به گزارش حیات به نقل از فارس، امروز اول شهریور ماه زاد روز تولد نابغه پزشکی ایران و جهان ابوعلی سیناست. وقتی از قامت استوارِ طبابت سخن میگوییم، گویی تصویری از پروفسور محمد اسماعیل اکبری در ذهن نقش میبندد؛ طبیبی که پنج دهه، «سرطان» را نه فقط در لایههای سلولی، که در جان و جهانِ انسان به مبارزه طلبیده است.در این پنجاه سال تلاش علمی، هر روزی که او به اتاق عمل قدم گذاشته، گویی نبردی میان یأس و امید در جریان بوده و او، با آن نگاهِ نافذ و آرامشِ مثالزدنی، همواره در کنارِ بیمار، سنگرِ زندگی را حفظ کرده است. او در کورانِ دشواریهایِ این راه، چون کوهی استوار ایستاده است. نگاهِ او به سرطان، نگاهی است که از میکروسکوپها فراتر رفته و به ریشههایِ روانی و اجتماعیِ درد رسیده است؛ او نه تنها تومورها را برمیدارد، بلکه با کلامش، بذرِ امید و آرامش را در روانِ ناآرامِ خانوادهها میکارد.
استاد برجسته سرطان، نگینِ درخشانِ دانشِ جراحیِ سرطان در ایران است که حضورش، اطمینانِ خاطرِ یک سرزمین است.تن پوش سفید پزشکی اش در ظهر گرم یکی از روزهای تابستان و لبخند همیشگی و دلنشین اش آغاز مواجهه و گفت وگو با او در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در شمالی ترین نقطه پایتخت است.استاد همان اول دیدار می گوید اجازه دهید نمازم را بخوانم و بعد از چند دقیقه پشت میزش می نشیند و از زندگی علمی ۵۰ ساله و ۷۶ بهار گذشته عمرش برایمان روایت می کند.
آنچه در ادامه می آید مشروح گفتوگویی صمیمانه و علمی با «پروفسور محمداسماعیل اکبری، استاد برجسته جراحی سرطان، بنیانگذار رشته فوقتخصصی جراحی سرطان در ایران، موسس و رئیس اسبق اولین دانشگاه علوم پزشکی کشور و از یک درصد دانشمندان پراستناد و برتر جهان طی سالیان متمادی، رئیس انجمن علمی آموزش پزشکی ایران، بنیانگذار آموزش پزشکی جامعه نگر در کشور و رئیس مرکز تحقیقات سرطان که قطب پژوهشی- خدماتی سرطان است، انجام شده است.»این مصاحبه به روایت یک عمر تلاش علمی و اجرایی، از تولد در یک خانه مشترک خانوادگی تا توسعه زیرساختهای بهداشتی و درمانی در کشور و ابداع روشهای نوین درمان سرطان و توصیه نامه اخلاقی وی به نسل جدید پزشکان پرداخته است.
زندگی در خانه ای شلوغ و سرشار از عطوفت
پروفسور اکبری سخن خود را با یادآوری روزهای کودکی آغاز کرده و می گوید: در شهریور سال ۱۳۲۹ در شهرستان تویسرکان به دنیا آمدم. خانهای که در آن متولد شدم، محل زندگی حداقل چهار خانواده بود که شامل عمو و مادربزرگم میشد و من به عنوان اولین نوه خانواده، در دریایی از محبت بزرگ شدم.در دوران تحصیل، در امتحان نهایی کلاس ششم و همچنین دیپلم، موفق به کسب رتبهی اول در استان همدان شدم و در کنکور سراسری، دومین نفر در سطح کشور بودم.»
قبولی در مهندسی و تحصل در پزشکی
با وجود قبولی در رشتههای کارشناسی مهندسی در دانشگاه تهران، مسیر زندگی ام با اصرار پدری بازاری و متدین تغییر کرد.پدرم اصرار داشت که به اصفهان بروم (که فامیلهایی در آنجا داشتیم) و در رشته پزشکی ثبتنام کنم. به اصفهان رفتم و در آنجا قبول شده و در سال ۱۳۵۳ از آن دانشگاه فارغالتحصیل شدم.
