به گزارش حیات به نقل از فارس، زرده، روستایی آرام در دامنههای سرسبز دالاهو، سالهاست با طبیعت بکر، باغهای انجیر و زیتون، چشمههای زلال و زیارتگاه بابایادگار شناخته میشود؛ روستایی که مردمانش زندگی را با کشاورزی، دامداری و همدلی معنا کردهاند. اما در حافظه این دیار، روزی ثبت شده که نه در تقویم فراموش میشود و نه از ذهن بازماندگان؛ روزی که آسمان، به جای باران، مرگ را بر زمین ریخت.صبح جمعه ۳۱ تیرماه ۱۳۶۷، تنها چند روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران، هواپیماهای رژیم بعث عراق آسمان زرده را شکافتند. مردمی که گمان میکردند با پذیرش آتشبس، صدای انفجارها برای همیشه خاموش شده است، ناگهان خود را در میانه یکی از تلخترین جنایتهای جنگ تحمیلی دیدند.پنج فروند جنگنده عراقی، بمبهای شیمیایی حاوی گازهای سمی خردل را بر سر روستا و ارتفاعات اطراف آن فرو ریختند. یکی از این بمبها درست در دل چشمهای فرود آمد که سالها منبع اصلی آب آشامیدنی مردم زرده بود؛ چشمهای که تا ساعتی پیش، مظهر زندگی بود، اما در چشم برهمزدنی به سرچشمه مرگ تبدیل شد.
کسی نمیدانست چه اتفاقی رخ داده است. مردم از ماهیت سلاحهای شیمیایی اطلاعی نداشتند. برخی برای نجات از گرمای تابستان و رفع تشنگی به سمت چشمه رفتند و از همان آبی نوشیدند که لحظاتی پیش با گازهای کشنده آلوده شده بود. اندکی بعد، سرفههای شدید، سوزش چشم، تاولهای پوستی و تنگی نفس آغاز شد و آرامش روستا جای خود را به فریاد، اشک و بیپناهی داد.آن روز، زرده تنها میزبان اهالی خود نبود. همزمان با برگزاری آیین مذهبی پیروان آیین یارسان در زیارتگاه بابایادگار، شماری از مردم روستاهای اطراف و شهرهای همجوار نیز در زرده حضور داشتند. حتی گروهی از دانشآموزان برای اردو به این منطقه آمده بودند؛ حضوری که شمار قربانیان این جنایت را بیش از پیش افزایش داد.در نتیجه این حمله، ۲۷۵ نفر به شهادت رسیدند و یکهزار و ۱۴۶ نفر نیز مصدوم و جانباز شیمیایی شدند؛ آماری هولناک برای روستایی که آن زمان تنها حدود یکهزار و ۷۰۰ نفر جمعیت داشت. در یک روز، بیش از ۳۰ درصد جمعیت زرده یا جان خود را از دست دادند یا برای همیشه با زخمهای شیمیایی زندگی کردند.همزمان با زرده، روستاهای نساردیره و نساردیره سفلی در گیلانغرب، شیخصله در ثلاث باباجانی، دودان در پاوه و باباجانی در دالاهو نیز هدف حملات شیمیایی رژیم بعث قرار گرفتند؛ حملاتی که نشان میداد غیرنظامیان نیز از تیررس این جنایت جنگی در امان نبودند.
تلخی ماجرا زمانی بیشتر شد که همزمانی این حمله با عملیات مرصاد، امکان انتقال سریع مجروحان را از بین برد. بسیاری از مصدومان ساعتها و حتی روزها بدون امکانات درمانی چشمانتظار کمک ماندند و پیکر شماری از شهدا تا دو روز در کنار چشمه و محوطه امامزاده بابایادگار بر زمین ماند؛ تصویری که هنوز پس از گذشت دههها، از ذهن شاهدان آن روز پاک نشده است.
زخمی که هنوز نفس میکشد
اگرچه بیش از سه دهه از آن صبح تلخ گذشته است، اما برای مردم زرده، جنگ هیچگاه به پایان نرسیده است. آثار بمباران شیمیایی تنها به همان روز محدود نماند؛ زخمهایی که گازهای سمی بر پیکر و جان مردم این روستا نشاند، هنوز در زندگی روزمره آنان دیده میشود. بسیاری از بازماندگان همچنان با تنگی نفس، سرفههای مداوم، بیماریهای ریوی، مشکلات پوستی، اختلالات بینایی و انواع سرطان دستوپنجه نرم میکنند و هر نفس، یادآور جنایتی است که سالها پیش بر آنان تحمیل شد.کارشناسان معتقدند؛ سلاحهای شیمیایی، برخلاف بسیاری از جنگافزارها، تنها در لحظه انفجار قربانی نمیگیرند؛ اثرات آنها سالها و حتی نسلها ادامه مییابد. در زرده نیز بسیاری از خانوادهها هنوز با پیامدهای این فاجعه زندگی میکنند؛ از ابتلا به سرطانهای خون، ریه، مری و معده گرفته تا تجربه تلخ سقط جنین و تولد کودکانی با مشکلات مادرزادی؛ واقعیتهایی که نشان میدهد جنگ در این روستا، هنوز پایان نیافته است.
چشمهای که از زندگی به مرگ رسید
در میان روایتهای آن روز، داستان چشمه زرده از همه تلختر است. چشمهای که سالها مایه حیات روستا بود، در چند دقیقه به قتلگاه دهها انسان تبدیل شد. یکی از بمبهای شیمیایی درست در دل این چشمه فرود آمد و آب آن را آلوده کرد.
کرمی یکی از ساکنان روستای زرده که هنگام بمباران نوجوانی ۱۳ تا ۱۴ ساله بود، هنوز آن روز را با تمام جزئیات به خاطر دارد؛ روزی که به گفته او، صدای هواپیماها، سکوت روستا را شکست و چند دقیقه بعد، همه چیز تغییر کرد.او میگوید: بعد از حمله، هیچکس نمیدانست با چه چیزی روبهرو شدهایم. پرندهها یکی پس از دیگری از آسمان روی زمین میافتادند و میمردند. مردم چشمهایشان میسوخت، نفسشان بالا نمیآمد و همه دنبال راهی برای نجات بودند. نیروهای سپاه که در ارتفاعات اطراف مستقر بودند، به روستا آمدند و از مردم خواستند هرچه زودتر به ارتفاعات بروند، اما برای خیلیها دیگر دیر شده بود.کرمی با اشاره به پیامدهای بلندمدت این جنایت میگوید: در این سالها بیش از ۱۵۰ نفر از اهالی روستا بر اثر سرطانهای ناشی از بمباران شیمیایی جان خود را از دست دادهاند. همچنین بیش از ۱۵۰ مورد سقط جنین و دستکم ۱۵ مورد فلج اطفال در میان خانوادههای روستا ثبت شده است. اینها تنها بخشی از زخمهایی است که هنوز با ما مانده است.
زخمهایی که به نسلهای بعد رسید
در زرده، بمباران شیمیایی تنها خاطره یک روز نیست؛ بخشی از زندگی مردم است. کودکانی که سالها پس از جنگ به دنیا آمدند، در خانوادههایی رشد کردند که آثار آن حمله هنوز در آنها دیده میشود. بسیاری از پدران و مادران، سالهاست با بیماریهای مزمن ناشی از گازهای شیمیایی زندگی میکنند و برخی نیز فرزندان خود را با نگرانی از پیامدهای آن روز بزرگ کردهاند.حتی اهالی روستا میگویند؛ آثار آن حمله در طبیعت نیز بیتأثیر نبوده و هنوز درباره برخی گیاهان روییده در محدوده بمباران، نگرانیهایی وجود دارد؛ روایتی که نشان میدهد زرده، نه فقط در حافظه مردم، بلکه در دل طبیعت نیز خاطرهای تلخ از جنگ را با خود حمل میکند.
مردم زرده، شایسته بهترین خدمت هستند
علیمیرزا سلیمی فرماندار دالاهو در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به سالروز بمباران شیمیایی این روستا، اظهار کرد: تنها چند روز پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، رژیم بعث عراق با حمله هوایی و استفاده از سلاحهای شیمیایی، روستای زرده را هدف قرار داد و در این جنایت، ۲۷۵ نفر از هموطنانمان به شهادت رسیدند و یکهزار و ۲۱۴ نفر نیز مصدوم و جانباز شیمیایی شدند.وی افزود: آثار این جنایت هنوز در زندگی مردم زرده دیده میشود و بسیاری از خانوادهها همچنان با مشکلات ناشی از عوارض شیمیایی دستوپنجه نرم میکنند؛ مشکلاتی که گذر زمان نیز نتوانسته آنها را از بین ببرد.فرماندار دالاهو با توصیف مردم زرده به عنوان مردمانی ولایتمدار، سختکوش و وفادار به نظام، گفت: این روستا همواره در همه عرصهها همراه انقلاب بوده و مردم آن با وجود رنجهایی که متحمل شدهاند، هیچگاه از ارزشهای خود فاصله نگرفتهاند.
روستایی که با وجود زخمها، ایستاده است
سلیمی با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی زرده، اظهار کرد: بخش عمدهای از مردم این روستا از راه کشاورزی و دامداری امرار معاش میکنند و تولید محصولاتی مانند زیتون و انجیر، یکی از ظرفیتهای مهم اقتصادی این منطقه به شمار میرود.وی اضافه کرد: زیتون دالاهو امروز به برندی شناختهشده تبدیل شده و حاصل تلاش مردمی است که با وجود همه سختیها، زندگی را رها نکردهاند.سلیمی افزود: امروز زرده از امکاناتی مانند خانه بهداشت، نانوایی، سالن ورزشی و آمبولانس برخوردار است، اما همچنان تلاش میکنیم خدمات بیشتری به مردم این روستا ارائه شود و بخشی از مطالبات آنان برطرف شود.
۳۱ تیر؛ روز ملی دالاهو
فرماندار دالاهو با اشاره به نامگذاری ۳۱ تیر به عنوان «روز ملی دالاهو»، گفت: این روز تنها یادآور یک حادثه تلخ نیست، بلکه نمادی از ایستادگی، همدلی و مقاومت مردم این شهرستان در برابر یکی از بزرگترین جنایتهای جنگ تحمیلی است.وی ادامه داد: به مناسبت سالروز بمباران شیمیایی زرده، با حضور امام جمعه، اعضای شورای تأمین و مسئولان شهرستان، در میان مردم این روستا حاضر خواهیم شد، با خانوادههای معظم شهدا، جانبازان و ایثارگران دیدار میکنیم و از نزدیک پای درد دل آنان خواهیم نشست.سلیمی تأکید کرد: گاهی شنیدن حرف مردم و حضور در کنار آنان، از هر اقدامی ارزشمندتر است. مسئولان وظیفه دارند در کنار مردمی باشند که در سختترین روزهای کشور، از انقلاب و نظام دفاع کردند و امروز نیز شایسته بهترین خدمات هستند.
زرده؛ نامی که نباید فراموش شود
زرده امروز تنها یک روستا در دامنه دالاهو نیست؛ نمادی از مظلومیت مردمی است که بیدفاع، قربانی سلاحهای شیمیایی شدند. روستایی که هرچند سالها از آن جمعه سیاه گذشته، اما هنوز صدای سرفههای جانبازانش، قاب عکس شهدایش و نگاه مادرانی که داغ فرزندانشان را بر دل دارند، روایتگر جنایتی است که تاریخ هرگز نباید آن را فراموش کند.شاید زمان از ۳۱ تیر ۱۳۶۷ فاصله گرفته باشد، اما برای مردم زرده، آن روز هنوز تمام نشده است. هر سال با فرارسیدن سالگرد این فاجعه، خاطره عزیزان از دسترفته دوباره زنده میشود؛ خاطره مردمی که قربانی جنگ شدند، اما با صبر، استقامت و امید، زندگی را از نو ساختند و همچنان استوار در دامنههای دالاهو ایستادهاند.
انتهای پیام//
نظر شما