در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛

    یک شهر 36 میلیونی!

    غلامرضا بنی اسدی

    پسر 9 ساله ام امیر حسین چندی است که دست به قلم شده است. یک برگ کاغذ برمی دارد و می نویسد و بعد می ایستد، مثل زنگ انشا در کلاس، و برایم می خواند. او از رزمنده مجروحی می گوید که وقتی به خانه برگشت، زخم هایش را به دور از چشم خانواده می شست و می بست. می خواند و بغض بر گلویش پنجه می کشد و آسمان معصومیت چشمانش به باران می نشیند. او با همه کودکی اش می فهمد که قصه جنگ ما با همه دنیا متفاوت است. می داند که ریشه این تفاوت به کربلا برمی گردد لذا در نوشته هایش میان جبهه و کربلا در آمد و شد است. از قاسم می گوید و مشابه اش را در جبهه پیدا می کند؛ بهنام محمدی، شیر پسر خرمشهر. به نام او که می رسد، چشمانش می خندد به یاد شیرین کاری هایی که از او برایش خوانده ام. از بهنام و حسین فهمیده و فهمیده هایی که در دفاع مقدس، ترجمه قاسم بن الحسن شدند در دفاع از حق. او از من خیلی می پرسد در باره دفاع مقدس و من برایش می گویم از آن روز ها. همین دو سه روز پیش که سالگرد آزاد سازی خرمشهر بود و فضای مجازی پر شده بود از استوری ها و پست های تاثیر گذار در این باره و تلویزیون هم برنامه هایی پخش کرد و "جناب خان" ممد نبودی.... را خواند و چاووشی آهنگ تازه اش را به خوزستان تقدیم کرد و هر کس به نوعی به خرمشهر برگشت باز من و پسرم، فرصتی برای صحبت داشتیم. من از تابلویی گفتم که شهید بهروز مردادی بعد فتح خرمشهر در ورودی شهر نصب کرده بود که  به خرمشهر خوش آمدید و جمعیت را به درستی، 36 میلیون نوشته بود و من برایش توضیح می دادم که خرمشهر یعنی همه ایران، یعنی همه تاریخ ایران، یعنی همه مردم ایران. بهروز مرادی به درستی نوشته بود ماجرا را. ما همه خرمشهری بودیم و باید باشیم هنوز. اجازه دهید حالا که صحبت به بهروز رسید برای پسرم و همه پسران و دختران این سرزمین بگویم که حرف همه ما سخن حق بهروز بود. ما دارای جهان بینی توحیدی بودیم و در پی احقاق حق. برای این هم از جان می گذشتیم تا جهان را از لوث باطل پاک کنیم و پاک و مطهر در اختیار حق بگذاریم. ما وقتی که خرمشهر سقوط کرد مطمئن بودیم با ایمان های در افزایش، آن را پس خواهیم گرفت چه واقعیت همان حرف بهروز بود که می گفت: اگر ما عرضه این را نداشته باشیم که یک شهر را آزاد کنیم، شهری که خانه و زندگی ما در آن است و سال‌ها در آن جا رشد کرده و بزرگ شده‌ایم و مردم با هم پیوندها داشته و زندگی‌ها کرده‌اند، مطمئناً نمی‌توانیم «بیت‌المقدس» را آزاد کنیم. هدف اصلی ما آزادی بیت‌المقدس است...از منظر ما و به روایت بهروز چه سقوط خرمشهر و چه فتح آن، میدان‌های آزمایشی است که خدا برای ما قرار داده است. اگر ما دراین میدان پیروز شدیم، در میدان‌های بزرگ‌تر بعدی هم می‌توانیم پیروز شویم. ولی اگر نتوانیم چگونه خواهیم توانست به فتح سنگر های کلیدی جهان فکر کنیم که امام روح الله به صراحت وعده فتح آن را داده است؟ ما در همه دفاع مقدس به افق های متعالی نظر داشتیم و جان خود را هزینه فتح هایی بزرگ تر از معیار های این جهان خاکی می کردیم. اگر زخم خویش پوشیده می داشتیم، اگر سختی می کشیدیم، اگر بی صدا می گریستیم و خیلی اگر های دیگر برای این بود که به هدف های بزرگ فکر می کردیم و جهان بینی متفاوتی ما را به حرکت درمی آورد. این چیزی است که فرزندان من و همه فرزندان سرزمینم باید بدانند تا در فرداهای تاریخ، از دالان های تنگ و سخت، بتوانند سربلند بیرون بیایند.

     

     
     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران