به گزارش خبرنگار حیات، در مراسم «الماسهای درخشان» که به مناسبت سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی برگزار شد، محمدجواد زمردیان یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس با اشاره به اهمیت ثبت و روایت خاطرات آزادگان، از خاطرات خود در دوران اسارت و رشادتهای آزادگان در اردوگاههای رژیم بعث عراق گفت.
وی در ابتدای این بخش از مراسم، با اشاره به خاطرات آزادگان سرافراز، بر ضرورت ثبت این روایتها تأکید شد و گفته شد که خاطرات آزادگان میتواند به کتاب، داستان، رمان و حتی آثار سینمایی تبدیل شود و رشادتهای آنان برای نسلهای آینده به تصویر کشیده شود.
زمردیان در ادامه با اشاره به فیلم سینمایی «۲۳ نفر»، تأکید کرد که بخشی از رشادت نوجوانان ایرانی در دوران اسارت در این اثر به تصویر کشیده شده است و هنرمندان باید با استفاده از خاطرات آزادگان، ابعاد بیشتری از مقاومت آنان را برای مردم روایت کنند.
این آزاده سرافراز در آغاز سخنان خود با اشاره به دشواری صحبت کردن در جمع آزادگان و پیشکسوتان دوران دفاع مقدس گفت: در چنین محفلی خاطرات بسیاری در ذهن انسان زنده میشود و ترجیح میدهم یکی از خاطرات کوتاه دوران اسارت را برای دوستان و برادران آزاده روایت کنم.
وی در ادامه با اشاره به شهید اکبر قاسمی اظهار کرد: اکبر قاسمی در زمان حضور در جبهه ۳۳ سال داشت. او پنج فرزند، شامل چهار دختر و یک پسر داشت و صاحب یک مغازه خیاطی بود، اما زمانی که نظام جمهوری اسلامی به حضور جوانان در جبههها نیاز داشت، کرکره مغازه خود را پایین کشید و راهی جبهه شد.
زمردیان افزود: شهید قاسمی در جبهه به عنوان بیسیمچی فرمانده گردان فعالیت میکرد و میتوانست در پشت جبهه به کار و زندگی خود ادامه دهد، اما حضور در میدان نبرد و انجام رسالت خود را انتخاب کرد.
وی ادامه داد: شهید اکبر قاسمی در عملیات کربلای ۴ در سال ۱۳۶۵ به اسارت نیروهای بعثی درآمد و حدود سه ماه پس از اسارت، در شرایطی که همراه دیگر اسرا در وضعیت بسیار دشواری قرار داشت، خاطرهای از او برای همیشه در ذهن من ماندگار شد.
این آزاده با تشریح شرایط اسارت پس از عملیات کربلای ۴ گفت: تقریباً دو روز بود که گرسنه و تشنه بودیم و برخی از بچهها نیز مجروح بودند. ما را در منطقهای در حوالی بصره، در کنار یک جاده، با فاصلههای چند متری از یکدیگر و در حالی که دستهایمان از پشت بسته بود، روی دو زانو نشانده بودند.
وی افزود: نیروهای عراقی در آن منطقه یک نمایش تبلیغاتی برای رسانههای خود ترتیب داده بودند. بالگردهای فرماندهان عراقی یکی پس از دیگری در نزدیکی ما فرود میآمدند و فرماندهان به همراه خبرنگاران حاضر میشدند تا از اسرای ایرانی برای تبلیغات رسانهای خود استفاده کنند.
زمردیان ادامه داد: در میان فرماندهان عراقی، فردی با تشریفات و هیاهوی بیشتری وارد منطقه شد و از رفتار نگهبانان و افسران عراقی مشخص بود که جایگاه نظامی بالایی دارد. بعدها مشخص شد او «ماهر عبدالرشید»، فرمانده سپاه سوم عراق و از فرماندهان ارشد رژیم بعث بوده است.
وی گفت: در آن شرایط، یکی از نگهبانان عراقی قمقمه آب خود را برداشت و به سمت اسرای جوانتر آمد. تشنگی به حدی بود که حتی صحبت کردن برای ما دشوار شده بود. او در قمقمه را باز میکرد و مقدار کمی آب به برخی از اسیران، بهویژه مجروحان، میداد.
این آزاده افزود: یکی از برادران آزاده که حدود ۳۳ سال داشت و چند نفر جلوتر از من نشسته بود، به ماهر عبدالرشید اشاره کرد و از او آب خواست. من که آن زمان جوانی ۱۶ ساله بودم، از این درخواست ناراحت شدم و با خودم گفتم چگونه توانسته است در آن شرایط از فرمانده عراقی آب بخواهد؛ حتی در دل خود او را قضاوت کردم.
وی ادامه داد: اما اتفاقی افتاد که نگاه من را برای همیشه تغییر داد. ماهر عبدالرشید برخلاف انتظار، دستور داد دستهای آن آزاده را باز کنند. پس از باز شدن دستهایش، قمقمه آب را به او دادند.
زمردیان با بیان اینکه آن آزاده مجروح به جای نوشیدن آب تصمیم دیگری گرفت، گفت: او در همان حالی که نشسته بود و جراحت داشت، آستینهای خود را بالا زد، با مقدار کمی از همان آب وضو گرفت، جهت قبله را تشخیص داد و در همان حالت نشسته نماز خواند.
وی افزود: آن لحظه از خودم خجالت کشیدم؛ چون متوجه شدم چقدر زود درباره برادر آزادهام قضاوت کرده بودم. او در شرایطی که تشنه، مجروح و اسیر بود، حتی از آب به عنوان فرصتی برای انجام فریضه نماز استفاده کرد و ایمان و پایبندی خود را به نمایش گذاشت.
این آزاده دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: این اقدام، تمام برنامه تبلیغاتی ماهر عبدالرشید را تحت تأثیر قرار داد و نشان داد که اسیر ایرانی حتی در سختترین شرایط نیز هویت، ایمان و اعتقادات خود را از دست نمیدهد.
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به شرایط دشوار اسرای ایرانی در اردوگاههای عراق اظهار کرد: عراقیها گاهی حتی حاضر نبودند ما را مسلمان بدانند و با ادبیات بسیار نامناسب با اسرا برخورد میکردند، اما آزادگان با مقاومت خود اجازه ندادند فشارهای دشمن روحیه آنان را در هم بشکند.
زمردیان سپس به شهید اکبر قاسمی اشاره کرد و گفت: اکبر قاسمی از جمله آزادگانی بود که روحیه مقاومت و استکبارستیزی او در دوران اسارت زبانزد دوستانش بود. او از چهارم دیماه ۱۳۶۵ تا دوازدهم تیرماه ۱۳۶۶ در زندانهای الرشید و استخبارات عراق و سپس اردوگاه ۱۱ حضور داشت.
وی افزود: در آن مقطع فشار بسیار شدیدی بر اسرای مفقودالاثر وارد میشد و عراقیها گاهی تهدید میکردند که اسرا را همانجا خواهند کشت و دفن خواهند کرد. حتی برخی از بچهها را در همان محوطه اردوگاه و پشت آسایشگاه شماره سه دفن کرده بودند.
این آزاده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در چنین شرایطی، اکبر قاسمی با روحیهای مثالزدنی در اردوگاه شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر داد و با این اقدام، موجی از روحیه مقاومت و استکبارستیزی را در میان آزادگان ایجاد کرد.
وی با بیان اینکه شهید قاسمی سرانجام در دوران اسارت به شهادت رسید، گفت: شهادت او و دیگر شهدای غریب دوران اسارت نشان داد که مقاومت آزادگان تنها به تحمل دوران اسارت محدود نمیشد، بلکه آنان در همان اردوگاهها نیز از آرمانها و اعتقادات خود دفاع میکردند.
زمردیان با تأکید بر ضرورت ثبت خاطرات شهدای دوران اسارت خاطرنشان کرد: امروز بسیاری از این شهدا و خاطرات آنان برای نسلهای جدید ناشناخته هستند. گاهی تنها نامی از یک شهید را میدانیم و روایت یک اتفاق از او باقی مانده است. باید این خاطرات جمعآوری و ثبت شود تا رشادتهای این عزیزان به فراموشی سپرده نشود.
وی همچنین از بنیاد شهید و امور ایثارگران برای فراهم کردن زمینه برگزاری گردهمایی آزادگان قدردانی کرد و گفت: برگزاری چنین محافلی حداقل سالی یک بار فرصت ارزشمندی است تا آزادگان در کنار یکدیگر قرار بگیرند، خاطرات خود را مرور کنند و یاد شهدای دوران اسارت را زنده نگه دارند.
این آزاده در پایان با اشاره به نقش آزادگان در جامعه امروز اظهار کرد: بسیاری از آزادگان که روزی در سلولها و اردوگاههای عراق ایستادگی کردند، امروز نیز در میدانهای مختلف جامعه نقشآفرین هستند و همان روحیه مقاومت را ادامه میدهند.
وی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دوران دفاع مقدس و شهدای غریب دوران اسارت، ابراز امیدواری کرد که آزادگان و نسلهای پس از آنان بتوانند با ادامه دادن راه شهدا، در مسیر ایثار، مقاومت و خدمت به مردم گام بردارند.
انتهای پیام/
نظر شما