اعظم پیرانه مادر شهید سحراللهدادی در گفتوگو با خبرنگار حیات درباره دخترش اظهار کرد: سحر متولد ۱۰ دیماه سال ۱۳۸۱ بود. تحصیلات کارشناسی خود را در دانشگاه تربیت معلم نسیبه به پایان رساند و به عنوان معلم پایه سوم ابتدایی مشغول به کار شد. همزمان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه باهنر بود و تنها سال اول خدمتش را پشت سر میگذاشت.
وی با اشاره به نحوه شهادت دخترش گفت: شب هجدهم فروردینماه ۱۴۰۵، حدود ساعت سه و نیم بامداد، منزل ما هدف اصابت موشک قرار گرفت. سحر در اتاق خوابش خوابیده بود که بر اثر اصابت موشک، سقف اتاق تخریب شد و ترکش به سر دخترم اصابت کرد و به شهادت رسید.
پیرانه افزود: دخترم همانند ابوعبدالله(ع) به پیشواز امام حسین(ع) رفت.

۱۲ بار زیارت کربلا در ۲۳ سال زندگی
مادر شهید سحراللهدادی با بیان اینکه دخترش علاقه بسیار زیادی به اهلبیت(ع) و بهویژه امام حسین(ع) داشت، گفت: سحر بسیار باهوش و نخبه بود و روحیهای کاملاً امام حسینی داشت. در همین ۲۳ سالی که زندگی کرد، ۱۲ بار به زیارت حرم امام حسین(ع) مشرف شد.
وی ادامه داد: هر کاری که داشت، خودش را به شکلی مدیریت میکرد که بتواند به زیارت امام حسین(ع) برود. دلبستگی عجیبی به کربلا داشت و زیارت سیدالشهدا(ع) بخش مهمی از زندگیاش بود.
پیرانه یکی از خاطرات دوران کودکی سحر را اینگونه روایت کرد: نخستین بار که به کربلا رفتیم، سحر هشت ساله بود. به مسجد سهله رفتیم و یکی از علمای خاندان شهید حکیم نیز آنجا حضور داشت. پس از نماز، سحر دست ما را رها کرد و به سمت ایشان دوید. با وجود جمعیت زیادی که اطراف ایشان بود، آن عالم دستهایش را باز کرد و سحر را در آغوش گرفت و سرش را بوسید.
وی افزود: از فردی که همراه ما بود پرسیدم ایشان چه گفتند؟ گفتند برای دخترتان دعای خیر کردند. نکته عجیب این است که دخترم دقیقاً از همان قسمتی از سر که آن عالم بوسیده بود، به شهادت رسید.
معلمی که دانشآموزانش را تا آخرین لحظه تنها نگذاشت
مادر شهید سحراللهدادی با اشاره به علاقه دخترش به حرفه معلمی گفت: سحر بسیار به کارش علاقه داشت و بچهها را خیلی دوست داشت. دلسوز دانشآموزانش بود و نسبت به آنها احساس مسئولیت میکرد.
وی ادامه داد: روزی که حادثه حمله آمریکایی-صهیونیستی اتفاق افتاد، با وجود اینکه بسیاری از معلمان مدرسه رفته بودند، سحر تا حدود ساعت پنج عصر در مدرسه ماند و به گفته مدیر مدرسه، دانشآموزان را یکییکی به پدر و مادرهایشان تحویل داد و بعد به خانه برگشت.
پیرانه گفت: این روحیه مسئولیتپذیری دخترم بود؛ دانشآموزانش برای او فقط شاگرد نبودند، بلکه به آنها علاقه قلبی داشت و خودش را در قبال آنها مسئول میدانست.
«فرشتههای آسمانی»؛ کلاسی که نامش به سرنوشت معلم گره خورد
وی با اشاره به فعالیتهای مجازی دخترش اظهار کرد: سحر در آخرین روزها کلاسهای مجازی برگزار میکرد و آخرین فیلمی که از او باقی مانده، مربوط به یکی از همین کلاسهاست. نام کلاس او «فرشتههای آسمانی» بود؛ کلاسی که حالا خودش نیز فرشته آسمانی آن شده است.
مادر این شهیده افزود: در آخرین فیلم، سحر با دانشآموزانش درباره شهادت رهبر و شرایط کشور صحبت میکند. او به بچهها میگفت که نباید بترسند، باید شجاع باشند و برای حفظ کشورشان در کنار هم بمانند.
پیرانه ادامه داد: سحر در آن کلاس به دانشآموزانش تأکید میکرد که با وجود شهادت رهبر، همه در کنار هم هستند و باید مراقب کشور باشند و برای حفظ و پایداری آن تلاش کنند.
وی گفت: یکی از آخرین جملاتی که سحر در کلاس مجازیاش میگوید این است که «ما با صلوات قشنگ کلاس مجازیمان را شروع میکنیم، و هرگز نمیترسیم؛ ما از صهیون نمیترسیم، از آمریکا نمیترسیم و همه پایدار ایستادهایم.»
«نگذاریم خون شهدا پایمال شود»
مادر شهید سحراللهدادی در پایان با تأکید بر ضرورت حفظ راه شهدا گفت: نگذاریم خون شهدا پایمال شود. باید در مقابل ظلم ایستادگی کنیم و اجازه ندهیم خانوادههای بیشتری داغدار شوند.
وی افزود: دشمن میخواهد امکانات و زیرساختهای ما را هدف قرار دهد. سؤال ما این است که مردم ما چه کردهاند که باید تاوان این دشمنیها را بدهند؟
پیرانه با اشاره به دغدغههای فرهنگی دختر شهیدش اظهار کرد: جوانان ما باید برای آینده کشور امیدوار باشند و مسئولان نیز تا جایی که میتوانند تلاش کنند وضعیت فرهنگی کشور بهتر شود.
وی خاطرنشان کرد: دخترم دغدغه کشور، مردم و آینده نسل جوان را داشت و حتی در آخرین روزهای زندگیاش، دانشآموزانش را به شجاعت، امید و ایستادگی دعوت میکرد. امیدوارم راه شهدا ادامه پیدا کند و خون آنها چراغ راهی برای آینده کشور باشد.
انتهای پیام/ خرد
نظر شما