به گزارش حیات به نقل از فایننشال تایمز، دونالد ترامپ در فاصله دو هفته تصمیماتی را اتخاذ کرده که تصویری روشن از نگاه وی به نظم جهانی ارائه میدهد؛ جهانی که در آن آمریکا به جای متحدان، ماهوارههایی مطیع میخواهد و قدرت را ابزاری میداند که واشنگتن میتواند هر زمان که بخواهد علیه هر کشوری به کار گیرد.
ترامپ ۱۶ اوت (۲۵ مرداد) از کاهش قابل توجه رزمایشهای مشترک نظامی آمریکا و کره جنوبی خبر داد. وی پنج روز بعد عملیات موسوم به «عملیات طرد اقتصادی» را اعلام کرد. ۲۱ اوت (۳۰ مرداد) مذاکرات تجاری آمریکا و کانادا شکست خورد. ۲۸ اوت (۶ شهریور) نیز ترامپ از آنچه «بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ جهان» خواند خبر داد که بر اساس آن آمریکا ۵۵ درصد از تولید یک شرکت جدید ونزوئلایی را در اختیار خواهد داشت.
این اقدامات در مدت دو هفته رخ داده و از نگاه نویسنده نشان میدهد ترامپ جهان را چگونه میبیند. وی معتقد است آمریکا متحد ندارد بلکه با کشورهایی روبهرو است که باید در مدار واشنگتن قرار داشته باشند و قدرت سیاسی و اقتصادی باید در اختیار آمریکا و در نهایت در دست یک فرد متمرکز باشد.
این رویکرد با سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم تفاوت اساسی دارد. دین آچسون، وزیر خارجه دولت هری ترومن، در کتاب «حاضر در لحظه آفرینش» منطق سیاست آمریکا پس از جنگ جهانی دوم را تشریح کرده بود. هدف آن دوره ایجاد بخش آزادی از جهان در میان آشوبهای پس از جنگ و جلوگیری از نابودی کل جهان بود.
فایننشال تایمز معتقد است آنچه دولت ترومن ایجاد کرد در نهایت به پیروزی جهان غرب در جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی کمک کرد و امید به صلح و رفاه را در بخشهایی از جهان افزایش داد. وی با کنایه مینویسد اگر ترامپ روزی زندگینامه خود را بنویسد، بهتر است نام آن را «حاضر در لحظه ویرانی» بگذارد.
کره جنوبی و خطر تضعیف یک اتحاد
فایننشال تایمز در ادامه به تصمیم ترامپ درباره کاهش رزمایشهای نظامی با کره جنوبی اشاره میکند. جنگ کره در سال ۱۹۵۰ (۱۲۳۹ خورشیدی) پس از حمله کره شمالی به کره جنوبی آغاز شد و در جریان سه سال جنگ حدود پنج میلیون نفر کشته شدند. آمریکا نیز حدود ۳۷ هزار نیروی نظامی خود را از دست داد. نتیجه جنگ آتشبسی بود که هنوز صلحی واقعی میان دو کره ایجاد نکرده است.
ترامپ برای تصمیم خود به رابطه بسیار خوب با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، اشاره کرده است. در مقابل، کره جنوبی یک کشور دموکراتیک و یکی از نمونههای مهم رشد اقتصادی در جهان توصیف شده است. رزمایشهای مشترک آمریکا و کره جنوبی تاکنون باعث آغاز جنگ نشدهاند اما از نگاه نویسنده، کاهش حمایت آمریکا میتواند چنین خطری را افزایش دهد.
جنگ تجاری با کانادا
گزارش فایننشال تایمز جنگ تجاری ترامپ با کانادا را نیز نمونه دیگری از این رویکرد میداند. به اعتقاد وی، پشت سیاستهای ترامپ سه تصور وجود دارد؛ اینکه کانادا یک کشور مستقل نیست، مازاد تجاری رفتاری تهاجمی محسوب میشود و تغییر مداوم سیاستهای تجاری هزینهای ندارد.
نتیجه چنین دیدگاهی، از نظر نویسنده، ایجاد بینظمی است. وی میپرسد آیا جنگ تجاری با کانادا موفق خواهد شد و پاسخ میدهد که چنین اتفاقی بعید است. با این حال، اینکه این روند بتواند به درگیری میان دو کشور که زمانی متحد و همسایه نزدیک بودند منجر شود، مشخص نیست.
این گزارش این ویکرد را در تضاد با میراث دولت ترومن میداند که برنامه مارشال و توافق عمومی تعرفه و تجارت را از جمله دستاوردهای اصلی خود داشت.
ایران و ادامه جنگ آمریکا؟
بخش دیگری از این گزارش به جنگ علیه ایران اختصاص دارد. به گفته فایننشال تایمز با ازسرگیری درگیریها، همچنان مشخص نیست مرحله بعدی بحران چه خواهد بود و هرگونه بازگشایی تنگه هرمز شکننده به نظر میرسد.
وی معتقد است نتیجه جنگ با آنچه در آغاز درگیری در فوریه وعده داده شده بود فاصله زیادی دارد و هنوز مشخص نیست این جنگ در بلندمدت چه دستاوردی برای آمریکا یا متحدانش در منطقه خواهد داشت.
به باور فایننشال تایمز، «عملیات طرد اقتصادی» نیز بعید است بتواند نتیجه متفاوتی ایجاد کند. وی ۲ دلیل برای این ارزیابی مطرح میکند؛ ایران پیش از این نیز دورههای طولانی خصومت و اکنون جنگ آمریکا را پشت سر گذاشته است، و برنامه «فشار حداکثری» ترامپ پس از خروج آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷ خورشیدی) نیز نتوانست به هدف خود دست پیدا کند.
قرارداد ونزوئلا
آخرین نمونه مورد بررسی، توافق جدید آمریکا با ونزوئلاست که فایننشال تایمز آن را نمونهای از استعمار قرن نوزدهم میداند. وی مینویسد بسیاری از ونزوئلاییها احتمالاً از زندانی شدن نیکلاس مادورو در آمریکا خشنود هستند اما احتمالاً انتظار داشتهاند دیکتاتوری سرنگون شود، نه اینکه یک قدرت خارجی جای آن را بگیرد و کنترل نفت کشور را در دست داشته باشد.
ترامپ و نگاه متفاوت به نظم جهانی
این گزارش در پایان تاکید میکند که برای فهم نگاه ترامپ به جهان نمیتوان به دنبال مجموعهای از اصول یا ایدههای مشخص بود. به باور وی، رویکرد ترامپ حتی بازگشت به واقعگرایی سنتی نیز محسوب نمیشود بلکه در نقطه مقابل نظمی قرار دارد که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. بینظمی کنونی صرفاً شرایطی نیست که ترامپ در آن فعالیت میکند بلکه بخشی از نتیجه سیاستهای اوست و میراثی که این رویکرد برای جهان باقی میگذارد، تضعیف نظمی است که آمریکا طی دههها برای ایجاد آن تلاش کرده بود.
انتهای پیام//
نظر شما