به گزارش حیات، پایگاه خبری «العربی الجدید» در تحلیلی مفصل از وضعیت کنونی خلیج فارس پس از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و متعاقب آن مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشنگتن، گزارش داده است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در شرایطی بسیار پیچیده و مبهم گرفتار شدهاند.
به نوشته «العربی الجدید»، اگرچه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در سی ام ماه مه (نهم خرداد) از رفع حصر دریایی بنادر ایران خبر داد و این موضوع به عنوان نشانه اولیه از نزدیکی دو طرف به توافقی برای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز تفسیر شد، اما در عمل بنادر ایران هنوز تحت حصر هستند و وضعیت به حالت «تعلیق» درآمده است.
«العربی الجدید» مینویسد: همین خبر کافی بود تا قیمت نفت سریعاً کاهش پیدا کند. از یک سو، کاهش قیمت نفت درآمد فوری کشورهای حاشیه خلیج را کم میکند. اما از سوی دیگر، ترس از رکود تورمی در جهان را از بین برده و هزینه حمل و نقل دریایی را پایین آورده است. به همین دلیل، بازارهای مالی منطقه و جهان با امید به بازگشت ثبات در تنگه هرمز، رشد خوبی را تجربه کردهاند.
با این حال، «العربی الجدید» به نقل از کارشناسان بازار تأکید کرده که بازگشت کامل صادرات نفت خلیج و عادی شدن زنجیره تأمین، یک شبه انجام نمیشود. بر اساس گزارش پلتفرم «مارکت واتچ» که «العربی الجدید» به آن استناد کرده، بازگشت کامل سیستمهای لجستیکی پس از ماهها توقف، به سه تا شش ماه زمان نیاز دارد. همچنین برگرداندن نفتکشهای غولپیکر که به مسیرهای دیگر منحرف شدهاند، دو تا سه ماه طول میکشد.
ایران و معمایی که غرب را به میز مذاکره کشاند
العربی الجدید گزارش داده است که در شرایط فعلی، بازگشت به دوران نفت گران ناشی از بحران در بلندمدت دور از انتظار است. حتی اگر بخشی از حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک همچنان باقی بماند، هر مسیر پایدار به سمت آرامش و بازگشت عرضه به بازارهای جهانی، واقعیت جدیدی ایجاد میکند. در این واقعیت جدید، کشورهای خلیج دیگر نمیتوانند مثل قبل از قیمتهای استثنایی ناشی از تنشها سود ببرند.
از نظر این وبگاه قطری مهمترین بخش تحلیل به این موضوع اختصاص دارد که در صورت رفع کامل و پایدار حصر دریایی و لغو تحریمهای ایران، چالش اصلی کشورهای خلیج فارس نه کاهش لحظهای قیمت نفت، بلکه بازگشت یک رقیب منطقهای بزرگ به نام ایران به بازارهای انرژی، سرمایهگذاری و تجارت است.
نویسنده به گزارش مرکز «العربی واشنگتن دی سی» در ۲۸ مه اشاره میکند که این بازگشت، فشارهای ساختاری بلندمدتی بر مزیتهایی وارد میکند که کشورهای خلیج در سالهای تحریم ایران از آنها بهره برده بود.
قطر بیشترین آسیب را دیده
در ادامه گزارش آمده که جنگ تحمیلی علیه ایران، کشورهای خلیج فارس را به دو دسته تقسیم کرده است. عربستان سعودی از این بحران استفاده کرد و بازنگری در پروژههای کلان «چشمانداز ۲۰۳۰» را تسریع بخشید. اما قطر آسیب جدیتری دید. بر اساس این گزارش، توقف صادرات قطر از طریق تنگه هرمز و سپس تخریب مجتمع حیاتی «راس لفان» برای گاز مایع، بازسازی پیچیده و پرهزینهای پیش روی دوحه قرار داده که شاید سه تا پنج سال طول بکشد.
ایران با قدرت به میدان بازمیگردد
العربی الجدید به نقل از پیار الخوری، کارشناس اقتصاد سیاسی، نوشته است: وضعیت کنونی تفاوت بنیادین با هر بحث قبلی درباره رفع تحریمها دارد. ایران در ۲۸ فوریه پس از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنگه هرمز را بست. مذاکرات کنونی حول یک معامله است: بازگشایی هرمز در برابر توقف حصر بنادر ایران، با دوره انتقالی برای مذاکره درباره موضوع هستهای.
الخوری به این وبگاه قطری گفته است که هرگونه رفع تحریم در شرایطی انجام میشود که ایران از یک جنگ بیرون آمده و زیرساختهایش آسیب دیده، اما نظام سیاسی آن پایدار است. به گفته او، «هم اکنون میلیونها بشکه ظرفیت تولید نفت در داخل خلیج به دلیل بسته بودن هرمز محبوس شده است. بازگشایی هرمز بلافاصله قیمتها را پایین میآورد.»
الخوری در ادامه گفته است که اگر تحریمها به طور کامل برداشته شود، فشار نزولی شدیدی بر قیمت نفت وارد میشود که برای بودجه کشورهای خلیج «سطح کارثهای» دارد. اما او بلافاصله اضافه کرده که «زیرساختهای نفتی ایران در جنگ آسیب دیده، بنابراین بازگشت ایران به بازارها تدریجی خواهد بود و این به خلیج فرصت انطباق میدهد.»
نکته جالب توجه از زبان الخوری این است که عربستان، امارات، قطر و بحرین همگی از توافق احتمالی واشنگتن و تهران حمایت کردهاند. الخوری این را نشانه آن میداند که این کشورها به این نتیجه رسیدهاند که «ثبات به نفع منافع دوربرد آنهاست تا درآمد بالا و حاصل از یک بحران خطرناک»
سه رقابت اصلی ایران و اعراب خلیج فارس؛ بنادر، حساسترین نقطه
العربی الجدید به نقل از الخوری سه حوزه اصلی رقابت ایران و کشورهای خلیج را برشمرده است: بازار نفت، جذب سرمایه خارجی و صنعت پتروشیمی. اما حساسترین بخش به گفته الخوری، بنادر و تجارت است.
او گفته است: «بندر جبل علی امارات بخشی از وزن تجاری خود را بر انزوای ایران ساخته بود. اما بازگشت بندر شهید رجایی و توسعه بندر چابهار، خطوط تجاری جدیدی به سوی آسیای مرکزی، افغانستان و جنوب آسیا میگشاید. ایران با عمق جغرافیایی خود، یک کریدور تجاری طبیعی و غیرقابل جایگزین است.»
الخوری سه بخش از اقتصاد خلیج را که از رفع حصر و تحریم ایران بیشترین سود را میبرند، خدماتی مالی، ساخت و ساز و زیرساخت، و گردشگری تجاری دبی معرفی کرده است. در مقابل، تنها بازنده بزرگ، قطر است. چون ایران و قطر شریک میدان گازی «پارس جنوبی» هستند و ایرانِ بازشده به بازارهای جهانی، توسعه سهم خود را شتاب میبخشد و در بازارهای اروپا و آسیا بر قطر فشار میآورد.
الخوری در پایان گفته است: «دستاورد فوری خلیج فارس از هر توافق احتمالی، بازگشت صادرات محبوسشده و کاهش ریسک ژئوپلیتیک است. اما ضرر بزرگ کشورهای خلیج در افق پنج تا ده ساله، نه کاهش موقت قیمتها، بلکه پایان یافتن مزیتهایی است که سالهای تحریم و انزوای ایران به آنها داده بود. ایران به عنوان یک رقیب قدرتمند منطقهای به میدان بازمیگردد.
همچنین نهاد اسماعیل، کارشناس اقتصاد سیاسی، گفته است: رفع تحریمهای آمریکا علیه ایران، چراغ سبزی برای بازگشت دیپلماتیک و تجاری ایران به جامعه بینالمللی است. اما اگر این رفع تحریم مشروط یا موقت باشد، تأثیر آن محدود خواهد بود.
به گفته اسماعیل، اگر تحریمها کاملاً برداشته شود، یعنی پایان کامل جنگ و گشودن صفحه جدید. در این صورت، منطقه سالانه به بیش از یک تریلیون دلار سرمایهگذاری برای بازسازی بخشهای انرژی، گردشگری، حمل و نقل و زیرساخت نیاز دارد.
اسماعیل در پایان به العربی الجدید گفته است: «درگاه سود برای همه، در آغاز مرحله جدیدی از روابط ایران و عرب است. این راه را برای استفاده از فرصتهای تریلیوندلاری هموار میکند، یکپارچگی منطقهای را تقویت مینماید و از رشد پایدار در محیطی باثبات و باز برای همکاری مشترک حمایت میکند».
نظر شما