کد خبر 291950
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۴

مطهری: آزادی بدون اخلاق، «ولنگاری» است/ بازخوانی یک نظریه متفاوت از دموکراسی

مطهری: آزادی بدون اخلاق، «ولنگاری» است/ بازخوانی یک نظریه متفاوت از دموکراسی

۱۲ اردیبهشت، روز بزرگداشت مقام معلم و سالروز شهادت آیت‌الله مطهری. در اندیشه این شهید، آزادی هرگز یک ارزش مطلق و بی‌هدف نیست، بلکه ابزاری در خدمت حقیقت و کمال انسان است. در گزارش پیش رو، ضمن مرور مبانی فکری استاد مطهری درباره آزادی اندیشه، نشان خواهیم داد که چگونه ایشان الگویی از «دموکراسی متعهد» را ارائه می‌دهد که در آن صندوق رأی و آزادی‌های مدنی در تعامل با ارزش‌های وحیانی قرار می‌گیرند.

به گزارش خبرنگار حیات، دوازدهم اردیبهشت ماه، یادآور شهادت اندیشمندی است که نامش با مفهوم «معلمی» گره خورده است. شهید مرتضی مطهری، یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی، منظومه فکری خود را بر پایه پیوندی عمیق میان مفاهیم مدرنی چون آزادی و سیاست با بنیان‌های کلامی و فلسفی اسلامی بنا نهاده است. آنچه در ادامه می‌آید، واکاوی دیدگاه ایشان درباره آزادی اندیشه و جایگاه آن در ساختار سیاسی مطلوب است.

مبانی آزادی؛ ریشه در فطرت، نه قرارداد

شهید مطهری آزادی را پیش از آنکه یک پدیده اجتماعی یا برآمده از توافق جمعی بداند، حقیقتی ریشه‌دار در خلقت و فطرت انسان تلقی می‌کند. او در برابر جریان‌های فکری که آدمی را محصور در غرایز یا قالب‌های جبرگرایانه تاریخی و اقتصادی می‌دانند، بر عنصر «اراده آزاد» تأکید می‌ورزد. از این منظر، رشد و کمال انسانی بدون میدان انتخاب ممکن نیست؛ چراکه رسیدن به کمال از مسیر اجبار، خود نقض غایت آفرینش انسان است.

استاد مطهری برای شفاف‌سازی بیشتر، دو ساحت از آزادی را از هم جدا می‌کند: «آزادی اجتماعی» و «آزادی معنوی». نگاه او بر این است که رهایی از قید اسارت دیگران در جامعه، تا زمانی که انسان در بند هواهای نفسانی خود اسیر است، پایدار نخواهد ماند. به عبارت روشن‌تر، کسی که خود برده خواسته‌های درونی خویش است، توانایی پاسداری از آزادی دیگران را ندارد. همین نقطه، خط تمایز اساسی اندیشه مطهری با لیبرالیسم غربی است؛ جایی که اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نمی‌شوند.

آیا اندیشه باطل هم حق عرضه دارد؟

یکی از پیچیده‌ترین پرسش‌ها در فلسفه سیاسی، نسبت میان «آزادی» و «حقیقت» است. شهید مطهری پاسخ روشنی به این دوسوگرایی فکری داده است که بسیاری از اندیشمندان در آن گرفتار آمده‌اند. پرسش این است: آیا باید به اندیشه‌های نادرست نیز اجازه طرح داد؟

پاسخ استاد قاطعانه «بله» است، اما با یک تمایز دقیق و ظریف. او میان «آزادی اندیشه» و «آزادی عقیده» فرق می‌گذارد. «اندیشه» زاییده عقل و تفکر است و اسلام نه تنها مانع آن نمی‌شود، که به آن فرمان هم داده است. اما «عقیده» ممکن است برآمده از عادت، وراثت، تعصب یا تقلید کورکورانه باشد؛ عواملی که خود بزرگ‌ترین مانع در مسیر عقل هستند. مصداق روشن این مسئله، بت‌پرستی است. از نگاه مطهری، اسلام با «عقاید سخیف» که عقل را به رکود و تخدیر می‌کشانند، مبارزه می‌کند تا بستر برای «اندیشه» آزاد فراهم شود. بنابراین آزادی در اینجا به معنای برداشتن موانع رشد است، نه آزادی برای غوطه‌ور شدن در خرافه.

آزادی بیان؛ حتی برای مخالفان

شهید مطهری از معدود اندیشمندانی بود که در اوج تنش‌ها و هیجانات انقلابی، حق سخن گفتن برای جبهه مقابل را به رسمیت می‌شناخت. جمله شناخته‌شده او مبنی بر اینکه در جمهوری اسلامی حتی احزاب غیراسلامی و ماتریالیست نیز باید آزاد باشند تا دیدگاه خود را مطرح کنند، نشان از اعتماد ریشه‌دار او به توان برهانی اسلام دارد. از نظر استاد، اسلام به دلیل غنای منطقی خود هیچ هراسی از جریان آزاد اندیشه‌ها ندارد و به باور او، فضای تضارب آرا همان جایی است که حقیقت شکوفا می‌شود.

ایشان در کتاب «پیرامون جمهوری اسلامی» قید روشنی برای این آزادی بیان می‌کند: «عدم توطئه» و «صداقت در گفتار». از نگاه او، اگر کسی با نقاب علم و تحقیق به فریب‌کاری و اغواگری روی آورد، این دیگر در دایره آزادی اندیشه نیست، بلکه «توطئه» نام دارد. در برابر توطئه، هر نظام سیاسی حقی مشروع برای دفاع از خود خواهد داشت.

نظارت مردم بر حاکمیت؛ تکلیف دینی، نه حق مدنی

در ساختار حکومتی مورد نظر شهید مطهری، قدرت سیاسی وسیله‌ای است برای برپایی عدالت و زمینه‌سازی برای مسیر کمال‌یابی انسان. از نظر او، ولایت فقیه نه شکلی از استبداد دینی و نه حاکمیت فردی، که «ولایت ایدئولوژی» و نظارت یک کارشناس امین بر اجرای عدالت است. حاکم در این دیدگاه در برابر مردم مسئول است و مردم نه تنها «حق»، که «تکلیف» دارند بر عملکرد نظام حاکم نظارت کنند. این اصل از دل فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» بیرون می‌آید؛ فریضه‌ای که مطهری آن را والاترین شکل مشارکت سیاسی و آزادی بیان در اسلام معرفی می‌کند.

آزادی به شرط حقیقت

به بیان دقیق‌تر، شهید مطهری آزادی را «نبود مانع در مسیر رشد» تعریف می‌کند. در منظومه فکری او، آزادی یک ارزش بی‌هدف و مطلق نیست (آنچنان که در برخی قرائت‌های لیبرالیستی دیده می‌شود)، بلکه ابزاری در خدمت «حق» و «انسانیت» است. او هشدار می‌دهد که اگر آزادی از اخلاق و حقیقت گسسته شود، به ضد خود تبدیل می‌شود و چیزی جز «ولنگاری» و سقوط بشر در پی نخواهد داشت.

به این ترتیب، اندیشه سیاسی شهید مطهری با محوریت عقلانیت، کرامت انسانی و آزادگی، تصویری از یک «دموکراسی متعهد» را ارائه می‌دهد. در این الگو، صندوق رأی و آزادی‌های مدنی در تعامل با ارزش‌های وحیانی، جامعه‌ای پویا، عدالت‌محور و آزاد را ممکن می‌سازد. این نگاه جامع، بسیاری از دوگانگی‌های تاریخی میان سنت و مدرنیته در حوزه سیاست و آزادی را – با بازگشت به ریشه‌های فطری و الهی انسان – حل و فصل می‌کند.

انتهای پیام/خ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha