در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    امانت خاطرات و ماموریت نیرو های انقلاب

    محمد رضا شهیدی_ باید گفت، گفتنی ها را. در دل نگهداشتن خاطرات و راز ها و ماجراهای انقلاب، یعنی محروم نگهداشتن یک تاریخ از آنچه باید بداند. یعنی نرساندن امانت، به صاحبان آن در طول اعصار و قرون؛ یعنی باز گذاشتن فضا برای آنانی که توهمات خود را به عنوان حقیقتِ مسلم تبلیغ می کنند.

     یعنی بدهکار شدنِ انقلاب و صاحبان آن که در حقیقت طلبکار ند، نه بدهکار. باید گفت که امروز ذکر انقلاب و احیای یاد شهیدان انقلاب و بازخوانی حماسه مردان انقلاب یک فریضه ملی است. نمی بینید که برخی افراد، دانسته و ندانسته به سفید نمایی روسیاهان تاریخ می پردازند؟ نمی بینید که دارند از "بدمن" ها، قهرمان ملی می سازند؟ نمی بینید، شبیخون زده اند به قافله و دارند نسل نو را شکار می کنند؟ چرا به میدان نمی آیند، آنانی که حرف، فراوان دارند؟ من این را در یک برنامه تلویزیونی هم گفتم که امروز خاطره گویی مثل ایجاد یک حساب جاری ملی است. هرچه خاطره و روایت تولید کنیم، این حساب پر و پیمون می شود و هرچه از آن بردارند، باز به غنای این حساب کمک می کند.

     

     اما اگر ماجرایی نگفته بماند، به اندازه تاثیر گزاری اش، هم حساب خالی می ماند و هم فردِ امین باید پاسخگو باشد. نگفتن مثل قصور و بسان افراط و تفریط است در باره امانت که فرد امین را هم در جایگاه ضامن می نشاند که باید جبران خسارت کند. اما آیا در این عرصه می توان خسارت را جبران کرد؟ باری از منظر حرفه ای هم ،خاطره گویی، یک قالب پیام رسانی اثر گذار است. در خاطره گویی مومنانه و حرفه ای، بدون اینکه راوی بخواهد داوری کند، اصل رویداد را، آنچه به چشم دیده را روایت می کند.

     

     روایتِ صادق ماجرا، به شنونده و خواننده خاطره کمک می کند تا بهتر وقایع را فهم کند و امکان تحلیل رخداد هم برایش فراهم می شود. خاطرات، خشت بنای دریافت افراد از رویداد ها هستند. در بازخوانی آن، نه راوی که خود ماجرا باید برجسته شود و "این ، همانیِ ماجرا" باید حفظ شود.

     

     چنین که شد می توان به خاطرات استناد کرد نه اینکه برخی افراد برای بزرگ کردن خود در اذهان، خاطره بسازند و در افکار بیافشانند که نتیجه این تحریف تاریخ خواهد بود. به باور من ما نسبت به انقلاب اسلامی یک بدهکاری بزرگ داریم. ما نتوانستیم، وقایع انقلاب را که در ذهن مان به عنوان خاطره نقش بسته است را چنان که باید به مردم و به ویژه نسل های بعد منتقل کنیم.

     

    نتوانستیم آنچه بود را به آن گونه ای که باید، بیان کنیم تا نسل نو با این همه ابهام در باره حقیقتِ انقلاب در عرصهِ واقعیت، مواجه نشود. برخی از نسل انقلاب، تواضع کردند برای نگفتن. حرف شان هم محترم بود و معتقد بودند کاری که برای خدا انجام داده اند را نباید به ترازوی این دنیا بگذارند. با احترام به این نگاه من معتقدم، خاطرات و دریافت های ما از انقلاب، به مایِ تنها تعلق ندارد.

     

    عملِ عبادیِ فردی نیست که اخلاص، پوشیده داری آن را اقتضا کند، بلکه عمل تکلیفی جمعی است که بیان آن مثل خود عمل ضروری است. بیان امروز وقایع انقلاب، پاسداری از انقلاب و نقش آفرینی برای نگهداشت این سرمایه بزرگ است. بیان خاطراتِ انقلاب، ذکرخداست و همان طور که رهبر انقلاب در باره ذکر یاد شهدا فرمودند کمتر از شهادت نیست، بیان صادق وقایع انقلاب هم کم از مبارزه نیست که شرایط امروز، مبارزه ای از این دست ، اقتضا می کند.بر این اساس باید نسلی که مانده اند، خاطرات خود از روزهای انقلاب،بیان کنند. باید امانت را به اهلش برسانند تا "نااهلان" میدان نیابند و نامحرمان، طراح حریم نشوند. باید گفت و گفت و گفت که به تک تصویر ها هم محتاجیم امروز....

     

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران