به گزارش حیات به نقل از فارس، جنوب ایران بار دیگر روزهایی را تجربه میکند که خاطره جنگ تحمیلی را برای بسیاری از ساکنانش زنده کرده است. در چنین روزهایی، روایت شاعران و نویسندگانی که خود سالهای دفاع مقدس را از نزدیک دیدهاند، میتواند تصویری متفاوت از مقاومت، رنج و زندگی مردم این سرزمین ارائه دهد. عبدالرحیم سعیدیراد، شاعر و نویسنده خوزستانی، در گفتوگو با خبرنگار فارس، از جنوبی میگوید که فراتر از میدان جنگ، سرزمین فرهنگ، شعر، هویت و ایستادگی است؛ سرزمینی که به باور او، نباید تنها با صدای انفجار و موشک شناخته شود.سعیدیراد با اشاره به شرایط این روزهای جنوب کشور گفت: تصویری که این روزها از جنوب در ذهن او شکل میگیرد، پیش از هر چیز تصویر مردمی است که یک جنگ هشتساله و دو جنگ تحمیلی را تجربه کردهاند. برای کسی که جنگ را از نزدیک دیده، صدای هر تهدید فقط یک خبر روزانه نیست، بلکه گاهی دری است که ناگهان به گذشته باز میشود؛ به آژیرها، پناهگاهها، کوچهای ناخواسته و انتظار خانوادهها.
او افزود: به عنوان یک خوزستانی، درک میکنم زندگی مردم در گرمای تابستان، قطعی برق و زیر موشک و بمباران چه معنایی دارد، اما مردم جنوب همچون نخلهای این سرزمین استوار و محکم ایستادهاند و از دشمن هراسی ندارند.وی درباره شباهت شرایط امروز با دهه شصت اظهار کرد: برای نسل او، امروز و دهه شصت یکسان نیست و تاریخ نیز دقیقاً به همان شکل تکرار نمیشود. جامعه امروز، زبان، رسانه، مناسبات اجتماعی و حتی تلقی انسانها از جنگ و مقاومت تغییر کرده است، مردم این روزها مقاومتر شدهاند، زیرا تجربه سه جنگ را پشت سر گذاشتهاند و به صدای موشک و بمباران عادت کردهاند. مردم میدانند تنها راه شکست دشمن، تحمل سختیها و ایستادگی است و همچنین آگاهند که با دشمنی روبهرو هستند که دشمنی دیرینه با آنان دارد و همین مسئله انگیزه پایداری مردم را بیشتر کرده است.
این شاعر درباره هویت جنوب نیز گفت: جنوب پیش از آنکه اقلیم جنگ باشد، اقلیم فرهنگ مقاومت، هویت مردم مقاوم و اقلیم زندگی است؛ جایی که طبیعت، فرهنگ و تلاش برای سربلندی بهشدت در هم تنیدهاند. جنوب را نمیتوان تنها با یک واژه تعریف کرد؛ جنوب رودخانه، نخل، شرجی، موسیقی، گویش، آیین، بندر، بازار و کار است و در کنار همه اینها، تجربه مقاومت نیز بخشی از حافظه تاریخی آن محسوب میشود. شاعر کتاب «فانوسهای سنگی» همچنین شعر را بخشی از فرهنگ و هویت مردم جنوب دانست که با همه فصلهای زندگی آنان عجین شده و یادآور شد: در دوران جنگ هشتساله نیز شاعرانی چون قیصر امینپور، محمدعلی بهمنی، علی هوشمند، حسین داراب و عباس باقری شعر خود را در خدمت دفاع قرار دادند.وی درباره تأثیر جنگ بر ادبیات جنوب گفت: شعر و ادبیات در خون مردم جنوب جاری است، اما در همه دنیا رخدادهایی مانند جنگ، مسیر رسیدن به ادبیات غنی را هموار میکنند. حتی بدون وقوع جنگ نیز ادبیات جنوب مسیر خود را ادامه میداد، زیرا بسیاری از شاعران و ادیبان بزرگ ایران اهل جنوب بودهاند و پیش از جنگ نیز در ادبیات کشور جایگاه والایی داشتهاند.
سعیدیراد افزود: جنگ بخش بزرگی از انرژی روایی جنوب را به خود اختصاص داد و طبیعی بود که شاعران و نویسندگان سالها به روایت آن بپردازند. به گفته وی، اگر جنگ رخ نمیداد، احتمالاً ادبیات جنوب زودتر و گستردهتر به موضوعاتی همچون مدرنیته، صنعتیشدن، مهاجرت، تغییر بافت شهرها و بحرانهای طبیعی و اجتماعی میپرداخت. جنگ تنها موضوع ادبیات جنوب را تغییر نداد، بلکه زبان، حافظه و جهانبینی آن را نیز دگرگون کرد و حذف جنگ از تاریخ جنوب، به معنای تصور تاریخی و ادبیاتی کاملاً متفاوت است.این شاعر درباره جایگاه ادبیات جنوب در ایران نیز گفت: مسئله، کمبود شاعر و نویسنده یا ضعف آثار نیست، بلکه بخشی از مشکل به تمرکز امکانات فرهنگی، رسانهای و انتشاراتی در پایتخت بازمیگردد. بسیاری از صداهای جدی شهرستانها دیر شنیده میشوند یا برای دیده شدن ناچارند از صافی نگاه مرکز عبور کنند. قیصر امینپور نیز در تهران رشد کرد و صدایش شنیده شد. اکنون نیز در خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان شاعران و ادیبان توانمندی زندگی میکنند که صدایشان در سطح کشور شنیده نمیشود. در گذشته، برگزاری کنگرههای شعر دفاع مقدس در این استانها به کشف استعدادهای فراوانی منجر میشد. باید پذیرفت که استانها به اندازه پایتخت از امکانات فرهنگی برخوردار نیستند.سعیدیراد درباره تأثیر تجربه مستقیم جنگ بر شعر نیز اظهار کرد: تجربه مستقیم میتواند شعر را ملموستر کند، اما لزوماً آن را شاعرانهتر یا صادقتر نمیکند. کسی که جنگ را از نزدیک زیسته باشد، جزئیاتی مانند بوها، صداها، اضطراب، انتظار و تغییر ناگهانی زندگی عادی را میشناسد و همین جزئیات به شعر عمق و عینیت میبخشد.
شاعر کتاب «ساعت به وقت دلتنگی» در عین حال تأکید کرد: صداقت ادبی تنها حاصل حضور فیزیکی در جنگ نیست، بلکه به نوع مواجهه شاعر با تجربه بستگی دارد. وی افزود ممکن است کسی در متن جنگ بوده باشد اما نتواند از شعار، اغراق یا روایت کلیشهای فاصله بگیرد، در حالی که شاعری از نسلهای بعد با مطالعه، همدلی و تخیل مسئولانه بتواند اثری عمیق و صادق خلق کند.این شاعر درباره بازتاب رنج مردم شهرهای جنوبی در ادبیات نیز گفت: ادبیات آثار ارزشمندی درباره جنگ و شهرهای جنوب خلق کرده است، اما هیچ ادبیاتی نمیتواند ادعا کند که تمام حقیقت رنج انسانها را روایت کرده است، زیرا تجربه جنگ بسیار گستردهتر و پیچیدهتر از آن است که در چند رمان، خاطره یا مجموعه شعر خلاصه شود. بخشی از این تجربهها به خوبی روایت شدهاند، اما هنوز صداهای کمتر شنیدهشده فراوانی وجود دارند؛ از جمله زنان، کودکان، سالمندان، خانوادههای مهاجر، کسانی که پس از بازگشت با ویرانی شهر و خانه روبهرو شدند و نسلهایی که جنگ را ندیدند اما پیامدهای آن را به ارث بردهاند. تجربه دزفول، آبادان، خرمشهر و سوسنگرد را نمیتوان در عنوان کلی «جنگ» خلاصه کرد، زیرا هر یک از این شهرها زبان و زخم خاص خود را دارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: امروز مسئولیت ادبیات تنها بازگویی گذشته نیست، بلکه باید مراقب باشد رنج تازه انسانها به عدد، خبر یا تصویرهای زودگذر تبدیل نشود. ادبیات باید چهره انسانی جنگ را حفظ کند تا رنج انسانها نه فراموش شود و نه عادی جلوه کند. جنوب را نباید تنها زمانی به یاد آورد که صدای جنگ شنیده میشود، زیرا جنوب فقط خط مقدم نیست، بلکه خط ممتد فرهنگ، شعر، کار، رنج، شادی و زندگی است و یکی از مهمترین وظایف ادبیات آن است که نگذارد مردم جنوب پشت تصویر جنگ پنهان بمانند.
انتهای پیام//
نظر شما