کد خبر 301779
۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۹

«حاء. سین. نون»، رمانی که پرونده صلح امام حسن(ع) را دوباره باز می‌کند

«حاء. سین. نون»، رمانی که پرونده صلح امام حسن(ع) را دوباره باز می‌کند

رمان «حاء. سین. نون» نوشته سیدعلی شجاعی با روایتی داستانی از یازده سال پایانی زندگی امام حسن مجتبی(ع)، از زاویه دید هر دو جبهه امام و معاویه، خوانشی متفاوت از صلح آن حضرت ارائه می‌دهد.

به گزارش حیات به نقل از مهر، در تاریخ اسلام، کمتر رخدادی به اندازه صلح امام حسن مجتبی(ع) محل پرسش، سوءبرداشت و قضاوت بوده است. بسیاری آن را تنها یک توافق سیاسی می‌بینند و برخی نیز از کنار آن به‌سادگی عبور می‌کنند، بی‌آنکه پیچیدگی‌های آن دوران را بشناسند. اما واقعیت این است که فهم صلح امام حسن(ع)، بدون شناخت فضای اجتماعی، سیاسی و روانی آن روزگار ممکن نیست. همین مسئله باعث شده نویسندگان بسیاری به این مقطع از تاریخ بپردازند، اما کمتر اثری توانسته از قالب روایت‌های تکراری فاصله بگیرد و مخاطب را به قلب ماجرا ببرد.

رمان «حاء. سین. نون» نوشته سیدعلی شجاعی از جمله آثاری است که تلاش می‌کند این تصویر متفاوت را ارائه دهد. نویسنده به جای آنکه تنها از زبان یاران امام سخن بگوید، مخاطب را میان دو اردوگاه متضاد جابه‌جا می‌کند؛ یک بار در کنار امام حسن(ع) و یاران وفادارش و بار دیگر در قلب کاخ معاویه، جایی که نقشه‌ها، فریب‌ها و محاسبات سیاسی شکل می‌گیرد. همین جابه‌جایی زاویه دید، مهم‌ترین ویژگی رمان است و باعث می‌شود مخاطب نه فقط نتیجه، بلکه مسیر شکل‌گیری صلح را نیز ببیند.

داستان از روزهای پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) آغاز می‌شود و یازده سال پایانی زندگی امام حسن(ع) را در بر می‌گیرد؛ سال‌هایی که از خلافت و حکومت کوتاه‌مدت ایشان آغاز می‌شود، به صلح با معاویه می‌رسد و در نهایت با شهادت مظلومانه کریم اهل‌بیت پایان می‌یابد. نویسنده در این مسیر، تلاش کرده است میان مستندات تاریخی و روایت داستانی تعادل برقرار کند و اثری خلق کند که هم برای مخاطب عام جذاب باشد و هم برای علاقه‌مندان به تاریخ اسلام تأمل‌برانگیز.

روایتی که از هر دو سوی میدان سخن می‌گوید

آنچه «حاء. سین. نون» را از بسیاری از رمان‌های مذهبی متمایز می‌کند، ساختار روایت آن است. سیدعلی شجاعی به جای آنکه تنها فضای جبهه حق را روایت کند، مخاطب را وارد جلسات و گفت‌وگوهای معاویه، عمروعاص، عتبه بن ابی‌سفیان و دیگر چهره‌های اموی نیز می‌کند. این انتخاب روایی، تصویری چندلایه از تاریخ ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد تصمیم‌های سیاسی چگونه در دو جبهه شکل می‌گرفت.

در فصل‌هایی که از نگاه معاویه روایت می‌شود، خواننده با شخصیتی روبه‌رو است که بیش از آنکه با شمشیر بجنگد، با سیاست، تطمیع، تبلیغات و جنگ روانی میدان را اداره می‌کند. نویسنده تلاش کرده منطق و شیوه عملکرد دستگاه اموی را به تصویر بکشد تا مخاطب بهتر بفهمد امام حسن(ع) در برابر چه ساختار پیچیده‌ای قرار داشت.

