در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    آزادگان، فرزندان معاصر امام کاظم(ع)

    غلامرضا بنی اسدی_ رزمندگان ما خود را با امامان هدایت(ع) تعریف می کردند و در فراز و فرود های سخت، به دامان امن آنان پناه می بردند و در ذیل عنایات آنان، حماسه دفاع مقدس را به پیش می بردند، در این میان البته چند نقش پر رنگ تر بود؛ گاه رزم، یاعلی بود که به بازوان قوت می بخشید. عاشورا که مهندسی کار را بر عهده داشت.

     کاروان زینب و سجاد هم که ماموریت دیگر را رو نمایی می کرد و انا غم غربت اسارت و زندان را بچه های ایران و یاران آخر الزمانی امام عشق به یاد مردی به آزادگی ارتقا دادند که به نام آسمانی کاظم و با ماموریت « باب الحوائجی» برای همه بندگان خدا به ویژه آزادگان، نقش آفرینی می کرد.

     

     من به جرات می گویم، آزادگان، همه آزادگان، فرزندان موسی بن جعفر بودند و این رابطه فرزندی در آنان چنان پر رنگ بود که آنان را بر مدار اقتدار، قوت ایستادگی می داد. چنین بود که شکنجه های سخت را هم به آسانی پشت سر می گذاشتند و از دل« دالان مرگ» راه به حیات پر عزت ، باز می کردند.

     

    آنان همه، فرزندان امام کاظم بودند هم بر اساس روایت نبوی « انا و علی ابوا هذه الامه» که در نسل امامت امتداد می یافت و هم بر اساس ماموریت عظیمی که بر دوش داشتند و این رابطه بود که آنان را سر پا نگه می داشت. من بررسی آماری نداشته ام اما فکر می کنم نام مبارک « کاظم» در میان فرزندان آزادگان باید از فراوانی بالایی برخوردار باشد . پای صحبت شان هم که می نشینیم این ارادت آشکار و در افزایش است.

     

     حق هم همین است که اسرای حاکم سفاک بغدادی، باید به زندانی بغداد اقتدا کنند همان طور که صدام در رویا  هارونی خود می نشست و رسم او را پیش می برد. خب وقتی که در برابر هارون قرار داریم، باید که موسی بن جعفر جانمان، دل مان را جلا دهد. باید که در گستره افکار و رفتار حضرتش، به حریت برسیم.

     

     باید که از دل زندان صدام، علم رهایی برافرازیم.  باید کاری کنیم که خدا در چشم زندان بانان هم بنشیند همان طور که امام کاظم در زندان چنان می کرد. من چندی پیش که برای چندمین بار کلیپ گفتگوی دکتر رحیمی، نماینده امروز تهران در مجلس و آزاده نوجوان سال های اول جنگ در کنار آقای طحان با خبرنگار برهنه سر هندی الاصل را نگاه می کردم، یاد ماجرای زنی افتادم که کارنامه بدی داشت و او را به زندان امام بردند تا غباری بر خاک به نماز طهارت یافته زندان بنشاند، اما دیدند که او نیز دارد غبار از جان می گیرد و در شعاع آفتاب در زنجیر، زنجیر از دست و پای اعتقاد خود می گشاید و به آزادگی می رسد.

     

    روزگار خبرنگار را نمی دانم چه شد اما رحیمی و طحان، ماموریت کاظمی خود را چنان انجام دادند که هنوز صدایشان در گوش زمان جاری است؛ ای زن به تو از فاطمه، این گونه خطاب است....باری، آزادگان ما خود را با امام کاظم تعریف کردند و حق فرزندی را چنان ادا کردند که تا همیشه پرچم باب الحوائج بالا خواهد بود و تا همیشه نام فرزندان امام کاظم با عزت بر سر هر کوی و برزن، اذان خواهد شد.

     

     حق هم همین است و نیز اینکه ما هم به آزادگان اقتدا کنیم و در مکتب امام، به رهایی جان و آزادگی از هر چه غیر خداست برسیم ، این زیباترین شکرانه ای است که می توان در عید میلاد هفتمین آفتاب امامت به جا آورد....

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران