به گزارش حیات به نقل از ایرنا، در حالی که سایه جنگ تحمیلی و تلاطمهای اقتصادی بر سر کشور سنگینی میکند، برخی از تحلیلگران حوزه فرهنگ معتقدند مدیریت این حوزه در ۲۰ ماه گذشته با آزمونهای دشواری روبهرو بوده است. هفته دولت بهانهای شد تا در یک گفتوگوی صریح و بیپرده با محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نه تنها به نقد عملکردها بپردازیم، بلکه نیمنگاهی نیز به استراتژیهای بقا و پویایی این نهاد در شرایطی داشته باشیم که خبر تعطیلی، جذابتر از خبر پایداری جلوه میکند.
با گذشت ۲۰ ماه از فعالیت دولت و در حالی که وارد دومین سال کاری شما شدهایم، بیایید بدون تعارف صحبت کنیم؛ با وجود اتفاقات گسترده در کشور و شرایط سخت اقتصادی، آیا واقعا از عملکرد معاونت فرهنگی رضایت دارید؟
برای پاسخ به این سوال باید زاویه دیدمان را مشخص و معین کنیم. ما در یک سال و نیم اخیر، دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشتهایم. تحریمها در سختترین سطح خود اعمال شدند تا شرایط اقتصادی را به اینجا برسانند. در چنین وضعیتی متاسفانه ما در جامعه به نوعی اعتیاد به اسم «شنیدن و انتشار اخبار تلخ» دچار شدهایم. همه عادت کردهایم نیمه خالی لیوان را ببینیم و همان تلخیها را در فضای مجازی منتشر کنیم و به موفقیتهای کوچک و بزرگی که حال جامعه را خوب میکند، بیاعتنا باشیم. مگر فرهنگ چیزی جزء خرده رفتارهای ما در جامعه است؟ همه اقداماتی که ما در حوزه فرهنگ و هنر انجام میدهیم، بهانههایی است برای یک زیست درست، برای اینکه بتوانیم در سختترین روزها، امید و آینده را فراموش نکنیم. بگذارید یک مثال برای شما بزنم؛ وقتی «پل بی۲» مورد اصابت قرار گرفت همه عکسهای آن را منتشر کردند، اما من به خاطر ندارم که قبل از اصابت موشک، موجی رسانهای به راه افتاده باشد و از این شاهکار که به دست جوانان ایرانی خلق شده، صحبت کند! ما باید این علاقه به خبرهای تلخ و انتشار آن را کنار بگذاریم؛ اگر نه در میان چرخدندههای این زندگی بیرحم خرد میشویم.
من منکر سختیها نیستم؛ من هم عضوی از همین مردمم و افزایش قیمتها و فشارهای اقتصادی را با گوشت و پوست لمس میکنم؛ اما سوال من این است؛ مگر میشود وسط جنگ دست از کار کشید؟ ما قرنهاست در میان همین جنگها و بحرانها دوام آوردهایم. به نظر شما آیا با عقبنشینی و کنج عزلت نشستن، میتوان سنگری را فتح کرد؟
پس نمره قبولی به خودتان میدهید؟
گاهی در یک مسابقه در شرایط عادی، اول شدن میتواند خیلی اتفاق ویژهای نباشد؛ اما در شرایط سخت، مثل بعد از چند ماه محرومیت یا مصدومیت، سوم شدن هم میتواند دلچسب باشد. شاید اگر شرایط عادی بود؛ این عملکرد معمولی بود؛ اما واقعا باید همگی بپذیریم که در شرایط سختی قرار داریم.
تا وقتی که نویسنده و اهل قلم درگیر معاش است، ناشر از گرانی کاغذ صحبت میکند، کتابفروش و چاپخانهدار از مشکلات رنج میبرند، هر صحبتی و هر مصاحبهای بیمورد است
اجازه دهید اصلاح کنم، من به عملکرد اهالی فرهنگ نمره قبولی میدهم. چرا؟ به این دلیل که در شرایط جنگی و روزهای جنگ رمضان، کتابفروشیها جزء معدود شغلهایی بودند که در دل بحران دست از فعالیت نکشیدند؛ اما کسی ندید. کسی استقبال از پلتفرمهای مجازی کتاب را ندید. کسی شلوغی کتابفروشیهای سطح پایتخت را در ایام محدودیت اینترنت جهانی ندید. در همین روزهای اخیر، رسانههای فارسیزبان از تعطیلی چند کتابفروشی، چندین روز تیتر یک ساختند، اما آیا از بمباران دفتر نشر، کتابفروشی، کتابخانه و مراکز فرهنگی توسط دشمن هم به همان اندازه تیتر زدند؟ ما در این دوره، با وجود همه مشکلات، نه تنها تسلیم نشدیم، بلکه تلاش کردیم امید را به عنوان یک راهبرد، زنده نگه داریم.
صنعت چاپ کشور در بدترین شرایط ، فعالیت خود را ادامه داد و نگذاشت تا صنایع دیگر از جمله دارو و غذا در تولید و توزیع با مشکل مواجه شوند.
در همین شرایط سخت که واقعا اضافه کردن یک نیرو، کار بسیار سخت و پیچیدهای است، ما دفتر ادبیات و زبان فارسی را تاسیس کردیم. واقعیت این است که خیلیها به ما میگفتند «الان چه وقت این کارهاست؟ این همه سال چنین دفتری نبوده، حالا یک سال دیگر هم روی آن؛ صبر کنید، اوضاع آرام شود.» اما ما صبر نکردیم، ما این دفتر را تاسیس کردیم و اداره آن را هم نه به یک مدیر دولتی که به یک شاعر شناخته شده سپردیم. پس ما تسلیم شرایط نشدیم.
هیچ وقت این اتفاقات را داد نزدیم و اصراری به انتشار اخبار در رسانهها نداشتیم، عدهای از بنده به دلیل مصاحبه نکردن انتقاد میکنند؛ اما این رویکرد تغییر نخواهد کرد؛ چراکه تا وقتی که نویسنده و اهل قلم درگیر معاش است، ناشر از گرانی کاغذ صحبت میکند، کتابفروش و چاپخانهدار از مشکلات رنج میبرند، هر صحبتی و هر مصاحبهای بیمورد است. وقت برای تعریف از کارهایمان زیاد است، الان باید مشکلات را حل کنیم.
اجازه دهید کمی جزییتر صحبت کنیم. ناشران و کتابفروشان این روزها برای بقا میجنگند. در شرایطی که تورم رمق این صنعت را گرفته، چه گام ملموسی برای حمایت از آنها برداشته شده است؟
به شخصه معتقدم مردم از وعدهها خستهاند و نتیجه کار را میخواهند. در سال جاری نمایشگاه فیزیکی (نمایشگاه سیوهفتم) تحت تاثیر شرایط امنیتی و جنگی لغو شد؛ اما ما به سرعت نسخه مجازی را جایگزین کردیم. در حوزه تسهیلات، اکنون مشغول ثبتنام ناشران و کتابفروشان برای اعطای تسهیلات کمبهره ۴۸ ماهه هستیم؛ رقمی بین ۲۰۰ میلیون تا ۱.۵ میلیارد تومان برای هر ناشر و کتابفروش دارای شرایط. به واسطه این تسهیلات، ورود ۸۰۰ میلیارد تومان اعتبار به صنعت نشر در این شرایط، یک اقدام راهبردی و بیانگر نگاه فرهنگی دولت و حاکمیت است، آن هم در شرایطی که همه به خوبی متوجه مشکلات اقتصادی کشور هستیم؛ اما به این دلیل که رسانه دست ما نیست و طرف ادارهکننده به دنبال انتشار اخبار تلخ در کشور است، این اقدامات ایجابی کمتر بازتاب مییابد. افتتاح «پردیس چاپ و نشر» در همین هفته دولت، گواهی بر این است که ما در حال ساختن زیرساختهای نوین هستیم.
از آسیب در جنگ گفتید، به سراغ صنعت چاپ برویم؛ گفته میشود بسیاری از چاپخانهها در جنگ آسیب دیدهاند و وضعیت این صنعت بحرانی است، آمارها چه میگویند؟
به زودی تسهیلات جدیدی برای واحدهای چاپی خواهیم داشت تا روندی صعودی متوقف نشود
در جنگ رمضان تعداد قابل توجهی چاپخانه مورد اصابت موشکهای دشمن قرار گرفت؛ پس طبیعتا صنعت چاپ شرایط دشواری دارد؛ اما بیایید باور کنیم که آمارها دروغ نمیگویند! در یک سال گذشته ۸۳ پروانه تاسیس چاپخانه صادر کردیم. در حالی که اخبار بیگانه بر یاس تمرکز داشت، ما شاهد رشد ۱۹۵ درصدی صادرات محصولات چاپی به ۱۵ کشور جهان با ارزشی بالغ بر ۱۶ همت بودیم و همزمان ۴۷ درصد واردات محصولات چاپی به کشور نیز کاهش یافت. این یعنی ما در حال ایستادن روی پای خود هستیم. به زودی تسهیلات جدیدی هم برای واحدهای چاپی خواهیم داشت تا این روندی صعودی متوقف نشود.
تفاهمنامه اعطای تسهیلات با سرعت و شتاب بیشتر به فعالان چاپ همین روزها نهایی میشود.
در صحبتهایتان به تاسیس دفتر ادبیات و زبان فارسی اشاره کردید؛ برخی منتقدان میگویند که این دفتر، فقط یک عنوان نمادین است و عملا در یک سال گذشته کاری انجام نداده است؛ چه پاسخی برای این نقد دارید؟
این قضاوت ناعادلانه است. در همین مدت کوتاه، برگزاری سه پویش ادبی-ملی، برگزاری هجدهمین دوره جایزه جلال آلاحمد، بیستمین جشنواره شعر فجر و برگزاری نشستهای مسالهمحور درباره زبان فارسی، همه حاصل کار این دفتر است. جایزه داستان ۶ کلمهای مدرسه میناب با ۱۶ هزار اثر از ۳۸ کشور جهان، در همین دوران جنگ و در همین دفتر برگزار شد. آیا اینها عملکرد یک دفتر یا اداره اسمی-نمایشی است؟ همکاران ما با دست خالی کارهای بزرگی انجام دادهاند که نتایج آن بینظیر بوده است. فعال شدن شورای پاسداشت زبان با یک رویکرد علمی.
به سراغ اداره کتاب برویم؛ بسیاری از ناشران از پروسه صدور مجوزها گله دارند. آیا این انتقادات به گوش شما رسیده است؟
حتی بهترین داوران جهان نیز با اعتراضاتی حین قضاوت روبهرو میشوند؛ طبیعت داوری این است که اعتراض به همراه دارد؛ اما بیایید به آمار نگاه کنیم. در بهار ۱۴۰۵، با وجود شرایط جنگی، آمار اعلام وصول از مرز ۳۰ هزار عنوان گذشت؛ یعنی ۱۵ درصد رشد نسبت به سال قبل. حتی در ایام نوروز که جنگ در اوج بود، ما با دورکاری، هفت هزار و ۳۴۳ مجوز صادر کردیم. در پاسخ به سوال شما میگویم که اعداد نشان میدهند که چرخ فرهنگ از حرکت نایستاده است.
بحث داغ این روزها قیمت کتاب و کاغذ است. قیمت کاغذ به قیمت ارز گره خورده و صعودی است. چه برنامهای دارید؟
چندین اتفاق خوب در حال شکلگیری است؛ اما اجازه دهید زمانی از آنها صحبت کنیم که به مرحله اجرا رسیده باشد. با این حال جواب شما در سوالی که پرسیدید نهفته است؛ واقعیت این است که روند هر کالای وارداتی به نرخ ارز وابسته است و ما نمیتوانیم قوانین اقتصادی را دور بزنیم. بله قیمت کاغذ گران شده است، مثل قیمت مسکن، مثل قیمت وسایل الکترونیک، مثل خیلی از کالاهای وارداتی دیگر. در چنین شرایطی ما به دنبال واردات و تولید کاغذ داخلی باکیفیت هستیم.
پس گلایه از عدم توجه به تولید داخلی کاغذ از کجا میآید؟
همانطور که گفتم ما به دنبال کاغذ داخلی با کیفیت و بهصرفه هستیم؛ نه اینکه با شعار حمایت از کالای ایرانی، محصولی بیکیفیت را به مردم تحمیل کنیم. کارخانه کاغذ زاگرس اکنون آماده تولید است و با رفع موانع مختصر، میتواند بخشی از نیاز داخل را تامین کند. راهبرد ما تولید باصرفه و باکیفیت است.
به عنوان پرسش پایانی؛ آیا نمایشگاه سیوهفتم در سال جاری برگزار میشود؟ چرا هیچ پاسخ مشخصی وجود ندارد؟
ما به دنبال برگزاری ویترینی و نمایشی نبودیم. هزینه برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بسیار بالاست و اگر خروجی مطلوب نداشته باشد، اسراف بیتالمال است. جنگ تحمیلی سوم باعث شده بود بسیاری از ناشران آمادگی لازم را نداشته باشند. من نمیتوانستم به قیمت رهایی از انتقادات، رویدادی چند صد میلیاردی برگزار کنم که نتیجهای جزء شکست نداشته باشد. گاهی انجام ندادن کاری که خروجی ندارد از انجام دادن کاری که بیهوده است سختتر و شجاعانهتر است. با این حال، تمام تلاش ما این است که این رویداد را در هفته کتاب برگزار کنیم، ما در این دوره یاد گرفتهایم که برای آینده، هوشمندانه بجنگیم، نه نمایشی.
انتهای پیام//
نظر شما