به گزارش حیات به نقل ایرنا، ایران فرهنگی مفهومی فراتر از مرزهای جغرافیایی امروز ایران است و به پهنهای گسترده از تاریخ و تمدن اشاره دارد؛ پهنهای که در آن زبان فارسی بهعنوان یک میراث تاریخی و فرهنگی مشترک، در طول قرنها نقشآفرینی کرده است. این گستره تمدنی از فلات ایران تا آسیای مرکزی، شبهقاره هند و بخشهایی از آسیای صغیر امتداد یافته و هر کجا نشانی از خود بر جای گذاشته است.
محمدجعفر یاحقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مدیر موسسه خردسرای فردوسی و چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی، در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا درباره اهمیت تاریخی زبان فارسی در گستره ایران فرهنگی و بازگشت کشورها به آموزش آن سخن گفت.
زبان فارسی در گستره فرهنگی ایران و اهمیت زبان فارسی در گستره تمدنی ایران را برای ما توضیح میدهید؟
ابتدا عبارت «گستره تمدنی ایران» را به «ایران فرهنگی» اصلاح میکنم، ایران فرهنگی بزرگتر از گستره تمدنی ایران است و چشمانداز ما نیز ایران فرهنگی است. ایران فرهنگی یعنی جایی که در هر دورهای از چند هزار سال پیش که فارسی و فرهنگ آریایی مستقر بوده است، به این زبان یا به زبان رایج در آن زمان سخن گفته شده است و کتاب نوشته شده بود. این صحنه بسیار وسیع است و چشمانداز همه جنبههای فرهنگی تمدن آریایی و ایرانی است؛ بنابراین وقتی صحبت از زبان فارسی میشود، نشانهها و به اصطلاح علائم آن هنوز هم در بسیاری از مناطق برخوردار و موجود است و ما درباره آنها صحبت میکنیم.
ما بیشتر وقتی میگوییم فارسی، ذهن ما متوجه فارسی پس از اسلام میشود، نه فارسی دری که اکنون با خط عربی از آن یاد میکنیم. در حالی که این زبان ریشه بسیار تاریخی و درخشانی دارد و به گذشتههای دور بازمیگردد؛ دستکم سه تا چهار هزار سال سابقه و دیرینگی دارد، با اینکه خط آن به هر حال متفاوت بوده و ضمیمه است. هرچند که از بخش قدیم و پیش از اسلام آن آثار زیادی باقی نمانده است. بنابراین در این راستا زبان فارسی برای ما چشمانداز وسیعی است که همیشه آن را به عنوان یک فرهنگ یکپارچه و جاودانه تلقی میکنیم و فکر میکنیم این یک میراث خطیر است که همه اهالی این مناطق و همه ایرانیتباران و آریایینژادان به آن افتخار میکنند.
در راستای همین اندیشه ریشههایی از فارسیزبانی همیشه در خراسان بزرگ وجود داشته که کشورهایی که اکنون همسایه ایران و اطراف خراسان هستند، همچنان پیوستگیهایی با زبان فارسی دارند، درست است؟
بله، به هر حال یکی از بنیادها، زمینهها و خاستگاههای بهخصوص فارسی دَری بعد از اسلام، خراسان است. هرچند که پیش از به اصطلاح مرکزیت خراسان در جاهای دیگری از قلمرو فرهنگی آریایی، زبان فارسی، زبان پهلوی به نام پهلوی وجود داشته است، ولی این فارسی دری که امروز ما با آن سخن میگوییم و با الفبای عربی مینویسیم، یادگاری است که بیشتر در خراسان نشو و نما یافته است. در خراسان بزرگ، خراسان فرهنگی بزرگ که همه کشورهای آسیای مرکزی در واقع از ضمائم آن هستند، از اینجا سرچشمه یافته و بعد به بقیه فلات ایران و باقی نواحی سرایت کرده؛ از شبهقاره هند به آسیای صغیر و به مرکز فلات مرکزی ایران.
ما به زبان فارسی دری صحبت میکنیم و به خط عربی مینویسیم، در کشورهای آسیای مرکزی زبان مرسوم فارسی است ولی خطی که استفاده میکنند خط متفاوتی است. چرا خط فارسی آنجا استفاده نمیشود؟
در آنجا هم خط فارسی ما وجود داشته و به دلایل سیاسی و همین اواخر تغییراتی پیدا کرده است. خط عربی که با زبان فارسی مشترک است و همه کتابهای ما و قسمت اعظم کتابهای ما در همان منطقه اتفاقا به همین خط و زبان نوشته شده است ولی پس از چندی، پیش از ۲ قرن پیش که روسها این منطقه را به تصرف خود درآوردند، قبل از فروپاشی اتحاد شوروی سابق، تمایلی برای جدا کردن آنها از پیکره فرهنگی مشترک آریایی وجود داشت، زیرا دنیای بسیار بزرگی بود و برای آنها مقاومت میکرد به همین دلیل لازم بود که بخشهایی از این پیکره را از پیکره اصلی جدا کنند و به اصطلاح مقاومت آن را بشکنند، روسها کلیت کار را انجام دادند. بنابراین کمکم زبان روسی در آنجا رواج پیدا کرد.
قبل از اتحاد شوروی و در زمان شوروی هم این سیاست غلیظتر شد و ضرورت جدا کردن این بخشها از پیکره کلی فرهنگ آریایی بیشتر احساس شد. بنابراین در زمان استالین بود که خط منطقه را که تا آن زمان تا حدود ۱۹۲۶ خط فارسی در آن منطقه خط اصلی بود و همه جا با آن نوشته میشد و تکلم میشد، تغییر دادند. ابتدا خط را به لاتین تغییر دادند، بعد بلافاصله خط روسی را جایگزین کردند.
برای جدا کردن این منطقه که در واقع جانِ جانان تمدن آریایی بود و ارتباط ویژهای با آن پیکره فرهنگی داشت، برای اینکه بتوانند بر آنها حکومت کنند، آنها را به عنوان یک امر سیاسی از ایران فرهنگی جدا کردند و هویت تازهای به آنها دادند و خطشان را عوض کردند و ارتباطشان را با گذشته قطع کردند و در نتیجه پیکره بزرگ فرهنگ ایرانی تجزیه شد.
این روند ادامه داشت و ادامه دارد، طوری که دو سه نسل اخیر در آسیای مرکزی تقریبا با خط نیاکان خود بیگانه هستند؛ با اینکه خط فارسی، خط اجداد آنهاست، ولی الان چون الفبای روسی (سیریلیک) برای آنها جا افتاده است، ارتباطشان با خط فارسی کم شده و بعضیها فقط سیریلیک را میشناسند.
اکنون تغییری در روند آموزش فارسی ایجاد شده است؟
خوشبختانه روند بازگشت به فارسی کمکم در حال زنده شدن است؛ این حس که به خط خودشان بازگردند اهمیت یافته است. میدانید که در سال ۱۹۹۱ که این کشورها استقلال پیدا کردند، بخشی از این منطقه که در مرکز تمدن و فرهنگ آریایی قرار داشتند، تاجیکان منطقه که البته در چندین کشور، در تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و افغانستان پراکنده بودند تلاش کردند به زبان و خط خودشان بازگردند البته نتوانستند به خط نیاکان برگردند، چون چندین نسل این خط را آموخته بودند.
اخیرا امامعلی رحمان رئیسجمهور تاجیکستان، دستوراتی داده و مطرح کرده که باید زمینه آموزش خط نیاکان در تاجیکستان فراهم شود، این کار بعد از فروپاشی شوروی مورد علاقه ایران بوده است. سی و پنج سال پیش که این کشورها مستقل شدند، ایران علاقهمند بود این خط جایگزین شود اما به دلایل سیاسی و مصلحتی آنها نپذیرفتند.
اکنون که چنین دغدغهای در تاجیکستان ایجاد شده، ما هم استقبال کردیم و با همکاری دانشگاه علامه طباطبایی بیانیهای صادر کردیم و برای رئیسجمهور تاجیکستان فرستادیم و اعلام آمادگی کردیم که برای آموزش خط نیاکان به معلمان، مدرسان، دانشآموزان و دانشجویان کمک کنیم. این کار مورد علاقه ماست و سالها پیش هم بوده ولی به دلیل مصلحت سیاسی آن را تبلیغ نمیکردیم چون دولت تاجیکستان به آن علاقهمند نبود. اکنون که این علاقه از سوی رئیسجمهور تاجیکستان و فرهنگ تاجیکی اعلام شده، زمینه بسیار مساعدی برای احیای این خط و رفع مانع ارتباط فرهنگی است.
سال ۱۴۰۳ بود که دولت هند هم اعلام کرد زبان فارسی را به دروس دبیرستان بازمیگرداند، از نظر شما این روند در مورد زبان فارسی چه معنایی دارد؟
اتفاق ویژهای نیفتاده است، به نظر من اتفاق بدی در گذشته افتاده بود که این پیکره به هم خورد، میدانید که قبل از استعمار انگلیس، قرنها در شبهقاره هند، زبان و خط فارسی زبان رسمی بوده است، انگلیسیها وقتی دیدند این زبان فارسی در سراسر هند و تا آسیای صغیر گسترده است، فکر کردند با این زبان نمیشود یک کشور را استعمار کرد. اولین کارشان این بود که گفتند هر منطقه زبان خود را داشته باشد و مردم را از فارسی جدا کردند و کمکم زبان انگلیسی جایگزین شد.
زبان اردو نیز به عنوان زبان محلی تقویت شد که البته فرزند زبان فارسی بود اما زبان دیگری شد، این تجزیه زبانی باعث شد استعمار راحتتر انجام شود. همین کار را روسها در آسیای مرکزی کردند، اکنون نوعی خودآگاهی ایجاد شده که مردم ایران فرهنگی به اصالت زبانی خود برگردند، امیدوارم این روند در شبهقاره هند هم ادامه پیدا کند، هرچند بسیار دشوار است.
در هند هنوز در دانشگاهها حدود ۱۷ یا ۱۸ کرسی دورههای دکتری زبان فارسی وجود دارد، این نشان میدهد زبان فارسی هنوز اهمیت تاریخی دارد. در تاجیکستان این بازگشت آسانتر است، چون زبان زنده مانده، هرچند خط تغییر کرده است. امیدوارم این حرکت در آسیای مرکزی ادامه پیدا کند و حتی در هند هم زمینهای برای احیای فرهنگ فارسی فراهم شود.
اگر نکتهای باقی مانده بفرمایید
آرزو میکنم که بتوانیم شکوه گذشته فرهنگ فارسی را به این ترتیب احیا کنیم و همه همزبانان را در هر جای جهان که هستند به هم متصل کنیم. ما از اتحاد بهره بردیم و از تفرقه بسیار زیان میبینیم و این تفرقهگران را از خودمان برانیم و متحد شویم که دنیای اتحاد، دنیایی زیباتر، شیرینتر و گواراتر است.
انتهای پیام//

نظر شما