به گزارش حیات،پارسا رحیمیان مشاور شورای شهر تهران و پژوهشگر حوزه حکمرانی اندیشکده حکمت و پیشرفت طی یادداشتی پیرامون «شوک فناورانه» مدلسازی شیوه عرضه فناوریهای روز دنیا به بازار نوشت:
در سالهای اخیر، شیوه عرضه بسیاری از فناوریهای نوظهور به بازار جهانی بیش از گذشته ماهیتی ناگهانی، پرشتاب و شوکآور پیدا کرده است. شرکتهای بزرگ فناوری اغلب محصولات و خدمات جدید خود را نه در قالب یک روند تدریجی و همراه با آمادهسازی اجتماعی، بلکه بهصورت دفعی و در مقیاس وسیع عرضه میکنند. این مدل از عرضه، اگرچه از منظر تجاری میتواند به تسلط سریع بر بازار، جلب توجه جهانی و تثبیت برتری رقابتی منجر شود، اما در سطح اجتماعی، اقتصادی و فناورانه پیامدهایی به همراه دارد که بهویژه برای جوامع کمظرفیتتر و بازیگران کوچکتر بسیار پرهزینه و حتی در مواردی جبرانناپذیر است.
موج مسخ
عرضه شوکگونه فناوری بهتدریج ماهیت تکنولوژی را در ذهن مخاطب دگرگون میکند و آن را از «ابزار» به «هدف» بدل میسازد. در این وضعیت، خودِ داشتن فناوری اهمیت پیدا میکند، نه مسئله یا نیازی که قرار بوده آن فناوری برایش به کار گرفته شود؛ به همین دلیل بسیاری از افراد ابزارهای متعددی را فراهم میکنند، صرفاً چون در دسترساند یا موج اجتماعی آنها را فرا گرفته است. نتیجه آن است که استفاده از فناوری اغلب به انجام کارهایی پراکنده و سطحی محدود میشود و بخش بزرگی از قابلیتهای واقعی این ابزارها ناشناخته یا بلااستفاده باقی میماند، زیرا فرآیند تهیه از ابتدا بر مبنای هدف مشخص شکل نگرفته است مثل استفاده از اینترنت 5 جی برای دیدن فیلم و یا خرید گوشی همراه با دوربین های بسیار پیشرفته که در نهایت استفاده چندانی از آنها نمیشود
عرضه شوکگونه فناوری و فقدان آمادگی اجتماعی
یکی از مهمترین تبعات عرضه ناگهانی فناوری، نبود آمادگی لازم در میان کاربران، نهادهای آموزشی، خانوادهها و سازوکارهای تنظیمگر است. در بسیاری از موارد، فناوری پیش از آنکه جامعه فرصت فهم، هضم و انطباق با آن را پیدا کند، بهطور گسترده در دسترس قرار میگیرد. در چنین شرایطی، کاربران بهویژه در سنین پایین، بدون برخورداری از آموزش لازم و بدون آگاهی از حدود، کارکردها و مخاطرات فناوری، به استفاده از آن روی میآورند.
نمونه روشن این وضعیت را میتوان در گسترش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مشاهده کرد. امروز بخش قابلتوجهی از کاربران، از جمله کودکان و نوجوانان، پرسشها، تصمیمها و حتی بخشی از فرآیندهای فکری خود را به این ابزارها واگذار میکنند، در حالی که پیش از این، آموزش کافی درباره نحوه مواجهه با چنین فناوریهایی ارائه نشده است. این مسئله میتواند به تضعیف توان تفکر مستقل، افزایش وابستگی شناختی و شکلگیری الگوهای مصرف فناوری بدون درک انتقادی منجر شود. در عین حال، نبود محدودیتهای سنی، کنترلهای متناسب و ملاحظات نظارتی کافی، دامنه این آسیبها را گستردهتر کرده است.
نابرابری در شدت آسیبپذیری جوامع
پیامدهای منفی شوک فناورانه در همه کشورها و جوامع به یک اندازه ظاهر نمیشود. جوامعی که از زیرساخت آموزشی، ظرفیت تنظیمگری، سطح بالاتر سواد دیجیتال و اکوسیستم فناوری فعالتری برخوردارند، توان بیشتری برای جذب، بومیسازی و مدیریت آثار فناوریهای جدید دارند. در مقابل، کشورها و جوامعی که در موقعیت مصرفکننده فناوری قرار دارند و نه تولیدکننده یا توسعهدهنده آن، در برابر این موجها آسیبپذیرترند.
در این دسته از جوامع، فناوری نه بهعنوان یک ظرفیت قابلکنترل و قابلهدایت، بلکه بهعنوان پدیدهای وارداتی و مسلط وارد زندگی روزمره میشود. در نتیجه، جامعه پیش از آنکه از منافع فناوری بهرهمند شود، هزینههای اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و حتی هویتی آن را متحمل میشود. این وضعیت موجب میشود شکاف موجود میان جوامع پیشرو و جوامع پیرو در حوزه فناوری، نهتنها کاهش نیابد، بلکه در هر موج جدید عمیقتر نیز بشود.
موج استضعاف
فشار بر شرکتهای کوچک و تضعیف اکوسیستمهای نوآوری محلی
دومین پیامد مهم عرضه شوکگونه فناوری، اثر آن بر شرکتهای کوچکتر، نوآوران مستقل و اکوسیستمهای توسعه فناوری در کشورهای مختلف است. در بسیاری از موارد، زمانی که شرکتهای کوچک یا متوسط در تلاشاند جایگاهی در بازار پیدا کنند، موجی از عرضه محصول یا خدمت از سوی یک بازیگر بزرگ جهانی شکل میگیرد و بهسرعت توجه بازار، سرمایه، رسانه و کاربران را به خود جذب میکند. در چنین وضعیتی، بازیگران کوچک عملاً فرصت تثبیت، رشد و رقابت مؤثر را از دست میدهند.
نتیجه این روند معمولاً یکی از دو حالت است: یا شرکتهای کوچک از بازار حذف میشوند و توان ادامه فعالیت مستقل را از دست میدهند، یا ناچار میشوند برای بقا به زیرمجموعهها، شرکای وابسته یا حلقههایی در زنجیره تأمین شرکتهای بزرگتر تبدیل شوند. این امر اگرچه در ظاهر میتواند به نوعی ادغام اقتصادی تعبیر شود، اما در عمل استقلال نوآورانه، قدرت خلق ارزش مستقل و توان شکلدهی به مسیرهای بومی توسعه فناوری را تضعیف میکند.
تشدید تمرکز فناوری و بازتولید برتری کشورهای پیشرو
مدل عرضه ناگهانی فناوری در نهایت به نفع کشورها و شرکتهایی عمل میکند که از پیش در جایگاه برتر فناوری قرار دارند. این بازیگران به دلیل دسترسی به سرمایه گسترده، دادههای عظیم، شبکههای توزیع جهانی، اعتبار علمی و توان رسانهای بالا، قادرند هر موج تازه فناوری را به ابزاری برای تثبیت و گسترش برتری خود تبدیل کنند. در مقابل، دیگر کشورها عمدتاً در موقعیت پذیرنده، مصرفکننده یا پیرو باقی میمانند.
این الگو بهتدریج نوعی تمرکز چندلایه ایجاد میکند؛ تمرکز در مالکیت فناوری، تمرکز در اعتبار علمی، تمرکز در دسترسی به داده، و تمرکز در قدرت تعیین استانداردها و مسیرهای آینده توسعه. به همین دلیل، عرضه شوکگونه فناوری را نمیتوان صرفاً یک راهبرد تجاری دانست، بلکه باید آن را بخشی از سازوکار بازتولید نابرابری جهانی در عرصه علم و فناوری تلقی کرد.
یکی از نتایج بلندمدت این وضعیت، تشدید مهاجرت نخبگان از کشورها و اکوسیستمهای ضعیفتر به سمت مراکز اصلی تولید فناوری است. هنگامی که امکان رشد مستقل، دسترسی به منابع، مشارکت مؤثر در زنجیره ارزش فناوری و کسب اعتبار حرفهای در کشورهای کمترتوسعهیافته محدود باشد، نیروهای متخصص و خلاق ترجیح میدهند به سمت زیستبومهایی حرکت کنند که در آنجا امکان دیده شدن، رشد و اثرگذاری بیشتری وجود دارد.
در کنار این موضوع، انحصار در اعتبار علمی و فناورانه نیز بهتدریج شکل میگیرد. شرکتها، دانشگاهها و مؤسسات مستقر در کشورهای پیشرو به کانونهای اصلی تعریف مسئله، تعیین استاندارد، تولید دانش و توزیع مشروعیت تبدیل میشوند. در این شرایط، دیگر کشورها نهتنها
در مجموع، عرضه شوکگونه فناوری تنها یک راهبرد تجاری نیست؛ بلکه بخشی از معماری ساختار جهانی فناوری است که بهطور سیستماتیک به نفع مراکز اصلی تولید فناوری و به ضرر کشورهای پیرامونی عمل میکند. این ساختار با الگوی شناختهشده «پیرامون–مرکز» همخوان است؛ جایی که مراکز اصلی، فناوری را تولید و قواعد را تعیین میکنند، و پیرامون عمدتاً مصرفکننده، وابسته و دریافتکننده پیامدها باقی میماند.
به این ترتیب، شوک فناورانه را میتوان نهفقط یک مسئله اقتصادی یا آموزشی، بلکه جلوهای از بازتولید نابرابری ساختاری در نظم جهانی فناوری دانست؛ نظمی که با هر موج جدید، فاصله میان مرکز و پیرامون را افزایش میدهد و امکان شکلگیری استقلال فناورانه را محدودتر میسازد.
انتهای پیام/
نظر شما