به گزارش حیات به نقل از مهر، کتاب تاریخ این سرزمین را که ورق بزنید متوجه خواهید شد ایران به ناجوانمردانگی دشمنان خارجی و بدتر از آن وطنفروشان داخلی عادت دارد. شاید برای همین وقتی سال ۱۴۰۴ ایران هنگام مذاکره با غربیها دچار جنگ ۱۲ روزه شد یا در جنگ ۴۰ روزه با رقص و پایکوبی وطنفروشان خارج نشین مواجه شده بود و با خیانت آنها رو به رو شد مرور این حوادث برای خیلیها رنگ و بوی نسبتاً آشنایی داشت. چون حدود سه دهه قبل هم درست چند روز بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ وقتی ایران مشغول مذاکره با سازمان ملل درباره صلح بود که خبر رسید دوباره جبهههای کشور دچار حمله شده، حملهای که این بار نیروهای دشمنش جای بعثیهای عراق، خائنان به وطن بودند. نیروهای شبه نظامی منافقین با کمک صدام طی عملیاتی به نام فروغ جاویدان به خاک ایران از جبهه غرب با شعار «امروز مهران، فردا تهران» حمله کرده بودند و عملیات مرصاد پاسخ دفاعی ایران مقابل این تجاوز بود. آنها خیال میکردند با این روش سه روزه میتوانند تهران را تصرف کنند اما سرانجام با عملیات مرصاد به فرماندهی شهید صیادشیرازی و رمز «یاعلی» سرانجام منافقین با به هلاکت رسیدن حدود ۲۰۰۰ نفر از نیروهایشان مجبور به عقب نشینی شدند. این عملیات کنار نامهای بزرگ، قهرمانهای گمنام بسیاری را به خود دیده که ما نه تنها از شجاعت که حتی از نام آنها هم خبر نداریم. در سالروز وقوع این عملیات سراغ یکی از قهرمانان مرصاد رفتیم. کمال کورسل، شهیدی که اگر نام او را جستجو کنید احتمالا با این عبارت در توصیف او مواجه خواهید شد: «تنها شهید اروپایی دوران دفاع مقدس!»
از مسیحیت در پاریس تا آشنایی با اسلام در تونس!
اسم اصلی او ژروم مورسل بود. پسری متولد ۱۹۶۴ که در پاریس چشمش به دنیا روشن شد. کسی که مادرش فرانسوی و پدرش اهل کشور تونس بود با وجود اینکه پدر کمال مسلمان بود اما او به تبعیت از مادرش اول دین مسیحیت را انتخاب کرد ولی وقتی در ۱۷ سالگی به تونس رفت مسلمان شد.
میگویند کمال پس از رفتوآمد با دوستان جدید و مسلمان خود، با امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران آشنا شد و چنان شیفته این انقلاب شد که پس از مدتی، مذهب خود را به تشیع تغییر داد.
پدر او در اینباره میگوید: «کمال پس از مدتی به ایران آمد و در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شد. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از طریق سخنرانیهای امام خمینی (ره) که به زبان فرانسوی ترجمه شده بود، با ایشان آشنا شد. همچنین آشنایی با دانشجویان ایرانی پیرو خط امام مقیم پاریس و حضور در برنامهها و مراسم کانون دانشجویان ایرانی، کمال را بیش از پیش به جمهوری اسلامی ایران نزدیک کرد.»

امان ندادن به منافقین در متروهای پاریس
خرداد ۱۳۶۰، با آغاز فعالیت مسلحانه منافقین، فصل تازهای در اقدامات این گروهک رقم خورد؛ فصلی که با ترور مردم بیگناه ایران همراه بود. چندی بعد، با فرار مسعود رجوی و بنیصدر به فرانسه، منافقین پایگاه تازهای برای فعالیتهای خود پیدا کردند. آنها در ایستگاههای مترو و خیابانهای پاریس علیه جمهوری اسلامی تبلیغ میکردند و از مردم امضا جمع میکردند. اما این میدان بیرقیب نماند. جوانی به نام کمال، که بهدلیل چهره فرانسویاش بهراحتی در میان مردم حضور پیدا میکرد، هر جا منافقین بساط تبلیغاتشان را پهن میکردند، وارد بحث میشد. مناظرههای اعتقادی و سیاسی او آنقدر مستدل بود که بسیاری اوقات اعضای این گروهک ناچار به ترک محل میشدند. کمال در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ آنقدر با منافقین گفتوگو کرده بود که پاسخ بیشتر شبهاتشان را از بر بود. وقتی برایش روشن شد این گروهک دستشان به خون مردم بیگناه آلوده است، مقابله با آن را وظیفه خود دانست؛ چه در مناظرههای خیابانی و چه با مقالههایی که برای افشای چهره واقعی منافقین مینوشت.
از ممنوعیتهای امنیتی برای حضور در جبهه تا رسیدن به یک آرزوی دیرینه!
با شروع جنگ تحمیلی، کمال تصمیمش را گرفته بود؛ میخواست در کنار رزمندگان ایرانی بجنگد. اما تابعیت فرانسویاش و ملاحظات امنیتی، بارها مانع اعزام او به جبهه شد. با این حال، از خواستهاش دست نکشید و سرانجام پس از اصرارهای فراوان، سال ۱۳۶۳ توانست همراه نیروهای سپاه بدر راهی جبهه شود.
کمال در سالهای حضورش در دفاع مقدس، در عملیاتهای کربلای ۲، کربلای ۵ و والفجر ۱۰ شرکت کرد و سرانجام در تابستان ۱۳۶۷، هنگام عملیات مرصاد، در جریان هلیبرن نیروها گلولهای به سرش اصابت کرد و به شهادت رسید تا این جوان ریزنقش و روشنموی فرانسوی، آرزویش رنگ واقعیت بگیرد. پسر فرانسویای که روزی برای دفاع از انقلاب، مقابل منافقین در خیابانهای پاریس میایستاد، سرانجام جانش را در میدان نبرد برای همان آرمانهایی که دوستشان داشت، فدا کرد.
انتهای پیام//
نظر شما