به گزارش حیات، ۱۱ فوریه، ۱۶ روز پیش از شروع جنگ علیه ایران، ساعت ۱۱ صبح، جلسهای محرمانه در اتاق وضعیت کاخ سفید برگزار شد. حاضران؛ ترامپ، نتانیاهو، دیوید بارنیا (رئیس موساد)، سوزی وایلز (رئیس دفتر کاخ سفید)، مارکو روبیو (وزیر خارجه)، پیت هگست (وزیر جنگ)، ژنرال دن کین (رئیس ستاد مشترک ارتش)، جان رتکلیف (رئیس سیا)، جرد کوشنر (داماد ترامپ) و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ در مذاکرات ایران بودند.
نتانیاهو در این جلسه از طرحی ۴ مادهای علیه ایران صحبت کرد که با ترور رهبرانقلاب آغاز میشد. قدم بعدی این طرحریزی «فلج کردن توان ایران، برای اعمال قدرت و تهدید همسایگان» بود و گام سوم «به راه افتادن آشوب در ایران» و نهایتاً نیز «براندازی و روی کار آمدن رژیم جدید».
در میان تمام این اهداف، مهمترین هدفی که نتانیاهو و ترامپ را برای حمله به ایران مصمم کرد ایجاد شکاف و انشقاق داخلی در ایران بود که اینبار پیش از شروع جنگ آتش آن در کشور به پا شد.
اهداف محقق نشد، اما ایجاد آشوب و شکاف داخلی هنوز از دستور کار دشمنان ایران خارج نشده و آن را سهلکننده مسیر نابودی ایران میدانند.
در ادامه همین برنامهریزی، در روزهای گذشته برنامهریزیهای پیچیدهای برای ایجاد شکاف و انشقاق در سطوح اجتماعی و سیاسی جامعه ایران صورت گرفته که بخشی از آن با همراهی رسانههای بینالمللی انجام میشود.
از قضا برخی در داخل نیز با خطای محاسباتی و بیتوجه به طرح و برنامه دشمن، برآتش اختلافات پوچ و بیمعنی میدمند و به تکمیل پروژه ناآرامسازی در ایران کمک میکنند.
نزاعهایی خطرناک در میانه جنگ
در روزهای گذشته نزاعی در فضای سیاسی کشور با محوریت مذاکرات به وجود آمد. اگرچه دعوای مذاکره یا عدم مذاکره با آمریکا، سابقهای چندین ساله در فضای سیاسی کشور دارد؛ اما کسانی که به این نزاع میدمیدند، آگاهانه یا ناآگاهانه احساس بیاعتمادی مردم را نسبت به مسئولان کشور، میان مردم رواج میدادند با این نگاه که مذاکره و گفتوگو بدون هماهنگی با رهبری ایران و برخلاف نظر فرماندهی کل قوا در جریان است.
استدلال برخی در مورد علت طرح این ابهام نیز آن بود که رهبری انقلاب اظهارنظری در مورد مذاکره نداشتند و در پیامهایشان اشارهای به این موضوع نداشتند؛ ادعایی که اگرچه دقیق نبود؛ اما خروجی این مواجهه ایجاد ابهام و نگرانی در افکار عمومی نسبت به مذاکره بود.
تقویت این گمانه که مسئولان همه چیز را به مردم نمیگویند و ره پنهانکاری پیش گرفتند، بیاعتمادی مفرطی را میان مردم ایجاد میکند که نتیجه ضمنی آن تقویت شکاف و تشتت در جامعه است.
منتقدان شاید در ظاهر مذاکره را به ادعای نگرانی برای سازش مقابل دشمن، محکوم میکردند؛ اما نتیجه آن این بود که دعواها و نزاعهای بیحاصل در جامعه رواج پیدا کرده و مهمتر از آن این پالس را به دشمنان منتقل میکرد که در جامعه ایران شکاف و چنددستگی وجود دارد و میتوانند برای فروپاشی کامل نظام سیاسی طرحریزی کنند.
مقابله با دعواهای کودکانه
در میان چهرههای کمتجربه فضای سیاسی که احساس را بر عقل ترجیح داده و بدون سنجش اثرات اظهاراتشان، مطالبی را مطرح میکردند، چهرههایی از جامعه مذهبی، نسبت به این اظهارات وحدت شکن واکنش قاطع نشان دادند.
افرادی مثل میثم مطیعی و مهدی رسولی که در میان بدنه مذهبی جامعه افرادی معتمد شناخته میشوند، اجازه ندادند شکاف و تشتت میان مردم ایجاد و تقویت شود و این گزاره را یادآورد شدند که ایران در میانه یک جنگ تمامعیار قرار دارد و دشمن روی ایجاد شکاف و انشقاق داخلی میان مردم و مسئولان حساب ویژه باز کرده و نباید اجازه داد، اختلافات مجال بروز و ظهور پیدا کنند.
