کد خبر 306769
۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۶

روایت دختر شهیدان محبی و حشمتی از شهادت والدینش در حمله به یک منزل مسکونی

روایت دختر شهیدان محبی و حشمتی از شهادت والدینش در حمله به یک منزل مسکونی

پریسا حشمتی، دختر شهیدان مریم محبی و محسن حشمتی، با روایت لحظات حمله به منزل مسکونی‌شان در شهرک گلستان تهران در نهم فروردین ۱۴۰۵، از شهادت پدر و مادرش، مجروحیت خود و برادرش و روزهای سخت پس از حادثه گفت؛ روزهایی که به گفته او، با کمک بستگان، مردم و برخی نهادها توانستند زندگی خود را از نو آغاز کنند.

پریسا حشمتی، دختر شهیدان مریم محبی و محسن حشمتی در گفت‌وگو با خبرنگار حیات از روزی می‌گوید که در پی اصابت موشک آمریکایی-صهیونی به یک ساختمان مسکونی در شهرک گلستان، زندگی او و برادرش برای همیشه تغییر کرد.

وی در تشریح این حادثه اظهار کرد: نهم فروردین ۱۴۰۵، حدود ساعت هفت صبح، تازه از تبریز برگشته بودیم و در خانه خواب بودیم. خانه همسایه مورد اصابت قرار گرفت و ساختمان محل سکونت ما نیز آسیب جدی دید. طبقه همکف که ما در آن بودیم تقریباً به طور کامل تخریب شد. من و برادرم مجروح شدیم، اما از ساختمان خارج شدیم؛ پدر و مادرم همان‌جا جان خود را از دست دادند.

حشمتی ادامه داد: برادرم با صدای فریادهای منداز زیر آوار بیرون آمد. من هرچه پدر و مادرم را صدا زدم، دیگر پاسخی نشنیدم. آنها همان لحظه از دنیا رفته بودند.

وی با بیان اینکه پدر و مادرش رابطه‌ای عمیق و عاشقانه با یکدیگر داشتند، گفت: پدر و مادرم از دوران نامزدی عاشق یکدیگر بودند و همه در خانواده این موضوع را می‌دانستند. با وجود تفاوت‌هایی که از نظر خانوادگی داشتند، سال‌ها عاشقانه کنار هم زندگی کردند و در نهایت نیز در کنار یکدیگر از دنیا رفتند.

دختر این زوج شهید با اشاره به رابطه عاطفی خود با والدینش افزود: پدرم همیشه با محبت خاصی با من رفتار می‌کرد. من را با اسم‌هایی مثل «گیلاس بابا» و «ذغال بابا» صدا می‌زد و همیشه نسب به من محبت فراوانی داشت. مادرم هم همیشه هنگام خطاب کردن ما، با محبت می‌گفت «مامان الهی قربونت برم». تمام خاطراتی که از آنها دارم، خاطرات محبت و همراهی است.

حشمتی درباره آرزوهای پدر و مادرش برای فرزندانشان نیز گفت: آنها همیشه از دفاع از کشور صحبت می‌کردند، اما آرزویشان این بود که کنار ما بمانند، ازدواج و خوشبختی ما را ببینند و در زندگی‌مان حضور داشته باشند. دوست داشتند ما را در لباس عروسی و دامادی ببینند، اما این فرصت برایشان فراهم نشد.

وی با اشاره به شرایط دشوار خود و برادرش پس از حادثه اظهار کرد: ما با یک دست لباس از خانه بیرون آمدیم و تقریباً هیچ‌چیز نتوانستیم با خودمان بیاوریم. حتی مدتی در شرایط بسیار سخت و در سرمای آن روزها بیرون از خانه بودیم.

به گفته وی، خانواده پس از حادثه مدتی در محل اسکان موقت و سپس نزد بستگان زندگی کردند و حدود سه تا چهار ماه بعد توانستند خانه‌ای برای خود تهیه کنند.

حشمتی با قدردانی از حمایت اقوام و مردم افزود: بستگان و اطرافیان در آن روزهای سخت کنار ما بودند. یکی برایمان ماشین لباسشویی آورد، یکی یخچال، دیگری فرش و دیگری وسایل خانه. با کمک آنها توانستیم دوباره یک زندگی ساده برای خودمان فراهم کنیم.

وی همچنین از کمک‌های آیت‌الله سیستانی به خانواده‌اش قدردانی کرد و گفت: در سخت‌ترین روزهای زندگی، کمک ایشان به ما رسید و واقعاً در آن شرایط به دادمان رسید. حتی برای من گوشی تهیه شد. همیشه از ایشان قدردان هستم و از صمیم قلب برایشان دعا می‌کنم.

حشمتی در ادامه با اشاره به حمایت‌های دولتی گفت: کمک‌هایی از سوی برخی نهادها به ما شد، اما با توجه به اینکه خانه و وسایل زندگی‌مان را از دست داده بودیم، این حمایت‌ها برای بازسازی زندگی کافی نبود. شهرداری مبلغی به صورت بن وامی نیز در اختیارمان گذاشت، اما بخشی از این حمایت‌ها وام بود که باید بازپرداخت شود.

وی درباره شرایط روحی خود و برادرش پس از این حادثه نیز گفت: از دست دادن پدر و مادر برای ما بسیار سنگین بود. برادرم با وجود همه این شرایط، تلاش می‌کند خودش را با کار و مسئولیت‌هایش مشغول نگه دارد. من بیشتر در خانه هستم و هنوز هر روز با خاطرات آنها زندگی می‌کنم. جای خالی‌شان برای من و برادرم بسیار بزرگ است.

حشمتی در پایان با اشاره به سایر خانواده‌هایی که عزیزان خود را در این حوادث از دست داده‌اند، گفت: برای همه خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند آرزوی صبر دارم. امیدوارم خدا به همه آنها توان ادامه دادن بدهد و شرایط کشور به سمت آرامش و روزهای بهتر پیش برود.

انتهای پیام/ خرد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha