در حال بارگذاری ...
  • یادداشت:

    سوره برائت بود محمود کاوه

    غلامرضا بنی اسدی_ شهید کاوه را هر کس یک جور می بیند و از ظن خود به شرح او می پردازد، یک نفر به احترام حماسه اش بر می خیزد و دیگری کنار سفره مهربانی اش می نشیند، من اما به زندگی قرآنی اش نظر دارم و معتقدم محمود کاوه، زندگی قرآنی داشت، نه به این معنا که صرفا اهل تلاوت قرآن باشد یا حتی در تفسیر آن خلاصه بماند.

     او قرآنی زندگی می کرد، می شد برخی از آیات قرآن را در رفتار و گفتارش دید. او آیه شریفه" رحماء بینهم" را زندگی می کرد. آنچنان که همه می دانستند فرمانده کاوه، یعنی نهایت مهربانی با مردم، یعنی لبخند، یعنی آغوش باز، یعنی دست یاریگر، یعنی چتر امنیت. از آن سوی دیگر نیز «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» را فقط نخوانده بود، بلکه آن را در لحظه لحظه زندگی و رفتار، محقق می کرد، کفر پیشگان هزار رنگ از کوموله و دموکرات و ضدانقلاب تا بعثیان عراق هم دریافته بودند.

     

     کاوه یعنی خشم، یعنی قدرت، یعنی جنگ در اوج، یعنی شدت و باز هم شدت. چنین بود که نام کاوه برای مردم مثل آب در اوج عطش، زلال و گوارا بود و برای دشمن، عین آتش سوزان و عین تیغ بران و عین بمب ویرانگر. او تجسم «تولا و تبری» بود. برای خدا دوست می شد و دوست می داشت و حتی جانش را در راه این دوستی به میان می آورد و باز به گاه تبری، از هر آن چه غیرخداست برائت می جست. او سوره برائتی بود برای ضد انقلاب که بی بسم ا... آغاز می شد؛با «برائة من الله و رسوله»!  او خودش و لشکرش، شرح یک آیه دیگر هم بودند، همان آیه ای که کاوه خود بر روی قلبش نصب می کرد و همه پاسداران هنوز بدان دل پرآرامش دارند و قلب دشمن را پر آشوب می کنند.

     

    «واعدوالهم ما استطعتم من قوة» او خود را آماده کرده بود و لشکرش را چه هیچ سلاحی کاراتر و قوی تر از انسان مومن و از جان گذشته وجود ندارد و او هر چه در توان داشت صرف «خودسازی» و «نیروسازی» کرد تا «ترهبون به عدوالله وعدوکم» عینیت یابد و چنین هم شد که هر جا هر جبهه ای ، هر عملیاتی که نام کاوه و لشکر ویژه شهدا به میان می آمد زلزله در برنامه و نیروها و یگان رزم دشمن می افتاد. چنان زلزله ای که انگار پیش لرزه ها و پس لرزه ها را هم یک جا با خود به همراه می آورد تا آنان قبل از آغاز نبرد، به دنبال راه گریز باشند. محمود کاوه و لشکر ویژه شهدا، به فهم شهادت رسیده بودند و زندگی را بر مدار آن می دانستند و می خواستند و باور داشتند «انما الحیاة عقیدة و جهاد» را و لذا آرام بر جای نشستن و به گاه رفتن از پای نشستن را خلاف حیات مومنانه می دیدند.

     

     اینکه کاوه این قدر ناآرام بود از آن رو بود که به فهم معنای درست زندگی رسیده بود مگر می شود مومن بود، شیپور جنگ را شنید، چنگ و دندان دشمن را دید و نگاهی به بستر انداخت. او می دانست در هنگامه جهاد و شهادت باید برخاست. باید رفت. با همه وجود هم باید رفت آن هم نه به دنبال مرگ که به دنبال زندگی و مگر نه این که خداوند خود فرموده است «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» پس برای زندگی جاوید باید از گذر شهادت از خیابان جهاد گذشت چنان که کاوه گذشت. چنان که یارانش گذشتند تا به تفسیری از آیات خداوند تبدیل شوند. و اینک مائیم که باید درس گرفته از آنان بکوشیم تا اگر نشد به تجسم «بل احیاء» برسیم و «عند ربهم یرزقون» شویم، چنان زندگی کنیم بر مدار شهادت که هر کس ما را دید «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه » را به یادآوری که « و منهم ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» هستند.

     

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    مطالب مرتبط

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    منزل شهدا، محل نزول رحمت الهی است

    مدیرکل بنیاد کرمانشاه با اشاره به اینکه منزل شهدا محل نزول رحمت الهی است، اظهار داشت: ما در دیدار با خانواده شهدا، از برکت شهدای عزیز حاجات خود را می‌گیریم و امیدواریم در قیامت نیز از شفاعت این عزیزان بهره‌مند شویم.

    |

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    روایت یک فرمانده از آزادسازی خرمشهر

    آزادسازی خرمشهر یکی از مهم‌ ترین اهداف عملیات «الی بیت‌المقدس» در دوره جنگ ایران و عراق بود که پس از ۵۷۸ روز اشغال در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ خورشیدی صورت پذیرفت .

    |

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    آزادی خرمشهر آزمون‌ بزرگ مردم ایران بود

    رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گیلان، آزادی خرمشهر را یکی از آزمون‌های بزرگ مردم همیشه در صحنه ایران دانست و گفت: معمار کبیر انقلاب اسلامی آزادسازی خرمشهر را موهبت الهی اعلام کردند و فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد».

    |

    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند
    فرمانده تکاوران نبرد خرمشهر در گفت و گو با حیات:

    روز سوم خرداد تکاوران با سجده شکر و اشک ذوق وارد خرمشهر شدند

    ناخدا صمدی گفت: در دهم اردیبهشت سال 61 عملیات بیت المقدس در چهار مرحله آغاز شد، سه قرارگاه، عملیات آزادسازی را انجام می دادند که گردان ما جزو جبهه جنوب بود، از همان روز های اول که عملیات شروع شد، ما در منطقه بودیم و در مرحله چهارم عملیات هر سه قرارگاه در راه آهن و گمرک خرمشهر به ...

    |

    نظرات کاربران