پس از گذراندن دوره سربازی در دزفول و ازدواج در پیش از انقلاب، وی رزیدنت جراحی شد و همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ، مسئولیت اجرایی حوزه بهداشت و درمان استان اصفهان را بر عهده گرفت. پروفسور اکبری با اشاره به نقش خود در بنیانگذاری نظام نوین سلامت کشور می افزاید: ما از بنیانگذاران اندیشه ادغام آموزش، پژوهش و خدمت در وزارت بهداشت بودیم.
ایجاد اولین دانشگاه علوم پزشکی ایران در اصفهان
اولین دانشگاه علوم پزشکی کشور، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود و من اولین رئیس آن شدم. در حالی که بنظرم دانشگاه علوم پزشکی تهران حدود یک سال بعد و با همت برادرم جناب آقای دکتر فریدون عزیزی راهاندازی شد.
از روزهای سخت ابتدایی تأسیس دانشگاه می گوید؛ قبل از انقلاب، اصفهان بین ۸۰ تا ۱۰۰ دانشجو میگرفت، اما من با توجه به جمیع شرایط، ظرفیت را ۳۰۰ نفر اعلام کردم. نهایتاً ۸۰۰ نفر دانشجو به ما دادند! من سه سالن بزرگ ۷۰۰-۸۰۰ نفری ساختم و با پذیرش آنها در دو ترم، کلاسها را مدیریت کردیم. اکنون آن دانشجویان، از بهترین پزشکان کشور هستند.
۱۰۰۰ روز حضور در دفاع مقدس
حدود هزار روز در جبهه حضور رسمی داشتم که اخیرا نیز مرکزی را برای ارائه خدمات درمانی به رزمندگان عزیز راهاندازی کردیم. اما پس از جنگ و در زمان سازندگی، با تغییر نگرشهای سیاسی مواجه شد: «برخی گفتند آدمهای جبهه دیگر وقتشان گذشته است و ما را کنار گذاشتند. استاندار وقت، بزعم خود لیستی از افراد تندرو تهیه کرد که نفر اول استاندار و نفر دوم من بودم.
تحصیل در آمریکا و تدریس در جانز هاپگینز
پروفسور اکبری در ادامه به ماجرای حضور خود در آمریکا اشاره کرد و می افزاید: در سال ۱۳۶۹، یک تحقیق پژوهشی را برای مدیر گروه جراحی دانشگاه جانزهاپکینز فرستادم. گفتم این کار تحقیقاتی را کردم و وی پذیرفت و با وجود نداشتن هزینه سفر، آن تحقیق را در جامعه جراحان آمریکا ارائه کرد. گفتم نمی توانم به آمریکا بیایم و شما خودتان منتشر کنید. البته موافقت کرد من بروم آمریکا و ادامه تحصیل دهم. بالاخره کمتر از دو سال بعد رفتم. پس از آن، به راحتی موفق به دریافت پذیرش از این دانشگاه شدم و به عنوان فلوشیپ پذیرفته شده و در آنجا مشغول به کار شدم. ابتدا تدریس برای رزیدنتهای آمریکایی با لهجه ما کار سختی بود! اما نهایتا در بهترین شرایط ایده آل در امریکا، بنده و همسر عزیزم تصمیم گرفتیم به ایران بازگردیم؛چون فرزندانمان بزرگ شده بودند و باید تصمیم می گرفتیم فرزندانمان در آن سن کم بنوعی آمریکایی باشند یا به ایران بیاییم؟
حضور در دانشگاه جانزهاپکینز و بازگشت به ایران
در نهایت با وجود تمام فرصتها، من و همسرم تصمیم گرفتیم برگردیم. استخاره نیز کردیم و فرمودند که هر دو راه خوب است، اما برگشت زحمت دارد. ما برگشتیم و به عنوان مشاور وزیر و جانشین وزیر در آموزش پزشکی و سپس معاون بهداشت وزارت بهداشت با درخواست وزیر وقت، منصوب شدم. در دوره ای دیگر، ۴ سال معاون اصلی [معاون سلامت (تجمیع معاونت درمان و معاونت بهداشت وزارت بهداشت)] وزارتخانه بهداشت و درمان شدم و توفیق همکاری هر روزه با برادر بزرگوار، محترم و صادقم جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان به عنوان وزیر را پیدا کردم؛ در آن مقطع اتفاقات بسیار خوب، ماندگار و بعضا بی نظیری را با هم انجام دادیم.
از جمله واکسیناسیون بسیار بزرگ سرخک و سرخجه که در دنیا زبانزد است و حرمتش در داخل تا حدودی ناشناخته.
ماجرای دعوا با احمدی نژاد
در دولت آقای احمدی نژاد وی بدون هیچ دلیل موجهی، با من درگیر شد و دادگاهی شدم. البته اتفاقات در دولت وی زیاد است اما به ذکر همین یک مورد اکتفا می کنم. ماجرا از این قرار بود که به عنوان مشاور سازمان جهانی بهداشت، از قاهره برگشته بودم و درباره خطر آنفلوآنزا پرندگان و آلودگی طیور بومی در ایران هشدار داده بودم. ما در قاهره دستورالعملی برای مقابله با آنفلوآنزای پرندگان نوشتیم و توصیه کردیم مردم دو سه هفته پرندگان خود مانند مرغ و خروس و ... در این مدت که پرندگان از خارج می آیند را در خانه نگهداری کنند؛ به دلیل این هشدار علمی، مرا به تشویش اذهان عمومی متهم کرده و شکایت کردند. معاون یا یکی از نزدیکان وی گفت باید عذر خواهی کنی اما گفتم من حرف علمی زدم برای چی باید عذرخواهی کنم؛ البته در دادگاه هم تبرئه شدم. این اتفاق باعث شد تصمیمی بگیرم و خلاصه قویا و تمام وقت به دانشگاه بازگشتم. به فضل الهی مرکز تحقیقات سرطان را تاسیس کردم و به مرور برای اولین بار رشته های فوق تخصصی سینه و سرطان را در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی راه اندازی کردم و تمرکز خود را بر پژوهش و درمان گذاشتم.
«مرکز تحقیقات سرطان را راهاندازی کردم، مجله علمی سرطان را تأسیس کرده و برای اولین بار در کشور، رشتههای فوقتخصصی جراحی سرطان و جراحی سینه را پایهگذاری کردم.
اکنون بیش از ۲۰۰ فلوشیپ فوقتخصصی و فلوشیپ کوتاه مدت جراحی سرطان و جراحی سینه که توسط من تربیت شدهاند در تمام استانهای کشور مشغول به خدمت هستند.
من یک دوره فلوشیپ کوتاه مدت نیز راه اندازی کردم. چون من سالی 6 نفر فلوشیپ می توانم طبق مقررات تربیت کنم اما کشور نیازی بیشتر از این تعداد دارد. من دوره سه ماهه (به اصطلاح فلوشیپ کوتاه مدت) راه اندازی کردم و به لهجه اصفهانی ها آن را "فلوچه" نامیدم. جراحان دانشگاههای دیگر را می گیریم و سه ماه در مرکز ما آموزش می بینند و سپس به ادامه کارشان بر می گردند.
تحولی عظیم در درمان سرطان؛ روشی که دنیا را شگفتزده کرد
این استاد برجسته سرطان کشورمان می گوید بنده در همه استانها حداقل یک نماینده و شاگرد عزیز فوق تخصص دانشگاهی دارم. 80 درصد سرطانها غده ای است و ما آن را درمان می کنیم و 20 درصد مربوط به خون و دیگر موارد است. در مرکز تحقیقات کاری را انجام دادم که قصد داشتم در وزارت بهداشت در مقیاس کلان دنبال کنم؛ یعنی کار آموزشی، پژوهشی و درمانی بصورت توامان. بنده سالهای متمادی جزو یک درصد دانشمندان پر استناد جهان بودم و هستم و مطالب علمی ام قابل استناد در جهان است. امسال نیز این رتبه را کسب کردم. البته جزو ۲ درصد دانشمندان پر استناد جهان دانشگاه استنفورد نیز هستم.
مفهوم این کار این است که به مدد الهی و تلاش فراوان، درست کار کردم و مهمترین دلیل آن نیت خدمت به مردم است و اگر از مردم جدا شویم کارمان ابتر است. بنده هنوز هم چهار روز در هفته بیمار می بینم و باید تجربه 50 ساله خود را ارائه کنم و الحمدلله حرفم نیز کاملا علمی و مبتنی بر دانش روز است.
از یک دستاورد تاریخی برای پزشکی ایران رونمایی کرد
ما در سال ۲۰۲۴ میلادی، برای اولین بار در دنیا، یک روش جدید تشخیصی و درمانی برای سرطانهای پیشرفته و متاستاتیک (جامد) معرفی کردیم که سابقهای در جهان ندارد؛ یعنی اولین بار ایران یک تکنیک درمانی سرطان را مطرح کرده است.
بنده مثل بعضی چه در داخل چه در خارج بیمار را با توجه به شرایط خاصش رها نمی کنم و درمانش را ناتمام نمی گذارم و تا آخرین مرحله با وی همراهم. با این طرز فکر و عمل توانستم با کمک سازمان خدوم انرژی اتمی ایران داروی تشخیصی مناسبی بسازیم و سرطان را در همان مرحله ابتدایی تشخیص و درمان کنیم. این روش روی همه سرطانها موثر است و توانستیم طول عمر بیماران را زیاد کنیم.
ما تاکنون همیشه به دنبال خود سلول سرطانی بودیم، اما متوجه شدیم که محیط اطراف تومور (میکروانوایرونمنت) یعنی فضای میکروسکوپی نیز در پیشرفت سرطان نقش کلیدی دارد.ما پروتئینی به نام FAP را که توسط سلولهای اطراف تومور ترشح میشد، هدف قرار دادیم. آنتیبادی مهارکننده آن (FAPI) را ساختیم و با استفاده از یک رادیوایزوتوپ اختصاصی (روتیشیوم-۲۲۶۸) که توسط سازمان انرژی اتمی ساخته شد، دارویی تولید کردیم که دقیقاً به بافت اطراف تومور میرود و از درون، سلولهای سرطانی را منهدم میکند.
استاد ممتاز دانشگاه با اشاره به نتایج درمانی این روش می گوید: ما روی بیمارانی کار کردیم که کاملاً آخر خط بودند و هیچ درمان مؤثری برای آنها وجود نداشت. اکنون توانستیم طول عمر برخی از این بیماران را تا ۴ سال افزایش دهیم.اولین بیمار ما یک کارمند سازمان انرژی اتمی با سارکوم متاستاتیک ریه بود و بیماران بعدی یک پزشک عزیز بود و بیمار دیگر استاندار یکی از استانها بود. این روش برایشان معجزهآسا بود.پروفسور اکبری با افتخار از بازتاب جهانی این کشف می گوید و ادامه می دهد: دنیا برای اولین بار این موضوع را از یک کشور به اصطلاح جهان سوم دیده بود.مقالات ما در معتبرترین مجلات پزشکی دنیا از جمله مجله اروپایی پزشکی هستهای چاپ شد و همه متخصصان در دنیا باید آن را بخوانند. به دلیل استقبال بینظیر، در دنیا به عنوان یک روش انقلابی در درمان سرطان شناخته شد.به طوری که ۴ شرکت داروسازی بزرگ جهانی، حدود ۴۵ میلیون دلار سرمایهگذاری کرده و کارآزمایی بالینی (ترایال) این روش را در ۵۱ مرکز درمانی در سراسر جهان آغاز کردهاند.احتمالا گزارش نهایی آن سال آینده بیرون می آید و در داخل نیز امیدوارم نتایج کامل خود پس از درمان در مدت 4 سال را تا پایان سال جاری اعلام کنیم. این یعنی غرب که همیشه مدعی اولویت در درمان است، اکنون دنبالرو روشی است که در ایران ابداع شده است.وی در باره اینکه آیا این روش در درمان بیماران سرطان عمومیت یافته با اعتماد بنفس بالا می گوید: بله، اکنون این روش درمانی عمومیت خوبی پیدا کرده و در مراکز متعددی در کشور از جمله بوشهر، تبریز و مشهد توسط شاگردانم در حال اجراست.
تاکنون بیش از ۵۰۰ بیمار با این روش تشخیص و درمان شدهاند و ما در حال تدوین گزارش نهایی ۵ ساله خود هستیم که آن را به عنوان بزرگترین گروه بیماران متاستاتیک درمانشده با این روش به دنیا معرفی خواهیم کرد.همه کارهای علمی و بالینی این دارو را به مدت 4 سال طی کردیم. شرکت های دارویی دنیا روی این روش و دارو سرمایه گذاری می کنند.
نقش اگزوزوم، معنویت و باور در درمان
پروفسور اکبری با نگاهی فلسفی و فراتر از زیستشناسی سلولی، به رازهای پنهان درمان اشاره کرده و می افزاید: سرطان فقط یک سلول نیست. سلولهای سرطانی، وزیکولهایی به نام اگزوزوم ترشح میکنند که مانع از اثر داروها میشوند و باعث مقاومت دارویی میشوند. ما با مهار این اگزوزومها، توانستیم اثربخشی داروها را تا حدود ۱۰ برابر افزایش دهیم.
ما موفق به تولید اگزوزومهایی با بالاترین استانداردهای جهانی ( معادل یا بهتر از استاندارد اروپا) شدهایم که کاربردهای وسیعی در درمان سرطان، بازسازی بافت، درمان آرتروز و زیبایی دارد.این محصول به زودی طی یک جشن علمی رونمایی خواهد شد و حرف اول را در بازار خواهد زد. ما بالاترین استاندارد دنیا را کسب کردیم و این اگزوزوم با دنیا بسیار متفاوت است و قریب 25 ترایال تخصصی در بیماری های مختلف در حال انجام است؛ مانند متخصصان پوست، طب فیزیکی و...گروه سرطانی ما برای درمان سرطان روی این اگزوزوم کار می کنند.
۴۰۰ نوع سرطان در انتظار انسان
استاد برجسته سرطان کشورمان با بیان نظریهای بدیع درباره منشأ سرطان می گوید: اکنون 200 نوع سرطان اعلام می شود و این تعداد به زودی به 400 نوع می رسد. مثلا تقریبا 50 نوع سرطان سینه داریم. تنها ۲ درصد از تغییرات ژنتیکی منشأ سرطان است و ۹۸ درصد آن به اپیژنتیک وابسته است؛ یعنی رفتار، باور و اعتقاد انسان و با تغییر آنهاست که نتیجه تغییر می کند. بر اساس مطالعات دنیا همه موارد مثل چاقی، تغذیه و... در بروز سرطان تاثیر دارد؛ اما مهمترین دلیل رفتار و اعتقاد فرد است. به بیانی، ریشه سرطان ناشی از تغییر زیر اتمی کوچک در درون یکی از اتم های دیگر در قسمتی از کائنات است و این تغییر زیر اتمی باعث بروز بیماری می شود.
کلاس معنویت درمانی برای بیماران سرطانی
آقای دکتر! شما روی موضوع معنویت درمانی و اثرات قرآن و دعا در درمان بیماران سرطان کار کرده اید درباره این روش درمانی و نتایج آن توضیح دهید.
همه زندگی انسان به باور و عمل صالح انسان بر می گردد و در قرآن نیز به این موضوع تاکید شده است.ما در معنویت درمانی بیش از ۲۰ سال تحقیق کرده و ثابت کردهایم که دعا و معنویت، بیان ژنها را تغییر میدهد، سطح هورمونهایی مانند «اکسیتوسین» و «دوپامین» را تنظیم میکند و حتی پروتئینهای ضدسرطانی مانند «کاواولین» را در بدن افزایش میدهد.
دعا کردن درمان بیماران را سریع تر می کند
قرآن و اعتقاد، نه تنها یک توصیه اخلاقی، بلکه یک راهکار بیولوژیک مؤثر برای درمان است. ما ثابت کردیم اکسی توسین در افرادی که دعا و راز و نیاز و امور خیر و کمک انجام می دهند بیشتر ترشح می کند و در روند درمان بیماران تاثیر گذار است. دنیا روی تاثیر دعا کردن بیش از هزار تحقیق انجام داده و این موضوع ثابت شده است.
اگر بخواهم خیلی ساده بیان کنم، مثلا به بیمار می گفتیم مشکلاتان را در ظرفی بیندازید و دعا کنید؛ بعد به بیماران گفتیم که بیمار برای فرد بیمار دیگری دعا کند و دیدیم دعا برای دیگران تاثیر گذاری بیشتری داشته است و اثرات بالینی ثابت شده آن را در حدود صد مقاله منتشر کردیم.
چه توصیه ای به جوانان برای تشکیل خانواده و ازدواج و فرزند آوری دارید؟
بحث در این باب بسیار بسیار مفصل است. من ناچارا به اختصار اکتفا می کنم. وقتی به دنبال مسائل اجتماعی می رویم می بینیم که چرا ازدواج و فرزندآوری کم شده است؟ باید کار علمی انجام دهیم. بنده حدودا 400 سال فعالیت بازخوردهای اجتماعی فیلسوفان دنیا را مطالعه و بررسی کردم. دنیا در این 400 سال تلاش کرد خانواده را از ما معتقدین به خانواده به عنوان اصل و مبنا، بگیرد که متاسفانه تاحدودی توانسته است. بر اساس تحقیق و اعلام سازمان ملل متحد 45 درصد بچه هایی که در دنیا به دنیا می آیند بدون پدر مشخص هستند؛ در امریکا 45 درصد؛ یعنی وقتی کودک متولد می شود بابا حضور ندارد!این میزان در کشورمان و دیگر کشورهای مسلمان ۷ تا ۱۰ درصد است؛البته سازمان ملل گفته این اتفاق طبیعی است! راسل فیلسوف معروف و اثرگذار انگلیسی معتقد بود خانواده دارای حرمت نیست و این ملاک قرار گرفت؛ بعضا حرفهایی زد و اقداماتی انجام داد که انسان حتی از گفتنش خجل می شود و اهل فن میدانند. در حقیقت به نوعی سکولاریسم محور قرار گرفت؛ یعنی حذف دین مبنا قرار گرفت و راسل این را در تدوین منشور سازمان ملل گنجاند؛ یعنی ارتباط بین زن و مرد بدون قاعده!
اکنون گروه دشمن با لباس خودمان آمده؛ نه اینکه الان از خارج آمده باشد. در کشور برخی ضد جمعیت هستند و برخی در موضوع جمعیت لجاجت دارند و بعضا برنامه دارند و جلوی اصلاحات را می گیرند. سه نفر برای نابودی جمعیت در ایران جایزه گرفتند و به نظرم هنوز هم مفتخرند! میزان نرخ فرزندآوری در سال 1370 را به صفر رساندند و به دروغ گفتند جمعیت ایران وضعیت خوبی دارد.
در همه نامه های رسمی ما در دنیا، گفتند «وضعیت جمعیت ایران خوب است» تا اینکه تحقیقات بنده منتشر شد.بنده این را خدمت رهبر شهید انقلاب فرستادم و از طریق یکی از عزیزان نزدیکِ ایشان که متاسفانه در ابتدای جنگ تحمیلی سوم توسط دشمن به شهادت رسیدند مباحث را با رهبر فقید انقلاب در میان می گذاشتم. بحث جمعیت بیش از این است که جوانان فرزندآوری کنند یا نه و فقط جمعیت را زیاد کنیم؛ این امر سخت تر و به عبارت بهتر پیچیده تر از جنگ جاری در خلیج فارس است. باید دلسوزان پیدا شوند و عالم به موضوع جمعیت شوند و روی این موضوع اقدام و فرهنگ سازی و کار عمیق و مستمر کنند.
به طورکلی موضوع فرهنگ سازی مهم تر است تا وضعیت اقتصادی، اما وضعیت اقتصادی هم بسیار مهم است. واقعیت این است که اقتصاددانان دنیا که جایزه نوبل برده اند جمعیت هر کشوری را ثروت آفرین می دانند؛ شاید در جنگ جاری و در تحولات امروز بین المللی درک این امر ملموس تر شده باشد. چرا کشور چین قانون محدود کردن فرزند آوری را برداشت؟ یا چرا هند این طور عمل کرد و به نظرم اقتصاد چهارم دنیا شد؟ اینها به پشتوانه افزایش جمعیت و به عبارت دقیقتر اصلاح ساختار جمعیت بوده است.بنده به جوانان می گویم برای آینده خود فکر کنند تا وضعیت بدی نداشته باشند و باید از بالاترین مقام کشور تا پایین ترین، غیرتمندانه وارد موضوع افزایش جمعیت و اصلاح ساختار آن و جوان نگه داشتن ایران عزیز شویم.با برادر عزیزم سرلشگر دکتر احمد وحیدی که اکنون فرمانده کل سپاه پاسداران هستند و همکاران پرتلاش و توانمندشان در زمان وزارت کشور به عنوان مشاورعالی وزیر کشور، گامهای خوبی برداشتیم اما شرایط اجازه ادامه آنها را نداد.
توصیه نامه علمی و اخلاقی به پزشکان جوان
به عنوان استاد برجسته پزشکی که دهها شاگرد را تربیت کرده اید به دانشجویان و پزشکان جوان چه توصیه ای دارید؟
حدیثی از امام صادق (ع) داریم که هیچ جامعه ای بی نیازاز این سه گروه نیست؛ فقیه عادل، امیر توانا و طبیب بصیر. یعنی طبیب درحکمرانی کنار فقیه عادل و امیر توانا قرار گرفته است.بنده یک ماه پیش هنگام نوشتن سئوالات بورد تخصصی توصیه نامه ای نوشتم که در ادامه می گویم.استاد اکبری با اشاره به تدوین توصیه نامه ۱۴ مادهای برای جامعه پزشکی (به تعداد ۱۴ معصوم)، بر اصول کلیدی زیر تأکید کرده است.
بیمارمحوری: «هرگز اجازه ندهید متغیرهای مالی یا منافع شخصی، جایگزین منافع بیمار شود. اگر مریض را کنار بگذارید، شکست خوردهاید.»
جامعه نگر باشیم؛ پزشک باید ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی بیمار را در نظر بگیرد. تنها با نگاه تکبعدی نمیتوان درمان کرد.
پرهیز از تعارض منافع و تقاضای القایی؛ یعنی عکسی بنویسم که بیمار احتیاج ندارد و حق ندارم برای اینکه بفهمم چکار کردم برای بیمار عکس بنویسم.یا اینکه تعارض منافع داشته باشم و بیمار را به فلان مرکزتصویر برداری یا آزمایشگاه بفرستم و سهمی داشته باشم. تحقیقات ما نشان میدهد ۹۴ درصد امآرآیهای پستان و ۹۷ درصد امآرآیهای ستون فقرات در کشور غیرضروری و غلط است. این یعنی ما با پول مردم و برای منافع خود اقدام کرده ایم.برای نمونه دستگاههای امآرآی را به تعداد چندین برابر لندن در اصفهان نصب کردهایم! این را نماینده بهداشت جهانی به بنده می گفت که در اصفهان چه خبر است؟!تابلوی تبلیغاتی برای تصویر برداری زده اند!
فراموش کردیم مسئولیت ما چیست
مسئولیتپذیری؛ «پزشک باید تا پایان کار با بیمار بماند، نه اینکه بیماران سخت را کنار بگذارد. رابطه پزشک و بیمار تا دم مرگ قطع نمیشود. رهبری تیم درمان؛ «پزشک باید رهبر تیم درمان باشد و با انکولوژیست، رادیولوژیست و دیگر متخصصان هماهنگ شود. ما تکنسین پیچسفتکن نیستیم.باید فضای آرام را برای بیمار ایجاد کنیم نه اینکه خانواده اش را مضطرب کنیم. می توان جملات را طوری گفت که امنیت بیمار را بگیریم.حتی در درمان افراد مختلف باید به تفاوتهای افراد توجه کنیم و به فرهنگ های آنها توجه شود.باید برای خانوده بیمار همه موضوعات درمان و هزینه های آن را بیان کنیم.
توکل به خدا:«در پایان هر کاری، توکل به الله رمز موفقیت است. کسی که توکل نکند، در نهایت میبازد، حتی اگر عملش موفق باشد. اگر بنده هنگام جراحی فکر کنم که من هستم که عمل می کنم این را باخته ام بلکه باید توکل به خدا باشد و به او تکیه کنیم. بنده این را در چین هم که دین و اعتقادی ندارند گفتم.
انتهای پیام//
نظر شما