کد خبر 307171
۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۴

هوش مصنوعی مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است

هوش مصنوعی مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است

فائزه هاجری، نمایشگاه گروهی عکس «نور، قاب و روایت»: با اشاره به اینکه هوش مصنوعی بدون تردید مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است، گفت: فناوری‌های جدید همیشه امکان ورود افراد بیشتری را به یک رسانه فراهم کرده‌اند. مسئله مهم‌تر، تشخیص تفاوت میان «تولید تصویر» و «نگاه عکاسانه» است.

به گزارش حیات به نقل از ایرنا، نمایشگاه گروهی عکس «نور، قاب و روایت» به مناسبت روز ملی سینما، جمعه ۲۷ شهریورماه با حضور جمعی از هنرمندان و علاقه‌مندان هنرهای تجسمی در گالری میرانا افتتاح شد و تا اول مهر ماه میزبان بازدیدکنندگان خواهد بود. این نمایشگاه با کیوریتوری فائزه هاجری و بیانیه نادر رهسپار، ۴۵ اثر از ۲۲ هنرمند را دربرگرفته است، مجموعه‌ای که با رویکردی متنوع، نسبت میان عکاسی و سینما و ظرفیت‌های روایی و بصری تصویر را مورد توجه قرار می‌دهد. به بهانه برپایی این نمایشگاه، گفت‌وگویی با فائزه هاجری در خصوص نگاه تخصصی به عکاسی سینما، حوزه هوش مصنوعی و رویکردهای موجود در این رویداد داشتیم که در ادامه آن را می‌خوانیم.

هوش مصنوعی مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است

در مورد ایده و کلیت نمایشگاه توضیح بدهید؟

ایده اصلی نمایشگاه «نور، قاب و روایت» از توجه به نقاط مشترک و در عین حال تفاوت‌های میان زبان عکاسی و سینما شکل گرفت. سینما و عکاسی هر دو با تصویر، نور، قاب، زمان و روایت سروکار دارند، اما هرکدام از این عناصر را با منطق و امکانات رسانه‌ای متفاوتی به کار می‌گیرند.

عکاسی پیش از سینما شکل گرفته و از ابتدا دارای زبان، منطق و نگاه مستقل خود بوده است. منظور ما در این نمایشگاه، استقلال نگاه عکاس در مواجه با مفهوم سینما است

در این نمایشگاه تلاش شد مفهوم سینما صرفاً به تصویر مستقیم از صحنه فیلم، پشت صحنه یا چهره بازیگران محدود نشود. نگاه نمایشگاه گسترده‌تر است و آثاری را دربر می‌گیرد که در آنها می‌توان نوعی مواجهه با عناصر سینمایی، از جمله میزانسن، نورپردازی، شخصیت‌پردازی، فضای روایی، لحظه و قاب را مشاهده کرد. به همین دلیل، مجموعه نمایشگاه ترکیبی از نگاه‌های متفاوت است، آثاری که برخی به شکل مستقیم با جهان سینما ارتباط دارند و برخی دیگر، بدون آنکه الزاماً تصویری از سینما ارائه دهند، از ظرفیت‌های روایی و بصری مشترک میان این دو رسانه استفاده می‌کنند.

در متن بیانیه نمایشگاه آمده که «مفهوم سینما صرفاً به ثبت مستقیم صحنه‌های سینمایی یا فعالیت عکاسان سینما محدود نشده است، بلکه عکاسی به‌عنوان رسانه‌ای مستقل، در مواجهه با مؤلفه‌هایی همچون روایت، میزانسن، نور، شخصیت، لحظه و قاب مورد توجه قرار گرفته است.»، با توجه به این توضیح، به طور قطع عکاسی به عنوان یک مدیوم مستقل، پیش از اختراع سینما بوده است و عکاس در هر موقعیتی نگاه مستقل خود را دارد. با تمام توضیحاتی که دادید، منظورتان دقیقا چیست؟ زیرا این مقوله پایه عکاسی است.

کاملاً درست است و این نکته اساساً مورد تأیید است. منظور از این عبارت، به هیچ عنوان طرح این ادعا نیست که مستقل بودن عکاسی موضوعی تازه یا دستاورد این نمایشگاه است. عکاسی پیش از سینما شکل گرفته و از ابتدا دارای زبان، منطق و نگاه مستقل خود بوده است. منظور ما در این نمایشگاه، استقلال نگاه عکاس در مواجه با مفهوم سینما است. یعنی عکاس قرار نیست صرفاً ثبت‌کننده یا بازتولیدکننده یک تصویر سینمایی باشد. حتی زمانی که موضوع عکس مستقیماً به سینما مربوط است، آنچه اهمیت پیدا می‌کند انتخاب، قاب‌بندی، نور، لحظه، فاصله و نوع نگاه خود عکاس است. بنابراین، سینما در اینجا بیشتر به‌عنوان یک زمینه و مجموعه‌ای از مؤلفه‌های بصری و روایی مورد توجه قرار گرفته، نه به‌عنوان عاملی که قرار باشد زبان مستقل عکاسی را تحت تأثیر خود قرار دهد یا جایگزین آن شود.

باز در متن اشاره کردید به بخش‌های مختلف در روایت صحنه، پشت صحنه و غیره، اگر با سینما و عکاسی سینما آشنا باشیم، این مقوله هم روند طبیعی در عکاسی سینما است، حال، چه رویکرد و روایتی مد نظر شما است؟

هدف نمایشگاه صرفاً ارائه مجموعه‌ای از تصاویر مرتبط با سینما نبوده است. آنچه برای انتخاب آثار اهمیت داشت، نحوه مواجهه عکاس با تصویر و ظرفیت روایی آن بود. برای مثال، یک تصویر پشت صحنه می‌تواند صرفاً یک ثبت مستند از روند تولید یک فیلم باشد، اما می‌تواند به تصویری مستقل تبدیل شود که در آن رابطه شخصیت‌ها، نور، فضا، میزانسن و لحظه انتخاب‌شده، روایتی فراتر از ثبت یک رویداد ایجاد کند. بنابراین، معیار اصلی برای من در انتخاب آثار، صرفاً «سینمایی بودن موضوع» نبود، بلکه این بود که هر تصویر بتواند به‌عنوان یک عکس مستقل، واجد کیفیت بصری و ظرفیت روایی باشد. به همین دلیل، در کنار عکس‌های مستقیم‌تر مرتبط با سینما، آثاری نیز انتخاب شده‌اند که ارتباطشان با سینما در سطح زبان تصویر، روایت، نور یا میزانسن شکل می‌گیرد.

به عنوان کیوریتور، روایت خود شما از کنار هم قرار گرفتن مجموعه متفاوت چیست یا تنها اقدام به گردآوری کردید؟ اینکه یک عنوان به عنوان عکاسی سینما آیا برای اشتراک کافی است؟

کیوریتوری نمایشگاه صرفاً گردآوری آثار با یک موضوع مشترک نیست. کنار هم قرار دادن آثار متفاوت، خود می‌تواند یک ساختار روایی ایجاد کند و نوع مواجهه مخاطب با هر اثر را تغییر دهد. در «نور، قاب و روایت» تلاش کردم آثار را در نقطه‌ای قرار دهم که مخاطب بتواند میان آنها ارتباط برقرار کند، گاهی این ارتباط از طریق نور و میزانسن شکل می‌گیرد، گاهی از طریق شخصیت و روایت و گاهی صرفاً از طریق کیفیت سینمایی یک تصویر، به همین دلیل، عنوانی مانند «عکاسی سینما» برای این نمایشگاه کافی نبود، زیرا چنین عنوانی می‌توانست دامنه نمایشگاه را عمدتاً به عکاسی صحنه، پشت صحنه و عکاسی حرفه‌ای فیلم محدود کند. عنوان «نور، قاب و روایت» آگاهانه انتخاب شد تا به عناصر مشترکی اشاره کند که می‌توانند در نقطه تلاقی دو رسانه قرار بگیرند، بدون اینکه عکاسی را به زیرمجموعه سینما تبدیل کنند.

نور، قاب و روایت بستر هر عکس در هر شاخه از عکاسی حرفه‌ای است. منظور شما از انتخاب این عنوان چیست، چه روایت جدیدی دارد و چه می خواهید بگویید؟

دقیقاً، نور، قاب و روایت عناصر اختصاصی سینما یا حتی عکاسی سینما نیستند و در بسیاری از شاخه‌های عکاسی حضور دارند، انتخاب این سه واژه به معنای اختصاص دادن آنها به سینما نیست. این عنوان در واقع سه مؤلفه را به‌عنوان سه نقطه ورود به نمایشگاه در نظر می‌گیرد. «نور» به ساختار بصری تصویر و کیفیت فضایی آن اشاره دارد، «قاب» به انتخاب و نگاه عکاس و «روایت» به چیزی که پس از ثبت یک لحظه در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. قرار نیست این عنوان ادعا کند که نمایشگاه روایت یا زبان تازه‌ای در تاریخ عکاسی کشف کرده است. هدف، ایجاد یک چارچوب برای خوانش مجموعه‌ای از آثار متفاوت است؛ آثاری که هرکدام از زاویه‌ای با جهان سینما و زبان تصویر ارتباط پیدا می‌کنند.

به عنوان کیوریتور چرا بیانیه نمایشگاه را خودتان ننوشته‌اید، و چرا نیاز دیدید بیانیه (مانیفست) برای نمایشگاه نگارش شود، آن هم توسط شخص دیگری؟ این نمایشگاه چه برنامه‌ای در روند تادیخ هنری دارد که برای آن بیانیه نوشته شده است؟

در یک پروژه هنری، کیوریتور، هنرمند و نویسنده متن می‌توانند نقش‌های متفاوتی داشته باشند، انتخاب آقای نادر رهسپار برای نگارش متن نمایشگاه نیز با همین نگاه انجام شد. ترجیح من این بود که متن نمایشگاه صرفاً توضیح دیدگاه شخصی کیوریتور نباشد و یک نگاه مستقل ادبی و تحلیلی نیز در کنار ساختار نمایشگاه قرار بگیرد. به همین دلیل، نگارش متن به فردی خارج از فرآیند انتخاب و چیدمان آثار سپرده شد تا مخاطب با یک زاویه نگاه دیگر نیز مواجه شود.

این متن را بیشتر باید در چارچوب یک متن همراه و تحلیلی برای نمایشگاه دید، نه اینکه الزاماً آن را «مانیفست» به معنای تاریخی و جریان‌ساز کلمه بدانیم. طبیعتاً ادعای مانیفست هنری نیازمند شکل‌گیری یک جریان یا نظریه مشخص است و چنین ادعایی درباره این نمایشگاه مطرح نیست.

آیا همین که اسم سینما پشت یک نمایشگاه تجسمی می آید، رویکرد مخاطب و اصل داستان، نمایشگاه را تحت تاثیر نمی‌گذارد؟ یعنی به قولی خود سینما سایه‌ای سنگین بر نمایشگاه و مفهوم آن نمی‌گذارد؟

این احتمال وجود دارد و اتفاقاً یکی از دغدغه‌های اصلی در شکل‌گیری نمایشگاه همین مسئله بود. نام سینما برای مخاطب تداعی‌های بسیار مشخصی ایجاد می‌کند، بازیگر، فیلم، صحنه، کارگردان، پشت صحنه و غیره، اما تلاش نمایشگاه این بوده که مخاطب را از این برداشت اولیه عبور دهد و دوباره به خود تصویر برگرداند. یعنی ابتدا ممکن است مخاطب با انتظار دیدن «عکس سینمایی» وارد نمایشگاه شود، اما در مواجهه با آثار، با عکس‌هایی روبه‌رو شود که بتوانند مستقل از ارجاع مستقیم به سینما نیز خوانده شوند. در واقع، سینما در این نمایشگاه بیشتر یک نقطه شروع برای گفت‌وگو با تصویر است، نه موضوعی که قرار باشد تمام آثار را تحت سلطه خود قرار دهد.

هوش مصنوعی مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است

همچنین نقش هوش مصنوعی در تلفیق با عکاسی سینما که این روزها از باب حضور افراد بدون تخصص در حوزه عکاسی، به عنوان یک چالش از نگاه اهل فن یاد می‌شود، چیست؟

هوش مصنوعی بدون تردید مرزهای تولید و بازتولید تصویر را تغییر داده است و این تغییر برای عکاسی یک مسئله جدی و قابل بحث است، امروز تولید تصویری که از نظر ظاهری کاملاً متقاعدکننده باشد، الزاماً به معنای داشتن تجربه عکاسی یا شناخت زبان عکاسانه نیست. با این حال، به نظرم مسئله اصلی فقط ورود افراد بدون تخصص به حوزه تصویر نیست. فناوری‌های جدید همیشه امکان ورود افراد بیشتری را به یک رسانه فراهم کرده‌اند. مسئله مهم‌تر، تشخیص تفاوت میان «تولید تصویر» و «نگاه عکاسانه» است.

در عکاسی حرفه‌ای، انتخاب لحظه، مواجهه با واقعیت، تجربه حضور، شناخت نور، ترکیب‌بندی و تصمیم‌گیری در برابر سوژه همچنان اهمیت دارند. هوش مصنوعی می‌تواند ابزار تولید یا پردازش تصویر باشد، اما بحث درباره مؤلف، اصالت، تجربه زیسته و نسبت تصویر با واقعیت همچنان به قوت خود باقی است. به همین دلیل، من هوش مصنوعی را صرفاً تهدیدی برای عکاسی نمی‌بینم، بلکه آن را مسئله‌ای می‌دانم که عکاسان و کیوریتورها ناچارند نسبت خود را با آن تعریف کنند و درباره مرزهای جدید عکاسی و تصویر دوباره فکر کنند.

اگر نکته‌ای دارید که باید اضافه بشود ممنون می‌شوم؟

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که «نور، قاب و روایت» قرار نیست تعریفی نهایی از رابطه عکاسی و سینما ارائه دهد، نمایشگاه بیشتر تلاشی برای باز کردن یک گفت‌وگو است، گفت‌وگویی درباره اینکه یک تصویر چگونه می‌تواند میان ثبت، روایت، میزانسن و تخیل حرکت کند.
برای من مهم بود که مخاطب الزاماً با یک پاسخ قطعی از نمایشگاه خارج نشود، بلکه با مجموعه‌ای از تصاویر مواجه شود که امکان خوانش‌های متفاوتی را ایجاد می‌کنند. در نهایت، هر عکس باید بتواند پیش از هر عنوان و دسته‌بندی، به‌عنوان یک تصویر مستقل با مخاطب ارتباط برقرار کند.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha