در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛

    شوکت گمنامی برای سربازان امام زمان( عج)

    غلامرضا بنی اسدی

     

    مرد می خواهد که از « نام» بگذرد. آن هم در دنیای امروز که دنیای نام است و از قضا« نان» هم با نام ، گره خورده است! خیلی ها را دیده ام که در معرفی خود به طرف مقابل، حتی از طریق تلفن، قبل آنکه نام خود را بگویند، سمت و عنوان و جایگاه حقوقی خود را ذکر می کنند؛ سرهنگ فلانی هستم.... دکتر بهمانی هستم... مهندس بسیاری هستم....مدیرکل... فلان جا، فلانی هستم...رئیس سازمان فلان،  بهمانی هستم... خب نام دارند.... سمت دارند... جایگاه دارند و در این دنیای دو، دوتا، چهارتا که برخی مردم، ادبیات را هم مثل حساب، می خوانند و حساب و کتاب کلمات دست شان است، شاید حق داشته باشند خود را چنین معرفی کنند. آخر بدون « پیشوندها»، اسم ها جذابیتی که باید، ندارد! خب، روشن است که در دوران عنوان ها و نام ها، از نام و عنوان گذشتن مرد می خواهد در اندازه پهلوانی. پهلوانی به پهنای تاریخ چون بعد مرگ و حتی شهادت هم این محاسبه جاری است و قطعا فرق می کند مجلس دکتر و مهندس و مدیر کل با دیگر مردم. از آمد و شدها و دسته گل ها و بنرها و آگهی ها می شود فهمید این فرق را. حتی در شهادت، که شکوهی خدادادی است، باز تا پای ما مردمان به میان می آید، حساب سرباز با سردار، از زمین تا آسمان، فرق می کند! حالا تو در بعد مرگ و شهادت هم از نام، بگذری، نمی دانم واژه ای فراتر از پهلوانی می توان یافت که نثار کنیم یا باید «پهلوان مدام» بخوانیم مردان و زنانی که « گمنامی» را برگزیده اند برای خدمت به دین و ایران و انقلاب. نه تظاهر دارند و نه ریا راه به دل شان دارد بلکه « اخلاص» از اخلاق شان گذشته و جزو ذات شان شده است. ذات آینه ای که بازتابنده نور است. خود را نمی بیند و خود را هم نشان نمی دهد بلکه شرح آفتاب می کند و نقد صادق سیمای آنکه در آینه می نگرد. خدا رحمت کند امام روح الله خمینی(ره) را که این اخلاص و گمنامی را با نامی بلند، گره زد که تا همیشه می ماند و پرشکوه هم می ماند؛ « سرباز گمنام امام زمان» . و این چهار کلمه، یک جهان معنا دارد و صد جهان، اعتبار. می شود مثل رجزی که آن رزمنده عاشق در عاشورا، سر داد که « امیری حسین، و نعم الامیر» آن هم در میان کسانی که سنت شان معرفی خویش به پدران و شمشیر پدران شان بود اما او خود را به حسین تعریف کرد تا معلم شکوه و شوکتی جاودان شود. رجزی که بعد ۱۴ قرن، دارد هنوز ترجمه می شود در هیمنه « سرباز گمنام امام زمان». و به راستی چه نامی و عنوانی را می شود یافت که- بیرون از محاسبات نان آور و این دنیایی- بتوان با یک هزارم آن عنوان پر شکوه، تاخت زد؟ نه، نمی شود. این سربازی، شکوه صد سردار را دارد-اگر سردار فقط با درجه خویش معرفی شود- مگر اینکه سردار هم به سربازی آید و ارجمندی خویش را از ساحت امام زمان بجوید. باری، بزرگند و مانا، آنانی که از خویش و نام خویش می گذرند و خود را با امام زمان(عج) تعریف می کنند. این تعریف، هزار البته اول خودشان را خواهد ساخت و بعد در نگاه مردم تعریفی ماندگار خواهد گذاشت چه سرباز هر سپاه و هر فرمانده، به قاعده، نمونه نگاه و سلوک فرمانده خود را دارد و راهی را می رود و به گونه ای می رود که امیر و فرماندهش، طراحی کرده است لذا « سرباز گمنام امام زمان(عج)» هم باید رفتاری داشته باشد که در آموزه های امام زمان، طراحی شده است. این گونه که باشد، آن سربازی جاودانه، محقق می شود و روشن است که ادامه راه، بهشت خواهد بود. بهشتی عند جوار الله. ان شاالله برادران و خواهران گمنام ما را جایگاهی چنین، روزی باشد....

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران