در حال بارگذاری ...
 
 از تاریخ
 تا تاریخ
 
شهید مفقود‌الاثر مسعود ریاضتی؛

در هیچ لحظه‌ای از زندگی خدا را فراموش نکنید
شهید مفقود‌الاثر مسعود ریاضتی؛

در هیچ لحظه‌ای از زندگی خدا را فراموش نکنید

شهید مسعود ریاضتی در وصیت‌نامه‌اش نوشت: نماز انسان را به خدا نزدیک می‌کند، نماز قلب و روح را از آلودگی پاک می‌کند، بنابراین پدر، مادر، خواهران و برادران عزیزم در هیچ لحظه‌ای از زندگی خدا را فراموش نکنید و یاد او را در دل‌هایتان با نماز زنده نگه دارید.

خاطرات |

48 ساعت اسارت در حاج عمران

48 ساعت اسارت در حاج عمران

«در عملیات والفجر 2» در منطقه حاج عمران عراق از ناحیه پای راست بر اثر اصابت تیر مستقیم مجروح و به اسارت دشمن درآمد.

خاطرات |

به مناسبت سالروز شهادت شهید صدوقی؛

شهیدی که از محراب شهادت به عرش اعلا پر کشید
به مناسبت سالروز شهادت شهید صدوقی؛

شهیدی که از محراب شهادت به عرش اعلا پر کشید

شهید آیت الله صدوقی، در سال 1287 هجری شمسی، در دارالعباد یزد به دنیا آمد و در اوان کودکی، پدر و مادر خویش را از دست داد. دوران تحصیل ایشان، در شهرهای یزد، اصفهان و البته بیشتر قم رقم خورده است. آن بزرگوار در سال 1330، به علت اصرار مردم یزد به زادگاه خود بازگشت و به ساماندهی وضعیت ...

خاطرات |

شهید مدافع حرم «حسن قاسمی دانا» به روایت شهید «مصطفی صدر زاده»

شهید مدافع حرم «حسن قاسمی دانا» به روایت شهید «مصطفی صدر زاده»

شهید «مصطفی صدر زاده» در خصوص شهید «حسن قاسمی دانا» می ‌گوید: بعد از شهادت حسن هر وقت کارش داشتم، بهش متوسل می ‌شدم و می‌گفتم اگر جواب من را ندهى خیلى بى معرفتى، خیلى جاها به کمکم آمد، خیلى داداش حسن را دوست دارم، با اینکه ٢٢ روز بیشتر با هم نبودیم، اما انگار که ٢٢ سال با هم ...

خاطرات |

مرصاد یک عملیات استثنایی بود

مرصاد یک عملیات استثنایی بود

امام با توجه به تدبیر کریمانه و عالمانه‌ی خودشان، قطعنامه‌ی صلح را پذیرفتند. عراق هم که در این موقعیت می‌خواست ضعف‌های خود را در عملیات‌های قبلی جبران کند، با توجه به تجهیز همه‌ جانبه از جانب کشورهای مختلف، هجوم تجاوزگرانه‌ی سراسری خود را از غرب تا جنوب آغاز کرد.

خاطرات |

رضا هنگام شهادت نگران مادر بود

رضا هنگام شهادت نگران مادر بود

رضا لحظه‌ای که ترکش خورد هم نگران مادرش بود و می‌گفت، اگر شهید شوم مادرم دق خواهد کرد؛ او حق داشت نگران مادرش باشد، زیرا این مادر سالیانی پیش شوهرش را در حادثه‌ای از دست داده بود و او تنها پسر و امید مادرش بود.

خاطرات |

مروری بر زندگی‌نامه اولین شهید دفاع مقدس

مروری بر زندگی‌نامه اولین شهید دفاع مقدس

سرباز شهید «محمدعلی دشتی» در جریان انقلاب یکی از محرکین امواج خروشان ملت در کرج بود و در جریان حکومت نظامی تهران فعالانه در تظاهرات شرکت و به زخمی‌ها کمک می‌کرد. وی در جریان حمام خونی که در میدان ژاله به راه افتاد، بارها تا مرز شهادت پیش رفت.

خاطرات |

برای رساندن مجروح باید روزها پیاده می‌رفتیم

برای رساندن مجروح باید روزها پیاده می‌رفتیم

در عملیات والفجر 5 یکی از دوستان همشهری بر اثر اصابت خمپاره به پایش مجروح و خون زیادی از او رفت به همین دلیل ما از بقیه رزمندگان عقب افتاده بودیم و مجبور بودیم که روزها کوه‌های مرتفع مهران را پیموده تا به قرارگاه برسیم.

خاطرات |

خدایا فرزندم را به تو هدیه دادم

خدایا فرزندم را به تو هدیه دادم

وقتی خبر شهادت «اکبر» به گوش پدرش رسید، دست به سوی آسمان گرفت و گفت: خدایا! تو را شکر که چنین فرزندی داده بودی. خدایا! فرزندم را به تو هدیه دادم.

خاطرات |

۱ ۲  ۳  ۴ »
۱۲ از ۴۲۴۷ نتیجه
۱ از ۳۵۴ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