در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛

    کارگرانی که سردار شدند

    محمدرضا شهیدی

     

    کارگر فقط دست سازنده کشور نیست. دست مدافع وطن هم هست چنانکه پیش از این بود. وقتی جنگ بر این دیار تحمیل شد. بسیاری از کارگران که دست هاشان بوی کشاورزی و بنایی و صنعت گری و... می داد، با بوی باروت، خاطرات دیگری رقم زدند. خاطراتی که در یاد تاریخ این دیار برای همیشه خواهد ماند و چراغ راه خواهد شد برای نسل هایی که از پی هم می آیند تا بدانند که کارگران نجیب ایران، صاحب همان نگاه های محجوب و لب های خندان و کلمات نجیب، وقتی فصل جنگ برسد، پنجه بر گلوی دشمن می کشند. اینان برای خود تکلیفی زیبا نوشته بودند؛ بهار و تابستان در سنگر تولید و سازندگی با دشمن می جنگیدند و در زمستان قشلاق می کردند به جبهه هایی که در هرم گلوله های دشمن داغ می شد لذا بود که عملیات های بزرگ جنگ، در زمستان اتفاق می افتاد. درست زمانی که این غیرت مردان به جبهه می آمدند. بدر، خیبر، والفجر۸، کربلای۵، بیت المقدس۲ و....محصول حضور زمستانی مردان خدا بود که خاک را به خون خویش خداباور می کردند. از میان همین کارگران بود که فرماندهان بزرگ، قد می کشیدند؛ شریفی، بابارستمی، بابانظر، ابراهیمی و آن سردار فاطمی دفاع مقدس، عبدالحسین برونسی، از این جمله بودند. پاک و پاک باخته. حلال پندار و حلال گفتار و حلال کردار. چنین بود که خدا، در چهره رنج کشیده شان، خط عشق می نوشت و به همگان نشان می داد. همین حلال باوری بود که از آنان  « حلال مشکلات» می ساخت تا جایی که هیچ غیرممکنی را به رسمیت نمی شناختند و معبر های قفل شده هم در هرم نفس هاشان، راه باز می کرد چنانکه یک بار حسن علیمردانی در توسل به امام رضا( ع) یاران خویش را از میدان مین به سلامت عبور داد و بار دیگر هم برونسی، در کشاکش با بلدچی ها، راه خود را از مسیر دیگر انتخاب کرد در توسل به حضرت فاطمه( س) و بعد معلوم شد راهی که بلدچی های اطلاعات و عملیات می گفتند، بعد از آمدن آنان، مجدد مین گذاری شده است اما مسیر برونسی، پاک بود. باری ما، در جنگ با مردانی از این دست بود که « یدالله» می شدیم که هرگز« مغلوله» و بسته نبود بلکه« مبسوطتان» بود و باز لذا قفل های بسته را هم باز می کرد. والا اگر نه این بود، ما کجا می توانستیم با دشمن تا دندان مسلحی که به تازه ترین مرگ افزار های شرق و غرب بود دسترسی داشت، بجنگیم و یک جنگ جهانی علیه خود را با موفقیت به سرانجام رسانیم و از ده ها کشور، اسیر بگیریم؟ پیروزی ما در حفظ مرزها مان، در اهتزاز پرچم استقلال مان به برکت همین« حلال لقمه » هایی بود که راه صد ساله را یک شبه می پیمودند و راه را هم برای همه مفتوح می گذاشتند. راهی که امروز هم باز است و ما می توانیم حتی همین امروز که گره تحریم ها و دشمنی ها، گره در گره می شود، باز هم به پیروزی برسیم و عاقبت را با خیر و برکت گره بزنیم که وعده خدا نیز همین است که عاقبت را، پیروزی را، رستگاری را و حتی رهبری زمین را به نام مستضعفان حلال اندیش و پاکیزه جان و متقی، سند زده است. امروز هم می توانیم با حلال اندیشی، با پرهیز از خودخواهی و خودمحوری، با حق گویی و حقیقت پویی از پیچ سخت تاریخ با موفقیت عبور کنیم و به دروازه های رستگاری برسیم. بله، می توانیم اگر در سبک و سلوک مجاهدان قیام کننده به عدل و داد زندگی کنیم، مثل کارگرانی که سرداران لشکر اسلام و دلاوران دفاع از وطن شدند....

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران