یادداشت:

مردی که بی صدا، فریاد می زند

غلامرضا بنی اسدی_ والفجر 8 از جمله موفق ترین عملیات هایی است که در دوران دفاع مقدس، اتفاق افتاد. تجربه موفق و بزرگ آبی- خاکی، رام کردن اروند و شاهکار فریب دشمن و سیستم های راهداری و... از جمله شاهکار های این حماسه است که در بیستم بهمن 1364 در منطقه فاو اتفاق افتاد، اما واقع شدن عملیات در بازه زمانی دهه فجر و سالگرد پیروزی، باعث می شود، چنان که باید حق مطلب در باره این عملیات ادا نشود.

حال آنکه والفجر 8 در شمار فتح المبین و بیت المقدس و کربلای5 ارزیابی و تحلیل می کنند و آن را از فراز های بلند، تاریخی و تاریخ ساز می دانند که قطعنامه های سازمان ملل که تا حدودی به حقوق ما توجه کرده اند، پیامد این حماسه ها است. باری باید از والفجر 8، این تجسم غیرت و قدرت، فراوان گفت تا نسل نو تاریخ رزم خویش و حماسه سازانش را بشناسد.    در این مقال اما من می خواهم از یک رزمنده این عملیات سخن بگویم که یک سال است نمی تواند سخن بگوید. او که از غواص های این عملیات بود و زخم دار این نبرد، امروز به دلیل عوارض جنگ، با عمل  برداشتن حنجره مواجه شده است، او دیگر نمی تواند حرف بزند، اما مگر قرار است همه حرف ها را به زبان آورد که حنجره همراهی نکند؟ او حرف هایش را به رفتار در می آورد.    لب هایش که گویی با خنده زاده شده است و هرگز از آن جدا نمی شود، در همین سکوت هم می تواند کتاب بنویسد در شرح " إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ یا غِیاثَ المُستَغیثینَ. [اى خداى من، من راضى به قضاء و حکم تو هستم و تسلیم امر و اراده تو مى‏باشم. هیچ معبودى جز تو نمى‏باشد اى پناه هر پناه جوئى.]".   او حرف نمی زند، اما آخرین فراز بی فرود نیایش سید الشهدا، را زندگی می کند. او درد را، دردِ بزرگ را، درد بیماری همسر را، مشکلات کوه شده در سر راه را، همه ابرمشکلات را به هیچ می انگارد چون باور دارد خدای او از همه چیز و همه کس بزرگ تر است . او هرآنچه از دوست رسد را نیکو و عزیز می شمارد.   در نگاه او می توان این خطاب را به دردها و آلام و مشکلات خواند که ؛ هان! بدانید من خدای بزرگی دارم که همه دنیا در برابرش کوچک است چه رسد به شمادردها و رنج ها. اصلا او با درد ها و رنج ها دارد بزرگ می شود. زندگی او کلاس درس صبر و رضا و خشنودی به پسند جانانه است. او در میان همین مشکلات آیات را می بیند و به بینات می رسد.   او را بشناسید تا نگاهتان میزبان مردی از اولیای خدا شود که آفتاب نشین صبور حضرت شمس الشموس است. مردی به نام حجت الاسلام محمود رضا جمع آور که حجت امروز مسلمانی خیلی از ماهاست و نشان عنایت خدا به این نسل و عصر. او رزمنده مجاهد والفجر 8 است و برای ماندگاری این عملیات، تنی چند مثل او کافی است. از والفجر گفتن، یعنی بیان حقیقت متجلی شده در جان اینان و از اینان نوشتن شرح عملی والفجر 8 است. عملیاتی که با رمز یا فاطمه الزهرا، جاودانه شد. نامی که امروز هم رمز گشایش امور است که با باور رزمندگان آن را بر زبان آوریم.  

    کانال تلگرام
   کانال اینستاگرام



مطالب مرتبط

منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

مدیرکل بنیاد کرمانشاه با اشاره به اینکه منزل شهدا محل نزول رحمت الهی است، اظهار داشت: ما در دیدار با خانواده شهدا، از برکت شهدای عزیز حاجات خود را می‌گیریم و امیدواریم در قیامت نیز از شفاعت این عزیزان بهره‌مند شویم.

|

روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ ترین اهداف عملیات «الی بیت‌المقدس» در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از ۵۷۸ روز اشغال در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی صورت پذیرفت .

|

ایجاد اشتغال برای ایثارگران در مناطق روستایی با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی

ایجاد اشتغال برای ایثارگران در مناطق روستایی با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی

مدیرکل اشتغال و کارآفرینی بنیاد شهید و امور ایثارگران از ایجاد اشتغال پایدار برای ایثارگران در مناطق روستایی با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی خبر داد.

|

آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان، آزادی خرمشهر را یکی از آزمون‌های بزرگ مردم همیشه در صحنه ایران دانست و گفت: معمار کبیر انقلاب اسلامی آزادسازی خرمشهر را موهبت الهی اعلام کردند و فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

|

فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند
فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند

ناخدا صمدی گفت: در دهم اردیبهشت سال 61 عملیات بیت المقدس در چهار مرحله آغاز شد، سه قرارگاه، عملیات آزادسازی را انجام می دادند که گردان ما جزو جبهه جنوب بود، از همان روز های اول که عملیات شروع شد، ما در منطقه بودیم و در مرحله چهارم عملیات هر سه قرارگاه در راه آهن و گمرک خرمشهر به ...

|