در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛

    جان امام، قسم تخطی ناپذیر رزمندگان بود

    محمد رضا شهیدی خراسانی/

    جان امام را که قسم یاد می کردیم به معنای آن بود که به جان هم شده، پای اجرای قسم مان می ایستیم. حتی اگر هزار جان هم داشته باشیم باز پای این قسم می گذاریم. این را هم، همه می دانستیم که وقتی جان امام در میان باشد، صداقت سخن و پایداری پیمان، صد در صد است. ما عصر معصومان( ع) را با ۱۴ قرن فاصله در کتاب ها می خواندیم و بر غربت شان می گریستیم چه در آن دویست و چند سال حضور امامت، همواره غربت، همزاد و همراه ولایت بوده است و «شیعه تنوری»*, هرگز به آن اندازه نرسیده بود که امام را از غربت به در آورد فقط در کربلا بود که ۷۲ تن « مردانگی» را معنایی نو بخشیدند و غریب سر به نی نینوا، تنها امامی بود که حواریونی از این دست داشت تا آخرین لحظه. تاریخ گواه است که هیچ کدام از ائمه( ع) ، چنین یارانی نداشتند. آن هم در زمانی که مردم رو در رو با امام می نشستند، در شعاع انفاس و نگاه او قرار می گرفتند. کلام او را می شنیدند ولی از جای نمی جنبیدند اما ما، نه تنها آن عصر را درک نکردیم بلکه فقط رشحاتی از آن نور مطلق را در اندیشه و کلام امام روح الله دیدیم و برخاستیم. تازه خود امام را هم ندیدیم فقط پیامش به ما رسید و همین مثل اذان شد و ما را به محراب انقلاب و جبهه کشاند. اینکه امام ایمان مردمان این دیار را محکم تر از مردم آن دوران می دید از آن رو بود که آنان، با چشم بسته در برابر خورشید می نشستند اما ما به دیدن رشحه ای از آن نور، تمام قد ایستادیم و ۲۴۰ هزار شهید دادیم و باز ایستاده ماندیم. ما امام را باور کردیم. به دریافتی تازه از کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا رسیدیم و تکلیف لبیک به سید الشهدا را همچنان بر شانه خویش، حس می کنیم. ما اسلام را، علی( ع) را، قدر را، جهاد را، عاشورا را، به قرائت خمینی فهمیدیم و پیمان جاودانگی بستیم. ارادت ما به امام که جانش، قسم تخطی ناپذیر و حتی تساهل ناپذیر ما شد را از آن رو، شانی چنین برایش قائل بودیم که ما را به فهمی زلال از امامت رساند و ولایت را برای مان، معنایی نو بخشید. شوق ذوب شدن در خمینی از آن رو بود که او را ذوب شده در اسلام می دانستیم. ما به اسلام ناب محمدی و علوی و حسنی و حسینی و.... مهدوی، ایمان داریم و این را رهین بیدارگری حضرت روح الله می دانستیم و می دانیم لذا حاضر بودیم، جان مان را هزار بار، فدایش کنیم. حاضر بودیم، خودمان هزار قطعه شویم و بر زمین بیفتیم اما حرف امام روی زمین نماند. آن قسم های یقینی، فقط جلوه ای از اعتقاد ما به امام بود که در گفتار و رفتار می آمد. جلوه عملی ترش را در جبهه ها نشان دادیم با پیکر های هزار چاک برادران مان که بر خاک افتادند تا خط خدا روشن تر از همیشه ، مردمان را به حرکت در آورد. حرکت به سوی مقصدی که آرزوی همه پاکان است. باری، ما امام را باور داشتیم. امام هم ما مردمان این دیار را باور داشت و این اعتماد دو سویه تا آخر ماند و تشییع امام که به گواهی گینس، با ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، پر شکوه ترین بدرقه تاریخ را رقم زد نشان داد که تا آخر با امام ماندیم. کاش در صدر اسلام هم تا آخر با امام علی می ماندند بعد جمل و صفین و نهروان تا امروز، روزگار را جور دیگری تجربه می کردیم....

    *شیعه خالص و صد درصد مطیع امام

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران