در حال بارگذاری ...
  • یادداشت؛
    آن عروسی های بهشتی!

    غلامرضا بنی اسدی یادش بخیر مردان و زنانی که در همه شئون زندگی، به خانه علی(ع) و فاطمه(س), نظر داشتند. آغاز زندگی شان هم آنگونه بود، ساده، صمیمی، مومنانه و شادمانه. عروسی شان ،شاد و عاری از گناه بود .

    می خندیدند اما طعم گناه نداشت خنده و شادی شان. جشن می گرفتند اما به کسی جفا نمی کردند. نو می پوشیدند اما پی مارک و برند، آتش به تولید ملی نمی کشیدند. مجلس داشتند اما نه چشمی بود و نه همچشمی که مسابقه تجمل را اندازد. گاه حتی میهمانان عروسی در حسینیه ها پذیرایی می شدند. همه چیز ساده بود و صمیمی، همه چیز زیبا بود و روح افزا...، این که می گویم مال قرن های قبل نیست. متعلق به سال های قبل است، در دهه اول انقلاب که ایران، نجیب ترین جوانانش را تجربه می کرد. جوانانی که همه زندگی شان را در ترجمان « انما الحیاه عقیده وجهاد» جست و جو می کردند. اینان نه در حوزه احساس که در گستره ایمان، بر مدار علی و زهرا حرکت می کردند ولذا وقتی جنگ شبه جهانی تحمیلی، بسان جنگ احزاب، آغاز شد، مردان در بازوی خویش تکلیف ذوالفقار را احساس می کردند و زنان همت شان این بود که شمایی از فاطمه را به جهان عرضه کنند تا بداند دنیا که راه علوی و فاطمی، همچنان مردمان را به سوی بهشت می خواند و می برد. یادم هست، یاد خیلی های دیگر هم هنوز مانده است که مردان مجاهد آن روز، نه به نام جهاد ، زندگی را تعطیل می کردند و نه به نام زندگی، از میدان نبرد، پا ، پس می کشیدند بلکه هر دو را توامان پیش می بردند . از جبهه برای آغاز زندگی و جشن عروسی می آمدند و برخی شان با همان لباس پرشکوه هم در مراسم جشن حاضر می شدند و باز تا جلسه را تمام می کردند به جبهه بر می گشتند و کم نبودند آنانی که ماه عسل را نه در کوچه باغ های شمال که در آبراهه ها و کانال های جنوب، به تنهایی و نیابت از خانم، در جهاد، می گذراندند و گاه راه به بهشت هم می بردند. آنان باور داشتند حقیقت ایمان را و زنان شان هم بر این باور با آنان همراه بودند چنانکه خوانده بودند در صفحات روشن تاریخ، همراهی بی بی فاطمه را با مولا علی. یادمان هست، جامعه هم فراموش نکند آن روز ها و آن زمان و مردان را و آن سبک زندگی را که در دل آشوب های جنگ، آرامش را به زندگی در می آوردیم اما امروز، فقط کافی است نگاهی به عروسی برخی ها بیندازیم تا ببینیم در این « یک شب» که « هزار شب» نمی شود ، چگونه هزاران شب در سایه گناهان آن یک شب، صبحی را نمی بیند و چگونه مسابقه اسراف، شیطان را به خنده وامی دارد، بگذریم، روز شادمانی و هنگام « شادروزی » است، نباید قلم به « تلخ سخنی» کشید، پس قلم را به کرامت و روشنای ازدواج های آسمانی دیروز زمین متبرک می کنیم که به سبک ولایت بود و زندگی را هم عطر فاطمی و علوی می بخشید.فقط... کاش جلوه ای از آن روزها، این روز ها مان را هم روشن کند!

        کانال تلگرام
       کانال اینستاگرام



    نظرات کاربران