در سوی دیگر، فضای سپاه امام نیز آرام و یکدست نیست. تردید برخی فرماندهان، خیانت عده‌ای از خواص، خستگی مردم از جنگ‌های طولانی و نفوذ جریان‌های مختلف، شرایطی را پدید آورده که ادامه نبرد نظامی را دشوار می‌کند. رمان با نمایش این واقعیت‌ها، صلح را نه نشانه ضعف، بلکه تصمیمی مبتنی بر شناخت دقیق شرایط جامعه معرفی می‌کند.

نویسنده خود نیز پیش‌تر تأکید کرده بود که هدفش ارائه روایتی دوگانه از این واقعه تاریخی بوده تا نشان دهد صلح امام حسن(ع) یک عقب‌نشینی یا سازش نبود، بلکه پیروزی‌ای بود که حقیقت حکومت معاویه را برای تاریخ آشکار کرد.

ادبیاتی میان رمان و نمایشنامه

یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته «حاء. سین. نون»، سبک نگارش آن است. سیدعلی شجاعی سال‌هاست با زبان ادبی و روایت‌های دینی شناخته می‌شود و در این اثر نیز همان قلم شاعرانه و تصویرساز را به کار گرفته است. کتاب نه کاملاً رمان است و نه نمایشنامه؛ بلکه آمیزه‌ای از هر دو قالب را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

دیالوگ‌های طولانی، صحنه‌پردازی‌های نمایشی و رفت‌وآمد مداوم میان شخصیت‌ها، باعث شده خواننده احساس کند تنها در حال مطالعه یک متن تاریخی نیست، بلکه نمایش زنده‌ای از وقایع را پیش چشم خود می‌بیند. همین ویژگی، ریتم داستان را حفظ می‌کند و از تبدیل شدن روایت به متنی صرفاً تاریخی جلوگیری می‌کند.

در کنار این زبان ادبی، نویسنده برای استحکام روایت از ده‌ها منبع تاریخی استفاده کرده است. گفته می‌شود بیش از ۵۵ منبع در شکل‌گیری این اثر مورد استفاده قرار گرفته تا خیال‌پردازی‌های داستان از چارچوب تاریخ فاصله نگیرد. البته شجاعی در بخش‌هایی نیز از ظرفیت تخیل بهره برده است؛ اما این تخیل در خدمت روایت تاریخی قرار گرفته و نه در تقابل با آن.

از سوی دیگر، انتخاب عنوان «حاء. سین. نون» نیز بر همین نگاه هنرمندانه دلالت دارد. عنوانی کوتاه، رازآلود و متفاوت که تنها با کنار هم قرار دادن حروف نخست نام امام حسن(ع)، مخاطب را به تأمل وامی‌دارد و از همان ابتدا فضایی متفاوت برای روایت می‌آفریند.

صلحی که شکست نبود

مهم‌ترین پیام رمان، بازخوانی مفهوم صلح است. بسیاری از مخاطبان تاریخ اسلام، صلح امام حسن(ع) را بدون توجه به شرایط زمانه تحلیل می‌کنند؛ در حالی که نویسنده تلاش دارد نشان دهد این تصمیم، نتیجه ضعف نبود، بلکه انتخابی آگاهانه برای حفظ اسلام و رسوا شدن حکومت اموی بود.

در خلال داستان، مخاطب می‌بیند که چگونه معاویه با خریدن فرماندهان، ایجاد تفرقه و جنگ رسانه‌ای، سپاه امام را فرسوده کرده است. در چنین شرایطی ادامه جنگ، نه تنها پیروزی به همراه نداشت، بلکه می‌توانست اصل جریان حق را نابود کند. از این منظر، صلح به ابزاری برای حفظ حقیقت تبدیل می‌شود؛ حقیقتی که سال‌ها بعد در نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع) جلوه‌ای دیگر پیدا می‌کند.

یکی از بخش‌های تأثیرگذار کتاب نیز روایت توطئه شهادت امام حسن(ع) است. نویسنده با بهره‌گیری از مستندات تاریخی، ماجرای تطمیع جعده بنت اشعث و وعده‌های معاویه برای ازدواج او با یزید را در قالبی داستانی بازآفرینی می‌کند. این بخش، علاوه بر ایجاد تعلیق روایی، چهره سیاست اموی را نیز آشکارتر نشان می‌دهد؛ سیاستی که برای رسیدن به قدرت، حتی از مسموم کردن نوه پیامبر(ص) نیز ابایی نداشت.

در مجموع، «حاء. سین. نون» تنها روایت زندگی امام حسن مجتبی(ع) نیست؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی یکی از پیچیده‌ترین مقاطع تاریخ اسلام از زاویه‌ای متفاوت است. اثری که با تلفیق داستان، تاریخ و ادبیات، مخاطب را به بازاندیشی درباره مفهوم صلح، قدرت، مقاومت و تنهایی امام حسن(ع) دعوت می‌کند و نشان می‌دهد گاهی بزرگ‌ترین پیروزی‌ها، نه در میدان جنگ، بلکه در تصمیم‌هایی رقم می‌خورند که حقیقت را برای همیشه در تاریخ زنده نگه می‌دارند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

سال‌هاست که مرده اما… اما نامش را تا کنار نام خدا بالا برد…

آه بلندی می‌کشد:

- عجب همتی داشتی محمد! که اکنون هر روز بر سر مأذنه‌ها، نامت را بعد الله فریاد می‌زنند.

برایش قدری شراب می‌ریزم:

- گلو تازه کن که شراب خرمای حجاز است. حکم نوشدارو دارد، بر مرده بریزی جان می‌گیرد…

خودم هم جامی برمی دارم:

- خودت را خسته چه لاطائلاتی می‌کنی معاویه! اصلاً روزی هزار بار بر سر مأذنه‌ها نامش را فریاد کنند، اصلاً بگو پیش از نام خدا بخوانند، من و تو را چه زیانی می‌رسد؟ به ازای هر اذان که سکه‌ای از خزانه شام کم نمی‌شود یا کنیزی از آغوش مان یا بلادی از حکمرانی مان یا… چه می‌دانم، ضرری نمی‌کنیم از دین محمد.

جام را یک نفس می‌نوشم:

- البته که برای ما یکسر سود بوده این حکایت.

معاویه خلط دهانش را جایی کنار تخت می‌اندازد:

- یا تو پسر ابوسفیان نیستی یا من؛ که انقدر نمی‌فهمی و اسباب حماقت علم می‌کنی…

خودش را نزدیک ترم می‌کشاند و شمرده شمرده:

- همانی که نامش را بعد از نام خدا بر سر مأذنه‌ها می‌خوانند؛ داغ «ابناء الطلقاء» بر پیشانی مان زده ابله. می‌فهمی؟ یعنی تا همیشه‌ای که نام او در تاریخ می‌ماند، کنارش ننگ فرزندان امیه هم می‌درخشد…

چشمانش را می‌بندد:

- ابناء الطلقاء…

نامه را که همچنان در دست داشتم، مقابلش می‌گذارم:

- برای تاریخ وقت بسیار داریم، عجالتاً برای این غائله تدبیر کنیم.

معاویه می‌خندد، بلند، قهقهه می‌زند:

- باید به شکرانه این سرور، با همه کنیزان شام بخوابم… احمق! تاریخ و این غائله، اینجا به هم می‌رسند! کجایی محمد که ببینی، آن قمار که تاسش را تو انداختی به ابتدا، من برنده ام.

کتاب «حاء. سین. نون» نوشته سید علی شجاعی در ۱۴۰صفحه از سوی نشر جمکران منتشر شده است.

انتهای پیام//

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha