در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    نسل کشی در روز روشن

    غلامرضا بنی اسدی_شاید دیگران ندانند اما ما می دانیم تیر و تبر چه طعمی دارد، ما خود جنگ چشیده ایم، زخم فراوان خورده ایم، کاروان، کاروان شهید به دوش کشیده ایم.

     ما معنای جنگ را خوب می فهمیم. ما هزاران خانوار آوراه جنگی داشته ایم. مردمان چند شهر ما از شر صدامیان به دیگر هموطنان خود پناه برده اند و بسیاری آرزوی خانه خویش را به خاک برده اند. پس ما معنای آورارگی را هم می دانیم. ما نکبت وجود متجاوزان آدمکش را در شهر ها و روستا ها و حتی مزارع کشاورزی و نخلستان ها مان را به چشم دیده ایم پس بهتر از هرکس می دانیم آورارگان چه می کشند و شهر و روستا در هجوم جنگجویان بیگانه چه حالی دارند.

     

    ما طعم مرگ را با همه وجود حس کرده ایم و سختی سنگ و آجر آوار شده را می فهمییم. ما می دانیم آتش افتادن به زندگی مردم یعنی چه؟ می دانیم لهیب آتش در خرمن، فقط محصول را نمی سوزاند که امید را هم می سوزد و نا بود می کند. ما 8 سال جنگ را تجربه کرده ایم پس با سلاخی و سر های بریده هم بیگانه نیستیم. ما بهتر از همه درک می کنیم این روز ها در میانمار چه بر سر مسلمانان می آید در این ایلغار مرگ و آتش لذا بیش از همه به فریاد و فغان می آییم و این قلم هم تیغ برداشته است، در دفاع از انسانیت پس این یک یادداشت در شمار دیگر نوشته ها نیست،  شما هم چنین نخوانیدش بلکه یک نوشته ویژه است که حرف به حرفش از دل پر درد بر می خیزد و به فریاد بر دل کاغذ می نشیند.

     

     این نوشته به هر کلمه و کلامی که نوشته شود شرح دردمندانه " تو کز محنت دیگران بی غمی" است که به بلند ترین صدا باید به حاکمان میانمار مصرع بعدی اش را خواند که آی مردمان مرگ و آتش! این حرف انسانیت است؛ "نشاید که نامت نهند آدمی" که آدم زخم پای همنوع را به بوسه التیام می دهد اما شمایان هزار زخم بر لب ها می زنید و بر چشم ها. گرگ پیش شما رو سفید دارد و کفتار هم، اما شمایان چه هستید که جز مرگ از دستان شما بر زمین نمی نشیند؟ این یک یادداشت متفاوت است، لذا ساختار و ادبیات متفاوت دارد و این را بگذارید به حساب سوژه که متفاوت ترین حال انسان را روایت می کند؛ این روز ها که آتش زبان مدعیان مهربانی می شود و تفنگ به جای زندگی افزارها  در دست بودائیان میانمار می نشیند، به نام انسانیت، به نام صلح، این گوهر انسانی، از صلح ستیزان آدم کش ، به صریح ترین کلمات شکایت می کنیم.

     

     ما باور داریم که انسان ها به هر دین و مذهب و نژاد در همه جای زمین، حق زندگی دارند و هیچ کس حق ندارد به هر نام و بهانه، با زبان مرگ با مردم زندگی طلب به ستیز برخیزد. ما به نام جمهوری اسلامی ایران و به نام انسان دوستی، از همه نهاد ها ی بین المللی تقاضا می کنیم به فاجعه نسل کشی مسلمانان روهینگیا، در میانمار، هرچه سریعتر ورود کنند و جلوی این ددمنش که ددان و جانوران را هم شرمنده می کند بگیرند. به نام صلح از اشخاص صاحب نفوذ و چهره های موجه جهانی می خواهیم، آبروی جهانی خود را سپر حفاظت از همنوعان خویش کنند. از متولیان جایزه صلح نوبل می خواهیم برای دفاع از صلح و شرافت انسانی، جایزه" آنگ سان سو چی"، که برای نجات انسان ها نه تنها کاری انجام نمی دهد، بلکه تیغ مرگ را تیز می کند، باز پس گیرند. به نام انسانیت، همه انسان های شریف را به یاری آوراگان فرامی خوانیم تا در این بلبشوی مرگ انسانیت، کورسوی امید همچنان روشن بماند. از پزشکان بدون مرز، که همواره جان بر کف، به خدمت انسانیت، قامت فراز می کنند می خواهیم تا همنوعان خویش را در خیمه های آوراگی، دریابند و نگذارند کودکان بی دفاع این قوم بلازده، با هزار حسرت، پر پر شوند. از زبان شیخ اجل و به نام سعدی شیرازی خطاب به جهانیان می گوئیم:

     

    بنی آدم اعضای یک دیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند

     

    چو عضوی بدرد آورد روزگار / دگر عضو ها را نماند قرار...

     

    و امروز نه عضوی، که همه انسانیت دردناک ترین روزگار خود را سپری می کند وقتی مردمانی مظلوم قربانی ستم تبعیض نژادی و نسل کشی وحشیانه قرار می گیرند. آیا جهان را سر آرامش هست وقتی انسانیت به فقان آمده است؟ من به نمایندگی از همه کلمات بغض شکسته از همه رسانه نگاران می خواهم سبعیت این قوم آدم کش را به همه مردمان جهان برسانند تا غیرت ستم شکن جهان به خروش آید و این آتش بلا را خاموش کند.به خروش آید دریای خشم آدمیان و این آدم کشی را از دامان انسانیت بشوید. می خواهم خبرنگاران عمق فاجعه را دقیق و درست روایت کنند تا مردمان بتوانند درست تصمیم بگیرند علیه این بیداد که در حق انسانیت می رود...

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران