به گزارش حیات، حسین دلیریان سخنگوی مرکز ملی فضای مجازی در یادداشتی نوشت: برای فهم جامعه امروز ایران، دیگر نمیتوان فقط به آمارهای رسمی، گزارشهای رسانهای یا پیمایشهای سنتی تکیه کرد. بخش قابل توجهی از نبض جامعه، در فضای مجازی میتپد؛ جایی که مردم در آن خبر میگیرند، تحلیل میکنند، خرید و فروش میکنند، سرگرم میشوند، کسبوکار راه میاندازند و درباره مسائل مورد علاقه و نگرانی خود گفتوگو میکنند.
«رادار فضای مجازی» از همین منظر اهمیت پیدا میکند: تلاش برای دیدن و فهمیدن آن چیزی که در سطح رفتار واقعی کاربران ایرانی در حال رخ دادن است. یکی از آخرین برشهای این رصد، تصویری معنادار پیش روی ما میگذارد: در مردادماه، موضوعات مورد توجه کاربران ایرانی ۲ سکوی ایرانی در یک نمونه رصدشده به ۴۵ میلیارد بازدید رسیده است. در میان این موضوعات، محتواهای مربوط به «طلا»، «تنگه هرمز» و «بنزین» از جمله موضوعات داغ فضای مجازی بودند.
پشت هر کدام از این موضوعات، بخشی از دغدغه، کنجکاوی، نیاز یا گفتوگوی جامعه ایرانی قرار دارد. کاربر ایرانی همزمان درباره اقتصاد، امنیت، سیاست خارجی، معیشت و هویت ملی خود در فضای مجازی مینویسد و میخواند. بنابراین، فضای مجازی را دیگر نمیتوان فقط یک ابزار ارتباطی یا یک صنعت سرگرمی دید؛ این فضا اکنون بخشی از زیرساخت اجتماعی و اقتصادی کشور است.
وقتی میلیاردها بازدید در فضای مجازی شکل میگیرد، پرسش راهبردی دیگر صرفاً این نیست که کاربر ایرانی از چه سکویی استفاده میکند، پرسش مهمتر این است که چه کسی زیرساخت این ارتباط را در اختیار دارد؟ چه کسی از این توجه اقتصادی و اجتماعی ارزش خلق میکند؟ داده در کجا تولید و پردازش میشود؟ و مهمتر از همه، آینده این زیستبوم دیجیتال کجا ساخته میشود؟ پاسخ به این پرسشهاست که اهمیت سکوهای ایرانی را روشن میکند.
حمایت از سکوهای ایرانی نباید صرفاً با هدف افزایش تعداد کاربران یا نصب یک اپلیکیشن تعریف شود. هدف بزرگتر، ایجاد زیرساختی است که بتواند بخشی از زندگی دیجیتال ایرانیان را در داخل کشور، با کیفیت، امنیت، نوآوری و مدل اقتصادی پایدار میزبانی کند.این موضوع، نه یک انتخاب تجملی، بلکه بخشی از الزامات حکمرانی در عصر دیجیتال است، راهی که بسیاری از کشورهای دیگر هم در حال طی کردن آن هستند.
** کاربر ایرانی فقط پیام نمیفرستد
نگاهی به دادههای «رادار فضای مجازی» نشان میدهد که سکوهای ایرانی ظرفیتهایی بسیار فراتر از پیامرسانی دارند. برای نمونه، در بررسی الگوهای محتوایی ۲ پیامرسانهای ایرانی در مرداد ماه ۱۴۰۵، محتوای اقتصادی ۲۲.۵ درصد، محتوای فرهنگی و اجتماعی ۳۰ درصد و محتوای سیاسی و دیپلماتیک ۱۹.۵ درصد و محتوای نظامی ۲۸ درصد از الگوهای اصلی محتوایی را تشکیل دادهاند.
این اعداد یک پیام روشن دارند، کاربر در سکوی ایرانی فقط با یک «دوست» یا یک «کانال» ارتباط برقرار نمیکند؛ او با اقتصاد، فرهنگ، سیاست و جامعه ارتباط برقرار میکند.
وقتی ۲۲.۵ درصد از الگوی محتوایی ۲ سکوی ایرانی به حوزه اقتصاد اختصاص پیدا میکند، یعنی ظرفیت آن سکو برای تبدیل شدن به بخشی از اقتصاد دیجیتال کشور بسیار فراتر از یک ابزار ارتباطی است.
یعنی میتوان از دل همین سکو، بازار ساخت؛ کسبوکار ایجاد کرد؛ خدمات ارائه داد؛ تولیدکننده محتوا را به مخاطب متصل کرد و برای کاربر ارزش اقتصادی خلق کرد که البته اقدامات خوبی در این زمینهها تاکنون صورت گرفته است اما کافی نیست.
** حمایت واقعی یعنی ساختن فرصت رقابت
حمایت از سکوهای ایرانی نباید به معنای معاف کردن آنها از رقابت باشد؛ اتفاقاً برعکس؛ حمایت مؤثر زمانی معنا پیدا میکند که سکوی ایرانی بتواند به اندازه کافی قدرتمند شود تا وارد رقابت واقعی شود و کاربر ایرانی هم باید احساس کند سکوی ملی و بومی برایش مزیت دارد. سرعت بهتر، خدمات متنوعتر، امنیت بیشتر، حریم خصوصی قابل اتکا، امکانات اقتصادی و درآمدزایی، ابزارهای حرفهای تولید محتوا و تجربه کاربری مناسب، همان عواملی هستند که میتوانند کاربر را به یک سکوی ایرانی وفادار کنند.
بنابراین، سیاست حمایت از سکوهای ایرانی باید از «حمایت برای بقا» به سمت حمایت برای رقابت، نوآوری و مقیاسپذیری حرکت کند.ما به سکوهایی نیاز داریم که نه فقط زنده بمانند، بلکه بتوانند رشد کنند، سرمایه جذب کنند، نیروی انسانی متخصص تربیت کنند، بازار بسازند و در نهایت بخشی از اقتصاد دیجیتال ایران را شکل دهند.
**سکوهای ایرانی؛ بخشی از زیرساخت اقتصاد آینده
امروز هر کاربر، فقط یک کاربر نیست بلکه هر کاربر میتواند یک مشتری، فروشنده، تولیدکننده محتوا، کارآفرین، خبرنگار، هنرمند یا ارائهدهنده خدمت باشد و هر تعامل، میتواند بخشی از یک زنجیره ارزش باشد و به همین دلیل، اگر سکوهای ایرانی بتوانند این تعاملات را به یک اقتصاد پایدار تبدیل کنند، دیگر صحبت از «پیامرسان ایرانی» یا «شبکه اجتماعی ایرانی» به تنهایی کافی نیست؛ ما در حال صحبت درباره زیرساخت اقتصاد دیجیتال ایران هستیم.
این همان نقطهای است که سیاست حمایت از سکوهای ایرانی، از یک موضوع صرفاً ارتباطی عبور میکند و به یک سیاست اقتصادی تبدیل میشود.
** رادار فضای مجازی برای همین است؛ برای اینکه سیاستگذار، کاربر واقعی را ببیند
یکی از مهمترین درسهای رصد فضای مجازی این است که سیاستگذاری باید بر اساس رفتار واقعی مردم شکل بگیرد، نه تصور ما از رفتار آنها. وقتی محتواهای مربوط به یک موضوع اقتصادی مانند طلا بازدید میلیاردی میگیرد، نمیتوان اقتصاد را از فضای مجازی جدا دانست. وقتی محتواهای مربوط به موضوعی مانند تنگه هرمز پربازدید میشود، نمیتوان اهمیت فضای مجازی در شکلگیری افکار عمومی و روایتهای اجتماعی را نادیده گرفت.
و وقتی مجموعه موضوعات مورد رصد، صرفا در یک ماه و صرفا در ۲ سکوی ایرانی، به ۴۵ میلیارد بازدید میرسد، دیگر نمیتوان فضای مجازی را حاشیهای بر زندگی مردم تلقی کرد. «رادار فضای مجازی» برای همین طراحی شده است تا به جای آنکه صرفاً درباره فضای مجازی حرف بزنیم، آن را ببینیم، اندازهگیری کنیم و بر اساس داده درباره آن تصمیم بگیریم.
** کلام آخر
آینده، متعلق به سکویی است که کاربر را میشناسد و رقابت اصلی سکوهای آینده، فقط بر سر تعداد کاربران نخواهد بود بلکه، رقابت بر سر این خواهد بود که کدام سکو بهتر میتواند نیاز کاربر را بفهمد و برای آن ارزش خلق کند. سکویی که بداند کاربرش چه میخواهد، چه چیزی برایش مهم است، چگونه خرید میکند، چه محتوایی تولید میکند، چه خدمتی نیاز دارد و چگونه میتوان تجربه دیجیتال او را بهتر کرد.
اگر قرار است اقتصاد دیجیتال ایران رشد کند، اگر قرار است دادههای ایرانی در خدمت پیشرفت و توسعه قرار گیرد، اگر قرار است تولیدکننده محتوا و کسبوکار ایرانی سهمی از اقتصاد توجه داشته باشد و اگر قرار است کاربر ایرانی از حق انتخاب واقعی برخوردار باشد، داشتن سکوهای قدرتمند ایرانی یک ضرورت است، نه یک انتخاب حاشیهای.
آینده فضای مجازی ایران جایی نیست که فقط باید درباره آن تصمیم بگیریم؛ آیندهای است که باید از امروز، زیرساختش را بسازیم.
انتهای پیام/
نظر شما