این موضع باعث شد تا جامعه از افتادن در دام شکاف و اختلافافکنی، برحذر بماند و آگاه شود.
این موضع همزمان با طرح ابهاماتی در مورد مذاکره که در میان مردم نگرانیهای جدی ایجاد کرد نیز طرح شد.
میثم مطیعی صراحتاً به این موضوع اشاره کرد که ایران اکنون در موقعیت جنگ قرار دارد و زمان دعواهای انتخاباتی نیست.
این نزاعها در شرایطی بالا میگرفت که ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، متمرکز روی افکار عمومی ایران توییتی منتشر کرد با این مفهوم که اگر در ایران دوگروه تندرو و میانهرو وجود دارد میتوان گروه تندرو را کشت.
این اظهارنظر صراحتاً مداخله در فضای اجتماعی و سیاسی ایران بود که با واکنش قاطع مسئولان و سران قوا همراه شد و پیامی وحدتآفرین با یک مضمون واحد را در فضای مجازی منتشر کردند.
انقلاب را خرج دعواهایتان نکنید
خطایی که در چند شب گذشته از جانب برخی تازهواردان به عالم سیاست مطرح شد، تنها طرح ابهام در مذاکرات نبود. انتقاد وارد کردن نسبت به لزوم مذاکره یا عدم مذاکره، موضوعی قابل بحث است؛ اما این انتقاد با خرج کردن از رهبری انقلاب و به اسم پاسداری از آرمانها انقلاب، قطبیگرایی در عالم سیاست را در میانه جنگ ترویج میکردند و این نزاع را به بدنه اجتماعی نیز منتقل میکردند و بیشتر این گمانه را تقویت میکرد که گروهی به دنبال یارکشیهایی شبیه به انتخابات هستند.
مضمون این ابهامات نیز آن بود که واقعیتهایی وجود دارد و مردم از آن مطلع نیستند. فراتر از آن گفته میشد که اقداماتی مثل مذاکره بدون اطلاع رهبری انقلاب، انجام شده است.
خروجی عینی این اظهارات تکمیلکننده همان پروژهای بود که دشمنان ایران دنبال میکردند. ایجاد شکاف سیاسی و اجتماعی در ایران و انعکاس این تصویر در فضای رسانهای جهانی این تلقی را ایجاد میکرد که الان فرصت برای فروپاشی و زدن ضربه نهایی فراهم است.
به همین منظور طرحکنندگان این دعوای بیمعنی، خواسته یا ناخواسته در مسیر تحقق هدف سوم صهیونیستها قدم برمیدارند.
جنگی تمام نشده
باید به این نکته اساسی توجه کرد که ایران نه در موقعیت توقف جنگ که درست در میانه جنگ قرار دارد. مسدود بودن تنگه هرمز، اعمال محاصره دریایی و بالا و پایین شدن قیمت نفت اثباتکننده این واقعیت است که جنگ تمام نشده، بلکه تنها سازوکار این جنگ نامتقارن تغییر کرده است.
به همین منظور در مواجهات با هرمسئلهای در داخل کشور باید به این مهم توجه داشت که ایران اکنون در میانه یک جنگ قرار دارد. در عین حال نباید فراموش کرد که هم جنگ ۱۲ روزه و هم نبرد اخیر علیه ایران با گمانه ایجاد شکاف و انشقاق داخلی در کشور به وقوع پیوست.
دشمنان ایجاد چنددستگی در داخل را فرصتی میدانند که میتواند آنها را به هدف نهایی برساند.
در هردوی این نبردها نتانیاهو با طرح این موضوع آمریکا را متقاعد به شروع این جنگ کرد که در ایران شکافهای اجتماعی وجود دارد و به محض وقوع تجاوز خارجی ایران از هم میپاشد؛ اما هردوی نبردها درست به این دلیل شکست خورد که در کنار طراحی هوشمندانه نیروهای مسلح، بدنه اجتماعی ایران در مقابل تجاوز خارجی، اتحاد و همبستگیاش را حفظ کرد و بهرغم اختلافنظرها یکپارچه ماند.
جامعه ایران هنوز هم در میانه این نبرد به اتحاد و همبستگی نیاز دارد و دشمنان نیز روی ایجاد چنددستگی در جامعه بهخصوص در بدنه مذهبی با اتکا به موضوعاتی مثل مذاکره و امثالهم، حساب ویژه باز کرده است، در صورت دستکم گرفتن خدعه دشمن یا درگیر شدن در نزاعهای شبانتخاباتی، نه فقط یک بخش از جامعه که تمام ایرانیان آسیب خواهند دید.
ایران اکنون فقط یک دشمن دارد و تمام اقشار مختلف جامعه و سیاستمداران، باید تمرکز را روی مقابله با این دشمن خارجی متمرکز کنند، باقی نزاعها بلاموضوع و با آگاهی از نتایج خسارتبار آن، بازی در زمین دشمنان ایران به حساب میآید.
منبع: روزنامه فرهیختگان
نظر شما