم بخشی از این میراث هستند.این درختان و عناصر طبیعی، بخشی از هویت و داشتههای شهر تهران محسوب میشوند و باید کاری کنیم که فقط متعلق به امروز نباشند. باید آنها را ثبت کنیم تا برای نسلهای آینده هم قابل شناسایی باشند و ارزش و اهمیت آنها حفظ شود.در واقع، این اقدامات برای این است که وقتی نسلهای بعد درباره تهران صحبت میکنند، بدانند این شهر چه داشتههای فرهنگی، تاریخی و طبیعی ارزشمندی داشته و چه چیزهایی از این میراث برای آنها به یادگار مانده است.
یکی از موضوعاتی که در حوزه شهری مورد توجه قرار گرفته، شناسایی و ثبت درختان خاص و ارزشمند شهر تهران است. در این زمینه چه اقداماتی انجام شده است؟ما در مناطق مختلف تهران، از منطقه یک و منطقه پنج گرفته تا مناطق دیگر، درختان ارزشمند و خاصی داریم که ظرفیت ثبت و معرفی دارند. در این دوره تلاش کردیم درختهایی را که واقعاً ویژگی خاص و قابل توجهی دارند، شناسایی کنیم و برای ثبت آنها اقدام کنیم.برای مثال، درختی که قطر آن حدود یک متر و نیم است، طبیعتاً یک درخت معمولی نیست و میتواند بهعنوان یکی از درختان شاخص و خاص شهر تهران مورد توجه قرار بگیرد.نگاه ما این است که این ظرفیتها فقط در گوشهای از شهر باقی نمانند. باید شناسایی شوند، ثبت شوند و مردم هم با آنها آشنا شوند.در واقع تهران فقط ساختمان، خیابان و معبر نیست. بخشی از هویت شهر در همین عناصر طبیعی، فرهنگی و تاریخی است و باید آنها را بشناسیم و برای آینده حفظ کنیم.در کنار شناسایی و ثبت این ظرفیتها، آیا برای معرفی آنها به مردم هم برنامهای داشتهاید؟بله. یکی از راههایی که برای معرفی ظرفیتهای مختلف شهر دنبال کردیم، برگزاری جشنوارهها و رویدادهای مختلف بود.ما سعی کردیم جشنوارهها را بر اساس ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و گردشگری هر منطقه و هر موضوع طراحی کنیم؛ از جشنواره خرمالو گرفته تا جشنواره شکوفههای گیلاس و حتی جشنواره شاخه زیتون.هدف از برگزاری این جشنوارهها صرفاً برگزاری یک رویداد بوده است؟نه، برای ما صرفاً برگزاری جشنواره موضوعیت نداشته است. مهم این بوده که مؤلفههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و گردشگری را کنار هم قرار بدهیم و از طریق یک رویداد، مردم را با آن ظرفیت آشنا کنیم.
در واقع جشنواره برای ما یک بهانه است؛ بهانهای برای اینکه مردم با یک موضوع، یک محله، یک فرهنگ یا یک ظرفیت گردشگری بیشتر آشنا شوند و ارتباط میان شهروندان و آن ظرفیت شکل بگیرد.اگر این ارتباط ایجاد شود، بعد از جشنواره هم آن ظرفیت میتواند برای شهروندان شناختهشدهتر باشد و زمینه بازدید و استفاده دوباره از آن فراهم شود.در حال حاضر هم یکی از این برنامهها در منطقه ۱۴ در حال برگزاری است. درباره این برنامه توضیح میدهید؟بله، در حال حاضر در منطقه ۱۴ و در مجموعه پلازای امیرکبیر، یکی از این جشنوارهها در حال برگزاری است.در این جشنواره، مجموعههایی با موضوعات و فعالیتهای مختلف حضور دارند و خدمات و محصولات خودشان را عرضه میکنند. تلاش ما این بوده که این فضا فقط محل برگزاری یک برنامه نباشد، بلکه محلی برای ارتباط مردم با مجموعهها و ظرفیتهای مختلف هم باشد.این همان رویکردی است که در سایر برنامهها و جشنوارهها هم دنبال کردهایم؛ یعنی ظرفیتهای مختلف را کنار هم قرار بدهیم تا مردم بتوانند آنها را ببینند، تجربه کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند.
ایده معرفی اقوام ایرانی در برنامههای شهری از کجا شکل گرفت؟یکی از تجربههای مهم ما به نوروز سال ۱۴۰۰ برمیگردد. در آن زمان در میدان آزادی یک برنامه را بهصورت آزمایشی اجرا کردیم و بازخوردهای بسیار خوبی هم از آن گرفتیم.بعد از آن تصمیم گرفتیم این تجربه را توسعه بدهیم و در برنامههای مختلف شهری از آن استفاده کنیم. امروز در برنامههای محوری شهر تهران، از جمله اجتماعات و رویدادهایی که در سطح شهر برگزار میشود، تلاش میکنیم با عنوان «دهکده اقوام ایرانی» حضور داشته باشیم.برای مثال، حدود ۲۲ سیاهچادر از اقوام مختلف ایرانی را کنار هم قرار میدهیم و هر کدام از این گروهها برنامه و فعالیت خودشان را دارند.هدف این است که مردم در یک فضای مشترک بتوانند با فرهنگ، آداب، رسوم، غذاها و سنتهای اقوام مختلف ایرانی آشنا شوند و ارتباط نزدیکتری با آنها برقرار کنند.
یکی از فعالیتهای شاخص شما در حوزه گردشگری، تهیه نقشههای گردشگری تهران بوده است. درباره این طرح توضیح میدهید؟ما در حوزه نقشههای گردشگری تهران کار گستردهای انجام دادهایم. در مجموعه مدیریت شهری تهران، نقشههای مختلف گردشگری تهیه شده و تلاش شده این نقشهها هر سال بهروزرسانی شوند.
این نقشهها فقط برای گردشگران ایرانی تهیه شدهاند؟خیر. از ابتدا تلاش کردیم مخاطبان مختلف را در نظر بگیریم. در حوزه گردشگری خارجی نیز اقدامات متعددی انجام دادهایم.برای نمونه، کتابها و محتواهای گردشگری تهران را ابتدا به زبان فارسی منتشر کردیم و با استقبال بسیار خوبی مواجه شد. بعد همین محتواها را به زبان انگلیسی ترجمه کردیم که استقبال از نسخه انگلیسی حتی بیشتر بود.در ادامه، ترجمه عربی را نیز در دستور کار قرار دادیم. علاوه بر این، نقشههای گردشگری تهران را به چهار زبان فارسی، انگلیسی، عربی، چینی و روسی آماده کردهایم تا گردشگران کشورهای مختلف بتوانند از آنها استفاده کنند.سؤال: چرا روی نسخه چاپی نقشهها تأکید شده است؟ با توجه به گسترش اینترنت و اپلیکیشنها، هنوز نقشه کاغذی کاربرد دارد؟بله، اتفاقاً تجربه ما نشان داده که نقشه چاپی همچنان کاربرد بسیار زیادی دارد.ما حتی یک کتابچه راهنمای گردشگری تهران طراحی کردیم که مسیرهای گردشگری و نقشهها را در آن قرار دادیم. ایده این بود که گردشگر بتواند یک کتابچه را در جیب خودش داشته باشد و برای دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، وابسته به اینترنت نباشد.گاهی ممکن است اینترنت قطع شود یا گردشگر دسترسی مناسبی به اینترنت نداشته باشد. در چنین شرایطی، یک نقشه یا کتابچه چاپی میتواند بسیار کاربردی باشد.
به همین دلیل نقشهها و کتابچههای ما به شکل رایگان در اختیار هتلها و مراکز مرتبط قرار گرفتهاند تا مسافران بتوانند آنها را از لابی هتل دریافت کنند و در طول سفر از آنها استفاده کنند.
برای استفاده از تجربه سایر شهرها در زمینه گردشگری کودک هم اقدامی داشتهاید؟بله. برای نمونه، زمانی که در شهر کاشان نقشه گردشگری کودک طراحی و رونمایی شد، من به همراه همکارانم به کاشان رفتیم تا این تجربه را از نزدیک ببینیم.نقشهای که آنها طراحی کرده بودند را بررسی کردیم و تلاش کردیم از تجربههای موفق آنجا برای توسعه نقشه گردشگری کودک تهران استفاده کنیم.این تبادل تجربه برای ما بسیار مهم است، چون قرار نیست هر شهر همه مسیرها را از ابتدا و بدون استفاده از تجربیات دیگران طی کند. درباره گردشگری خارجی تهران هم برنامه مشخصی داشتهاید؟بله. ما معتقدیم یکی از موضوعاتی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، معرفی تهران به گردشگران خارجی است.در دو سال گذشته تورهای مختلفی برای گروههای خارجی برگزار کردیم؛ از دیپلماتها و کاردارها گرفته تا خانوادههای آنها و گروههایی که شاید پیش از این فرصت آشنایی نزدیک با تهران را نداشتند.این تورها به ما کمک کرد بفهمیم گردشگر خارجی چه نیازهایی دارد و چه اطلاعاتی برای شناخت تهران لازم است.بر همین اساس، موضوع نقشههای چندزبانه برای ما جدیتر شد و تلاش کردیم اطلاعات گردشگری تهران را به زبانهای مختلف در اختیار گردشگران قرار دهیم.سؤال: در مجموع، هدف اصلی این مجموعه اقدامات در حوزه گردشگری تهران چیست؟
یکی دیگر از موضوعات مهمی که در تهران ابلاغ شده، دستورالعمل ساعت فعالیت موزههای شهرداری است. این دستورالعمل چه ویژگیهایی دارد؟یکی از موضوعات مهمی که در مجموعه مدیریت شهری تهران ابلاغ شد، دستورالعمل ساعت کار موزههای شهرداری تهران بود.نکته مهم این است که همه مجموعه شهرداری و به تعبیری کل منظومه شهرداری باید این دستورالعمل را اعمال کنند.بر اساس این دستورالعمل، در شش ماه اول سال، موزههای شهرداری باید تا ساعت ۹ شب باز باشند. در شش ماه دوم سال نیز باید تا ساعت ۷ شب فعالیت داشته باشند.
همچنین در روزهای پنجشنبه و جمعه و مناسبتهای ملی و جشنها نیز موزهها باید باز باشند.دلیل تأکید بر باز بودن موزهها در این روزها چیست؟
دلیلش این است که اینها دقیقاً زمانهایی هستند که شهروندان فرصت بیشتری دارند و میتوانند از این ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری استفاده کنند.
وقتی شهروند فرصت دارد، باید امکان استفاده از موزه و سایر اماکن فرهنگی برای او فراهم باشد. نمیشود انتظار داشته باشیم مردم از ظرفیتهای گردشگری شهر استفاده کنند، اما در زمانی که امکان حضورشان وجود دارد، موزهها بسته باشند.
انتهای پیام//
نظر شما