کد خبر 303093
۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹

شرفم فدای وایرال!

شرفم فدای وایرال!

وقتی وایرال‌شدن می‌شود اصل، تلویزیون و نمایش‌خانگی چگونه مرزهای شوخی را جابه‌جا می‌کنند؟

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، دوره جدید برنامه «بگو بخند» با اجرای یوسف تیموری و داوری حمید لولایی، ملیکا شریفی‌نیا، امیر کربلایی‌زاده و علی طاهرفر روی آنتن شبکه نسیم رفته است؛ برنامه‌ای که مانند بسیاری از نمونه‌های مشابه، قرار است با آوردن گروه‌های مختلف و اجرای آیتم‌های طنز و استندآپ، لحظاتی سرگرم‌کننده برای مخاطب بسازد و استعدادهای تازه‌ای را به عرصه کمدی معرفی کند.

البته تلویزیون سال‌هاست با برنامه‌هایی از این جنس، به دنبال کشف و معرفی استعدادهای کمدی است و شاید بتوان نقطه عطف این جریان را برنامه «خندوانه» به تهیه‌کنندگی و اجرای رامبد جوان دانست؛ برنامه‌ای که استندآپ کمدی را به شکلی جدی‌تر وارد تلویزیون کرد و چهره‌های تازه‌ای را به مخاطبان شناساند.

اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که «شوخی» برای دیده‌شدن، به هر موضوعی متوسل شود؛ حتی موضوعاتی که به‌طور طبیعی نمی‌توانند دستمایه خنده قرار بگیرند.

تلویزیون , نمایش‌خانگی , شبکه نسیم , یوسف تیموری ,

پیش‌تر در «بگو بخند» و برخی برنامه‌های مشابه، اجرای یک استندآپ درباره فردی که برای گدایی خود را به شکل یک فرد دارای معلولیت درمی‌آورد، با واکنش‌هایی مواجه شد. این اجرا که حدود 10 دقیقه به طول انجامید، انتقاد گروهی از افراد دارای معلولیت و همچنین واکنش «کمپین معلولان» را به دنبال داشت؛ چراکه مسئله معلولیت، به جای آنکه موضوعی اجتماعی یا انسانی باشد، در این اجرا به ابزاری برای تولید موقعیت خنده تبدیل شده بود.

این نخستین‌بار نیست که مرزهای کمدی در چنین برنامه‌هایی محل بحث می‌شود. حضور برخی استندآپ‌کمدین‌ها با سابقه فعالیت در فضای مجازی نیز این پرسش را جدّی‌تر می‌کند که آیا پیش از حضور چهره‌های شناخته‌شده فضای مجازی در تلویزیون، سابقه محتوایی آنها بررسی می‌شود یا صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان و میزان دیده‌شدنشان ملاک قرار می‌گیرد؟

تلویزیون , نمایش‌خانگی , شبکه نسیم , یوسف تیموری ,

نمونه‌ای از این بحث، حضور حنیف مظفری است؛ چهره‌ای که بخش مهمی از فعالیتش را در فضای مجازی و با استندآپ‌هایی متفاوت و گاه نامتعارف دنبال کرده است. البته او تنها نمونه این ماجرا نیست و در سال‌های اخیر، برخی چهره‌هایی که از فضای مجازی به تلویزیون یا دیگر رسانه‌ها راه پیدا کرده‌اند، پیش‌تر محتواهایی منتشر کرده‌اند که با استانداردها و اقتضائات رسانه ملی فاصله داشته است.

تلویزیون , نمایش‌خانگی , شبکه نسیم , یوسف تیموری ,

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که تفاوت میان یک پلتفرم شخصی و رسانه ملی اهمیت پیدا می‌کند.

تلویزیون، برخلاف یک صفحه شخصی در شبکه‌های اجتماعی، مسئولیت و مخاطب گسترده‌تری دارد. بنابراین انتخاب مهمان، بلاگر، اینفلوئنسر، استندآپ‌کمدین، مجری و حتی عوامل تولید یک برنامه نمی‌تواند صرفاً بر اساس میزان شهرت یا ظرفیت ایجاد «وایرال» انجام شود. طبیعی است که سابقه فعالیت رسانه‌ای افراد پیش از حضور در تلویزیون باید با حساسیت و دقت بیشتری بررسی شود.

تلویزیون , نمایش‌خانگی , شبکه نسیم , یوسف تیموری ,

اما ماجرا فقط به تلویزیون محدود نمی‌شود. در سوی دیگر، نمایش‌خانگی نیز طی سال‌های اخیر بارها با حاشیه‌هایی مواجه شده که این پرسش را ایجاد کرده است: آیا «وایرال‌شدن» به هدفی مستقل از محتوای برنامه تبدیل شده است؟ عبارت «نون بیار کباب ببر» که در روزهای اخیر درباره برنامه «درجام» با اجرای مهیار حسن و حضور السا فیروزآذر در فضای مجازی دست‌به‌دست شد، یکی از همین نمونه‌هاست.

«درجام» در ابتدا به عنوان یک برنامه ورزشی و کمدی با محوریت جام جهانی 2026 معرفی شد؛ برنامه‌ای که قرار بود اخبار داغ جام، حواشی تیم‌ها، تحلیل طنزآمیز اتفاقات و رویدادهای غیرمنتظره مسابقات را در دستور کار داشته باشد. با این حال، حواشی اخیر برنامه نشان می‌دهد فاصله‌ای قابل تأمل میان ایده اولیه و مسیری که برنامه در ادامه طی کرده، ایجاد شده است.

در جدیدترین قسمت این برنامه، السا فیروزآذر بازیگر سینما، مهمان برنامه است. در بخشی از این قسمت، او از مجری می‌خواهد با او بازی «نون بیار کباب ببر» را انجام دهد و مهیار حسن نیز این درخواست را می‌پذیرد! بخشی که به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرد.

بیشتر بخوانید

تلویزیون , نمایش‌خانگی , شبکه نسیم , یوسف تیموری ,

این اتفاق البته در خلأ رخ نداده است. «درجام» پیش از این نیز با برخی بخش‌ها و شوخی‌های جنجالی مورد توجه قرار گرفته بود؛ از جمله شوخی‌های گلاره مهری با مجریان برنامه و بخش‌هایی با حضور قدرت‌الله ایزدی که واکنش‌هایی را در فضای مجازی به دنبال داشت.

در یکی از این بخش‌ها نیز شوخی‌هایی درباره موضوعاتی مانند هوسرانی نیمار و افزایش جمعیت کشورهای میزبان در زمان برگزاری جام جهانی مطرح شد؛ شوخی‌هایی که اگرچه در قالب طنز ارائه شدند، اما بار دیگر این پرسش را پیش کشیدند که مرز میان «طنز» و «تلاش عامدانه برای شوکه‌کردن مخاطب» دقیقاً کجاست؟

مسئله زمانی جدّی‌تر می‌شود که این موارد در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. آیا صرفاً با چند شوخی نامتعارف و چند لحظه جنجالی مواجهیم یا اینکه اساساً بخشی از برنامه‌سازی جدید، بر تولید لحظه‌هایی بنا شده که قابلیت وایرال‌شدن داشته باشند؟

تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. در نگاه اول، حاشیه ممکن است محصول اتفاقی یک برنامه باشد؛ اما در نگاه دوم، حاشیه تبدیل به «محتوا» می‌شود.

تلویزیون در مواردی نشان داده است که می‌توان در لحظه‌ای که یک مهمان از مرزهای عرف برنامه عبور می‌کند، با مداخله مجری یا عوامل تولید، مسیر گفت‌وگو را تغییر داد. نمونه‌هایی از این دست را در برنامه‌های قدیمی‌تر نیز دیده‌ایم؛ زمانی که مهمانی خاطره‌ای نامناسب برای آنتن تعریف می‌کرد و مجری بلافاصله با ورود به گفت‌وگو، مانع ادامه آن می‌شد.

اما در بخشی از برنامه‌های نمایش‌خانگی، گاهی این تصور شکل می‌گیرد که نه‌تنها مجری از ادامه چنین بحث‌هایی جلوگیری نمی‌کند، بلکه خود او نیز به ادامه یافتن موقعیت جنجالی کمک می‌کند؛ گویی «لحظه وایرال» به یکی از اهداف برنامه تبدیل شده است.

اگر چنین برداشتی درست باشد، مسئله دیگر صرفاً یک شوخی نامتعارف یا یک اجرای جنجالی نیست؛ مسئله، تغییر فلسفه برنامه‌سازی است.

برنامه‌ای که قرار بود درباره جام جهانی، ورزش و حواشی آن باشد، اگر برای دیده‌شدن ناچار شود به سمت موقعیت‌هایی برود که ارتباطی با مأموریت اولیه‌اش ندارند، باید از خود پرسید چه چیزی در این میان اهمیت بیشتری پیدا کرده است: محتوا یا عدد بازدید؟

از سوی دیگر، همین ماجرا ضرورت نظارت جدّی‌تر بر محتوای نمایش‌خانگی را نیز برجسته می‌کند. نظارت بر پلتفرم‌ها نباید صرفاً پس از شکل‌گیری حاشیه و واکنش افکار عمومی اتفاق بیفتد. اگر قرار است نمایش‌خانگی بخشی از زیست رسانه‌ای جامعه باشد، باید نسبت میان آزادی عمل، خلاقیت، سرگرمی و مسئولیت اجتماعی نیز جدّی گرفته شود.

در تلویزیون هم مسئله به همین اندازه جدّی است، البته با مختصات متفاوت. رسانه ملی باید در انتخاب مهمانان، مجریان و استندآپ‌کمدین‌ها، سابقه فعالیت آنان در فضای مجازی را با دقت بیشتری بررسی کند. نمی‌توان فردی را صرفاً به دلیل محبوبیت در اینستاگرام به تلویزیون آورد و انتظار داشت همه رفتارها و محتوای گذشته او ناگهان با استانداردهای رسانه ملی منطبق شود.

این رفتار دوگانه، به‌خصوص برای نوجوانانی که امروز با رؤیای بلاگر، اینفلوئنسر یا استندآپ‌کمدین‌شدن زندگی می‌کنند، پیام روشنی دارد: اگر محتوایی بتواند به اندازه کافی جنجال ایجاد کند، راه خود را به رسانه باز خواهد کرد. و این شاید خطرناک‌ترین بخش ماجرا باشد.

کمدی قرار نیست بی‌حاشیه باشد؛ طنز اساساً با شکستن کلیشه‌ها و عبور از خطوط متعارف سروکار دارد. اما میان «تابوشکنی خلاقانه» و «شوک‌آفرینی برای وایرال‌شدن» فاصله‌ای جدّی وجود دارد. مسئله این نیست که تلویزیون یا نمایش‌خانگی باید از هر شوخی تند و متفاوتی پرهیز کنند. مسئله این است که آیا پشت این شوخی‌ها ایده‌ای، خلاقیتی یا نقدی وجود دارد یا فقط تلاش برای گرفتن چند ثانیه توجه بیشتر مخاطب؟

اگر قرار باشد «هرچیزی که وایرال می‌شود» به عنوان محتوای موفق شناخته شود، در نهایت نه تلویزیون برنده خواهد بود و نه نمایش‌خانگی؛ این مخاطب است که بازنده این مسابقه می‌شود.

چراکه در این رقابت، کم‌کم «محتوا» کنار می‌رود و «حاشیه» جای آن را می‌گیرد؛ و خطرناک‌تر از تولید حاشیه، زمانی است که جامعه به حاشیه عادت کند و عادی‌شدن آن را هم به عنوان بخشی از سرگرمی بپذیرد.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha