در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    پیام صاحب عکس ماندگار؛خود را به نقطه رهایی برسانید

    غلامرضا بنی اسدی_عکس هایی برای بیان حقیقت، عکس هایی برای نمادسازی عزت، عکس هایی برای نهاد سازی فرهنگ جهاد، عکس هایی برای تاریخ....عکس هایی با ماموریت بیداری بخشی....نمی دانم چه نام باید نهاد، عکس های مانای دفاع مقدس را؟ همه آنچه از گلوی قلم جاری شد، هست اما این همه باز شرح عکس ها نیست که در تعریف آن باید کتاب ها نوشت و شاید آن هم نتواند حق مطلب را ادا کنند.

     حق این مطلب، فقط با سلوک بر صراط شهیدان ادا می شود. من تصاویر به یادگار مانده از دفاع مقدس را بسان اذان می دانم و حتی می شنوم که باید ما را به  سجاده نماز بکشاند، آن هم نه جانمازی در گوشه ای تنها، بلکه به صفوف مرصوص  نماز برساند.

     

    صفوفی که برج و باروی حق هستند و نماد روشن « ترهبون به عدوالله...». عکس های مثل تصویر خدا نشان شهید حسن جنگجو، شهید امینی، تصویر غواصان کربلای ۴ که در گل و لای به سوی هدف می روند، سیمای جوان ترین و پیر ترین رزمنده، عکس لبخند شهید و....خیلی از سرمایه های تصویری دفاع مقدس، انگار خلق شدند تا پیام شهید و شهادت را به بین المللی ترین زبان برای همه بیان کنند.

     

     رسالت خود را هم تمام و کمال انجام دادند چه در دوران دفاع مقدس که به نماد خیزش غیرت ایرانی تبدیل شدند و جوانان را بر مدار همت به خط کردند و چه بعد از آن که گویی خود پاسدار میراث ماندگار خود شدند.

     

     آن تصاویر، اجازه نمی دادند و نمی دهند که غفلت، سایه سنگین خود را بر روشنای یادهای ماندگار بیندازد. نمی گذارند غبار فراموشی بر جان مان چنان بنشیند که شیطان را به قهقهه بنشاند. غفلت می آید اما آن تصاویر با آن معصومیت چشم ها، سپر می شوند تا حقیقت سلامت بماند.

     

     آن عکس ها مثل صاحبان خویش، همچنان نقش آفرین انند اما در این میان گاهی خدا صاحب عکس را می فرستد تا بگوید؛ « به عکس ما که نگاه می کنید، عکس ما نروید» بلکه قدم ها تان را ساز کنید تا بسازیم وطن را، بسازیم هویت مان را ، بسازیم هرچه نیاز امروز و فردای این دیار است. حالا هم که شهید حسن جنگجو، بعد از ۳۴ سال آمده است، هزار حرف دارد برای ما. اهل کنایه و طعنه نیستند این فرزندان مصطفی شده حقیقت اما به صراحت و صداقت ما را به قرار سابق باز می خوانند.

     

    من بازگشت شهید جنگجو را اصلا یک اتفاق نمی دانم چنانکه بازگشت غواص ها را و شهدای گمنام را، اتفاقی هم نیست مطمئن باشید، آنان را ماموریتی تازه تعریف شده است تا بیایند و به انجام رسانند، بیاییند و در ماموریتی موفق ما را از چنگ دشمن آشکار که در لشکر غفلت و فراموشی و بی خبری قد کشیده است نجات دهند.

     

     آمده اند تا دوباره به باران برسانند چشمان را که برای عبور از شرایط فعلی، باید به مهارت جور دیگر دیدن رسید و برای این هم« دیده را باید شست» شستن چشم ها هم نیازمند باران است، بارانی که مطهر است، بارانی که پاک می کند....آری، شهید حسن جنگجو آمد تا ما را به راه آورد. تا بیراهه را ببندد تا صراط مستقیم را پیش پای ما بگشاید. می دانم که پس از این باز صاحبان عکس های ماندگار خواهند آمد چنانکه پیش از این باز آمدند. حالا نوبت ماست که خود را به سر خط برسانیم، به نقطه رهایی.

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    8  روایت از دلدادگی شهدا به حضرت ثامن‌الحجج (ع)

    8 روایت از دلدادگی شهدا به حضرت ثامن‌الحجج (ع)

    پنجره ‌ فولاد را محکم گرفت و گفت: «امام رضا (ع) شهادت را نصیبم کن» و شروع به گریه کرد. با من هیچ صحبتی نکرد تا از حرم بیرون آمدیم، هر چه از او پرسیدم او چیزی نگفت و نمی ‌دانست که من نظاره‌گر رفتار او هستم. بعد از این‌که برگشتیم با تمام فامیل خداحافظی کرد و به جبهه اعزام شد. بعد از ...

    |

    نظرات کاربران